در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که تداوم تنشها چه اثری بر تورم جهانی، سیاستهای پولی بانکهای مرکزی و روند رشد اقتصاد دنیا خواهد گذاشت؟ آیا ابزارهایی مانند افزایش تولید توسط ائتلاف اوپکپلاس یا آزادسازی ذخایر استراتژیک آمریکا میتواند مانع از تشدید بحران شود یا بازار وارد فاز تازهای از بیثباتی خواهد شد؟
«اقتصادنیوز» در گفتگویی با محمود خاقانی، کارشناس ارشد حوزه انرژی، به بررسی ابعاد این بحران، تأثیر آن بر اقتصاد جهانی و سناریوهای پیشرو پرداخته است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با محمود خاقانی را بخوانید.
****
آقای خاقانی! زیر سایه جنگ در خلیج فارس، قیمت نفت طی روزهای اخیر از ۹۰ دلار عبور کرد، به نظر شما این افزایش قیمتها چه تأثیری بر اقتصاد جهانی خواهد داشت؟
در مرحله اول، تأثیر این وضعیت بر اقتصاد آسیا مشهود است؛ چرا که حدود ۴۵ درصد نفت چین، ۲۳ درصد نفت استرالیا و ۸۳ درصد گاز طبیعی مایع از مسیر خلیج فارس صادر میشود که عمدتاً راهی بازارهای آسیایی میگردد. به همین دلیل، بازار آسیا عکسالعمل فوریتری نشان داده و قیمت نفت افزایش پیدا کرده است.
البته با توجه به پیشبینیهایی که چین، هند و بسیاری از کشورها انجام داده بودند، به نظر میرسد برای دو یا سه ماه آینده با مشکل حادی مواجه نشوند. قیمتی که اکنون شاهد افزایش آن هستید، مربوط به بازار آتی برای یک ماه آینده است؛ در واقع اگرچه بازار فیزیکال تحت تأثیر قرار گرفته، اما در حال حاضر بسیاری از خریداران به دلیل خریدهای قبلی، خریدی انجام نمیدهند. با این حال، ذخایر آنهایی که پیشتر خرید کردهاند، طی چند هفته یا یک تا دو ماه آینده به پایان میرسد. به همین دلیل بود که آقای ترامپ مدعی شد این جنگ برای چهار هفته طراحی شده و تصور میکردند ایران طی این مدت سقوط خواهد کرد.
چین، روسیه و هند از حمله به ایران مطلع بودند؟
اکنون ژنرالهای آنها در حال تشریح برنامهریزیهای خود هستند و مشخص شده که از مدتها پیش برنامه حمله به ایران را در دستور کار داشتهاند. می توان پیش بینی کرد که سرویسهای جاسوسی چین، روسیه و حتی هند تا حدی از این موضوع مطلع بودهاند؛ به ویژه هند که اخیراً نخستوزیرش به اسرائیل سفر کرد، قراردادهای تسلیحاتی منعقد نمود و با آنها همپیمان شد. آنها گمان میکردند ظرف ۴۸ تا ۷۲ ساعت به نتیجه میرسند؛ چرا که ضربهای که وارد کردند حدود ۴۰ درصد از حاضران در آن جلسه را به شهادت رساند و آنها فکر میکردند نظام سقوط کرده است .
عوامل آنها نیز از مسیرهای مختلف وارد ایران شده بودند، اما در اینجا دچار اشتباه محاسباتی شدند؛ زیرا مقامات بعدی توانستند خونسردی خود را حفظ کرده و دفاع را بسیار زودتر از جنگ ۱۲ روزه سازماندهی کنند. این موضوع برای آنها غیرمنتظره بود؛ همانطور که در ماجرای سقوط سه هواپیما در کویت دیدیم، در حالی که امارات، قطر، عربستان و کویت مدعی بودند اجازه استفاده از پایگاههای آمریکا علیه ایران را نمیدهند، مشخص شد که این هواپیماها مشغول عملیات بودهاند و در واقع آنها دروغ میگفتند.
*آیا ادامه دار بودن افزایش قیمت و سقوط بازارهای مالی در جهان میتواند بر روند حمله آمریکا و اسرائیل به ایران تاثیر بگذارد؟
تصمیمگیران حوزه دفاعی ایران بر این باورند که اگر جنگ طولانی شود، قیمت نفت به نزدیکی ۱۰۰ دلار خواهد رسید و با بالا رفتن قیمت نفت، ارزش سهام سقوط میکند. با افزایش فشارهای بینالمللی، اکنون شاهد تغییر لحن مقامات آمریکایی هستیم؛ وزیر جنگ آمریکا در کنار فرمانده کل ارتش در حال توضیح مواضع خود هستند. وزیر جنگ آمریکا ادعای قبلی ترامپ مبنی بر تغییر نظام در ایران را پس گرفته و مدعی شده که هدف حمله، نه تغییر نظام، بلکه ادعای تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی است.
به نظر میرسد چین و روسیه منتظر حاکم شدن «قانون جنگل» هستند
*با توجه به اهمیت تنگه هرمز در صادرات نفت به سراسر جهان و سهم بزرگ این تنگه از تامین نفت جهان، ادامه تنش در منطقه چه تاثیراتی بر بازار نفت خواهد داشت؟
اخبار حاکی از آن است که قطر کارخانههای تولید گاز طبیعی خود را به دلیل ترس از انفجار – که میتواند مانند یک بمب اتم عمل کند – خاموش کرده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز نسبت به احتمال آسیب دیدن نیروگاههای اتمی در بوشهر یا نیروگاه امارات که توسط کرهایها ساخته شده، ابراز نگرانی کرده است؛ وقوع چنین حادثهای منجر به فاجعه اتمی در منطقه خواهد شد.
در حال حاضر نزدیک به 150 نفتکش در ورودی خلیج فارس لنگر انداخته و وارد نمیشوند. این نگرانیها بازار را دچار شوک کرده است، هرچند هنوز به مرحله بحران نرسیدهایم و باید منتظر تحولات روزهای آتی بود.
در ایران، نیروهای دفاعی به این نتیجه رسیدهاند که باید کفن بپوشند و تا آخرین قطره خون از کشور دفاع کنند؛ حزبالله لبنان و شیعیان عراق نیز به همین ترتیب. حتی در پاکستان، خبرنگار الجزیره گزارش داده که نه تنها شیعیان، بلکه اهل سنت نیز نسبت به رفتارهای آمریکا و اسرائیل ابراز تنفر میکنند. شرایط به گونهای است که پیشبینی آینده برای همگان غیرممکن است. اگر یک پهپاد یا موشک به پالایشگاههای عربستان که ۵۰۰ هزار بشکه در روز تولید دارند، برخورد کند، با توجه به اینکه عربستان فرآوردههای خود را از طریق خط لوله به دریای سیاه منتقل میکند، کاهش شدید عرضه فرآورده یا نفت خام میتواند شوک قیمتی به اقتصاد اروپا، آمریکا و آسیا وارد کند .
آمریکا و متحدانش در تلاشاند تا به دنیا اطمینان دهند که کار ایران به زودی تمام میشود. آنها حدود ۸۰۰۰ نیروی داعشی را از سوریه آزاد کرده و از مسیر عراق به سمت مرزهای ایران میفرستند تا با حمله به پاسگاههای مرزی و کلانتریها در شهرها، امنیت را مختل کنند . هدف آنها تکرار سناریوی لیبی، سوریه و عراق در ایران است. در لیبی، پس از سرنگونی قذافی، هزاران تن شمش طلا و داراییهای نفتی توسط آمریکاییها غارت شد؛ همین کار را در عراق و تا حدودی در سودان و سوریه نیز انجام دادند.
آمریکا به دنبال تسلط بر منابع گاز و معادن ایران است
درباره ایران، آنها به دنبال تسلط بر منابع عظیم گاز پارس جنوبی و معادن فلزات کمیاب مانند لیتیوم هستند که ذخایر آن در ایران میتواند ۲۰ درصد نیاز دنیا را تأمین کند. بنابراین عزم خود را برای پیروزی در این جنگ جزم کردهاند. اکنون مشخص شده که موضوع انرژی هستهای تنها یک بهانه بوده و آنها به دنبال ثروت و جایگاه ایران هستند.
نکته جالب توجه، سکوت چین و روسیه است؛ آنها تنها به گفتن اینکه ذخایر کافی برای دو ماه دارند بسنده کرده و اقدام عملی علیه آمریکا انجام نمیدهند. به نظر میرسد آنها نیز منتظر حاکم شدن «قانون جنگل» هستند تا هر یک به نوبه خود اقدام کنند؛ مثلاً چین به سراغ تایوان برود و روسیه کار خود را در اوکراین نهایی کند.
در صورت موفقیت آنها، بازار نفت به شدت سقوط خواهد کرد و قیمتها پایین میآید، چرا که هر یک از آنها تکهای از ثروت ایران را خواهند برد. اما اگر ایران پیروز شود، ما حرف اول را در منطقه و ساختار انرژی جهان خواهیم زد . این بستگی به انتخاب مردم ایران دارد که در برابر این شیاطین بایستند یا خیر؛ شیاطینی که حتی در پروندههای سوءاستفاده جنسی از کودکان نیز نامشان مطرح است .
احتمالاً تا آخر هفته قیمت نفت از ۱۰۰ دلار فراتر برود
*اگر قیمت نفت در سطوح بالا تثبیت شود، پیامد آن برای تورم جهانی و سیاستهای پولی بانکهای مرکزی چه خواهد بود؟ آیا اقتصاد جهانی ظرفیت تحمل یک شوک انرژی دیگر را دارد؟
در حال حاضر نیز اوضاع اقتصادی آمریکا زیاد مساعد نیست و قیمت بنزین به دلیل بحران خلیج فارس بالا رفته است. افزایش قیمت سوخت باعث بالا رفتن قیمت تمامشده کالاها و در نتیجه افزایش تورم میشود. مدیریت این تورم آسان نیست و دولتها ناچار به افزایش نرخ بهره بانکی میشوند که این خود منجر به رکود و بیکاری میگردد. آقای ترامپ در شرایط دشواری قرار دارد و برای خروج پیروزمندانه از این جنگ دستپاچه است. اما اگر ایران به مقاومت خود ادامه دهد و صادرات نفت دیگران نیز مختل شود، شرایط برای همه دشوار خواهد شد.
ما همگی در منطقه خلیج فارس در یک کشتی نشستهایم و اگر این کشتی سوراخ شود، همه غرق خواهند شد. روش دفاعی ایران نیز بر همین اصل استوار است. با کاهش تولید نفت توسط امارات و قطر، قیمتها باز هم بالاتر خواهد رفت و احتمالاً تا آخر هفته قیمت نفت از ۱۰۰ دلار فراتر برود.
در حال حاضر عراق نیز قادر به صادرات نیست . شرکتهای بینالمللی نفتی آمریکایی و چینی که در عراق سرمایهگذاری کردهاند، شاهد اختلال در صادرات روزانه میلیونها بشکه نفت هستند. اگرچه بخشی از نفت عراق (حدود یک میلیون بشکه) از طریق خط لوله کرکوک به بندر جیهان در ترکیه میرود، اما صادرات فعلی دچار تأخیر شده است. همچنین شنیدهها حاکی از آن است که شرکتهای نفتی پرسنل غیربومی خود را از عراق خارج کردهاند.