به گزارش اکوایران، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده روز پنجشنبه شش ساعت مذاکرات در ژنو را به پایان رساندند. مقامات ایرانی و واسطههای عمانی گفتند که دو طرف توافق کردهاند که هفته آینده به منظور جلوگیری از جنگ به گفتگو ادامه دهند.
مذاکره در لحظهای حساس
به نوشته نیویورکتایمز، مقامات مذاکرات را که در جلسات جداگانه صبح و عصر برگزار شد، مثبت و رو به پیشرفت توصیف کردند. اما نکته قابل توجه این بود که دو مذاکرهکننده آمریکایی، استیو ویتکوف و جارد کوشنر، در مورد وضعیت فعلی مذاکرات سکوت کردند و کاخ سفید از اظهار نظر در این رابطه خودداری کرد. این مذاکرات در لحظهای حساس برگزار شد، زمانی که نیروی دریایی عظیم آمریکا و صدها جت جنگنده، سوخترسان و سامانههای در منطقه حاضر و آشکارا آماده نبردند.
حضور تیمهای فنی - معمولاً گروههایی از کارشناسان در زمینه مسائل هستهای، بانکداری و تحریمها - نشان میدهد که مذاکرات پیشرفت داشته است. اما این موضوع این احتمال را که اسرائیل یا ایالات متحده ممکن است حمله را آغاز کنند، از بین نبرد.
تبادلات میز مذاکره
به گفته دو دیپلمات ایرانی و یک دیپلمات غربی، ایالات متحده از ایران خواست که سه تأسیسات هستهای زیرزمینی خود - فوردو، نطنز و اصفهان - را که قادر به تولید اورانیوم غنیشده در مقیاس صنعتی هستند، به طور دائم تعطیل کند. به گفته یک دیپلمات غربی، مذاکرهکنندگان آمریکایی در طول مذاکرات گفتند که آنها پذیرای این ایده هستند که ایران از تأسیسات رآکتور قدیمی تهران، که روی زمین است و به راحتی قابل نظارت است، برای اهداف تحقیقاتی استفاده کند. مقامات ایرانی و دیپلمات غربی گفتند که واشنگتن حاضر بود فقط به صورت تدریجی و متوسط تحریمها را علیه ایران لغو کند، موضعی که میتواند به منزله نقض توافق باشد. مقامات ایرانی گفتهاند که در ازای امتیازاتی، خواهان لغو قابل توجه تحریمها در حوزه بانکداری بینالمللی و فروش نفت هستند.
به گفته دیپلماتها، ایالات متحده همچنین گفته است که خواهان ممنوعیت دائمی غنیسازی در خاک ایران است. ایران نیز در عوض، پیشنهاد تعلیق تمام غنیسازی را برای چند سال به منظور اعتمادسازی داده، به استثنای سطوح حداقلی غنیسازی برای اهداف تحقیقات پزشکی که سوخت راکتور تهران را نیز تأمین میکند. به نوشته نیویورکتایمز، اگر پیشنهاد ایران پذیرفته شود - که بعید به نظر میرسد - به نسخهای قویتر و طولانیتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ که تهران با دولت اوباما به آن دست یافت، تبدیل خواهد شد. ترامپ اعلام کرد که این توافق یکی از بدترین توافقهای مذاکره شده در تاریخ آمریکا بوده و در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد و زمینه را برای بحران فعلی فراهم کرد.
به گفته علی واعظ، مدیر بخش ایران در گروه بینالمللی بحران، هر دو طرف تا حدودی انعطافپذیری نشان دادهاند. واعظ گفت ایران اعلام کرده که در صورت اجازه غنیسازی در سطوح پایین غیرنظامی در مکانی که قابل نظارت باشد، حاضر است تأسیسات زیرزمینی خود را تعطیل کند. در این میان، ایالات متحده در میز مذاکره باقی مانده است. او گفت: «نشانههای بسیار خوبی وجود دارد. من فکر میکنم آنها برخی از شکافها را برطرف کردهاند، اما هنوز به نقطهای نرسیدهاند که از خط پایان عبور کنند و این نگرانکننده است زیرا زمان در حال گذر است.» او افزود، با توجه به اینکه کنگره قرار است روز سهشنبه در مورد قطعنامهای رأیگیری کند که میتواند کاخ سفید را از جنگ بدون مجوز با ایران منع کند، این آخر هفته ممکن است دریچهای برای ترامپ باشد تا به زور متوسل شود.
دیداری مهم در بحبوحه سیگنالهای تهاجمی
در این شرایط، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان قرار است روز جمعه (8 اسفند) در واشنگتن با جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا و دیگر مقامات ایالات متحده در تلاش برای جلوگیری از جنگ با ایران دیدار کند؛ دیداری که پیش از این گزارش نشده بود. این دیدار پس از آن انجام میشود که استیو ویتکاف، فرستاده دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و جرد کوشنر، داماد ترامپ، روز پنجشنبه در ژنو با البوسعیدی، میانجی مذاکرات غیرمستقیم اخیر ایران و آمریکا که تبادل یادداشتها و اطلاعات بین دو طرف را تسهیل کرده بود، دیدار کردند.
به نوشته وبسایت اماس، این دیدار مهم که قرار است روز جمعه میان البوسعیدی و ونس برگزار شود، در حالی صورت میگیرد که ترامپ به تهدیدهای خود مبنی بر استفاده از نیروی نظامی علیه ایران در صورت شکست مذاکرات ادامه میدهد. ترامپ برای حمله نظامی از کنگره مجوز نگرفته و این امر دموکراتها را خشمگین کرده است، زیرا به نظر میرسد دولت ترامپ برای درگیری مستقیم با ایران آماده میشود.
ونس عصر پنجشنبه در مصاحبهای با واشنگتنپست تأکید کرد که ایالات متحده قصد ندارد وارد جنگی چند ساله با ایران شود؛ آن هم علیرغم هشدارهای مقامات پنتاگون و اعضای کنگره مبنی بر اینکه حملات محدود خطر درگیری طولانیمدت را به همراه دارد و میتواند آمادگی نظامی ایالات متحده را به طور جدی به خطر بیندازد. ونس در مصاحبهای در هواپیمای ایر فورس تو به واشنگتنپست گفت: « هیچ شانسی برای وقوع این ایده که ما سالها در یک جنگ خاورمیانه بدون پایانی نامعلوم خواهیم بود، وجود ندارد.»
گزینههای روی میز محدود شد؟
رئیسجمهوری آمریکا در حالی که تلاش میکند گزینههای خود را درباره ایران باز نگه دارد، ممکن است آنها را محدود ببیند. پس از پایان دور سوم مذاکرات در ژنو با توافق برای یک نشست «سطح فنی» دیگر در وین در هفته آینده، کاخ سفید باید ارزیابی کند که آیا دیپلماسی نتیجه خواهد داد یا باید گام به شدت غیرقابل پیشبینی را بپذیرد.
به نوشته سیانان، از نظر نظامی، سیگنالهای ایالات متحده واضح است. این احتمالا بزرگترین افزایش قدرت هوایی و دریایی در منطقه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. برخی از هواپیماهای سوختگیری و حمله زمینی A-۱۰ در معرض دید گردشگرانی که در فرودگاههای غیرنظامی اسرائیل و کرت فرود میآیند، قرار گرفتهاند. این کار نامحسوس نیست و هدف آن اطمینان از این است که تهران ببیند ترامپ جدی است و صبر محدود او برای نتیجه مذاکره با نیرویی قابل توجهی پشتیبانی میشود. اما این موضوع به رئیسجمهوری ایالات متحده قدرت مطلق ناگهانی نمیدهد.
ایالات متحده ابتدا دیپلماسی را انتخاب کرده است. این مهم است، زیرا بمبارانهای قبلی تأسیسات هستهای ایران، صرف نظر از ادعاهای ترامپ در سال گذشته مبنی بر «نابودی» برنامه هستهای، آشکارا بینتیجه بوده است. علیرغم اظهارات جمهوری اسلامی ایران در این زمینه و ارزیابی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در سال گذشته میلادی، ترامپ ظاهرا معتقد است که تهران قصد دستیابی به سلاح هستهای را دارد.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز چهارشنبه گفت که فکر نمیکند ایرانیها در حال حاضر در حال غنیسازی اورانیوم باشند، اما آنها همیشه در تلاش برای بازسازی عناصری از برنامه خود هستند. اگر کاخ سفید معتقد بود که نیروهای آمریکایی میتوانند آنچه را که باقیمانده بمباران کنند، احتمالا بدون اینکه برنامههای خود را اعلام کند، به سرعت این گزینه را دنبال میکرد یا از اسرائیل میخواست که این کار را انجام دهد. در عوض، دولت ترامپ احتمالا معتقد است که یک راهحل دیپلماتیک میتواند اهداف خود را بهتر محقق کند؛ توافقی که باعث میشود تهران بازرسیهای غیرنظامی را که در گذشته داشت، بپذیرد.
استاد پیچیدگی مذاکرات
ایران ثابت کرده که در پیچیده کردن مذاکرات مهارت دارد. ورود ناوگان ترامپ ممکن است معادله آن را تغییر دهد. اما موضع ایالات متحده نیز پیچیده است.
هنوز خیلی مشخص نیست که خطوط قرمز واشنگتن چیست. آیا ایالات متحده فقط به دنبال عدم دستیابی به سلاح هستهای است یا عدم غنیسازی اورانیوم؟ سخنرانی وضعیت کشور ترامپ صراحتا خواستار پایان غنیسازی نشد و به نظر میرسد مقامات او به طور پراکنده به رسانهها اطلاع میدهند که ممکن است غنیسازی نمادین ایران را شاید صرفا برای اهداف پزشکی، بپذیرند. آیا یک توافق باید شامل محدودیت بر مسافت قابل پیمایش موشکهای ایران باشد که ترامپ به اشتباه ادعا کرده ممکن است به زودی قادر به اصابت به ایالات متحده باشند؟ آیا ایران همچنین باید موافقت کند که به محدودسازی متحدانش در منطقه اقدام میکند؟
ممکن است به نفع ترامپ باشد که ایرانیها را در حال حدس زدن این موضوع رها کند که چقدر باید امتیاز بدهند تا ناوگان از منطقه خارج شود. یک توافق سریع امکانپذیر است؛ توافقنامه دوران اوباما در سال ۲۰۱۵ چارچوب و زیرساختهای بازرسیها را فراهم میکند. تیمهای مذاکرهکننده لازم نیست چرخ را دوباره اختراع کنند، شاید این یک امتیاز برای استیو ویتکاف باشد که پیش از این به دلیل درک ضعیف از جزئیات مذاکرات درباره اوکراین مورد انتقاد قرار گرفته بود. امتیاز دیگر برای ویتکاف، دو ناو هواپیمابر است که مطمئنا فوریتی را ایجاد میکنند که مذاکرات به رهبری اوباما به ندرت از آن بهرهمند بود. با این حال، این چماق ترامپ است، نه هویج دیپلماتیک که مشکلات واقعی برای کاخ سفید ایجاد میکند. نیروی اعزامشده به منطقه به اندازه کافی بزرگ است که سیگنالی از قصد و تهدید واقعی ارسال کند، اما احتمالا به اندازه کافی بزرگ نیست که یک حمله نظامی چند هفتهای را تحمل کند. همچنین هیچ بخش زمینی در داراییهای نظامی ایالات متحده وجود ندارد.
باتلاقی به سبک عراق؟
مقامات پنتاگون همچنین در افشاگریهایی به رسانهها درباره کمبود مهمات و منابع برای یک کارزار گسترده هشدار دادهاند. این موضوع همراه با گزارشهایی مبنی بر اینکه ناوهای هواپیمابر ایالات متحده نیاز به سرویس دارند، ترامپ را در صورت دستور حملهای طولانی و مداوم در معرض خطر بزرگی قرار میدهد. این امر ایالات متحده را در باتلاقی به سبک عراق قرار میدهد و این کار را در میان هشدارهای واضح مبنی بر اینکه سربازانش بدون منابع کافی به خطر میافتند، انجام میدهد. این امر از نظر سیاسی تقریبا خودکشی برای هر رئیسجمهوری است، هر چقدر هم که احساس قدرت مطلق کند.
گزینههای نظامی عملیتر ترامپ، کوتاهتر و هدفمندتر است. اما این نیز خطر استراتژیک را به همراه دارد. استفاده از تنها کسری از نیروی مستقر میتواند نشاندهنده محدودیتهای اشتیاق ترامپ برای درگیری باشد و قدرت بازدارندگی ایالات متحده در منطقه را کاهش دهد. جمهوری اسلامی ایران ممکن است به راحتی یک یا دو شب حملات هدفمند را تحمل کند، حملات نمادین و محدودی را که در گذشته دیده شده بود، پاسخ دهد و به این نتیجه برسد که هیاهوی دولت آمریکا و حتی ناوگان آن، به طرز چشمگیری قابل دوام است.
زمان نیز به نفع ترامپ نیست. پنتاگون نمیتواند چنین درصد عظیمی از داراییهای خود را ماهها در هوا معلق نگه دارد. هواپیماهای اف-۳۵ که روی باند فرودگاه معطل ماندهاند، ممکن است ارزانتر از موشکهای یک جنگ داغ باشند، اما همچنان آمادگی آمریکا را برای درگیریهای آینده که ممکن است ایالات متحده انتخاب نکند، به خطر میاندازند.
ریسکهایی که میتوانند به چرخه تلافی منجر شوند
نمایش قابل توجه داراییهای نظامی توسط ترامپ ممکن است ایران را از تلافی پس از یک حمله کوتاه آمریکا منصرف کند، اما در همان زمان، این کار باعث میشود شمار اهداف آمریکایی برای تهران افزایش یابد. پس از صدمات ناشی از جنگ 12 روزه با اسرائیل، ریسک این نیست که ایران از لحاظ نظامی بر آمریکا فائق آید، بلکه ریسک این است که چند موشک یا پهپاد از سامانههای دفاع هوایی عبور کنند و باعث شوند به اندازه کافی تلفات برای آمریکا ایجاد شود که چرخهای از اقدامات تلافیجویانه رخ دهد. آنگاه ایالات متحده ممکن است خود را در جنگی بیابد که میداند انتخابش است.
در نهایت، بدون یک توافق سریع، گزینههای نظامی ترامپ ترامپ هر هفته محدودتر میشوند. او رأیدهندگان آمریکایی یا سختافزارهای نظامی خود در منطقه را برای یک جنگ گسترده آماده نکرده است. یک حمله کوتاه و شدید دیگر احتمالا نخواهد توانست برنامه هستهای ایران را به طور همیشگی از میان ببرد. اما این اتفاق میتواند محدودیتهای اشتیاق ترامپ برای جنگ را آشکار کند. این یک شکست استراتژیک خودخواسته خواهد بود، هرچند برای منطقهای که در لبه پرتگاه قرار دارد، مایه آسودگی خاطر است.