در پارادایم نوین مطالعات منطقه‌ای و مرزی، گذار از الگوهای سنتیِ «امنیت‌محور» به رویکردهای «توسعه‌پایه» و بهره‌گیری از ظرفیت‌های پارادیپلماسی، ضرورتی بنیادین برای دگرگونی مناطق پیرامونی از حاشیه‌های منفعل به گره‌گاه‌های پویای ژئواکونومیک به شمار می‌رود.

استان سیستان و بلوچستان به سبب برخورداری از پیوندهای ژرف تاریخی، فرهنگی و خویشاوندیِ فرامرزی با پاکستان و حوزه پیرامونی خلیج فارس، از بستری کم‌نظیر برای بازتعریف موقعیت خود از یک «خط دفاعی» به یک «محور تولید ثروت و اتصال کریدوری» برخوردار است. در این چارچوب، دستیابی به امنیت پایدار نه در گرو اولویت‌بخشی صرف به تدابیر سخت و پادگانی، بلکه در گرو معکوس‌سازی این رابطه از طریق رسمی‌سازی شبکه‌های تجاری سنتی، سرمایه‌گذاری بر زیرساخت‌های مواصلاتی و تبدیل سرمایه اجتماعی فرامرزی به ابزارهای کارآمد همکاری‌های منطقه‌ای است؛ چشم‌اندازی که تحقق آن مستلزم اراده سیاسی متقابل، واگذاری اختیارات به بازیگران محلی و اتخاذ یک راهبرد کلان و توسعه‌گرا در سطح سیاست‌گذاری ملی است.

 نشست تخصصی« دروازه‌ های تجاری و پیوندهای فرهنگی؛ نقش استراتژیک سیستان و بلوچستان و شبکه های دیاسپوری در اقتصاد ایران و پاکستان » با حضور دکتر شفیعی، استاد دانشگاه تهران، و دکتر یاقوتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر ارشد مسائل پاکستان  و به همت «موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن» برگزار شد. در این نشست، سخنرانان با نقد رویکرد صرفاً امنیتی به این استان مرزی، بر لزوم بهره گیری از ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی فرامرزی برای توسعه اقتصادی و امنیت پایدار تأکید کردند.

پارادیپلماسی؛ راهکار تعامل مستقیم مرزی

دکتر شفیعی در ابتدای این نشست، چارچوب نظری «پارادیپلماسی» را نقطه عزیمت بحث قرار داد و اظهار داشت: در این الگو، دولت مرکزی با واگذاری بخشی از اختیارات به مقامات محلی در نواحی مرزی، زمینه تعامل مستقیم استانهای همجوار با همتایان فرامرزی خود را فراهم میآورد.وی با اشاره به همکاری میان بلوچستان ایران و پاکستان گفت: این همکاری نه تنها میتواند اقتصاد محلی را تغذیه کند، بلکه سرریز آن به درآمدهای ملی نیز خواهد انجامید، مشروط بر آنکه این رویه به یک دستورکار ملی و عملیاتی تبدیل شود.

استاد دانشگاه تهران سه پیششرط اساسی برای تحقق این الگو برشمرد: نخست، ارتقای سطح روابط دوجانبه ایران و پاکستان به عنوان بنیاد هرگونه همکاری مرزی؛ دوم، وجود اراده سیاسی و حسننیت عملی در هر دو سوی مرز؛ و سوم، اجرای اقدامات متقابل زیرساختی و اقتصادی که به گفته وی، تاکنون بیشتر از سوی ایران انجام شده و پاسخ متناسب از سوی پاکستان دریافت نشده است.دکتر شفیعی هشدار داد: در غیاب این سه شرط، هرگونه تعامل با جمعیتهای همسو در آن سوی مرز، به ویژه دیاسپورا، میتواند به مثابه تهدید امنیتی تلقی شود و نه فرصت.

وی با نقد کاربرد مصطلح «دیاسپورا» برای جمعیت بلوچ دو سوی مرز، بر پیوندهای قومی، اجتماعی و خویشاوندی عمیقی تأکید کرد که به گفته وی، این مناطق را چنان به هم تنیده است که مرز استعماری را بیاثر ساخته است. به باور دکتر شفیعی، این پیوندها خود بزرگترین سرمایه اجتماعی برای تسهیل همکاریهای اقتصادی، امنیتی و فرهنگی هستند.وی افزود: مسأله اصلی نه «چگونگی استفاده از دیاسپورا»، بلکه «طراحی برنامه های عملیاتی» برای بهره‌گیری از این سرمایه های بالفعل اجتماعی است.

دکتر شفیعی در پاسخ به چالش امنیتی مطرح شده، با طرح سناریوی خالی شدن سیستان و بلوچستان از جمعیت، بر این نکته تأکید کرد که مرزهای صرفاً امنیتی پایدار نیستند و تنها راه تحول منطقه، گذار از نگاه صرفاً امنیتی به رویکرد اقتصادی-تجاری است.وی بدترین سناریو برای امنیت ملی ایران را خالی شدن سیستان و بلوچستان از جمعیت دانست و بر لزوم حفظ جمعیت در این منطقه به عنوان یک الزام راهبردی تأکید کرد.این استاد دانشگاه، منازعات فرقه ای و جریان های تجزیه طلب در دو سوی مرز را مهمترین مانع تحول منطقه از وضعیت امنیتی به اقتصادی برشمرد و تصریح کرد: تا زمانی که دولتها اراده جدی برای مقابله با این پدیده ها نداشته باشند، هیچ همکاری مرزیِ پایدار و سودمندی شکل نخواهد گرفت.

دکتر شفیعی راهکار عملیاتی را مشروط به سه سطح اقدام دانست: استفاده حداکثری از زیرساخت های موجود مانند بازارچه های مرزی، مناطق آزاد و راه های مواصلاتی؛ تکمیل پروژه های نیمه تمام به ویژه در حوزه جاده ای و ریلی؛ و شناسایی و فعالسازی نقاط جدید مرزی.وی با نقد نگاه رقابتی به بنادر گوادر و چابهار، بر لزوم رویکرد همکاریمحور و تکمیل کریدور اتصال این دو بندر تأکید کرد و آن را راهبردی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز دانست.استاد دانشگاه تهران، اجرای خط لوله صلح را اقدامی کلیدی برای رفع بحران توزیع و محرومیت در منطقه عنوان کرد و اشتغالزایی پایدار را تنها راهکار جایگزین برای فعالیتهای حاشیه ای مانند قاچاق سوخت و کالا دانست.وی در عین حال، نسبت به کارشکنی های برخی کشورهای منطقه و سرمایه داران محلی برای تضعیف پروژه های توسعه ای در بلوچستان هشدار داد و بر ضرورت عبور از نگاه های محلیگرایانه و حرکت به سمت برنامه ریزی استراتژیک در سطح ملی تأکید کرد.

دکتر شفیعی در جمع بندی سخنان خود، بر رسمی سازی و قاعده مند کردن شبکه های تجاری سنتی دو سوی مرز به عنوان گامی برای ارتقای همکاریها، ایجاد اشتغال و جلوگیری از ورود کالاهای بی کیفیت تأکید کرد و خاطرنشان ساخت: این شبک هها با حفظ کارکرد مثبت خود، باید از حالت غیرشفاف و سنتی به ساختاری رسمی و شفاف تبدیل شوند تا ضمن بهره گیری از ظرفیت های موجود، آسیب های ناشی از فعالیت های غیرقانونی نیز مهار گردد.

 تبدیل سیستان و بلوچستان از «خط دفاعی» به «خط تولید ثروت

دکتر یاقوتی نیز در این نشست با نگاهی فراتر از رویکرد صرفاً امنیتی به سیستان و بلوچستان، بر لزوم تبدیل این استان از «خط دفاعی» به «خط تولید ثروت» تأکید کرد.وی دیاسپورای بلوچ را نه یک تهدید، بلکه سرمایه ای اجتماعی دانست که با بهره مندی از زبان مشترک، روابط قبیله ای و شبکه های فامیلی، هزینه های معامله در تجارت را کاهش داده و بستر اعتماد لازم برای همکاری های اقتصادی فرامرزی را فراهم میآورد.به باور دکتر یاقوتی، این شبکه های فرهنگی در صورت رسمی سازی و عضویت در اتاق های بازرگانی و مجامع صادراتی، میتوانند نقش تسهیلگری مؤثر در اقتصاد منطقه ایفا کنند.

وی با اشاره به ظرفیت های موجود مانند اتاق بازرگانی سیستان و بلوچستان با ۷۰۰ تا ۸۰۰ عضو فعال، بر لزوم «مقیاس سازی» به جای «شروع از صفر» تأکید کرد و راهاندازی مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز را ضروری دانست.دکتر یاقوتی با نقد نگاه ۴۰ ساله «اول امنیت، بعد اقتصاد»، الگوی موفق جهانی را معکوس این رابطه معرفی کرد و استدلال نمود که رونق تجارت رسمی و قانونمند، خود به خود انگیزه های قاچاق و ناامنی را کاهش میدهد؛ چراکه فقر و بیکاری ریشه اصلی هر دو پدیده است.وی در پاسخ به پرسش درباره نقش سیستان و بلوچستان به عنوان «پل» یا «میدان تنش»، با رد جبرگرایی جغرافیایی، آن را یک «انتخاب سیاستگذاری» دانست .دکتر یاقوتی با معرفی عمان به عنوان «بازیگر سوم» و اشاره به جمعیت ۳۵ درصدی بلوچ تباران در این کشور، پیشنهاد داد که با استفاده از تاجران بلوچ ساکن عمان، شبکه ای موازی برای دسترسی به بازار شورای همکاری خلیج فارس ایجاد شود تا ضمن تنوعبخشی به مسیرهای تجاری، از وابستگی به یک کریدور واحد جلوگیری گردد.

وی در جمع بندی، امنیت پایدار مرزی را نه پیششرط، بلکه «نتیجه مستقیم شکوفایی اقتصادی» دانست و تأکید کرد: با تکمیل زیرساختها، قانونمندسازی بازارچه های مرزی و تبدیل اعتماد قومی به ابزار مالی رسمی، میتوان از دل رقابت قدرت های بزرگ سود برد و ایران را به گرهگاهی چندجانبه تبدیل کرد که همه بازیگران منطقه برای حفظ آن تلاش کنند.دکتر یاقوتی همکاری با پاکستان و افغانستان را برای مقابله با تهدیدات تروریستی، شرط تحقق این چشمانداز دانست.