اکوایران: یک ماه پس از آغاز جنگ در ایران، بازارهای جهانی از مسیر صعودی خود خارج شده و وارد فاز اصلاح شده‌اند، روندی که نه‌تنها شاخص‌های اصلی وال‌استریت را با افت مواجه کرده، بلکه چشم‌انداز بسیاری از صنایع کلیدی را نیز تیره کرده است. در این میان، بیشترین فشار بر دوش بخش مواد اولیه و صنایع معدنی بوده، در حالی‌که انرژی تنها بخشی است که توانسته برخلاف جریان بازار حرکت کند.

به گزارش اکو ایران- شاخص نزدک که یکی از مهم‌ترین نماگرهای سهام فناوری در جهان محسوب می‌شود، به‌تازگی وارد محدوده اصلاح تکنیکال شده و بیش از ۱۰ درصد از سقف قبلی خود فاصله گرفته است. این شاخص تنها در ماه مارس حدود ۷.۵ درصد کاهش را ثبت کرده است. همزمان، داوجونز و S&P500 نیز نزدیک به ۸ درصد افت را تجربه کرده‌اند؛ افتی که نشان می‌دهد جنگ، انتظارات مثبت ابتدای سال ۲۰۲۶ را به‌طور جدی مختل کرده است.

در این میان، بخش مواد اولیه و به‌ویژه صنایع معدنی بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. کاهش قیمت فلزات گران‌بها، به‌خصوص طلا و نقره، یکی از نشانه‌های مهم این وضعیت است. طلا که همواره به‌عنوان یک دارایی امن در دوران بحران شناخته می‌شود، برخلاف انتظار حدود ۱۴ درصد کاهش یافته و نقره نیز با افتی نزدیک به ۲۵ درصد، عملکردی حتی ضعیف‌تر داشته است. این روند نزولی در قیمت‌ها به‌سرعت در بازار سهام شرکت‌های معدنی نیز منعکس شده، به‌طوری که سهام شرکت‌هایی مانند Coeur Mining و Newmont به‌ترتیب با افتی حدود ۳۷ و ۲۱ درصد مواجه شده‌اند.

ریشه این وضعیت را باید در تغییر انتظارات اقتصادی جست‌وجو کرد. جنگ باعث افزایش نگرانی‌ها درباره تورم شده و همین موضوع، مسیر سیاست‌های پولی را تغییر داده است. در حالی‌که پیش از این انتظار می‌رفت نرخ بهره در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد، اکنون بازارها احتمال قابل‌توجهی برای افزایش نرخ بهره در نظر گرفته‌اند. افزایش نرخ بهره، علاوه بر تقویت دلار، جذابیت دارایی‌هایی مانند طلا را که سود دوره‌ای ندارند، کاهش داده و در نتیجه به افت قیمت آن‌ها دامن زده است.

افزایش نرخ بهره همچنین به‌سرعت به بازار مسکن سرایت کرده و این بخش را نیز تحت فشار قرار داده است. رشد نرخ وام‌های مسکن، هزینه تأمین مالی را بالا برده و به افت ارزش سهام شرکت‌های ساختمانی و تأمین‌کنندگان تجهیزات منجر شده است. این شرایط، امیدها برای احیای بازار مسکن پس از چند سال رکود را کمرنگ‌تر کرده است.

در سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی به‌طور مستقیم بر صنایع وابسته به سوخت، به‌ویژه حمل‌ونقل و گردشگری، اثر منفی گذاشته است. شرکت‌های هواپیمایی و کروز که ناچار به تحمل هزینه‌های بالاتر سوخت هستند، با کاهش ارزش سهام مواجه شده‌اند و در عین حال برای جبران هزینه‌ها به افزایش قیمت خدمات خود روی آورده‌اند، اقدامی که می‌تواند به کاهش تقاضا منجر شود.

فشار ناشی از رشد قیمت انرژی به مصرف‌کنندگان نیز منتقل شده است. افزایش هزینه‌های سوخت و کالاهای اساسی، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و به افت تقاضا در بخش مصرفی انجامیده است. این موضوع به‌ویژه برای خرده‌فروشان وابسته به اقشار کم‌درآمد چالش‌برانگیزتر بوده، چرا که این گروه‌ها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف هزینه‌های انرژی می‌کنند.

با این حال، در میان این فضای منفی، بخش انرژی به‌عنوان تنها برنده جنگ ظاهر شده است. افزایش قابل‌توجه قیمت نفت، که در پی نگرانی‌ها از اختلال در عرضه جهانی رخ داده، باعث رشد سهام شرکت‌های نفتی و پالایشی شده است. با این وجود، رشد سهام این شرکت‌ها به اندازه افزایش قیمت نفت نبوده؛ موضوعی که به اعتقاد تحلیلگران می‌تواند نشانه‌ای از تردید بازار نسبت به پایداری این روند صعودی باشد.

در نهایت، چشم‌انداز بازارها بیش از هر چیز به تحولات ژئوپلیتیک گره خورده است. سرنوشت مذاکرات برای پایان جنگ و همچنین وضعیت تنگه هرمز، که پیش از این حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت از آن عبور می‌کرد، از جمله عوامل تعیین‌کننده مسیر آینده خواهند بود. تا زمانی که این عدم قطعیت‌ها ادامه داشته باشد، به نظر می‌رسد بازارهای جهانی نیز در وضعیت ناپایدار و پرنوسان باقی بمانند.