بازماندگی از تحصیل در ایران دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ روندی است که در سال‌های اخیر بارها درباره آن هشدار داده شده است. هفته گذشته رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرد که در سال گذشته بیش از ۱۴۰ هزار کودک از تحصیل بازمانده‌اند. بخش قابل‌توجهی از این کودکان در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان، تهران، خراسان رضوی و خوزستان قرار دارند و بیش از ۵۴ هزار نفر از بازماندگان نیز در پایه اول ابتدایی بوده‌اند.

اما پشت این اعداد، مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی قرار دارد؛ از فقر و مشکلات درآمدی گرفته تا بیماری، ترس از مدرسه، وابستگی به والدین، بدسرپرستی و شرایط خاص زندگی.

این در حالی است که آموزش و پرورش در سال تحصیلی جدید با شرایط متفاوتی روبه‌روست. جنگ، فشارهای اقتصادی، تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها می‌تواند فشار بیشتری بر خانواده‌های کم‌برخوردار وارد کند؛ فشاری که بخشی از آن به آموزش و ادامه تحصیل کودکان منتقل می‌شود.

داده‌های مرکز آمار تا سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد نرخ باسوادی در کشور در سال‌های گذشته افزایش یافته، اما همزمان نرخ ترک تحصیل در مقاطع متوسطه بالاتر از دوره ابتدایی بوده است. سهم بازماندگان از تحصیل نیز در متوسطه دوم بیشتر از مقاطع پایین‌تر گزارش شده است.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، فقر و مشکلات درآمدی را از مهم‌ترین عوامل ترک تحصیل و بازماندگی از آموزش می‌داند.

در چنین شرایطی، مسئله فقط تعداد کودکانی نیست که امسال به مدرسه نرفته‌اند؛ مسئله، کودکانی است که فشار اقتصادی و اجتماعی، مسیر آموزش آنها را از همین امروز تغییر می‌دهد.