رپرتاژ آگهی: سرمایه گذاران برای کاهش ریسک و کسب بازدهی مناسب نیاز دارند که عوامل یاد شده را به موقع تشخیص داده و تاثیر آن را بر سرمایه گذاری‌های خود تحلیل کنند. برای تحلیل بازار از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌شود که تابلوخوانی، تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال از مهم‌ترین و رایج‌ترین روش‌های تحلیلی موجود به شمار می‌روند.

آشنایی با تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یکی از متداول‌ترین روش‌های تحلیلی در بازارهای مالی است و علمی است که از آن برای پیش‌بینی رفتار قیمت در آینده با تکیه بر اطلاعات گذشته یک دارایی استفاده می‌شود.

این روش با بررسی قیمت و نمودارهای مربوط به یک بازار یا دارایی، تلاش می‌کند تا روند‌های قیمت و الگوها را شناسایی کرده و رفتار قیمت را در آینده تا حد امکان پیش‌بینی کند. تحلیل تکنیکال از بخش‌ها و ابزارهای گوناگونی تشکیل شده است که تعدادی از آن‌ها در ادامه به اختصار معرفی می‌شوند.

فیبوناچی

فیبوناچی، دنباله اعداد ادامه‌داری است که با «صفر» و «یک» (۰ و ۱) شروع می‌شود و در آن به جز دو عدد اول (۰ و ۱)، عدد بعدی از مجموع دو عدد قبلی بدست می‌آید. با استفاده از سطوح فیبوناچی می‌توان سطوح حمایت و مقاومت قیمت را شناسایی کرد. همچنین با ترکیب این ابزار با سایر ابزارهای تکنیکال، می‌توان نواحی معتبر بازگشت قیمت را شناسایی کرد.

اندیکاتور فراکتال

در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورها مجموعه‌ای از نقاط داده هستند که یک نمودار راهنما را تشکیل می‌دهند. این نمودارها با استفاده از محاسبات ریاضی و بر اساس قیمت و حجم گذشته یک دارایی تهیه می‌شوند.

اندیکاتور فراکتال یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال است که برای شناسایی نقاط بازگشتی قیمت در بازارهای مالی طراحی شده و به معامله‌گران کمک می‌کند تا از الگوهای تکرارشونده در نمودارهای قیمتی استفاده کنند.

در بازارهای مالی، الگوهای قیمتی مشابه در بازه‌های زمانی مختلف تکرار می‌شوند. فراکتال‌ها در نمودارهای قیمتی به عنوان الگوهای پنج‌تایی به شکل «V» یا «U»  ظاهر می‌شوند و به دو نوع صعودی و نزولی دسته‌بندی می‌شوند.

اگر فراکتال‌ها در نزدیکی سطوح فیبوناچی شکل بگیرند، می‌تواند حاکی از نقاط بازگشتی بالقوه در روند قیمت باشد. همچنین ترکیب فراکتال با ابزارهایی مانند شاخص قدرت نسبی (RSI)،  اندیکاتور MACD و نقاط پیوت می‌تواند نشانه‌های قابل اعتمادتری برای ورود به معاملات یا خروج از آن ارائه دهد.

شناسایی نقاط بازگشتی احتمالی، سادگی در تشخیص الگوها، کاربرد در بازارهای مختلف و قابلیت ترکیب با سایر ابزارها از جمله مزایای استفاده از اندیکاتور فراکتال به شمار می‌روند.

الگوی سر و شانه

الگوی‌ سر و شانه سقف از سه قله و سر و شانه کف از سه‌ دره تشکیل‌‌ می‌شود. بلند‌ترین قله که همیشه در وسط این الگو قرار‌دارد، اصطلاحاً «سر» نامیده می‌شود و به دو قله‌ یا دره مجاور در این الگو «شانه» گفته‌ می‌شود. شانه‌ها ارتفاع کمتری نسبت به سر دارند و خطی که نقاط حاصل از برخورد سر و شانه‌ها را به هم متصل می کند، خط گردن نامیده می‌شود. هر چه شیب خط گردن ملایم‌تر باشد، از اعتبار بیشتری‌ برخوردار‌ است.

الگوی‌ سر و شانه در انتهای روند قیمتی ظاهر می‌شود و معمولا‌ بعد از‌ تشکیل این الگو می‌توان انتظار‌ داشت که سهم، حرکت پرقدرتی در‌ خلاف‌ جهت روند قبلی داشته باشد. به طور کلی این الگو شامل سر و شانه سقف و سر و شانه کف است.

الگوی کنج

.الگوی کنج به‌عنوان نشانه‌ای از تغییرات احتمالی روند و نقاط بازگشتی بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد. به عنوان یکی از الگوهای کلاسیک تحلیل تکنیکال، الگوی کنج از دو خط روند همگرا تشکیل شده که هر دو به سمت یک نقطه مشترک نزدیک می‌شوند. الگوی کنج معمولاً نشان‌دهنده کاهش نوسانات بازار است و پس از اتمام الگو، معمولاً بازار با یک حرکت قوی به سمت بالا یا پایین حرکت می‌کند.

الگوی کنج شامل دو دسته اصلی کنج صعودی و کنج نزولی است. تایید الگوی کنج با شکست یکی از خطوط روند (حمایت یا مقاومت) انجام می‌شود که نشان‌دهنده تغییر یا ادامه روند است. 

آگاهی از روش‌های تحلیلی مختلف می‌تواند ریسک‌های سرمایه گذاری را کاهش دهد و بازدهی بیشتری را برای افراد به همراه داشته باشد. بدیهی است انتخاب تنها یک روش تحلیلی به عنوان معیار تصمیم گیری اقدام منطقی نیست و بهتر است که سرمایه گذاران از روش‌های مختلف در کنار هم استفاده کنند تا بتوانند ریسک‌های سرمایه گذاری را تا حد امکان کاهش داده و معاملات موفق تری را رقم بزنند.