همان نسلی که کمتر تلویزیون میبیند، کمتر به تبلیغات رسمی اعتماد میکند، بیشتر از هر نسل دیگری آنلاین است و تصمیمات اقتصادیاش بر پایه داده، تجربهی کاربران و شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. فهم اقتصاد دهه آینده بدون شناخت این نسل، شبیه تحلیل اقتصاد صنعتی بدون شناخت طبقه متوسط در قرن بیستم است. این همان دلیلی است که نسل Z را به یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد آینده تبدیل کرده است.
در نگاه سنتی، سیاستگذاران و بنگاهها معمولاً قدرت اقتصادی را در اختیار نسلهای میانسال میدانند؛ زیرا درآمد بالاتر و دارایی بیشتری دارند. اما اقتصاد دیجیتال، معادله را تغییر داده است. امروزه نفوذ اقتصادی یک نسل فقط با میزان درآمد آن سنجیده نمیشود، بلکه توانایی آن در شکلدهی به الگوهای مصرف، فناوری و رفتار بازار نیز اهمیت دارد.
بر اساس برخی برآوردهای پژوهشی، نسل Z در ایران سالانه حدود ۱۵۰ هزار میلیارد تومان تقاضای مستقیم در اقتصاد ایجاد میکند و به واسطهی اثرگذاری بر تصمیمات خرید خانوار، دامنهی نفوذ اقتصادی آن به مراتب فراتر از این رقم است. نسل Z یکی از بزرگترین گروههای سنی کشور را تشکیل میدهد و طی سالهای آینده سهم آن در بازار کار و مصرف به طور مستمر افزایش خواهد یافت.
اما اهمیت نسل Z صرفاً در حجم مصرف نیست؛ بلکه در شیوهی مصرف است. این نسل، نخستین نسل کاملاً «بومی دیجیتال» ایران به شمار میرود. اگر نسلهای قبل برای ورود به فضای آنلاین آموزش دیدند، نسل Z اساساً در این فضا زندگی کرده و میکند. برای این گروه، مرز میان اقتصاد واقعی و اقتصاد
دیجیتال تقریباً از بین رفته است. خرید، آموزش، سرگرمی، ارتباطات و حتی کسب درآمد در بسترهای دیجیتال تعریف میشوند.
همین ویژگی باعث شده که بسیاری از مدلهای کسبوکار سنتی با چالش جدی مواجه شوند. نسل Z کمتر به تبلیغات کلاسیک اعتماد میکند و بیشتر تحت تأثیر توصیههای شبکههای اجتماعی، اینفلوئنسرها و تجربهی کاربران قرار میگیرد. در بسیاری از بازارهای جهان، بیش از یک چهارم اعضای این نسل برای کشف محصولات از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و سهم خرید مستقیم از این پلتفرمها به سرعت در حال افزایش است.
از منظر اقتصاد کلان نیز ظهور نسل Z یک پیام مهم دارد؛ تغییر ساختار تقاضا. این نسل نسبت به مالکیت سنتی حساسیت کمتری دارد و بیشتر به «دسترسی» اهمیت میدهد تا «تملک». اقتصاد اشتراکی، خدمات آنلاین، اشتراکهای ماهانه، آموزش دیجیتال و پلتفرمهای مبتنی بر تقاضا دقیقاً بر همین تغییر نگرش بنا شدهاند. در چنین شرایطی، شرکتهایی موفق خواهند بود که بتوانند تجارب کاربری، سرعت و شخصیسازی خدمات را در مرکز مدل کسبوکار خود قرار دهند.
در بازار کار نیز نسل Z قواعد تازهای را وارد کرده است. برخلاف نسلهای قبل که امنیت شغلی مهمترین معیار انتخاب کار بود، برای بسیاری از اعضای این نسل، انعطافپذیری، امکان دورکاری، یادگیری مستمر و معنا داشتن شغل اهمیت بیشتری دارد. به همین دلیل کسبوکارهایی که همچنان با الگوهای مدیریتی دهههای گذشته اداره میشوند، در جذب و نگهداشت نیروی انسانی جوان با دشواریهای متعدد روبهرو هستند.
در حوزهی سرمایهگذاری نیز نشانههای تغییر آشکار است. نسل Z به دلیل آشنایی بیشتر با فناوری، تمایل بالاتری به داراییهای دیجیتال، فینتکها و ابزارهای نوین مالی دارد. تجربیات جهانی نشان میدهند که سهم سرمایهگذاریهای جایگزین و داراییهای دیجیتال در سبد سرمایهگذاری نسلهای جوان به مراتب بیشتر از نسلهای پیشین است.
البته این نسل با یک پارادوکس اقتصادی نیز مواجه است؛ از یک سو بیشترین تسلط را بر فناوری دارد و از سوی دیگر با فشارهای معیشتی، نااطمینانی شغلی و کاهش قدرت خرید روبهرو است. مطالعات بینالمللی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از نسل Z احساس فشار مالی میکنند و رفتار مصرفی محتاطانهتری نسبت به گذشته دارند. همین موضوع باعث شده که این نسل بیش از هر زمان دیگری به ارزش واقعی کالا و خدمات توجه کند و کمتر تحت تأثیر برندهای صرفاً تبلیغاتی قرار گیرد.
برای اقتصاد ایران، نسل Z تنها یک گروه مصرفکننده جدید نیست و نشانهای از ورود به مرحلهی تازه از تحول اقتصادی است. نسلی که موتور محرک تجارت الکترونیک، اقتصاد پلتفرمی، هوش مصنوعی، فینتک و کسبوکارهای دیجیتال خواهد بود. گزارشهای تجارت الکترونیک کشور نیز نشان میدهند که جوانان، سهمی نزدیک به نیمی از کاربران فعال این بازار را تشکیل میدهند و نقش اصلی را در رشد اقتصاد دیجیتال بر عهده دارند.
به همین دلیل، سیاستگذاری اقتصادی در دههی پیش رو بدون درک ویژگیهای نسل Z عملاً میسر نخواهد بود. همانطور که اقتصاد صنعتی با نسلهای گذشته شکل گرفت، اقتصاد دیجیتال نیز با رفتارها، ترجیحات و ارزشهای نسل Z تعریف خواهد شد. پرسش اصلی این است که آیا اقتصاد ایران خود را برای ورود کامل این نسل به بازار آماده کرده است؟