داریک پس از سه سال فعالیت در بازار آنلاین فلزات گران‌بها، با رونمایی از استراتژی و هویت بصری جدید خود، از مسیری گفت که قرار است این مجموعه را از یک پلتفرم معامله طلا و نقره به اکوسیستمی برای مدیریت دارایی و ثروت تبدیل کند. در سوی دیگر این رویداد اما مسئله‌ای قدیمی همچنان بر سر بازار آنلاین طلا سایه انداخته بود، اعتماد؛ اعتمادی که فعالان صنفی و بانکی معتقدند بدون شفافیت، نظارت برخط و تعیین تکلیف نهاد متولی، به‌سادگی به دست نمی‌آید.

رویداد رونمایی از استراتژی و هویت بصری جدید داریک ۱۵ شهریور برگزار شد؛ رویدادی که تغییر لوگو، رنگ و تایپوگرافی تنها بخش ظاهری آن بود. مدیران این مجموعه تلاش کردند نشان دهند آنچه در پشت این تغییر بصری رخ داده، بازنگری گسترده‌تری در مدل کسب‌وکار و تعریف آینده داریک است.

داستان داریک البته از یک پلتفرم آنلاین طلا آغاز نشده است. عبدالرضا عسگرخانی، مدیرعامل این مجموعه، مسیر شکل‌گیری آن را به سال‌های فعالیت در حوزه سنگ‌های قیمتی و گوهرشناسی برگرداند. او از تجربه ساخت دستگاه تراش اتوماتیک سنگ‌های قیمتی و مواجهه‌ای گفت که به گفته خودش مسیر حرفه‌ای‌اش را تغییر داد: «وقتی یکی به ما می‌گوید نمی‌توانی یک کاری را انجام بدهی، ناخودآگاه تمام انرژی من و مجموعه‌ام جمع می‌شود برای اینکه آن کار را انجام دهیم.»

این مسیر بعدها به فعالیت در حوزه طلا رسید و در نهایت در دوران کرونا، ایده راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین طلا جدی‌تر شد. اما مسئله‌ای که از ابتدا پیش روی این مدل قرار داشت، همان چیزی بود که این روزها به یکی از کلیدی‌ترین واژه‌های بازار تبدیل شده: «خالی‌فروشی».

photo_۲۰۲۶-۰۹-۰۷_۱۳-۵۹-۴۶

طلا اگر پشت پلتفرم نباشد، اعتماد هم نیست

تفاوت خرید آنلاین طلا با بسیاری از کالاها در این است که کاربر الزاماً همان لحظه دارایی فیزیکی خود را تحویل نمی‌گیرد. همین فاصله، اگر سازوکار شفافی پشت آن وجود نداشته باشد، می‌تواند به یکی از اصلی‌ترین ریسک‌های بازار تبدیل شود.

داریک می‌گوید پاسخ خود به این مسئله را در تفکیک دارایی مشتری از پلتفرم و ایجاد زیرساخت نگهداری تعریف کرده است. ایده «انبار هوشمند فلزات گران‌بها» از سال ۱۴۰۰ وارد مسیرهای رسمی شد و مدیرعامل داریک می‌گوید در روند اجرای آن بیش از ۷۰ تا ۸۰ جلسه با ساختارهای حاکمیتی برگزار شد. پلتفرم آنلاین معاملات طلا در مرداد ۱۴۰۲ راه‌اندازی شد و تیم اولیه آن تنها ۹ نفر بود.

یک سال بعد، همکاری داریک با بانک کارگشایی شکل گرفت و طلای کاربران در ساختار بانکی نگهداری شد. در مرداد ۱۴۰۳ نیز انبار هوشمند فلزات گران‌بها رونمایی شد؛ اقدامی که داریک آن را یکی از نقاط مهم کاهش ریسک نگهداری دارایی مردم می‌داند.

عسگرخانی درباره تصویری که این مجموعه از خودش دارد، جمله‌ای گفت که شاید بیش از تغییر لوگو، معنای ری‌برندینگ داریک را توضیح دهد: «ما خودمان را طلافروش، صادقانه، نمی‌دانستیم و الان هم نمی‌دانیم؛ ما دنبال یک اکوسیستم و توسعه یک زیرساخت برای خلق ثروت برای مردم بودیم.»

بازار آنلاین طلا هنوز یک سؤال بی‌جواب دارد: چه کسی ناظر است؟

بخش مهم دیگری از این رویداد به پنل فرصت‌ها و تهدیدهای بازار آنلاین طلا اختصاص داشت؛ جایی که اختلاف نگاه‌ها کمتر از نگرانی مشترک درباره نبود نظارت مؤثر بود.

سید محمود شربیانی، نایب‌رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، نسبت به مدل‌هایی هشدار داد که در آنها پول از مشتری دریافت می‌شود اما تأمین یا تحویل واقعی طلا با فاصله انجام می‌گیرد. او تأکید کرد مسئله، مخالفت با فروش آنلاین نیست، بلکه باید روشن باشد چه نهادی مسئول نظارت بر تعهدات پلتفرم‌ها و حفاظت از حقوق کاربران است.

ایرج نیازی، معاون بانکداری شرکتی بانک ملی نیز اعتماد عمومی را مهم‌ترین سرمایه این بازار دانست و پیشنهاد کرد پلتفرم‌های طلا رتبه‌بندی شوند تا مردم بتوانند سطح ریسک هرکدام را تشخیص دهند.

رضا الفت‌نسب، رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی، از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد و خواستار راه‌اندازی سامانه نظارت برخط شد. به گفته او، بیش از ۳۰۰ درخواست مجوز برای فعالیت در این حوزه ثبت شده و بیش از ۲۵۰ پلتفرم شناسایی شده‌اند. از نگاه او، تعدد بازیگران به خودی خود مسئله نیست؛ مسئله، نبود سازوکاری است که بتواند آنها را به‌طور مستمر رصد کند.

در مقابل، عسگرخانی بر هزینه‌ای تأکید کرد که تغییر مداوم قواعد برای کسب‌وکارها ایجاد می‌کند. از نگاه مدیرعامل داریک، بازار به نظارت نیاز دارد، اما این نظارت باید قابل پیش‌بینی باشد تا پلتفرم‌ها به جای صرف انرژی برای تطبیق مداوم با الزامات متغیر، بتوانند روی توسعه محصول و خلق ارزش متمرکز شوند.

داریک می‌خواهد طلا وارد زندگی روزمره شود

آنچه داریک برای مرحله بعد خود تعریف کرده، گسترش خدمات پیرامون دارایی‌های ارزشمند است. خرید اعتباری، معاملات نقره، خدمات بیمه‌ای، اعتبار طلایی، کارت‌های هدیه سازمانی و حتی پرداخت بخشی از حقوق کارکنان در قالب طلا، از جمله سرویس‌هایی هستند که در این مسیر توسعه یافته‌اند.

در کنار این خدمات، داریک روی آموزش مالی نیز سرمایه‌گذاری کرده و در آکادمی خود مفهومی با عنوان «تناسب اندام مالی» را توسعه داده است؛ مفهومی که قرار است کاربران را به مقایسه وضعیت مالی امروز خود با گذشته، نه با دیگران، سوق دهد.

فعالیت‌های اجتماعی نیز بخشی از تصویر تازه برند شده‌اند. پروژه «الماس» با هدف آموزش دانش‌آموزان کم‌توان مالی راه‌اندازی شد؛ در مرحله نخست، ۵۰۰ دانش‌آموز شناسایی و ۴۰۰ نفر آموزش‌های المپیادی دریافت کردند و ۴۲ نفر از مرحله اول المپیاد عبور کردند. مرحله دوم این طرح نیز با هدف پوشش هزار دانش‌آموز آغاز شده است.

داریک اکنون می‌گوید بیش از ۶ میلیون کاربر دارد و تیم آن از ۹ نفر در ابتدای مسیر به ۲۰۰ نفر رسیده است.

از همین زاویه، هویت بصری جدید را می‌توان بیشتر از یک تغییر گرافیکی دید. داریک تلاش دارد جایگاه خود را از «محل خرید و فروش طلا» به «زیرساخت مدیریت دارایی» تغییر دهد؛ ادعایی بزرگ در بازاری که هنوز حتی درباره سازوکار نظارت بر بازیگرانش به جمع‌بندی نرسیده است.