سیف در سخنان خود به عدم درک مناسب از سوی سیاستگذاران در رابطه با مفهوم استقلال بانک مرکزی و ارتباط سیاستهای پولی و مالی اشاره کرد. بحث اصلی در اینجا این است که اغلب وقتی به استقلال بانک مرکزی ارجاع داده میشود این فهم نادرست به وجود میآید که سیاست پولی و بانک مرکزی به کلی از جدای از دولت و سیاست مالی باید عمل کند؛ درحالی که در واقعیت استقلال و هماهنگی دو مفهوم متمایز از یکدیگر هستند.
سیف در ادامه مفهوم استقلال بانک مرکزی را تعریف کرد؛ اینکه بانک مرکزی بدون توجه به فشارهای کوتاهمدت سیاسی و مالی دولت، ابزارهای سیاست پولی در راستای رسیدن به اهداف تعیین شده به کار گیرد. بنابراین منظور از استقلال بانک مرکزی این است که دولت نتواند برای تامین اهداف کوتاهمدت، این نهاد را مجبور به خلق پول کند. استقلال بانک مرکزی در 4 نوع تعریف میشود؛ اولین نوع استقلال هدف است. اینکه بانک مرکزی بتواند هدف تورمی را تعیین کند که البته مرسوم نیست. دومین نوع استقلال ابزار است. در این زمینه اهداف توسط قانون و دولت تعیین میشود اما بانک مرکزی در انتخاب ابزار برای تحقق اهداف مستقل است. این نوع رایجترین نوع استقلال است. استقلال نوع استقلال نهادی است و مسئولان بانک مرکزی با رفتوآمد دولتها تغییر نکنند. چهارمین نوع استقلال مالی بانک مرکزی است که به معنای آن است که این نهاد برای تامین مخارج خود به دولت وابسته نباشد.
در این رابطه تبعیت کامل بانک مرکزی از دولت، سلطه مالی و تورم را به همراه خواهد داشت. استقلال کامل بدون هماهنگی منجر به تعارض سیاستها و رکود خواهد شد. در آخر نیز استقلال همراه با هماهنگی محیط را برای بهترین عملکرد اقتصادی مهیا خواهد کرد.