در «تیتر یک» امروز، از بازارهای جهانی و آینده هوش مصنوعی تا چالش‌های اقتصاد ایران و تحولات سیاسی اروپا را مرور می‌کنیم.

اکوایران: گزارش‌های مالی غول‌های فناوری نشان می‌دهد که رونق هوش مصنوعی برای همه شرکت‌ها به یک اندازه سودآور نیست؛ درحالی‌که تراشه‌سازها از موج تقاضا منتفع می‌شوند، هزینه‌های سنگین زیرساختی و تردید درباره بازده سرمایه‌گذاری، فشار تازه‌ای بر سهام شرکت‌های بزرگ فناوری وارد کرده است.

در پرونده روز، به سراغ یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست پولی می‌رویم: نرخ بهره. با نزدیک‌شدن تورم به ۹۰ درصد، آیا زمان اصلاح کریدور نرخ بهره بین‌بانکی فرارسیده است؟ افزایش نرخ بهره چه اثری بر تورم، اعتبار بانکی، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی خواهد داشت؟

در ادامه، نسبت اسقاط خودروهای فرسوده با روند فزاینده مصرف بنزین را بررسی می‌کنیم؛ جایی که صرفه‌جویی حاصل از اسقاط، در برابر رشد مصرف سوخت چه اندازه اثرگذار است؟ همچنین با اتکا به آمار هزینه و درآمد خانوارهای شهری، سهم فزاینده مسکن در مخارج خانوارها و شکاف هزینه و شرایط سکونت میان گروه‌های درآمدی را مرور خواهیم کرد.

از اقتصاد به سیاست می‌رسیم؛ جایی که رقابت روسیه و غرب در اروپای شرقی، با انتخابات و دوقطبی‌های سیاسی تازه‌ای همراه شده است. در پایان نیز در «چهره روز»، به زندگی ورزشی و فرازوفرودهای حمید علیدوستی، ملی‌پوش پیشین فوتبال ایران، می‌پردازیم.

 با «تیتر یک» دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ همراه باشید.

هوش مصنوعی؛ معدن طلا برای تراشه‌سازها، چاله هزینه برای غول‌های فناوری؟

 موج فروش سنگین در بازارهای جهانی سهام، بار دیگر نگاه سرمایه‌گذاران را به صنعت هوش مصنوعی دوخته است. این‌بار نگرانی‌ها فقط به ارزش‌گذاری بالای سهام شرکت‌های تکنولوژی محدود نمی‌شود؛ گزارش‌های مالی غول‌های فناوری نشان می‌دهد که رونق هوش مصنوعی، دست‌کم در کوتاه‌مدت، برای همه بازیگران این صنعت به یک اندازه سودآور نیست.

در یک سوی زنجیره، شرکت‌هایی مانند مایکروسافت، آمازون، آلفابت و متا قرار دارند که صدها میلیارد دلار برای توسعه دیتاسنترها و زیرساخت هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند. اگرچه درآمد برخی از کسب‌وکارهای ابری و تبلیغاتی آن‌ها رشد قابل‌توجهی داشته، اما افزایش هزینه‌های سرمایه‌ای و کاهش جریان نقد آزاد، نگرانی‌هایی درباره زمان بازگشت این سرمایه‌گذاری‌ها ایجاد کرده است.

در سوی دیگر، تولیدکنندگان تراشه و حافظه قرار دارند؛ شرکت‌هایی که مستقیماً از افزایش سفارش‌ها برای تأمین زیرساخت هوش مصنوعی منتفع می‌شوند. رشد درآمد TSMC و رکوردشکنی درآمد و سود SK Hynix و سامسونگ نشان می‌دهد که تقاضای فزاینده برای تراشه و حافظه، فعلاً به سود این بخش از زنجیره تمام شده است.

البته این رونق به معنای برنده‌شدن همه شرکت‌های فناوری نیست. عملکرد سهام اینتل نشان داد که حتی در صنعت تراشه نیز چشم‌انداز هر شرکت و جایگاه آن در زنجیره تأمین اهمیت دارد.

بازار حالا میان دو گروه تمایز قائل شده است: شرکت‌هایی که از موج هوش مصنوعی درآمد کسب می‌کنند و شرکت‌هایی که برای ساختن آینده آن هزینه‌های سنگین می‌پردازند. پرسش اصلی این است که آیا درآمدهای آینده می‌توانند این سرمایه‌گذاری‌های عظیم را توجیه کنند؟ پاسخی که نه‌فقط برای سهام فناوری، بلکه برای چشم‌انداز رشد اقتصادی و مسیر سیاست پولی نیز اهمیت دارد.

بررسی اثر تغییر نرخ بهره بانکی بر متغیرهای اقتصادی

در شرایطی که تورم به یکی از مهم‌ترین منابع نااطمینانی در اقتصاد ایران تبدیل شده و کاهش قدرت خرید خانوارها را به دنبال داشته است، بار دیگر بحث افزایش نرخ سود بین‌بانکی مطرح شده؛ موضوعی که در سال‌های گذشته نیز بارها به میان آمده، اما هنوز به اصلاح جدی سیاست پولی منجر نشده است.

بازار بین‌بانکی از سال ۱۳۸۷ فعالیت خود را آغاز کرد و کریدور نرخ بهره نیز از بهمن ۱۳۹۸ به اجرا درآمد. بااین‌حال، نرخ‌های این کریدور از سال ۱۴۰۱ در محدوده ۲۳ تا ۲۴ درصد باقی‌مانده‌اند؛ آن هم در شرایطی که نرخ تورم به حدود ۹۰ درصد نزدیک شده است.

این فاصله قابل‌توجه میان نرخ بهره اسمی و تورم، به معنای تداوم نرخ بهره حقیقی منفی است. وضعیتی که می‌تواند انگیزه وام‌گیری را افزایش دهد، تمایل بانک‌ها به وام‌دهی را کاهش دهد و دسترسی به منابع بانکی را به گروه‌های محدودی منحصر کند. در چنین شرایطی، اعتبار بانکی به‌جای آنکه به شکل مؤثر در خدمت تولید و سرمایه‌گذاری قرار بگیرد، ممکن است زمینه‌ساز توزیع رانت شود.

ازسوی‌دیگر، منفی ماندن نرخ بهره حقیقی، ارزش مصرف امروز را در مقایسه با آینده افزایش می‌دهد و انگیزه سرمایه‌گذاری بلندمدت را تضعیف می‌کند؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای منفی برای رشد اقتصادی داشته باشد.

البته نرخ بهره تنها ابزار مهار تورم نیست و سلطه مالی دولت بر سیاست پولی نیز محدودیت مهمی برای بانک مرکزی ایجاد می‌کند. بااین‌حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا سیاست‌گذار پولی در برابر تورم فزاینده، سرانجام به اصلاح کریدور نرخ بهره تن می‌دهد یا سیاست فعلی ادامه پیدا خواهد کرد؟

اسقاط قطره‌ای در برابر سیل مصرف بنزین

اسقاط خودروهای فرسوده بدون تردید اقدامی ضروری است؛ اما آیا اعداد اعلام‌شده از سوی سازمان گسترش و نوسازی صنایع نشان‌دهنده یک تحول بزرگ در مصرف سوخت است؟ طی ۳۹ ماه، ۶۸۰ هزار وسیله نقلیه اسقاط شده و بیش از ۲ میلیارد لیتر بنزین صرفه‌جویی شده است. در نگاه اول، عدد قابل‌توجهی به نظر می‌رسد؛ اما مقایسه آن با روند مصرف بنزین تصویر متفاوتی نشان می‌دهد.

میانگین مصرف روزانه بنزین از ۱۲۲ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۳ به ۱۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ رسیده است. یعنی افزایش مصرف سالانه حدود ۲.۹ میلیارد لیتر؛ رقمی بیشتر از کل صرفه‌جویی ۳۹ ماه اسقاط.

ازسوی‌دیگر، تعداد خودروهای اسقاط‌شده نیز در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل حدود ۴۲ درصد کاهش یافته است. این در حالی است که حدود ۲۲ میلیون خودروی فرسوده در کشور وجود دارد.

مسئله فقط سرعت اسقاط نیست؛ هزینه سنگین جایگزینی خودروها و تفاوت نه‌چندان زیاد مصرف سوخت خودروهای قدیم و جدید نیز اثربخشی این سیاست را زیر سؤال می‌برد. آیا با این روند می‌توان به مهار مصرف بنزین امیدوار بود؟

مسکن؛ سهم بزرگ‌تر از سفره خانوارهای شهری

 هزینه مسکن در سال‌های اخیر فقط افزایش پیدا نکرده؛ سهم بیشتری از مخارج خانوارهای شهری را هم به خود اختصاص داده است. تازه‌ترین گزارش مرکز آمار از هزینه و درآمد خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد خانوارهای تهرانی به طور متوسط سالانه ۳۲۷ میلیون تومان برای مسکن و خدمات وابسته، شامل اجاره، اجاره احتسابی خانه‌های ملکی، آب، برق، گاز و فاضلاب هزینه کرده‌اند؛ رقمی نزدیک به دوبرابر میانگین خانوارهای شهری کشور.

تهران در صدر استان‌ها قرار دارد و پس از آن البرز و فارس دیده می‌شوند. در سوی دیگر، خانوارهای خراسان شمالی با حدود ۷۲ میلیون تومان، کمترین هزینه سالانه را در این بخش داشته‌اند. به‌این‌ترتیب، هزینه مسکن و خدمات وابسته برای خانوارهای تهرانی حدود ۴.۶ برابر خانوارهای خراسان شمالی است.

مقایسه با سال ۱۴۰۰ نیز از تغییرات قابل‌توجه حکایت دارد. متوسط هزینه مسکن در مناطق شهری کشور طی چهار سال پنج برابر شده است. در خوزستان این افزایش به حدود هفت‌برابر می‌رسد؛ استانی که جایگاهش در رتبه‌بندی هزینه مسکن نیز از رتبه بیست و چهارم به یازدهم تغییر کرده است.

اما شاید مهم‌تر از رشد اسمی هزینه‌ها، افزایش سهم مسکن در سبد مخارج خانوار باشد. این سهم از حدود ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۰ به نزدیک ۴۲ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ یعنی بخش بزرگ‌تری از درآمد خانوارها صرف تأمین مسکن می‌شود.

تفاوت میان گروه‌های درآمدی نیز چشمگیر است. خانوارهای پردرآمد به طور متوسط هزینه مسکن بسیار بیشتری دارند و هم‌زمان سهم بیشتری از آن‌ها در خانه‌های بزرگ‌تر از ۱۱۰ متر زندگی می‌کنند. در مقابل، خانوارهای کم‌درآمد بیشتر در واحدهای کوچک‌تر ساکن‌اند.

 این آمار تصویری از شکاف در هزینه‌کرد و شرایط سکونت خانوارهای شهری ارائه می‌دهد؛ شکافی که با افزایش سهم مسکن در هزینه‌های زندگی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

اروپای شرقی، میدان تازه رقابت روسیه و غرب

جنگ‌های هم‌زمان در خاورمیانه و اروپا، فقط کشورهای درگیر را تحت‌تأثیر قرار نداده‌اند. موج نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، اقتصاد و سیاست داخلی بسیاری از کشورهای دیگر را هم دستخوش تغییر کرده است. در اروپای شرقی، این تحولات به شکل تشدید دوقطبی سیاسی و رقابت جریان‌هایی بروز کرده که هرکدام نگاه متفاوتی به روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا دارند.

جنگ اوکراین، روابط با بروکسل، نحوه تعامل با دولت ترامپ، بحران مهاجرت و مناسبات اقتصادی با چین، به موضوعات اصلی مناقشه در این کشورها تبدیل شده‌اند. انتخابات اخیر بلغارستان، لهستان و صربستان نمونه‌هایی از همین شکاف‌ها هستند.

در بلغارستان، پیروزی ایلیانا یوتووا با مواضع نزدیک‌تر به گفت‌وگو با مسکو، بار دیگر اختلاف بر سر حمایت از اوکراین را برجسته کرد. در لهستان، تقابل دولت دونالد تاسک و رئیس‌جمهور محافظه‌کار این کشور بر سر انتصاب قضات، نشان داد که اختلافات سیاسی تا چه اندازه می‌توانند نهادهای مستقل را هم درگیر کنند. در صربستان نیز شکست جریان سیاسی الکساندر ووچیچ در برابر ائتلاف دانشجویان، نشانه‌ای از تغییر در فضای سیاسی این کشور بود؛ هرچند به معنای چرخش کامل بلگراد به سمت غرب نیست.

در پس این تحولات، رقابت قدیمی روسیه و غرب برای نفوذ در اروپای شرقی همچنان ادامه دارد. حالا دولت ترامپ نیز با حمایت از برخی جریان‌های سیاسی این منطقه، به این معادله وارد شده است.

اروپا در میانه این رقابت‌ها، تا چه اندازه می‌تواند استقلال سیاسی خود را حفظ کند؟

سمفونی تراژیک حمید علیدوستی

 حمید علیدوستی، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال ایران، روز ۱۰ آبان پس از تحمل یک دوره بیماری سرطان درگذشت.

 علیدوستی از جمله بازیکنانی بود که برخلاف بسیاری از هم‌نسلان خود، بدون پیوستن به استقلال و پرسپولیس، توانست جایگاهی در فوتبال ایران به دست آورد. او سال‌های زیادی را با پیراهن هما سپری کرد و در فاصله سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۵ نیز در ترکیب تیم ملی حضور داشت.

 کارنامه ورزشی او به فوتبال ایران محدود نماند و تجربه حضور در لیگ دسته دوم آلمان نیز به سوابق حرفه‌ای‌اش اضافه شد. او پس از بازگشت به کشور، دوران بازی خود را در سایپا ادامه داد و همراه این تیم به دو قهرمانی در لیگ آزادگان رسید.

 علیدوستی پس از پایان دوران بازی، به مربیگری روی آورد و در رده‌های مختلف فوتبال فعالیت کرد. زندگی او در کنار موفقیت‌های ورزشی، با فقدان فرزندش پویان در حادثه چهارشنبه‌سوری سال ۱۳۸۳ نیز همراه بود.

 با درگذشت حمید علیدوستی، فوتبال ایران یکی از ملی‌پوشان پیشین خود را از دست داد؛ چهره‌ای که سال‌ها به‌عنوان بازیکن و مربی در فوتبال کشور حضور داشت.

00:00
00:00