قیمت جهانی فولاد یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر سودآوری این صنعت محسوب میشود. بررسی نمودار قیمت جهانی فولاد نشان میدهد که قیمتها در سال ۲۰۲۱ و ابتدای ۲۰۲۲ با رشد قابلتوجهی همراه بوده و به سطوح بالایی رسیدهاند. با این حال، از نیمه دوم سال ۲۰۲۲ و تحت تأثیر کاهش تقاضای جهانی و تغییر شرایط اقتصادی، قیمتها وارد یک روند نزولی شدهاند. این روند در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ ادامه یافته و در سال ۲۰۲۵ قیمتها عمدتاً در سطوح پایینتر و با نوسانات محدودتری تثبیت شدهاند.

وضعیت تولید جهانی فولاد
در کنار قیمت، میزان تولید جهانی فولاد نیز اهمیت بالایی دارد. تولید جهانی فولاد طی دو دهه اخیر روندی عمدتاً صعودی داشته و از حدود ۸۵۰ میلیون تن در دهه ۲۰۰۰ به حدود ۱۸۴۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ رسیده است. هرچند این میزان نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۲ درصد کاهش داشته، اما در نگاه بلندمدت، تولید فولاد جهان از ابتدای سال ۲۰۰۰ تاکنون رشدی در حدود ۱۲۰ درصد را تجربه کرده است. این رشد، حاصل توسعه و تکمیل زنجیره ارزش صنعت فولاد در سطح جهانی است.

بزرگترین تولیدکنندگان فولاد جهان
در میان کشورهای تولیدکننده فولاد، چین با سهمی حدود ۵۲ درصد همچنان بزرگترین تولیدکننده جهان است و در سال ۲۰۲۵ تولیدی در حدود ۹۵۰ میلیون تن داشته است. پس از چین، هند با تولید حدود ۱۶۴ میلیون تن در جایگاه دوم قرار دارد. سهم ایران از تولید فولاد جهان نیز حدود ۲ درصد برآورد میشود.

وضعیت تولید فولاد در ایران
تولید فولاد ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۱.۹ میلیون تن بوده که برخلاف روند جهانی، رشد حدود ۷.۷ درصدی را نسبت به سال ۲۰۲۴ نشان میدهد. این موضوع بیانگر نقش قابلتوجه صنعت فولاد در تولید ناخالص داخلی ایران است. با این حال، بررسی ماهانه تولید نشان میدهد که در فصل تابستان، بهویژه در ماه آگست، کاهش محسوسی در تولید رخ داده که عمدتاً ناشی از ناترازی انرژی و قطعی برق بوده است.

اثر قیمت و تولید بر سودآوری فولادسازان
مجموع این تحولات در قیمت و تولید جهانی فولاد، بهطور مستقیم بر تولید و فروش شرکتهای صادراتمحور و بهصورت غیرمستقیم بر قیمتهای داخلی اثر میگذارد و باعث میشود سودآوری فولادسازان ماهیتی سیکلی داشته باشد. در ایران، علاوه بر قیمت جهانی فولاد، عواملی مانند نرخ ارز، قیمت فروش داخلی و صادراتی، بهای مواد اولیه، دسترسی به انرژی و میزان بهرهبرداری از ظرفیت تولید، نقش مهمی در سودآوری شرکتها دارند.
صنعت فولاد در بازار سرمایه ایران
در بازار سرمایه ایران، صنعت فولاد یکی از صنایع بزرگ و اثرگذار به شمار میرود. ارزش بازار این صنعت حدود ۸.۵ هزار همت برآورد میشود و بیش از ۶ درصد از ارزش کل بورس را به خود اختصاص داده است. به همین دلیل، عملکرد شرکتهای فولادی تأثیر قابلتوجهی بر نوسانات شاخص کل و شاخص صنایع دارد. علاوه بر این، صنعت فولاد در اقتصاد کشور نیز از منظر اشتغال، صادرات غیرنفتی و تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی اهمیت بالایی دارد.

بازیگران اصلی صنعت فولاد ایران
صنعت فولاد ایران شامل شرکتهای بزرگی مانند فولاد مبارکه، فخوز، ذوبآهن و کاوه است. در این میان، فولاد مبارکه با سهمی حدود ۶۰ درصد از بازار، بزرگترین بازیگر صنعت فولاد محسوب میشود و پس از آن شرکتهای فخوز، ذوبآهن و کاوه قرار دارند که هرکدام نقش مهمی در تأمین نیاز داخلی و صادراتی ایفا میکنند.

زنجیره ارزش صنعت فولاد
زنجیره ارزش صنعت فولاد از استخراج سنگآهن آغاز میشود و پس از تبدیل به کنسانتره و گندله، در واحدهای احیای مستقیم به آهن اسفنجی میرسد. آهن اسفنجی سپس در واحدهای فولادسازی ذوب شده و به شمش تبدیل میشود و در نهایت، شمشها در واحدهای نورد به محصولاتی مانند میلگرد، تیرآهن و انواع ورق فولادی تبدیل میشوند. حضور شرکتها در بخشهای مختلف این زنجیره، به کنترل بهتر هزینهها و پایداری سودآوری کمک میکند.

عملکرد تولید و سود شرکتهای فولادی
بررسی عملکرد ۹ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که تولید اغلب شرکتهای فولادی با رشد همراه بوده است. فولاد مبارکه بهعنوان بزرگترین تولیدکننده، رشد ۱۳ درصدی تولید را ثبت کرده و بیشترین رشد تولید مربوط به فولاژ با ۲۵ درصد بوده است. در مقابل، ذوبآهن با کاهش ۲۷ درصدی بیشترین افت تولید را داشته که میتوان آن را به رکود بازار مسکن و کاهش تقاضا نسبت داد. در مجموع، تولید این گروه حدود یک درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است.

در بخش سود عملیاتی، بیشترین رشد مربوط به کاوه با افزایش ۷۲ درصدی و بیشترین افت مربوط به فخوز با کاهش ۶۰ درصدی بوده است. بهطور کلی، سود شرکتهای فولادی در ۹ماهه ابتدایی سال حدود ۱۷ درصد کمتر از سال گذشته بوده و حدود ۱۶ همت کاهش سود به ثبت رسیده است.

ریسکهای صنعت فولاد ایران
در پایان، صنعت فولاد ایران با ریسکهای متعددی مواجه است که عمدتاً ماهیت حاکمیتی و عملیاتی دارند. مهمترین این ریسکها شامل محدودیت و قطعی برق و گاز، سیاستهای قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای صادراتی، نوسانات سیاستهای ارزی، تحریمها، افزایش هزینههای حملونقل و همچنین فرسودگی تجهیزات و نیاز به سرمایهگذاریهای توسعهای است.