به گزارش اکوایران، اتحادیه اروپا دچار معضلاتی از قبیل جنگهای اوکراین و ایران، عقبماندگی در حوزه هوش مصنوعی، گرمایش آبوهوای قاره، فشارهای ایالات متحده و چین، هجوم مهاجران و قدرتگیری جریانهای سیاسی بسیار متضاد است؛ و در این میان روشن نیست که آیا توان حفظ همبستگی درونی خود را دارد یا خیر.
آزمونهای سخت اروپا: جنگ ایران، جنگ اوکراین، گرما، مهاجران و بهای سوخت
به گزارش نشریه نیویورکتایمز، تابستانی طاقتفرسا نشان داده است که بریتانیا، فرانسه، اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی تا چه اندازه تحت فشار نیروهایی قرار دارند که عمدتاً خارج از کنترل آنها هستند. بار دیگر، اروپا در روزهای اخیر چنین به نظر رسیده که از حاشیه نظارهگر است، درحالیکه سرنوشتش را نیروهایی بیرون از اختیارش رقم میزنند.
آیا ترامپ تصمیم خواهد گرفت جنگی گسترده با ایران را از سر بگیرد و بهای نفت را افزایش دهد؟ آیا گرمایش جهانی موجب آتشسوزیهای جنگلی گستردهتر و شدیدتری خواهد شد، درحالیکه هماکنون چندین آتشسوزی بزرگ در سراسر قاره در حال وقوع است؟ آیا افزایش ناگهانی و بیدلیل ورود افراد از مرز مراکش به یکی از برونبومهای اسپانیا که تقریباً همه آنها بلافاصله بازگردانده شدند، رهبران اتحادیه اروپا را دچار اختلاف کرده و به تقویت جریان راست رادیکال خواهد انجامید؟
این تابستان تاکنون برای اروپا بسیار سخت و طاقتفرسا بوده است: دو جنگ، گرمای بیسابقه، افزایش تورم و نگرانی عمیق درباره غذا، انرژی و امنیت. این بحرانهای پیاپی باعث شده است درخواستها برای اقدام مشترک، نشستهای اضطراری میان گروههای مختلف رؤسای جمهور و نخستوزیران و همچنین بحثها و نگرانیهای سیاسی در پارلمانها، از لهستان تا بریتانیا، افزایش یابد.
اروپا نظارهگر محض سرنوشت خویش
اما همانند بسیاری از رخدادهای چند سال گذشته، بخش بزرگی از چالشهای اروپا خارج از کنترل آن است. جنگ ایران که بیشتر کشورهای اروپایی هرگز خواهان آن نبودند، زندگی در سراسر قاره را مختل کرده و باعث افزایش قیمت گاز، مواد غذایی و سفر شده است. رهبران اروپا متعهد شدهاند پس از پایان درگیریها به تأمین امنیت عبور نفت از تنگه هرمز کمک کنند؛ بااینحال، به نظر میرسد آنها ناگزیرند مرحله بعدی جنگ را از طریق پستهای شبکه اجتماعی ترامپ دنبال کنند.
پناهگیری در یک ایستگاه مترو در کییف در جریان هشدار حمله هوایی در هفته گذشته/عکس از نیویورکتایمز
اروپا پس از بیش از چهار سال خونریزی هنوز نتوانسته جنگ اوکراین را پایان دهد. دستاوردهای آن در کاهش انتشار گازهای گلخانهای برای مقابله با تغییرات اقلیمی تحتالشعاع اقدامات ایالات متحده و چین قرار گرفته است. آینده هوش مصنوعی نیز عمدتاً در جاهای دیگر شکل میگیرد. پوپولیسم راستگرا نیز با اتکا به مهاجرت، نابرابری و اطلاعات نادرست رشد کرده است.
ریچارد هاس که دو دهه ریاست شورای روابط خارجی را بر عهده داشت، گفت: «از هر زاویهای که نگاه کنید یا هر معیاری که به کار ببرید، این دورهای دشوار و نگرانکننده برای اروپا است.» او گفت اروپا تا حدی قربانی شرایط است، اما همزمان خود نیز مسئول ناتوانیاش در اعمال کنترل بر سرنوشت خویش است. او افزود: «مسئله فقط این نیست که آنها کمتر هزینه کردهاند؛ بلکه در زمینه امنیت خود نیز سازماندهی ضعیفی داشتهاند. اروپا، بهجز چند استثنا، عملاً در رقابت هوش مصنوعی یک تماشاگر است. این چیزی نیست که آمریکا یا چین بر اروپا تحمیل کرده باشند؛ بلکه اروپا خودش این وضعیت را برای خود ایجاد کرده است.»
بااینحال، اروپا در بسیاری از زمینهها اقدام کرده است. زمانی که روسیه بیش از چهار سال پیش به اوکراین حمله کرد، اروپا و بریتانیا بلافاصله اقداماتی را برای حمایت از اوکراین آغاز کردند؛ از جمله ارسال میلیاردها دلار کمک، اعمال تحریم علیه روسیه و پذیرش میلیونها پناهجوی اوکراینی از طریق برنامههای ویژه.
پس از آنکه ترامپ در سال ۲۰۲۵ دوباره وارد کاخ سفید شد و موضعی گرمتر نسبت به ولادیمیر پوتین اتخاذ کرد، بریتانیا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای اروپایی «ائتلاف مشتاقان» را تشکیل دادند تا از منافع اوکراین در هرگونه توافق صلح محافظت کنند و همچنین پشت درهای بسته برای آشتی دادن رؤسای جمهور اوکراین و آمریکا تلاش کردند. این اقدامات مانع از آن شد که پوتین توافقی را با ترامپ به زیان اوکراین منعقد کند.
اما با وجود آنکه این ائتلاف بارها اعلام کرده است که «هیچ ترتیبی درباره منافع و امنیت اروپا نباید بدون حضور اروپاییها مورد مذاکره قرار گیرد،» اجرای این اصل دشوار بوده است. بارها و بارها، ترامپ متحدان آمریکا را کنار گذاشته و مذاکرات مستقیم را که عمدتاً نیز بینتیجه بودهاند، با روسیه یا اوکراین ترجیح داده است.
لسیا اوگریزکو، مدیر مرکز امنیت ساهایداچنی در کییف، در یادداشتی برای اندیشکده شورای آتلانتیک نوشت: «رهبران اروپا سالها درباره خودمختاری راهبردی و تبدیل اروپا به یک بازیگر جدی امنیتی سخن گفتهاند. ماههای پیش رو شاید روشنترین آزمون برای سنجش واقعبینانه بودن این بلندپروازیها باشد.»
جنگ و تغییر اقلیم
اروپا در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نیز نفوذ بسیار کمتری داشته است، هرچند پیامدهای آن بهشدت در سراسر قاره احساس میشود. مخالفت آشکار اروپا با تصمیم آقای ترامپ برای ورود به جنگ، رئیسجمهور آمریکا را خشمگین کرد و روابط دو سوی اقیانوس اطلس را تیره ساخت.
آتشنشانان در لانتون، شهری در جنوب غربی بوردو، فرانسه، در هفته گذشته/عکس از گتی ایمجز
در ماه آوریل، تا حدی برای ترمیم روابط با ترامپ، بریتانیا و فرانسه از طرحی برای سازماندهی یک عملیات نظامی خبر دادند که میتوانست پس از برقراری آتشبس پایدار، به حفظ آزادی و امنیت رفتوآمد در تنگه هرمز کمک کند؛ اما ادامه درگیریهای مقطعی میان آمریکا و ایران باعث شده آغاز این عملیات بیش از حد خطرناک باشد.
دیپلماتهای چند کشور اروپایی گفتهاند احتمال اعزام ناوهای نظامی برای مینروبی در تنگه یا اسکورت نفتکشها عملاً تا زمانی که مشخص نشود جنگ واقعاً متوقف شده، به حالت تعلیق درآمده است.
درحالیکه بحران ایران ادامه دارد، آتشسوزیهای جنگلی نیز سراسر اروپا را فرا گرفتهاند؛ جایی که بخشهای وسیعی از نقشههای هواشناسی با رنگ قرمز روشن، موجهای گرمای بیسابقهای را نشان میدهند که به پدیدهای روزافزون تبدیل شدهاند.
در بیشتر دو دهه گذشته، کشورهای اروپایی عمدتاً درباره خطرات ناشی از تغییرات اقلیمی اتفاقنظر داشته و برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر اقدام کردهاند؛ اما از زمان بازگشت آقای ترامپ به قدرت در آمریکا، آنها با یکی از بزرگترین آلایندههای جهان اختلاف پیدا کردهاند؛ موضوعی که تلاشهایشان برای مقابله با تغییرات اقلیمی را دشوارتر ساخته است.
اکنون روشن شده که کشورهای اروپایی خود با پیامدهای گرمایش جهانی روبهرو هستند؛ قارهای که میانگین دمای آن سریعتر از هر قاره دیگری در حال افزایش است. بریتانیا خشکترین ماه ژوئیه خود را در نزدیک به دو قرن گذشته تجربه میکند. آتشسوزیها بیش از ۳۰۰ هزار نفر را در فرانسه و اسپانیا آواره کردهاند. در یونان نیز آتشنشانان هنگام مقابله با حریقهایی که هنوز بهطور کامل مهار نشدهاند، جان خود را از دست دادهاند.
مهاجران و مسئله همبستگی
هجوم دهها هزار نفر در هفته گذشته به سئوتا، قلمرو کوچک اسپانیا در ساحل شمال آفریقا، احتمال بروز بحرانی تازه را مطرح کرد؛ بحرانی که وحدت اروپا را در یکی از حساسترین موضوعات سیاسی این قاره به آزمون میگذارد.
مهاجران در سئوتا، اسپانیا، روز شنبه، پس از عبور از مرز از مراکش/عکس از نیویورکتایمز
پدرو سانچز، نخستوزیر چپگرای اسپانیا، به دلیل رویکرد استقبالآمیزش نسبت به برخی مهاجران، بهویژه کارگران آمریکای لاتین، شهرت یافته است. اما او در قبال افرادی که قصد عبور غیرقانونی از مرز اسپانیا با مراکش را دارند، سیاست سختگیرانهتری در پیش گرفته است. او با استفاده از ارتش کشورش بهسرعت ورود مهاجران به سئوتا را مهار کرد و بیشتر آنها تا پایان هفته به مراکش بازگردانده شدند. همچنین در نزدیکی دیوار دریایی میان دو کشور، یک مانع شناور در حال نصب است.
این رویداد شکافهای موجود در اتحادیه اروپا را آشکار کرد؛ شکافهایی که در سالهای اخیر با بهرهبرداری احزاب راست رادیکال، از جمله آلترناتیو برای آلمان و تجمع ملی فرانسه، از نگرانیهای مربوط به مهاجرت برای بسیج هواداران خود، عمیقتر شدهاند.
تقریباً دو دوجین از کشورهای عضو اتحادیه اروپا تنها چند ساعت پس از ورود مهاجران به سئوتا از اسپانیا انتقاد کردند و برخی حتی خواستار تعلیق عضویت این کشور در منطقه تردد آزاد اتحادیه شدند. آقای سانچز نیز در پاسخ، این کشورها را «خودخواه» خواند.
برخی تحلیلگران معتقد بودند که نبود همبستگی با اسپانیا در زمانی که با یک تهدید خارجی روبهرو شده بود، نشاندهنده دشواری اروپا در اعمال اقتدار در عرصه جهانی است. به گفته هاس، همین نبود وحدت، مشکل بنیادی اروپا را در تلاش برای شکل دادن به آینده خود آشکار میکند. او گفت: «کل اروپا، بسیار کمتر از مجموع اجزای آن است.»