به گزارش اکوایران، اروپا سالها دیر متوجه شد که وابستگی شدید به یک کشور در حوزه حساس مواد معدنی میتواند یک ریسک امنیتی جدی باشد. در همین مدت، چین با سرمایهگذاری آرام اما مداوم، به بازیگر بیرقیب بازار عناصر نادر خاکی تبدیل شد.
امروز اروپا تلاش میکند این وابستگی را کاهش دهد، اما کار سادهای پیش رو ندارد. راهاندازی معدن زمانبر است، پروژههای معدنی با مخالفتهای زیستمحیطی روبهرو میشوند و زیرساختهای فرآوری در اروپا بسیار محدود است. به همین دلیل، به نظر میرسد اروپا برای سالهای طولانی همچنان به چین وابسته بماند.
عناصر نادر خاکی شامل ۱۷ فلز با ویژگیهای مغناطیسی و شیمیایی خاص هستند و در طیف وسیعی از صنایع، بهویژه در انرژیهای نو و فناوریهای پیشرفته، کاربرد دارند. کشوری که کنترل بخش عمده این منابع را در اختیار داشته باشد، عملاً یک برگ برنده است. در حال حاضر، اروپا برای تمام عناصر نادر خاکی سنگین و حدود ۸۵ درصد از عناصر سبک به چین وابسته است.
به گفته کارشناسان، هیچ کشوری بهتنهایی نمیتواند به اندازه چین استخراج و فرآوری انجام دهد. با این حال، اگر کشورهای پیشرفته با هم همکاری کنند و دولتها از این صنعت حمایت کنند، شاید بتوانند تا حدودی این وابستگی را تا سال ۲۰۳۵ کاهش دهند.
چین در تمام مراحل زنجیره ارزش برتری دارد: حدود ۷۰ درصد استخراج جهانی، ۹۰ درصد جداسازی و فرآوری، و ۹۳ درصد تولید آهنربا در این کشور انجام میشود. این سلطه نتیجه دههها سرمایهگذاری دولتی است. بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹، دولت چین حدود ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار در این بخش سرمایهگذاری کرده است. تمرکز ویژه چین بر صنایع پاییندستی، بهخصوص تولید آهنرباهای مورد استفاده در خودروهای برقی، توربینهای بادی و حتی کاربردهای نظامی، به این کشور قدرت بالایی در تعیین قیمت و کنترل زنجیره تأمین داده است.
چین همچنین با ایجاد مراکز صنعتی تخصصی، راهاندازی بورس عناصر نادر خاکی، ادغام شرکتهای بزرگ در قالب یک شرکت دولتی بزرگ، و استفاده از ذخایر عظیم خود مانند معدن بایان اوبو، موقعیت خود را تثبیت کرده است. علاوه بر این، هزینههای تولید در چین پایینتر بوده، بهویژه به دلیل استانداردهای زیستمحیطی آسانتر در سالهای گذشته. نظام سهمیهبندی و کنترل صادرات نیز ابزار مهمی برای حفظ این برتری بوده است.
در سالهای اخیر، چین چندین بار از ابزار محدودیت صادرات استفاده کرده است؛ از جمله کاهش شدید سهمیه صادرات در سال ۲۰۱۰ و اعمال کنترلهای جدید در سالهای اخیر بر برخی عناصر و آهنرباها.
در مقابل، اروپا تقریباً بازار داخلی قدرتمندی در این حوزه ندارد و حدود ۹۸ درصد آهنرباهای مورد نیاز خود را از چین تأمین میکند. اتحادیه اروپا از سال ۲۰۰۸ با ابتکار «مواد خام» تلاش برای کاهش این وابستگی را آغاز کرد و در سال ۲۰۲۴ قانون «مواد خام حیاتی» را تصویب کرد. طبق این قانون، تا سال ۲۰۳۰ باید ۴۰ درصد از فرآوری مواد راهبردی در داخل اروپا انجام شود و وابستگی به یک کشور واحد بیش از ۶۵ درصد نباشد.
همچنین طرحهایی برای سرمایهگذاری حدود ۱.۷ میلیارد یورو در استخراج، فرآوری و تولید آهنربا در نظر گرفته شده که هدف آن تأمین حدود ۲۰ درصد نیاز اروپا تا سال ۲۰۳۰ است. برنامه جدید RESourceEU نیز با هدف کاهش تا ۵۰ درصدی وابستگی در برخی زنجیرههای مهم مانند باتری و عناصر نادر خاکی تا سال ۲۰۲۹ معرفی شده است.
با این حال، توسعه معادن در اروپا کند پیش میرود. بسیاری از پروژهها هنوز در مرحله اکتشاف هستند و با چالشهای مجوز و ملاحظات زیستمحیطی روبهرو هستند. در بخش فرآوری نیز تنها چند مرکز فعال وجود دارد که ظرفیت آنها در مقایسه با چین بسیار محدود است. حتی با سرمایهگذاریهای جدید، هنوز مشخص نیست این واحدها بتوانند از نظر هزینه با چین رقابت کنند.
بازیافت آهنرباها هم بهعنوان راهی برای کاهش وابستگی مطرح شده است. چند کارخانه جدید در اروپا راهاندازی شده یا در حال ساخت است، اما نرخ بازیافت جهانی هنوز کمتر از یک درصد است، چون جمعآوری آهنرباهای مستعمل کار سادهای نیست.
در نهایت، کارشناسان معتقدند اروپا میتواند وضعیت خود را بهتر کند، اما چین در آینده قابل پیشبینی همچنان نقش مرکزی در زنجیره جهانی عناصر نادر خاکی خواهد داشت. برتری چین فقط به منابع طبیعی محدود نمیشود، بلکه حاصل سالها تجربه فنی، مقیاس تولید بالا و شکلگیری یک زنجیره صنعتی یکپارچه است؛ چیزی که بهسرعت قابل تکرار نیست.