در چنین شرایطی، مهمترین رویداد سال، جنگهای تجاری بود. نقطه عطف این ماجرا در ۲ آوریل رقم خورد، زمانی که ترامپ تعرفههای سنگینی برای اکثر کشورها اعلام کرد و بازار سهام و اوراق بدهی آمریکا واکنش شدیدی نشان دادند.
این فشار بازارها باعث شد ترامپ عقبنشینی کند؛ ابتدا سیگنال خرید سهام صادر کرد و سپس تعلیق ۹۰ روزه تعرفهها را اعلام کرد.
پس از این اتفاق، توجهها به فدرال رزرو معطوف شد. در هشت ماه اول سال، صبوری فدرال رزرو در برابر تورم ناشی از تعرفهها چشمگیر بود. اگرچه تورم هنوز کاهش نیافته بود و نگرانی از اثرات تعرفهها وجود داشت، اما فشارهای سیاسی به پاول افزایش یافت. ترامپ بارها از او انتقاد کرد و خواستار کاهش سریعتر نرخ بهره شد. با این حال، اثر تعرفهها کمتر از حد انتظار بود؛ تورم از کنترل خارج نشد و تجارت جهانی فرو نپاشید، هرچند فشار قیمتی محدود در برخی کالاها باقی ماند.
در طول تابستان، دادههای اقتصادی تصویر متناقضی ارائه کردند: مصرف همچنان فعال بود اما سرعت رشد کاهش یافته بود، بازار کار فعال اما نشانههایی از کندی داشت، و فشارهای تورمی نسبت به قبل ضعیفتر شدند. این وضعیت باعث شد فدرال رزرو محتاطتر و در عین حال انعطافپذیرتر عمل کند. در نشست جکسون هول، پایان مقاومت فدرال رزرو در برابر کاهش نرخ بهره آشکار شد و سیگنال داویش از سوی پاول صادر شد؛ سه کاهش نرخ بهره در سه جلسه پایانی سال، انتظارات بازار را تغییر داد و حرکت صعودی طلا، نقره و بازار کالاها را رقم زد.
بازار سهام روایت جداگانهای داشت: سرمایهگذاری در هوش مصنوعی شدت گرفت و بحثهای حباب یا انقلاب بهرهوری بر نوسانات افزود. در داخل آمریکا، تعطیلی دولت و مباحث کسری بودجه، فضای انتظارات را پیچیدهتر کرد. در سهماهه پایانی، دادههای اقتصادی شفافتر شدند: رشد تولید ناخالص داخلی قوی بود، اما نرخ بیکاری به ۴.۶ درصد رسید و بازار کار نشانههایی از خستگی داشت.
در نهایت، سال ۲۰۲۵ نشان داد حتی سیاستگذاران قدرتمندی مثل ترامپ نیز مجبور به تعدیل مواضع خود در برابر واکنش بازارها میشوند. توییتها، تعرفهها و بستههای مالی بزرگ نوسان ایجاد کردند، اما قدرت واقعی در اقتصاد امروز نه تنها در دست سیاستگذاران، بلکه در دست بازارهاست.