بازارهای جهانی بار دیگر با یک پرسش قدیمی روبه‌رو شده‌اند: آیا دولت‌ها و بانک‌های مرکزی می‌توانند با مداخله مستقیم، ارزش پول ملی یا نرخ‌های بازار اوراق را برای مدت طولانی در سطحی مشخص نگه دارند؟ تجربه اخیر ژاپن و آمریکا نشان می‌دهد که پاسخ چندان امیدوارکننده نیست. مداخله مشترک دو کشور برای حمایت از ین، توانست این ارز را برای مدتی کوتاه تقویت کند، اما ین دوباره به محدوده‌های قبلی بازگشت. همین تجربه باعث شده فشار آمریکا بر ژاپن برای افزایش نرخ بهره بیشتر شود؛ چراکه اگر ضعف ین ریشه در اختلاف نرخ بهره و عوامل بنیادی داشته باشد، خرید و فروش ارز به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل را حل کند.

بازار نیز این احتمال را جدی گرفته و احتمال افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن در سپتامبر به بیش از ۹۰ درصد رسیده است.

در آمریکا نیز داستان مشابهی در بازار اوراق در جریان است. بازده اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری به حدود ۴.۸ درصد رسیده؛ در شرایطی که نگرانی درباره تورم، کسری بودجه و نیاز دولت به استقراض بیشتر، هم‌زمان با تغییر انتظارات درباره نرخ بهره در حال اثرگذاری بر بازار است.

اظهارات کوین وارش نیز احتمال افزایش نرخ بهره آمریکا در سپتامبر را بیشتر کرده و همین انتظار، قیمت اوراق را تحت فشار و بازده آنها را بالاتر برده است.

واکنش سایر بازارها نیز معنادار بوده؛ طلا تحت فشار قرار گرفته، دلار بخشی از افت قبلی خود را جبران کرده و ین دوباره تضعیف شده است.