به گزارش اکوایران، حملات اخیر به اردن، پیوند میان ایالات متحده و یکی از متحدان سرسخت خاورمیانهای واشنگتن را محک میزند.
به نوشته آسوشیتدپرس، اردن، متحد سرسخت ایالات متحده که میزبان نیروهای آمریکایی در خاورمیانه است، در حال پرداخت بهای رابطه با واشنگتن است و پایگاههای نظامی این پادشاهی هدف حملات مکرر ایران قرار گرفته است. اکنون صدها حمله پهپادی و موشکی به سایر مشکلات اردن از جمله رکود اقتصادی و بیثباتی در کرانه باختری -جایی که شهرکنشینان اسرائیلی حملات خود را به فلسطینیها افزایش دادهاند- افزوده است،
در آغوش واشنگتن
با وجود خطر وقوع حملات بیشتر، رهبران اردن میگویند که پس از دههها تلاش برای روابط امنیتی عمیقتر با مقامات آمریکایی و پیشنهاد تبدیل شدن به یک شریک قابل اعتماد با غرب در منطقهای که شاهد درگیری است، به حفظ این رابطه متعهد هستند. تحلیلگران میگویند که این اتحاد به اردن راهی برای محافظت در برابر بیثباتی میدهد. به نظر میرسد ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، سال گذشته، زمانی که هشدار داد بیثباتی ناشی از بحران کووید-۱۹، حمله تمامعیار روسیه به اوکراین و چندین عملیات نظامی اسرائیل در خاورمیانه میتواند هرج و مرج را فراتر از منطقه دامن بزند، به لزوم چنین اتحادهایی اذعان کرد. او به قانونگذاران اروپایی گفت: «ما در حال تجربه موجهای متوالی از اختلالات و بدون وقفه هستیم. نمیتوان گفت مرزهای این میدان نبرد به کجا ختم خواهد شد. دوستان من، این تهدیدی برای مردم در همه جا است.»
اردن برای عبور از خاورمیانه طوفانی، واشنگتن را در آغوش گرفته است. پادشاهی اردن هاشمی کشوری به شکل قطعات پازل است که با عراق، عربستان سعودی، سوریه، اسرائیل و کرانه باختری هممرز است. بیش از ۱۱ میلیون اردنی بین رودخانه اردن، دریای سرخ و بیابانهای شرقی پوشیده از ویرانهها زندگی میکنند.
اردن علاوه بر جنگ ایران، با چالشهای دیگری مانند اقتصادی که زیر بار میلیونها پناهنده فراری از درگیریهای منطقهای کمر خم کرده است، روبرو است. افزایش قیمت انرژی و تورم، بار سنگینی را بر دوش بخش گردشگری گذاشته است، چرا که این بخش برای جذب بازدیدکنندگان به مناظری که توسط پیتر اوتول، هریسون فورد و مت دیمون در هالیوود مورد ستایش قرار گرفتهاند، تلاش میکند. و در کنار آن، به گفته شان یوم، استاد دانشگاه تمپل و نویسنده کتاب «اردن: سیاست در یک بوته آزمایش تصادفی»: «خشونت فزاینده شهرکنشینان اسرائیلی در کرانه باختری برای اردنیها عمیقاً نگرانکننده است، زیرا آنها نگرانند که بیثباتی بتواند بسیاری از ۲.۸ میلیون فلسطینی آنجا را به فرار به این پادشاهی سوق دهد».
از زمان به دست گرفتن قدرت در سال ۱۹۹۹، عبدالله پیوندهای قویتری با واشنگتن ایجاد کرده است. این پادشاه - که به زبان انگلیسی مسلط است، از حمایت گستردهای در بین رهبران جهان و قانونگذاران دموکرات و جمهوریخواه در ایالات متحده برخوردار است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، زمانی پادشاه را «یکی از رهبران بزرگ واقعی جهان» نامید. جو بایدن نیز رهبری او را ستود. جیل بایدن، بانوی اول، در سال ۲۰۲۳ مهمان عروسی حسین، پسر عبدالله، با یک اشرافزاده سعودی بود. پاپ لئو در سال ۲۰۲۵ از عبدالله در واتیکان استقبال کرد.
اردن به عنوان بخشی از همکاری خود با غرب، کمکهای لجستیکی و اطلاعاتی را برای حمله به عراق به رهبری ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ ارائه داد و در مبارزه با شبهنظامیان داعش در سوریه و عراق نقش داشت. به گفته عامر سبیله، تحلیلگر سیاسی اردنی، اتحاد اردن با ایالات متحده در مبارزات چندین ساله عبدالله برای ایمنسازی پادشاهیاش در برابر خطرات منطقه ای، نقش محوری دارد.
قطب لجستیکی کلیدی واشنگتن
امان و واشنگتن در سال ۲۰۲۱ یک توافقنامه همکاری دفاعی امضا کردند که به نیروها و پیمانکاران آمریکایی امکان دسترسی به ۱۲ تأسیسات نظامی در سراسر پادشاهی را میدهد. اتحاد نظامی ناتو اولین دفتر ارتباطی خود را در منطقه در سال ۲۰۲۵ در اردن افتتاح کرد.
تصویر ماهوارهای از پایگاه هوایی موفق السلطی در الأزرق اردن /عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته دیوید شنکر، از اعضای موسسه واشنگتن: «در آستانه جنگ ایران پایگاه هوایی بزرگ موفق السلطی اردن به یک قطب لجستیکی کلیدی برای هواپیماهای ترابری C-17 ایالات متحده و حدود ۶۰ هواپیمای جنگی تبدیل شد». او با «ضروری» خواندن جایگاه پادشاهی اردن برای کمپین ایالات متحده علیه ایران، گفت: «اردن عمق استراتژیک زیادی را فراهم میکند. این امر اردن را نه تنها به یک هدف تبدیل میکند، بلکه این پادشاهی را نیز به یک هدف مبدل میکند». در حال حاضر حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در سراسر خاورمیانه مستقر هستند که تعداد نامشخصی از آنها در اردن حضور دارند. شنکر تخمین میزند که حداقل ۸٪ یا ۱.۴۷ میلیارد دلار از بودجه سالانه این پادشاهی مستقیماً از کمکهای مالی ایالات متحده تأمین میشود.
دریاسالار چارلز بردفورد، فرمانده بخش خاورمیانه پنتاگون، در ماه مه گفت که ارتش ایالات متحده پرسنل و داراییهای خود را از مأموریت علیه داعش از عراق به اردن منتقل کرده است. این تغییر بخشی از یک استراتژی گستردهتر و طولانیمدت برای ایجاد فاصله بیشتر بین نیروهای آمریکایی و موشکهای ایرانی بود. این نیروها برای کشاندن آتش جمهوری اسلامی به اردن کافی بودند. بیشتر موشکها و پهپادهای ورودی توسط پدافند هوایی ایالات متحده سرنگون شدند.
بازندگان اصلی قمار بزرگ تهران
در این شرایط، یک تحلیلگر به شبکه الجزیره گفت کشورهای خلیج فارس بزرگترین بازندگان مناقشه کنونی هستند. به گفته سلطان برکات، استاد سیاست عمومی در دانشگاه حمد بن خلیفه در قطر، ایران برای تغییر رویکرد واشنگتن، روی نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا حساب میکند. برکات به الجزیره گفت: «ایران نفسهایش را حبس کرده تا ببیند در انتخابات میاندورهای ایالات متحده چه اتفاقی میافتد. اگر این انتخابات برخلاف میل ترامپ پیش برود، ممکن است شاهد استیضاح رئیس جمهور باشید. فکر میکنم دموکراتها احتمالاً درخواست توقف جنگ و بازگشت به مذاکره را خواهند کرد».
دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران، 24 آگوست 2026/ عکس از گتی ایمیجز
برکات گفت این «قمار بزرگی از طرف ایران» است، زیرا «ترامپ اکنون چیزی برای از دست دادن ندارد. او در واقع میتواند اقداماتی انجام دهد که در گذشته پیشبینی نشده بود، یا شاید در گذشته دور از ذهن بود». او گفت: «بازندگان نهایی، در واقع، هنوز کشورهای خلیج فارس هستند که اکنون «شش ماه» از فشار اقتصادی گذشته است، بدون اینکه هنوز هیچ تلاش یکپارچهای «برای گفتگوی مستقیم با ایرانیها برای ارائه راهحلی برای مشکل فعلی» صورت گرفته باشد.
او گفت نگرانی عمیقتر او این است که واشنگتن «به بازگرداندن ترافیک در تنگه هرمز کمکی نمیکند». برکات گفت: «ترامپ ادعا میکند که کنترل اوضاع را در دست دارد، اما ترافیک هنوز روان نیست.» در عوض، ایالات متحده در حال وارد کردن منابع نفتی جایگزین از ونزوئلا و جاهای دیگر به بازار است و «به آرامی کل نفت خلیج فارس را تقریباً بیربط به بازار انرژی بینالمللی میکند» روندی که به گفته او «نه تنها برای ایران، بلکه برای کشورهای خلیج فارس نیز باید نگرانکننده باشد».
استراتژی تهران نتیجه عکس می دهد؟
تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه هم به الجزیره گفت: «آخرین دور اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران نشان استراتژی آشفته است و آنچه اکنون شاهد آن هستیم، آشفتگی کامل نظامی و استراتژیک در موضع آمریکا باشد که در آن مواضع، اقدامات، تاکتیکها و استراتژیها مدام در حال تغییر هستند. ایالات متحده تحریمهای اقتصادی را علیه ایران اعمال کرد که قرار بود مداخله نظامی بیشتر را غیرضروری کند، اما این تحریمها اثر مورد نظر را نداشت و هفت روز بعد، ایالات متحده دوباره به بمباران ایران بازگشت».
دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران، 31 اگوست 2026/ عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته پارسی، ایران هنوز خواستار اجرای یادداشت تفاهمی است که در ماه ژوئن برای تمدید آتشبس امضا کرد، اما موضع آمریکا بازگشت به توافق نیست: «موضع آمریکا در حال حاضر این است که موفق به باز کردن تنگه [هرمز] شدهاند و در نتیجه، میتوانند خواستههای بسیار سختتری نسبت به گذشته از ایران دارند». ارسی میگوید که ایالات متحده «از یک موضع به موضع دیگر میپرد».
با این حال، پارسی هشدار داده که استراتژی ایران برای به حداکثر رساندن فشار بر رئیس جمهور آمریکا، ترامپ، پیش از انتخابات کنگره آمریکا در ماه نوامبر ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. او به الجزیره گفته انتظار ایران این است که ترامپ آماده است جنگ علیه آنها را از سر بگیرد، اما او نمیخواهد این کار را قبل از انتخابات انجام دهد. در نتیجه، ترامپ سعی میکند از چند هفته و ماه آینده فقط برای آمادهسازی خود و آرام نگه داشتن اوضاع استفاده کند. پارسی گفت: «واکنش ایرانیها به این امر ممکن است این باشد که خودشان درست قبل از انتخابات میاندورهای جنگ را آغاز کنند تا دردی را که به رئیس جمهور آمریکا وارد میشود، به حداکثر برسانند. اما ممکن است از این رویکرد پشیمان شوند. من مطمئن نیستم که این [سیاست/طرح/...] لزوماً برای ایرانیها نتیجه بدهد، زیرا ترامپی که در انتخابات تحقیر شود، کسی که با اکثریت دموکرات مجلس نمایندگان و احتمالاً سنای دموکرات روبرو شود، ممکن است به رئیس جمهور بسیار ناامیدتر و بیملاحظهتری تبدیل شود.»
جنگ تمام عیار یا درگیری پراکنده؟
ولفگانگ پوتسای، تحلیلگر امنیتی و سیاسی، معتقدست نه آمریکا و نه ایران به دنبال بازگشت به جنگ تمام عیار نیستند، اما احتمالاً درگیریهای پراکنده ادامه خواهد یافت. او به الجزیره گفت: «آنچه خواهیم دید، نوعی مراحل گرم و سرد این جنگ و برخی درگیریهای نظامی محدود است. شمشیر تیز آمریکا در این درگیری با ایران، ارتش نیست. ارتش فقط به استراتژی ابزار اقتصادی کمک میکند. «شمشیر تیز، محاصره دریایی است که بیش از ۲۵۰ میلیون دلار در روز برای ایران هزینه دارد.»
کشتیها در نزدیکی تنگه هرمز، مسندم، عمان، ۳۱ آگوست ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز
او خاطرنشان کرد که قبل از جنگ، ایران بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز صادر میکرد - «منبع عظیمی از درآمد». پوتسای گفت: «این را باید در ترکیب با تحریمهای تشدید شده آمریکا دید. بنابراین، از دیدگاه ایران، آنها باید توانایی ترامپ برای ادامه جنگ را در هم بشکنند، و به همین دلیل است که آنها باید هر از گاهی با حمله به کشتیها و با گذاشتن مینهای دریایی، تنشها را تشدید کنند.»
پوتسای، وابسته دفاعی سابق اتریش در لیبی، به الجزیره گفت که ایالات متحده قابلیتهای نظامی ایران را از کار نینداخته است. پوتسای گفت: «فعلاً هیچ یک از طرفین قصد تشدید تنش را ندارند.» این تحلیلگر دفاعی گفت: «با این حال، اگر هر یک از طرفین تلفات غیرنظامی یا نظامی بیشتری متحمل شوند، تهران یا واشنگتن ممکن است مجبور به تشدید تنش شوند.» ای گفت: «به نظر میرسد ایران تمایلی به تشدید تنش ندارد، زیرا تهران میتوانست اهداف و پایگاههای آمریکایی بیشتری را در منطقه هدف قرار دهد، اما از این کار خودداری کرد. همچنین به نظر میرسد ایالات متحده تمایلی به تشدید تنش ندارد، زیرا واشنگتن در حملات این هفته خود از موشکهای بالستیک کوتاهبرد و میانبرد استفاده نکرد». پوتسای اظهار داشت: «من نسبتاً خوشبین هستم که در آینده نزدیک شاهد تشدید تنش عمدهای نخواهیم بود.» او گفت که به تهران توصیه میکند که «رویکردی مسالمتآمیز» برای زندگی با همسایگان خلیج فارس خود اتخاذ کند و «هر روز آنها را با موشک تهدید نکند».