در قسمت نخست دیدیم که چگونه قمار نیکلای چائوشسکو روی صنعت پتروشیمی و قطع شدن شریان نفت ارزان ایران، رومانی را در تله بدهی 10 میلیارد دلاری انداخت. اما قسمت دوم این داستان، ترسناکتر است. جایی که چائوشسکو تصمیم گرفت برای پرداخت این بدهی، نه از جیب دولت، بلکه از «جان مردم» مایه بگذارد.
دهه 1980 در تاریخ رومانی به «دهه شیطانی» معروف است؛ سالهایی که در آن حکومت با یک دست «رژیم غذایی علمی» برای مردم مینوشت تا ثابت کند گرسنگی برای سلامتی مفید است و با دست دیگر، آخرین دلارهای کشور را برای بانکهای غربی میفرستاد.
اختراعِ «گرسنگیِ علمی»
در سال ۱۹۸۲، وقتی قفسههای فروشگاهها خالی شد، چائوشسکو به جای پذیرش شکست اقتصادی، به «علم» پناه برد. او کمیسیونی از پزشکان و دانشمندان وابسته به حزب کمونیست تشکیل داد تا برنامهای تدوین کنند که به نام «رژیم غذایی علمی» (Scientific Diet) شناخته شد. هدف این برنامه این بود که به مردم بقبولاند پرخوری عامل بیماری است و شهروندان رومانیایی باید برای حفظ سلامتی، کمتر غذا بخورند. مطابق ادعای این دانشمندان، میزان مصرف کالری مردم رومانی در روز، حدود 3300 کالری است و این رقم میبایست به 2700 کالری در روز برسد.

اما نگاهی به اعداد و ارقام این رژیم، واقعیت تلخی را فاش میکند: این یک رژیم لاغری نبود، بلکه جیرهای برای بقا بود. طبق اسناد رسمی حزب کمونیست، سهمیه سالانه گوشت برای هر فرد به ۵۴ کیلوگرم محدود شد، در حالی که مردم در سال ۱۹۸۰ (قبل از ریاضت) حدود ۶۲ کیلوگرم گوشت مصرف میکردند. اما فاجعهبارترین بخش، سهمیه تخممرغ و میوه بود. در این رژیم علمی، سهمیه تخممرغ برای هر فرد در سال، 114 عدد در نظر گرفته شده بود؛ عینی کمتر از یک تخم مرغ در هر سه روز.

درحالیکه پیش از کمبود، مصرف مردم در سال ۱۹۸۰ بالغ بر ۲۳۲ عدد بود. به دیگر سخن، دولت عملاً نیمی از پروتئین سفره مردم را حذف کرد. این مسئله به عینه درخصوص مصرف میوه نیز تکرار شد؛ سرانه مصرف سالانه میوه در سال 1980، 45 کیلوگرم در سال بود اما رژیم علمی حزب کمونیست، تنها 20 کیلوگرم برای هر فرد در سال تعیین کرده بود. نتیجه این سیاست، ایجاد صفهای طولانی در ساعت ۴ صبح برای خرید پای مرغ بود؛ تنها قسمتِ مرغ که صادر نمیشد و مردم به طعنه به آن «کتانی آدیداس» میگفتند.
زندگی در عصر یخبندان؛ قانونِ ۱۴ درجه
ریاضت فقط به غذا محدود نشد. برای صرفهجویی در مصرف انرژی، دولت وارد حریم خصوصی خانهها شد. طی سیاست ریاضتی چائوشسکو، بین 72 تا 74 درصد برق تولیدی به بخش صنعت اختصاص داده میشد و مابقی به صورت جیرهبندی شده در اختیار خانوار قرار میگرفت. افزون بر این، حجم کلی تولید برق نیز کاهش پیدا کرد تا دولت بتواند نفت و گاز استخراجی را صادر کند. از این رو قوانین سختگیرانهای وضع شد که زندگی شهری را به قرون وسطی بازگرداند.
هر اتاق فقط حق داشت یک لامپ ۴۰ وات داشته باشد. پلیس مخفی (سکوریتاته) گاهی سرزده به خانهها میرفت تا لامپها را چک کند. دمای آپارتمانها در زمستانهای سخت رومانی نباید از ۱۴ درجه سانتیگراد تجاوز میکرد. گزارشهای آن دوران نشان میدهد که مردم در داخل خانه با پالتو و کلاه میخوابیدند و دانشآموزان در مدارس با دستکش امتحان میدادند. تلویزیون دولتی تنها ۲ ساعت در روز برنامه پخش میکرد (از ۸ تا ۱۰ شب) که نیمی از آن به اخبار فعالیتهای چائوشسکو اختصاص داشت و سپس با پخش سرود ملّی، برق قطع میشد.
هزینه انسانی: وقتی نوزادان میمیرند
این ریاضت اقتصادی سلامت عمومی رومانی را زیر و زبر کرد. مهمترین داده در این خصوص، میزان مرگومیر نوزادان است. در قیاس با دو کشورِ سوسیالیستی دیگر، بلغارستان و بلغارستان، قیاس شود، این تأثیر به وضوح خود را نشان خواهد داد. در حالی که در دهه ۸۰، بهداشت در لهستان و بلغارستان بهبود یافت و مرگومیر نوزادان کاهش پیدا کرد، رومانی مسیری معکوس طی کرد. نرخ مرگومیر نوزادان در رومانی که در سال ۱۹۸۳ به ۲۵ در هزار رسیده بود، دوباره روند صعودی گرفت و تا سال ۱۹۸۹ در سطح بالایی باقی ماند. این «توقف پیشرفت» نتیجه مستقیم کمبود تغذیه، قطع برق بیمارستانها و کمبود دارو بود.

میراث شوم: یتیمخانهها و ایدز
یکی از تاریکترین فصلهای این دوران، ماجرای «کودکان سرراهی» و شیوع ایدز بود. چائوشسکو برای افزایش جمعیت (نیروی کار آینده)، سقط جنین و پیشگیری از بارداری را ممنوع کرده بود. نتیجه این شد که خانوادههای فقیری که نان برای خوردن نداشتند، صاحب فرزندانی میشدند که توان نگهداریشان را نداشتند. بنا به برآوردها ۱۰۰ هزار تا 170 هزار کودک در یتیمخانههای دولتی رها شدند که شبیه اردوگاههای کار اجباری اداره میشدند. برای صرفهجویی در هزینههای پزشکی، از سرنگهای مشترک برای واکسیناسیون یا تزریق ویتامین به این کودکان استفاده میشد. این «صرفهجویی ارزی»، سبب شد هزاران کودک بیگناه به ویروس HIV مبتلا شوند و رومانی در سال ۱۹۹۰، بالاترین نرخ کودکان مبتلا به ایدز در اروپا را داشته باشد.
کاخِ ۳ میلیارد دلاری در شهرِ خاموش
شاید هیچچیز به اندازه داستان «کاخ پارلمان»، جنونِ اولویتبندیهای آن دوران را نشان ندهد. درست در همان سالهایی که مردم در خانههای ۱۴ درجه میلرزیدند و بیمارستانها برق اضطراری نداشتند، چائوشسکو مشغول ساخت دومین ساختمان بزرگ اداری جهان (پس از پنتاگون) در مرکز بخارست بود. برای ساخت این هیولا، ۲۰ هزار کارگر و ۷۰۰ معمار به صورت شبانهروز کار میکردند. در حالی که مردم برای خرید یک لیتر روغن جیرهبندی شده صف میکشیدند، هزاران تن سنگ مرمر، طلا و کریستال صرف تزیین تالارهای این کاخ میشد. طنز تلخ ماجرا این بود که مصرف برق این کاخ در یک روز، با مصرف برق یک شهر متوسط برابری میکرد؛ برقی که از خانههای مردم دریغ میشد تا چراغهای لوسترهای چند تُنی کاخ چائوشسکو روشن بماند.
میراث شوم؛ چرا «بهبود» یک دهه طول کشید؟
سقوط چائوشسکو در دسامبر ۱۹۸۹، پایان حکومت سوسیالیستی در رومانی بود، اما پایانِ فاجعه اقتصادی نبود. بسیاری از مردم گمان میکردند با رفتن حکومت کمونیستی و باز شدن مرزها، رفاه بلافاصله بازخواهد گشت، اما واقعیت، سیلیِ سختتری به صورت جامعه زد. سیاست «تسویه بدهی» و «توقف واردات تکنولوژی» در دهه 1980، صنایع رومانی را به آهنقراضه تبدیل کرده بود. کارخانههایی که یک دهه از تکنولوژی روز دنیا عقب مانده بودند، توان رقابت با کالاهای غربی را نداشتند. در نتیجه، دهه 1990 برای رومانی با تورمهای سه رقمی و بیکاری گسترده همراه شد. آمارها نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی (GDP) رومانی تا سال ۲۰۰۰ طول کشید تا بتواند دوباره به سطح سال ۱۹۸۸ بازگردد. به عبارتی، سیاستهای ریاضتی چائوشسکو، عملاً «دو دهه» از عمر ملت را دزدید: یک دهه گرسنگی برای پرداخت بدهی، و یک دهه فقر برای بازسازی ویرانهها.
در بخش سلامت عمومی نیز، زخمها عمیقتر از آن بود که به سرعت درمان شود. نسلی از کودکان که در دهه 1980 با سوءتغذیه و کمبود پروتئین رشد کرده بودند، در بزرگسالی با مشکلات جسمی و کوتاهی قد مواجه شدند. همچنین بحران ایدز کودکان که میراث شومِ صرفهجویی در سرنگهای پزشکی بود، تا سالها نظام بهداشت رومانی را درگیر کرد. رومانی مجبور شد نیمی از دهه ۹۰ را صرفِ کنترلِ اپیدمیهایی کند که در سایر نقاط اروپا ریشهکن شده بود.
پرونده رومانی درس عبرتی بزرگ برای تاریخ اقتصاد است. این کشور نشان داد که «ترازنامه مثبت» و «بدهی صفر» به خودی خود فضیلت نیستند، اگر به قیمت نابودی «سرمایه انسانی» و «اعتماد عمومی» به دست آیند. چائوشسکو بدهی مالی را صاف کرد، اما بدهی اجتماعی سنگینی ایجاد کرد که در نهایت حکومتش را ورشکست کرد.