به گزارش اکوایران، کمتر کسی است که پس از شنیدن نام رومانی آن صحنه معروف سخنرانی «چائوشسکو» روی بالکن و هجوم مردم برای پایین کشیدن او را به خاطر نیاورد. رومانی دقیقا مصداق مجسم نقل قولی معروف است که میگوید: «در نظامهای دیکتاتوری 15 دقیقه قبل از سقوط همهچیز عادی است.»
روزگار رومانی پس از فروپاشی
بر اساس پژوهشی در «آلفا هیستری»، رومانی یکی دیگر از کشورهای اروپای شرقی بود که پس از اشغال توسط شوروی در طول جنگ جهانی دوم، سوسیالیست شد. با این حال، داستان رومانی با همسایگان بلوک شرق خود متفاوت است. در بیشتر دوران جنگ سرد، دو تن از وفاداران به «جوزف استالین» بر رومانی حکومت کردند. «گئورگیو-دژ»، رومانی را به یک دولت استالینیستی با کنترل شدید تبدیل کرد؛ او یک سازمان پلیس مخفی تشکیل داد، اردوگاههای زندان ساخت و به صنعتیسازی شتاب بخشید. اما مرگ استالین و ظهور «نیکیتا خروشچف»، بین مسکو و بخارست شکاف ایجاد کرد. پس از آن، رومانی مسیر خود را در پیش گرفت و در حالی که سیستمهای اقتصادی و ساختارهای قدرت استالینیستی را حفظ کرده بود، از نفوذ شوروی فاصله گرفت و با غرب روابط برقرار کرد. گئورگیو-دژ در سال ۱۹۶۵ درگذشت و «نیکولای چائوشسکو» جانشین او شد که برای ۲۴ سال بعد بر رومانی حکومت کرد. رهبری، سیاستهای اقتصادی و اجتماعی چائوشسکو غیرواقعبینانه توصیف شدند، سیاستهایی که دو دهه رنج را برای مردم رومانی به همراه آورد.
شبهای تیره و تاریک بخارست
چائوشسکو چنان کرده بود که او را به عنوان فردی مستبد بشناسند. او که در برخی مسائل سیاست خارجی در برابر شوروی ایستادگی کرده بود، اما در داخل کشور، به شدت متعصب و بیرحم بود. او هر آنچه را که در کشور تولید میشد و ذرهای کیفیت یا کاربرد داشت صادر میکرد و مردم را از داشتههای اولیه محروم میکرد؛ به طوری که شبها هیچ چراغی در شهر روشن نبود. بخارست شهری با حدود یک و نیم میلیون نفر جمعیت بود، اما شبها در تاریکی مطلق فرو میرفت. در برخی منابع هم نقل شده که مردم با ماشینهای کوچک «داچیا» تردد میکردند؛ خودرویی با طراحی قدیمی رنو متعلق به اوایل دهه ۵۰ که کمونیستهای رومانی امتیازش را خریده بودند.
رومانی پساچائوشسکو
پس از سرنگونی و اعدام نیکولای چائوشسکو در دسامبر ۱۹۸۹، رومانی دوران گذار از کمونیسم را با تلاطمهای فراوان آغاز کرد. «جبهه نجات ملی» قدرت را به دست گرفت و کشور را به سمت انتخابات زودهنگام، اصلاحات اقتصادی و البته بیثباتی سیاسی هدایت کرد. پیامد فوری سقوط چائوشسکو، خلاء قدرت بود. جبهه نجات ملی به رهبری «یون الیسکو» قدرت را به دست گرفته و وعده برگزاری انتخابات آزاد را داد. در نهایت، رومانی با غرب ادغام شد، هرچند در سالهای اخیر با چالشهایی در مسیر تثبیت دموکراسی روبرو بوده است.
در حالی که تحولات در برخی کشورهای اروپای شرقی مسالمتآمیز بود، گذار در رومانی با خشونت گسترده همراه شد که اوج آن اعدام خانواده چائوشسکو در روز کریسمس ۱۹۸۹ بود که بر جامعه بدون تاثیر نبود.
جبهه نجات ملی در انتخابات مه ۱۹۹۰ پیروز شد، اما این دوره شاهد اعتراضات ضددولتی گسترده و سرکوبهای خشونتآمیز توسط معدنچیان زغالسنگ دره «ژیو» بود.
قانون اساسی دموکراتیک جدید در سال ۱۹۹۱ تصویب شد و دولت اصلاحات تدریجی اقتصاد بازار را دنبال کرد. این روند منجر به تقسیم جبهه نجات ملی به احزاب مجزا مانند «حزب سوسیال دموکرات» شد.
از دهه 2000 توسعه اقتصادی و دموکراتیک در رومانی آغاز شد. رومانی در سال ۲۰۰۴ به عضویت ناتو و در سال ۲۰۰۷ به عضویت اتحادیه اروپا درآمد. پس از پیشرفت کُند در دهه ۱۹۹۰، اقتصاد در دهه ۲۰۰۰ شروع به بهبود کرد، هرچند ادغام با اتحادیه اروپا چالشهای جدیدی را به همراه داشت.
اصلاحات اقتصادی رومانی که از سال ۱۹۹۰ آغاز شد، فرآیند گذار از کمونیسم به اقتصاد بازار را از طریق خصوصیسازی، تعدیلات مالی (مانند افزایش مالیاتها و کاهش هزینهها جهت انطباق با استانداردهای اتحادیه اروپا) و تغییرات ساختاری طی کرد. تلاشهای فعلی بر دیجیتالسازی، تقویت نظام مالیاتی (از جمله رسیدگی به معافیتهای مالیاتی شرکتهای کوچک)، بهبود آموزش و بهرهبرداری بهتر از بودجههای اتحادیه اروپا برای رشد اقتصادی متمرکز است این در حالی است که تلاش میشود، تعادلی میان تثبیت بودجه و سرمایهگذاری برای توسعه پایدار برقرارشود.
سیر تحولات در جامعه رومانی
رومانی اخیراً با چالشهایی در مسیر دموکراسی روبرو شده است، از جمله شعارهای پوپولیستی و حمله به استقلال قضایی به ویژه بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ و مجدداً از سال ۲۰۲۱.
به گفته سازمان بررسی وضعیت جهانی دموکراسی، رومانی یک جمهوری نیمهریاستی با دموکراسی چندحزبی است که در سال ۱۹۸۹ از کمونیسم به سوی کثرتگرایی (پلورالیسم) گذار کرد. با وجود چالشهایی در حوزههای فساد مالی، آزادی مطبوعات و مشارکت مدنی، این کشور همچنان انتخابات رقابتی منظم، تلاشهای جدی ضدفساد و حفاظت از آزادیهای مدنی را حفظ کرده است. ناظران بینالمللی رومانی را در رده «دموکراسیهای ناقص» یا «دموکراسیهای نیمهتثبیتشده» طبقهبندی میکنند. نظام سیاسی آن شامل رئیسجمهور، پارلمان و دادگاه قانون اساسی است که حاکمیت مردمی را تضمین میکنند؛ اما با این حال، این سیستم همچنان با ضعفهای نهادی روبرو است، موضوعی که در جریان فشارهای اخیر برای مبارزه با فساد و تغییرات سیاسی به وضوح مشاهده شد.
بسیاری از مردم همچنان احساس میکنند که وعدههای انقلاب برای تغییرات عمیق، عدالت و توسعه به طور کامل محقق نشده است، امری که تاحدی منجر به سرخوردگی سیاسی شده است.
پرورشگاههای مخوف چائوشسکو
بخشی از تاریکترین دوران رومانی در زمان دیکتاتوری چائوشسکو رفتار با کودکان دارای معلولیت بود. در دوران نیکولای چائوشسکو در رومانی کودکان دارای معلولیت در نهادهای دولتی بدون بودجه و امکانات، در معرض بیتوجهی سیستماتیک، آزار و تفکیک جنسیتی قرار داشتند. رومانی این کودکان را به عنوان افراد «غیرقابل بازپروری» یا «غیرقابل نجات» طبقهبندی میکرد و آنها را از دید عموم پنهان میکرد؛ چرا که آنها را بار اضافی و غیرمولد برای جامعه میدانست.
شرایط در آسایشگاهها غیر انسانی بود. کودکان دارای معلولیت در مؤسسات پزشکی منزوی موسوم به «کمینه اسپیتاله» (Cămine Spitale) نگهداری میشدند که از خانههای کودکان بدون معلولیت جدا بود و شرایط به مراتب بدتری داشت.
کودکان از سوءتغذیه شدید، شرایط غیربهداشتی و فقدان مراقبتهای پزشکی اولیه و توجه عاطفی رنج میبردند. بسیاری از آنها به دلیل کمبود پرسنل، به تختهای خود بسته میشدند.
تحقیقات «مؤسسه بررسی جنایات کمونیستی و حافظه تبعید رومانی» (IICCMER) نشان میدهد که بیش از 15 هزار فرد زیر سن قانونی بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۹۰ در این مراکز به دلایل قابل پیشگیری بیماریهایی مانند ذاتالریه، گرسنگی و عدم مراقبت خود را از دست دادند.
برخی از کودکان بدون معلولیت به دلیل محدودیتهای بودجه دولتی یا کمبود تخت در سایر یتیمخانهها، به اشتباه دارای معلولیت برچسب میخوردند. کودکان به دلیل محرومیت شدید و فقدان تعامل انسانی، اغلب دچار تأخیر در رشد، مشکلات رفتاری و دشواری در برقراری ارتباط میشدند. استفاده از ابزارهای پزشکی غیراستریل منجر به ابتلای هزاران کودک به ویروس اچآیوی (ایدز) و هپاتیت شد.