صندوق بینالمللی پول براساس دادههای موجود و همچنین یک پایگاه داده تازه ساخته شده پوشش جامع از مکانهای جغرافیایی جنگها در بازه ۱۹۴۶ تا ۲۰۲۴ ارائه داده است. این پایگاه داده با استفاده از مدلهای بزرگ زبان برای بهبود کدگذاری جغرافیایی رویدادهای جنگی و تحلیل متنی گزارشهای سالانه شورای امنیت سازمان ملل متحد ساخته شده است. ارزیابی این دادهها در جهت تاثیرات اقتصاد کلان جنگها صورت گرفته است.
روند توزیع جنگها در طول زمان
بر اساس این پایگاه داده، قرار گرفتن کشورها در معرض جنگ به سه گروه تقسیم میشود؛
اقتصادهای محل وقوع جنگ: کشورهایی که در خاک خود درگیر عملیات نظامی هستند.
اقتصادهای طرف نزاع: کشورهایی که طرف یک جنگ هستند، اما قلمرو آنها محل وقوع جنگ نیست.
کشورهای سوم: کشورهایی که درگیر جنگ نیستند، اما از طریق مرز مشترک یا روابط تجاری با محل وقوع جنگ بهطور غیرمستقیم در معرض آن قرار دارند.
جنگها نیز در اقتصادهای محل وقوع، بر اساس سه بعد دستهبندی میشوند:
نوع بازیگر: جنگها میتوانند بین دولتها (مانند جنگهای اخیر بین سودان و سودان جنوبی، اتیوپی و اریتره، هند و پاکستان، ایران و اسرائیل) یا درون دولتها (شامل جنگهای داخلی، جنگهای استعماری و جنگهای غیر دولتی) رخ دهند.
شدت جنگ: میتواند جزئی (۲۵ تا ۹۹۹ کشته مرتبط با نبرد) یا عمده (۱۰۰۰ نفر یا بیشتر) باشد.
مدت زمان جنگ: کوتاه (دو سال یا کمتر) یا بلند (بیش از دو سال).
یک مشاهده مهم درباره جنگهای پس از جنگ جهانی دوم این است که اکثر آنها شامل بازیگران دروندولتی بودهاند. در مقابل، جنگهای بین دولتها نسبتاً کم و پایدار بودهاند. با توجه به تمرکز بر پویاییهای اقتصاد کلان، رویدادهایی که احتمالاً اثرات گسترده اقتصادی ندارند مانند درگیریهای محدود، حملات تروریستی یا خشونت پراکنده با تلفات کم از تحلیل حذف شدهاند. بنابراین، باقی مطلب بر زیرمجموعهای از جنگها متمرکز است که احتمالاً بر نتایج اقتصاد کلان تأثیر میگذارند.
نتایج بدست آمده از بررسی دادهها چیست؟
اگر جنگها را بر اساس شدت تفکیک کنیم، افزایش پایدار جنگها ناشی از افزایش جنگهای جزئی از اوایل دهه ۱۹۶۰ است، دورهای که همزمان با ظهور بسیاری از کشورهای تازه مستقل شده است.
وقوع جنگهای عمده در طول زمان نسبتا ثابت مانده است، هرچند در سالهای اخیر تعداد آنها افزایش یافته است. جنگهای دروندولتی بیشترین سهم را در هر دو نوع جزئی و عمده دارند، در حالی که جنگهای بین دولتی عمدتاً عمده هستند. مدت زمان جنگ نیز با شدت آن تغییر میکند: جنگهای جزئی معمولاً کوتاهتر هستند، در حالی که جنگهای عمده طولانیتر، به ویژه در کشورهای صادرکننده کالاهای اساسی، ادامه دارند.
توزیع جنگها در مناطق مختلف نابرابر است: آسیا و اقیانوسیه، خاورمیانه، شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان، و آفریقای زیرصحرا بیشترین سهم جنگها را دارند و دو منطقه آخر سهم قابل توجهی از جنگهای جهانی را تشکیل میدهند.
این جنگها چه اثری روی اقتصاد کلان دارند؟
صندوق بینالمللی پول اثرات اقتصاد کلان جنگها را کمیسازی میکند، با تمرکز بر اثر متوسط در اقتصادهای محل وقوع جنگ و همچنین اثرات سرریز بر اقتصادهای طرف نزاع و کشورهای سوم. دو رویکرد مکمل استفاده میشود: تحلیل تجربی میانکشوری با استفاده از روش پیشبینی محلی تفاوت در تفاوتها که تغییر متغیرهای نتیجه پس از شروع جنگ را با مقایسه کشورهای تحت تأثیر و گروه کنترل بررسی میکند. تحلیل تجربی با دادههای پیمایش افراد بالای ۵۰ سال برای ارزیابی اثرات بلندمدت جنگ بر سلامت افراد.
نتایج میانکشوری نشان میدهد که جنگها هزینههای اقتصادی بزرگ و پایدار بر اقتصادهای محل وقوع جنگ تحمیل میکنند و این خسارتها با گذشت زمان عمیقتر میشوند. به طور متوسط، تولید در اقتصادهای محل وقوع جنگ در آغاز جنگ تقریبا ۳ درصد کاهش مییابد و در سالهای بعد نیز کاهش ادامه دارد و ظرف پنج سال به حدود 7 درصد کاهش تجمعی میرسد. این خسارتها در تمام بخشها مشاهده میشوند و حتی پس از یک دهه نیز ادامه دارند. تخمین خسارت تولید ناشی از جنگها بیش از خسارات معمول مرتبط با بحرانهای مالی شامل بحرانهای بانکی، ارزی و بدهی و بلایای طبیعی شدید است. اثرات منفی در تمام ویژگیهای جنگ قوی است، اگرچه خسارتها برای جنگهای عمده، کوتاه و دروندولتی کمی بیشتر است. حتی جنگهای کم شدت نیز باعث کاهش معنادار تولید در آغاز جنگ میشوند که با کاهشهای ناشی از بحرانهای ارزی قابل مقایسه است.
هزینههای اقتصادی جنگها محدود به اقتصادهای محل وقوع نیست. تمرکز بر جنگهای عمده نشان میدهد که تخمینها برای اقتصادهای طرف نزاع به طور متوسط منفی است اما از نظر آماری معنادار نیست، که ممکن است نشاندهنده محافظت نسبی این کشورها از مخربترین اثرات جنگ و جبران آن با افزایش هزینههای نظامی باشد.
*منبع: صندوق بینالمللی پول