فقر انرژی در ایران فقط به معنای نداشتن برق یا گاز نیست؛ مسئلهای چندبعدی است که دسترسی، پایداری خدمات و توان مالی خانوار برای تأمین انرژی را هم شامل میشود.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ایران در زمینه دسترسی فیزیکی به شبکههای انرژی عملکرد گستردهای داشته است. پوشش شبکه برق به نزدیک ۱۰۰ درصد رسیده و ضریب نفوذ گاز طبیعی لولهکشی نیز از ۶۹ درصد در سال ۱۳۸۶ به بیش از ۹۲ درصد در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است.
اما مسئله اصلی حالا کیفیت و پایداری عرضه است. رشد مصرف، فرسودگی زیرساختها و محدودیت ظرفیت تولید، شکاف میان عرضه و تقاضای انرژی را بیشتر کرده است. نتیجه این وضعیت را میتوان در افزایش خاموشیها و ناترازی گاز، بهویژه در فصل سرد، مشاهده کرد؛ وضعیتی که حتی به استفاده بیشتر از سوختهای آلاینده در نیروگاهها منجر شده است. از سوی دیگر، پایین بودن سهم هزینه برق و گاز در سبد خانوار الزاماً به معنای وضعیت مناسب اقتصادی خانوار نیست.
قیمتگذاری یارانهای و عدم تعدیل تعرفهها متناسب با تورم، بخش مهمی از این تصویر را توضیح میدهد. در عین حال، فشار هزینه انرژی برای دهکهای پایین درآمدی و مناطق روستایی بیشتر است. این گزارش تأکید میکند که عبور از فقر انرژی فقط با توسعه شبکه ممکن نیست؛ افزایش بهرهوری، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، اصلاح تعرفهها و هدفمندتر شدن حمایتها نیز ضروری است.