تورم مزمن در ایران حاصل ترکیب شوک‌های خارجی، از جمله تحریم‌ها و جهش نرخ ارز، با عوامل داخلی مانند کسری بودجه، قیمت‌گذاری دستوری و تعهدات مالی پنهان دولت است. احمدرضا جلالی‌نائینی بر نقش تکانه‌های خارجی و انتظارات تورمی تأکید دارد، در حالی که تیمور رحمانی ریشه تداوم تورم را در سازوکارهای مالی دولت و انتقال هزینه‌ها به نظام پولی جست‌وجو می‌کند. مهار پایدار تورم مستلزم توجه هم‌زمان به کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های خارجی و اصلاح ساختار بودجه و سیاست‌های مالی دولت است.

چرا تورم در اقتصاد ایران مزمن شده است؟ آیا ریشه اصلی افزایش قیمت‌ها را باید در تحریم‌ها و جهش نرخ ارز جست‌وجو کرد یا در کسری بودجه و سیاست‌های مالی دولت؟

انتشار هم‌زمان مقاله‌ای از احمدرضا جلالی‌نائینی و گفت‌وگویی با تیمور رحمانی در اکوایران، دو نگاه متفاوت به این پرسش را پیش روی مخاطبان قرار داده است.

جلالی‌نائینی معتقد است تکانه‌های خارجی، از تحریم و جنگ گرفته تا اختلال در زنجیره تأمین، با افزایش نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی، نقش محوری در انحراف تورم از روند بلندمدت آن داشته‌اند. از نگاه او، این شوک‌ها هم عرضه و هم تقاضا را تحت تأثیر قرار می‌دهند و بدون اصلاح حکمرانی داخلی، خارجی و اقتصادی، مهار پایدار تورم بسیار دشوار خواهد بود.

در مقابل، تیمور رحمانی بر نقش سیاست مالی دولت تأکید می‌کند. به اعتقاد او، رشد نقدینگی به‌تنهایی منشأ اصلی تورم نیست؛ بلکه باید به کسری بودجه آشکار و پنهان و آنچه «دستور خرج دولت» می‌نامد توجه کرد.

از این منظر، قیمت‌گذاری دستوری، یارانه‌ها و تعهدات مالی دولت می‌توانند هزینه‌هایی ایجاد کنند که در نهایت به شبکه بانکی و نظام پولی منتقل شوند و فشار تورمی را تداوم بخشند.

اختلاف این دو اقتصاددان، پرسشی مهم‌تر را مطرح می‌کند: برای مهار تورم، باید ابتدا با شوک‌های خارجی مقابله کرد یا سازوکارهای مالی و بودجه‌ای دولت را اصلاح کرد؟

برای فهم تورم ایران، کدام حلقه از این زنجیره را باید جدی‌تر گرفت؟