بازار بنزین در ایران این روزها زیر فشار چند نیروی همزمان قرار دارد: مصرف بالا، ظرفیت پالایشی محدود، فرسودگی بخشی از زیرساختها، وابستگی به واردات یا مکملهای افزایش اکتان و در نهایت، تغییر جهت اقتصاد جهانی به سمت انرژیهای پاکتر. در چنین شرایطی، گفتوگو با مهدی محسنی، کارشناس حوزه انرژی، تصویری روشن از وضعیت فعلی و چشمانداز پیشروی صنعت پالایش و بنزین در ایران ارائه میدهد؛ تصویری که هم به چالشهای امروز اشاره دارد و هم نشان میدهد راهحلهای سریع و کوتاهمدت چندان در سمت عرضه وجود ندارد.
محسنی در این گفتوگو توضیح میدهد که بنزین، برخلاف تصور عمومی، محصولی نیست که صرفا در یک پالایشگاه تولید شود و تمام مسئله به ظرفیت نهایی واحدهای پالایشی محدود باشد. زنجیره تولید از مرحله اکتشاف و استخراج نفت آغاز میشود؛ جایی که نفت خام از مخزن برداشت میشود، آب و گاز از آن جدا میشود و سپس در پالایشگاه وارد فرآیندهای پیچیدهتری میشود. از نگاه او، کیفیت نفت خام، ترکیب آن و وجود یا نبود واحدهای تکمیلی پالایشگاهی تعیین میکند که چه میزان بنزین و با چه کیفیتی از هر بشکه نفت قابل تولید باشد.
او در بخش دیگری از گفتوگو به تشریح اجزای اصلی پالایش نفت میپردازد؛ از دیسالتر و برج تقطیر اتمسفری گرفته تا واحدهای هیدروتریتر، ایزومریزیشن، ریفرمینگ و FCC. به گفته او، هرکدام از این واحدها نقشی مشخص در بهبود کیفیت و افزایش بهرهوری تولید دارند. اگر پالایشگاه از این واحدها بهطور کامل و بهروز برخوردار باشد، میتواند بنزین با کیفیت بالاتر و ارزش افزوده بیشتر تولید کند. اما در نبود این واحدها، بخش مهمی از ظرفیت تولیدی یا هدر میرود یا ناگزیر به سمت تولید فرآوردههایی با کیفیت پایینتر سوق پیدا میکند.
یکی از محورهای مهم این گفتوگو، بحث کیفیت بنزین است. محسنی شاخصهایی مانند گوگرد، عدد اوکتان، فشار بخار و میزان رسوبات را از معیارهای اصلی ارزیابی کیفیت بنزین میداند. او تاکید میکند که در حال حاضر بنزین تولیدی ایران عمدتا در محدوده اوکتان 91 قرار دارد و بنزین 95 نیز هرچند در مقاطعی تولید شده، اما بهصورت مستمر و گسترده در دسترس نبوده است. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هرچه اوکتان بالاتر باشد، سوخت برای خودروهای جدیدتر و موتورهای حساستر مناسبتر است و در عین حال، تولید آن نیازمند واحدهای تکمیلی و سرمایهگذاری بیشتر است.
محسنی در ادامه از روندهای جهانی انرژی میگوید؛ روندی که نشان میدهد صنعت پالایش و بازار بنزین دیگر مانند گذشته موتور رشد بلندمدت نخواهد بود. به گفته او، جهان به سمت انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی و هیبریدی و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی حرکت میکند. این تغییر فقط یک شعار زیستمحیطی نیست، بلکه در عمل بر سودآوری پالایشگاهها اثر میگذارد. هرچه سهم خودروهای کممصرف و برقی بیشتر شود، تقاضای بنزین در بلندمدت رشد کمتری خواهد داشت و جذابیت سرمایهگذاری در پالایش سنتی نیز کاهش مییابد.
در بخش مهم دیگری از گفتوگو، محسنی به وضعیت پالایشگاههای ایران اشاره میکند. او میگوید تولید روزانه بنزین از پالایشگاههای کشور حدود 105 میلیون لیتر است. در کنار آن، حدود 15 میلیون لیتر دیگر از محل اکتانافزاها و نفتاهای پتروشیمی تامین میشود. با این حال، نیاز روزانه کشور حدود 130 تا 135 میلیون لیتر برآورد میشود. نتیجه این شکاف، نیاز به واردات 10 تا 20 میلیون لیتر بنزین در روز است؛ رقمی که بهخوبی نشان میدهد چرا حتی در دورههایی که تولید داخلی بالا میرود، همچنان فشار بر بازار باقی میماند.
او در اشاره به زیرساخت پالایشی کشور از مجموعههایی مانند اراک، اصفهان، بندرعباس، آبادان، تهران و ستاره خلیج فارس نام میبرد؛ پالایشگاههایی که ستون فقرات تامین سوخت در ایران هستند. با این حال، به گفته محسنی، ظرفیت این مجموعهها نهتنها متناسب با رشد مصرف توسعه پیدا نکرده، بلکه ساختار مالکیت و مدل اقتصادی آنها نیز با چالشهای جدی روبهروست. از نظر او، پالایشگاههای ایران نه کاملا دولتیاند و نه کاملا خصوصی؛ و همین وضعیت بینابینی، تصمیمگیری اقتصادی را دشوار کرده است.
محسنی یکی از ریشههای مشکل را در سیاستگذاری میبیند. او میگوید وقتی قیمتگذاری، تخفیف خوراک، فرمولهای مالی و بخشنامههای کوتاهمدت با ثبات همراه نباشند، انگیزه سرمایهگذاری در صنعت پالایش کاهش پیدا میکند. به بیان ساده، پالایشگاهدار برای توسعه واحدهای جدید، نیازمند افق روشن و سودآوری قابل پیشبینی است؛ اما اگر سیاستگذاری مدام در حال تغییر باشد، سرمایه به سمت صنایع کمریسکتر میرود. این نکته برای اقتصاد انرژی ایران اهمیت مضاعف دارد، زیرا توسعه ظرفیت پالایشی بدون سرمایهگذاری مستمر ممکن نیست.
بخش دیگری از گفتوگو به آسیبهای ناشی از تحولات اخیر و اثر آن بر تولید بنزین اختصاص دارد. محسنی میگوید بخشی از ظرفیت تولید کشور آسیب دیده و در نتیجه، روزانه حدود 20 تا 30 میلیون لیتر از تولید بنزین کاهش یافته است. او از آسیب به مخازن تهران و برخی پالایشگاهها و واحدهای مرتبط از جمله ستاره خلیج فارس، نوری، بندر امام، فجر و لاوان نام میبرد. به گفته او، بازگشت برخی از این واحدها به شرایط قبلی ممکن است کمتر از یک سال زمان ببرد، اما در بعضی موارد این روند دستکم سه سال طول خواهد کشید. همین تفاوت زمانی نشان میدهد که مسئله فقط تعمیر یک بخش فنی نیست؛ بلکه بازیابی کامل ظرفیت، سرمایه و زنجیره تامین را هم میطلبد.
محسنی در جمعبندی خود تاکید میکند که در کوتاهمدت، راهحل اصلی در سمت عرضه چندان در دسترس نیست. ساخت پالایشگاه جدید فرآیندی زمانبر، سرمایهبر و پیچیده است و نمیتواند پاسخ فوری به بحران مصرف باشد. از این رو، او مدیریت تقاضا را مهمترین گزینه کوتاهمدت میداند. این یعنی سیاستهای صرفهجویی، کنترل مصرف، بهینهسازی الگوی استفاده از سوخت و کاهش اتلاف انرژی باید در اولویت قرار گیرند.
در افق بلندمدت اما راهحل از نگاه او چیز دیگری است: پالایشگاهها باید به سمت احداث واحدهای تکمیلی حرکت کنند؛ واحدهایی مانند FCC و سایر تجهیزات ارتقای کیفیت که بتوانند خوراک نفتی را به فرآوردههایی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل کنند. به باور محسنی، اگر این مسیر دنبال شود، هم سودآوری پالایشگاهها بهتر میشود و هم بخشی از فشار بر بازار بنزین کاهش مییابد. در واقع، آینده صنعت پالایش در ایران نه در افزایش صرف ظرفیت خام، بلکه در ارتقای کیفیت، تنوع محصول و افزایش کارایی نهفته است.
این گفتوگو در نهایت یک پیام روشن دارد: مسئله بنزین در ایران فقط مسئله کمبود سوخت نیست، بلکه به همزمانی چند بحران مربوط میشود؛ از ساختار تولید و کیفیت پالایش گرفته تا سیاستگذاری، سرمایهگذاری و آیندهنگری در شرایطی که جهان آرامآرام از سوختهای فسیلی فاصله میگیرد. اگر قرار باشد صنعت پالایش ایران در این مسیر دوام بیاورد، چارهای جز حرکت به سمت نوسازی زیرساختها، افزایش بهرهوری و بازنگری در مدل اقتصادی این صنعت وجود ندارد.