دلار 4200 تومانی خوب بود یا بد؟| بخش اول

حدود ۱۷ ماه از معرفی سیاست فراگیر«دلار ۴۲۰۰ تومانی» می‌گذرد؛ سیاستی که به‌عنوان بزرگ‌ترین پاسخ متولیان ارزی به التهابات بازار قلمداد می‌شود. اما آیا جامعه به یک جمع‌بندی نهایی در خصوص کارآیی و عملکرد خالص این سیاست رسیده است؟ برای پاسخ به این سؤال کلیدی، مناظره‌ای بین «داوود سوری» و «حسین صمصامی» برگزار شده است. اگرچه محور مناظره کارآیی سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی است، اما بخش زیادی از زمان بحث بر ساختار بنیادین بازار ارز متمرکز شده است. این دو اقتصاددان روی ساختار فعلی بازار ارز «اشتراک نظر» و روی راه‌حل‌ها «افتراق‌نظر» جدی داشتند. درخصوص ساختار فعلی بازار ارز، هر دو باور داشتند که به‌دلیل حضور پررنگ دولت در هر دو سمت عرضه و تقاضا، بازار ارز کارآیی لازم را ندارد. اما درخصوص مسیر حرکت به سمت کارآیی، نسخه‌های متفاوتی را معرفی کردند.

حسین صمصامی اقتصاددان، واژه‌هایی مانند «ارز تثبیتی» و «ارز ترجیحی» را به چالش می‌کشد و معتقد است نمی‌توان در ساختار فعلی بازار کشف نرخ را به بازیگران بازار سپرد. به عقیده او، نرخ ارز در موقعیت فعلی، خروجی یک بازار کارآ نیست که منتج به حصول بهینه اول شود، بلکه نتیجه تمایلات سفته‌بازان و گاهی خود سیاست‌گذار است. صمصامی همچنین معتقد است سیاست دلار ۴۲۰۰ تومانی بهترین سیاستی بود که می‌توانست اعمال شود؛ اما نحوه اجرای آن را به چالش می‌کشد. در طرف مقابل، داوود سوری منتقد سرسخت این سیاست است و آن را یکی از اشتباهاتی می‌داند که در دهه‌های اخیر بارها تکرار شده است. به عقیده او بازار فعلی می‌تواند ‌به‌عنوان یک چراغ‌راهنما عمل و ما را در حرکت به سمت بازاری کارآتر هدایت کند. سوری مکانیزم بازار ارز را با مثال «الگوی حرکت فرد و سگ او» تشریح می‌کند و محاسبه نرخ بدون ملاحظات ساختاری اقتصاد کلان را به چالش می‌کشاند.

در بازار ایران نمی‌توان نرخ کارآ به دست آورد

بازاری که درون خود قاچاق، فرار سرمایه و سفته‌بازی دارد آیا می‌‌تواند «نرخ کارآ» را برای اقتصاد تعیین کند؟ این سؤالی است که حسین صمصامی در صحبت‌هایش می پرسد و می‌گوید که در تئوری تعیین نرخ ارز، عوامل مؤثر در تعیین نرخ به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ «عوامل بنیادی» مثل متغیر‌های اساسی اقتصاد نظیر تورم، تولید، نقدینگی و... و دسته دیگر «حباب قیمت‌ها» هستند که  باعث سفته‌بازی می‌شوند.او در ادامه می گوید که در مبانی علم اقتصاد اگر قرار باشد با افزایش نرخ ارز بهبودی در تراز تجاری (خالص جریان واردات و صادرات) حاصل شود، باید شرط «مارشال لرنر» برقرار شود، یعنی مجموع کشش‌های صادرات و واردات بزرگ‌تر از عدد یک باشد. در ایران چنین شرایطی برقرار نیست؛ یعنی اگر بخواهید یک نرخ کشف کنید که نرخی کارآ باشد، در بازاری با چنین ساختاری امکان‌پذیر نیست.

دلار 4200 تومانی فساد ایجاد می‌کند

«دلار 4200 تومانی» یکی دیگر از موضوعاتی است که این دو اقتصاددان درباره آن صحبت می‌کنند. داود سوری در رابطه با نرخ این دلار می‌گوید که بعد از یک سال و نیم اجرای سیاست دلار ۴۲۰۰ هیچ‌کس مسئولیت آن را به عهده نمی‌گیرد. او معتقد است که سیاست دلار 4200 تومانی به همراه خود «فساد» را وارد اقتصاد کرد و ذخیره ارزی و طلای کشور به نوعی به باد رفت. سوری  سوری با ذکر مثالی می گوید که سال گذشته به محض اینکه قیمت ارز افزایش یافت گوجه‌فرنگی با کمبود مواجه و گوجه‌ها صادر شد و قیمت رب گوجه‌فرنگی افزایش یافت. پس یکسری عکس‌العمل‌ها نسبت به قیمت ارز وجود دارد. به همین ترتیب در سمت تقاضا هم شاهد حساسیت نسبت به نرخ ارز بودیم. به گفته این اقتصاددان زمانی که نرخ ارز افزایش یافت میزان مسافرت‌های خارجی کم شد. چرا؟ چون نرخ ارز بالاتر رفت؛ این یعنی وجود حساسیت. یعنی عکس‌العمل تقاضاکنندگان ارز نسبت به نرخ آن. می‌فرمایید کم است. قبول! ولی صفر نیست.

بازار، سکه و دلار را می‌بلعد

وجود رانت در ایران یکی دیگر از مباحثی است که این دو اقتصاد دان درباره آن صحبت می‌کنند. صمصامی معتقد است که به خاطر نقدینگی بسیار زیاد و توزیع نامتعادل آن درجامعه و همچنین ساختار بد اقتصاد ایران، هر چه دلار و سکه در بازار تزریق شود، این بازار آن را می‌بلعد.او معتقد است که ساختار اقتصاد ایران به گونه‌ای نیست که سودآوری در تولید ایجاد کند و در ساختار موجود «سودآوری» در خرید و فروش ارز نهفته است. برای در جریان قرار گرفتن مباحث مطرح شده در این مناظره و نظرات این اقتصاد‌دانان، این قسمت از برنامه «برداشت آزاد» را ببینید.

 

  • کپی شد
  • کپی شد
کپی شد