سرایت تورم به سبد مصرفی خانوار
تورم در اقتصاد ایران دیگر فقط به چند بازار یا چند قلم کالا محدود نیست؛ اکنون تقریباً تمام سبد مصرفی خانوار زیر فشار افزایش قیمتها قرار گرفته است.
بر اساس دادههای ارائهشده از سوی دکتر حسین توکلیان در همایش «چشمانداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵»، اقتصاد ایران از مرحله تورمهای مقطعی و بخشی عبور کرده و وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «تورم فراگیر» نامید. در این وضعیت، تقریباً همه ۲۳ گروه اصلی کالاها و خدمات مصرفی، از خوراکیها و مسکن گرفته تا آموزش، حملونقل و ارتباطات، همزمان با رشد قیمت مواجهاند.
این تغییر تنها به معنای گرانتر شدن کالاها نیست؛ بلکه نشان میدهد خانوارها دیگر امکان جابهجایی میان کالاها برای کاهش فشار هزینهها را نیز از دست دادهاند. وقتی همه بازارها همزمان گران میشوند، راهکارهایی مانند حذف یا جایگزینی برخی اقلام، اثر چندانی بر کاهش هزینههای زندگی نخواهد داشت.
نقشه حرارتی تورم نیز نشان میدهد از سال ۱۳۹۷ به بعد، دامنه افزایش قیمتها بهتدریج گستردهتر شده و در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ تقریباً تمام گروههای کالایی و خدماتی را دربر گرفته است. همچنین سهم گروههایی که تورم ماهانه بالای ۳، ۵ و حتی ۱۰ درصد را تجربه میکنند، به سطوحی بیسابقه رسیده است.
زمانی که تورم به پدیدهای ساختاری و فراگیر تبدیل میشود، کنترل قیمت در چند بازار یا اجرای سیاستهای مقطعی دیگر پاسخگو نخواهد بود. مهار این روند، نیازمند اصلاحات اساسی در سیاستهای پولی و مالی و بازگرداندن ثبات به اقتصاد است؛ در غیر این صورت، فشار بر قدرت خرید خانوارها همچنان ادامه خواهد داشت.
زلزله چین در صنعت خودروی اروپا
قبل از آنکه بحران خودروسازی آلمان را با تعرفههای آمریکا یا رکود اقتصاد جهانی توضیح دهیم، شاید باید به چین نگاه کنیم؛ بازاری که سالها موتور رشد غولهای خودروسازی آلمان بود، اما امروز به بزرگترین رقیب و تهدید آنها تبدیل شده است.
افت بیش از ۳۰ درصدی فروش برندهایی مانند فولکسواگن، مرسدسبنز، بامو و پورشه در چین، زنگ خطر را برای صنعتی به صدا درآورده که دههها نماد قدرت اقتصادی و صنعتی آلمان محسوب میشد. نتیجه این تغییر، برنامههای گسترده کاهش هزینه، تعدیل نیرو و حتی بررسی تعطیلی برخی کارخانهها در اروپا است.
اما چرا چنین تغییری رخ داده است؟ پاسخ را باید در رشد سریع خودروسازان چینی، پیشتازی آنها در بازار خودروهای برقی، نوآوری در فناوری و نرمافزار، و تغییر سلیقه مصرفکنندگان چینی جستوجو کرد. شرکتهایی که زمانی از فناوری آلمان الهام میگرفتند، امروز با قیمتهای رقابتیتر و محصولات متناسب با نیاز بازار، سهم قابل توجهی از فروش را از رقبای اروپایی گرفتهاند.
این تحول تنها یک بحران برای خودروسازان آلمانی نیست؛ بلکه نشانهای از جابهجایی توازن قدرت در صنعت خودرو جهان است. اگر تا چند سال پیش اروپا صادرکننده فناوری و استانداردهای خودروسازی بود، اکنون چین در بسیاری از حوزهها، بهویژه خودروهای برقی و هوشمند، به تعیینکننده روند بازار تبدیل شده است.
سؤال اصلی این است که آیا خودروسازان آلمانی میتوانند با بازآفرینی مدل کسبوکار و سرمایهگذاری در فناوریهای جدید، جایگاه خود را حفظ کنند یا صنعت خودرو جهان وارد عصری شده که در آن، نقشهای سنتی قدرت برای همیشه تغییر خواهد کرد؟
اعماق اقیانوس، میدان نبرد جدید قدرتهای معدنی
رقابت جهانی بر سر عناصر نادر خاکی وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که این بار نه در معادن خشکی، بلکه در اعماق اقیانوسها جریان دارد. ژاپن با اجرای پروژهای راهبردی برای استخراج عناصر نادر خاکی از رسوبات بستر اقیانوس آرام، تلاش میکند وابستگی خود به واردات این مواد حیاتی از چین را کاهش دهد و امنیت زنجیره تأمین صنایع پیشرفته خود را تضمین کند. این عناصر، مواد اولیه تولید خودروهای برقی، توربینهای بادی، تجهیزات نیمههادی و فناوریهای دفاعی هستند و در سالهای اخیر به یکی از مهمترین ابزارهای رقابت ژئوپلیتیکی میان قدرتهای اقتصادی تبدیل شدهاند. محدودیتهای صادراتی چین، توکیو را به سمت توسعه منابع داخلی سوق داده و اکنون پروژه استخراج از اطراف جزیره «مینامیتوری» به یکی از اولویتهای ملی این کشور تبدیل شده است. اگرچه این طرح هنوز در مرحله آزمایشهای فنی قرار دارد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند موفقیت آن میتواند انحصار سنتی چین در بازار عناصر نادر سنگین را به چالش بکشد و فصل تازهای از رقابت جهانی برای دستیابی به مواد معدنی راهبردی را رقم بزند.
ریزش شاخص نزدک و سقوط سهام تکنولوژی
بازار سهام آمریکا هفته گذشته را در فضایی آمیخته از نگرانیهای ژئوپلیتیک، افزایش قیمت نفت و تردید نسبت به آینده سرمایهگذاریهای هوش مصنوعی پشت سر گذاشت؛ شرایطی که بیش از همه بر سهام فناوری و شاخص نزدک فشار وارد کرد.
شاخص نزدک ۱۰۰ با ثبت دومین هفته متوالی افت، بیش از یک درصد کاهش یافت و شاخص نیمههادی بورس فیلادلفیا (SOX) نیز با سقوط قابل توجه، یکی از بدترین عملکردهای ماهانه خود در سه سال اخیر را تجربه کرد. همزمان، سهام برخی از شرکتهای بزرگ فناوری از جمله اوراکل نیز با فشار فروش مواجه شد؛ نشانهای از اینکه سرمایهگذاران نسبت به ارزشگذاری شرکتهایی که رشد آنها به موج هوش مصنوعی گره خورده، محتاطتر شدهاند.
یکی از مهمترین عوامل این تغییر، افزایش دوباره قیمت نفت در پی تشدید تنشهای خاورمیانه است. رشد بهای انرژی، نگرانیها درباره بازگشت فشارهای تورمی را افزایش داده و احتمال تداوم سیاستهای انقباضی فدرال رزرو را پررنگتر کرده است. افزایش بازده اوراق خزانهداری نیز به همین دلیل، جذابیت سهام رشدی و فناوری را کاهش داده است.
در کنار این عوامل، بازار در حال ارزیابی بازده واقعی سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری شرکتهای فناوری در حوزه هوش مصنوعی است. سرمایهگذاران اکنون میخواهند بدانند آیا این هزینههای سنگین در آینده نزدیک به رشد سودآوری منجر خواهد شد یا خیر.
هفته پیش رو میتواند برای بازار سهام آمریکا سرنوشتساز باشد. انتشار گزارشهای مالی مایکروسافت، متا، آمازون و اپل، در کنار تصمیم جدید فدرال رزرو درباره نرخ بهره، تصویری روشنتر از آینده سهام فناوری ارائه خواهد کرد. اکنون مهمترین پرسش بازار این است که آیا هوش مصنوعی همچنان موتور رشد والاستریت باقی میماند یا سرمایهگذاران در حال بازنگری انتظارات خود از این فناوری هستند.
چرا وام ودیعه مسکن به کمک مستأجران نمیآید؟
هر سال با آغاز فصل جابهجایی، وام ودیعه مسکن دوباره به یکی از مهمترین وعدههای حمایتی دولت تبدیل میشود. امسال هم سقف این وام برای مستأجران تهرانی به ۳۶۵ میلیون تومان افزایش یافته و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان منابع برای پرداخت آن اختصاص داده شده است. اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا این وام واقعاً از مستأجران حمایت میکند؟
بررسیها نشان میدهد نرخ سود این تسهیلات ۲۳ درصد است؛ نرخی که تفاوت محسوسی با وامهای عادی ندارد. حتی وام ودیعه بانک مسکن از محل اوراق ممتاز با نرخ ۲۲.۵ درصد پرداخت میشود؛ هرچند متقاضیان آن باید هزینه خرید اوراق را نیز بپردازند. بنابراین، مزیت اصلی وام دولتی نه ارزانتر بودن، بلکه دسترسی آسانتر به منابع بانکی است.
تا ۲۸ تیرماه امسال بیش از ۳۱ هزار و ۵۰۰ فقره وام ودیعه به ارزش حدود ۷.۷ هزار میلیارد تومان به مستأجران پرداخت شده است. اما هزینه بازپرداخت این وام همچنان سنگین است. دریافت سقف ۳۶۵ میلیون تومانی در تهران، به معنای پرداخت ماهانه حدود ۱۰.۵ میلیون تومان قسط و بازپرداخت بیش از ۶۱۷ میلیون تومان طی پنج سال است؛ یعنی حدود ۲۵۲ میلیون تومان بیشتر از اصل وام.
نمودار توان بازپرداخت دهکهای درآمدی نیز تصویر روشنی ارائه میدهد. برای دهکهای اول و دوم، مبلغ قسط حتی از کل درآمد ماهانه خانوار بیشتر است و در دهکهای سوم و چهارم نیز بخش بزرگی از درآمد صرف بازپرداخت وام میشود.
در نتیجه، اگرچه این تسهیلات دسترسی مستأجران به منابع بانکی را تسهیل میکند، اما از نظر نرخ سود و توان بازپرداخت، هنوز فاصله زیادی با یک «وام حمایتی» واقعی دارد.
پاکستان چطور در مخمصه افتاد؟
تنش دوباره میان ایران و آمریکا فقط معادلات امنیتی خاورمیانه را تغییر نداده؛ بلکه یکی از مهمترین بازیگران پشتصحنه، یعنی پاکستان، را هم در موقعیتی پیچیده قرار داده است.
اسلامآباد تنها چند هفته پیش، با میانجیگری میان تهران و واشنگتن، خود را در جایگاه یک بازیگر مؤثر منطقهای میدید؛ جایگاهی که میتوانست اعتبار سیاسی این کشور را به سرمایهگذاری خارجی، حمایت مالی و امتیازات اقتصادی تبدیل کند. اما از زمان آغاز دوباره درگیریها، بسیاری از این امیدها با تردید روبهرو شده است.
پاکستان اکنون میان دو نقش متفاوت گرفتار شده است؛ از یک سو میخواهد جایگاه خود را بهعنوان میانجی حفظ کند و از سوی دیگر، بهدلیل پیمانهای دفاعی و روابط نزدیک با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، تحت فشار است تا در برابر حملات به این کشورها موضعی جدیتر اتخاذ کند. محکومیت حملات موشکی انصارالله به عربستان، نشانهای از همین دوراهی است.
در همین حال، سفرهای فشرده مقامات ایران، پاکستان، چین و آمریکا نشان میدهد که اسلامآباد همچنان تلاش میکند مسیر گفتوگوها را زنده نگه دارد. پاکستان به حمایت چین، روابط با آمریکا و سرمایهگذاری کشورهای عربی برای عبور از بحران اقتصادی خود نیاز دارد و از دست دادن اعتماد هر یک از این بازیگران میتواند هزینه سنگینی برای این کشور داشته باشد.
شاید بتوان گفت پاکستان روی تداوم صلح در منطقه شرطبندی کرده بود؛ شرطی که اگر آتش جنگ دوباره شعلهور شود، ممکن است هم جایگاه میانجیگری این کشور را از بین ببرد و هم آن را ناخواسته به یکی از بازیگران مستقیم بحران تبدیل کند.