به گزارش اکوایران، در تنشهای نظامی، آنچه در نگاه اول مهم و تعیینکننده به نظر میرسد، فناوریهای پیشرفته و سامانههای موشکی است؛ اما واقعیت این است که سرنوشت جنگها اغلب در جایی دورتر از میدان نبرد رقم میخورد. هیچ عملیات نظامی بدون برخورداری از زیرساختهای سوخترسانی، خطوط تأمین، نگهداری تجهیزات و یک شبکه منسجم زنجیره تأمین، نمیتواند در بلندمدت دوام بیاورد. اختلال در این زنجیره، حتی پیشرفتهترین ارتشها را نیز در مدت کوتاهی آسیبپذیر میکند.
در واقع، لجستیک و زنجیره تأمین ستون فقرات هر جنگ محسوب میشوند. انتقال مداوم سوخت، مهمات، غذا، قطعات یدکی و تجهیزات، نیازمند شبکهای پیچیده از حملونقل، انبارداری و مدیریت منابع است. ارتشی که نتواند این جریان را بهصورت پایدار حفظ کند، حتی با برخورداری از برترین تسلیحات، در میدان عمل دچار فرسایش میشود.
امروزه زنجیره تأمین تنها به حوزه نظامی محدود نیست و بهصورت مستقیم با زندگی روزمره مردم نیز گره خورده است. در شرایط بحران و جنگ، تأمین کالاهای اساسی، مواد غذایی، دارو و سوخت به همان اندازه اهمیت پیدا میکند که تأمین تجهیزات نظامی. هرگونه اختلال در این شبکه میتواند به سرعت منجر به کمبود کالا، افزایش قیمتها و ایجاد نارضایتی عمومی شود.
در چنین شرایطی، حتی وقفههای کوتاه در حملونقل یا اختلال در مسیرهای تأمین، میتواند بازار را با شوک مواجه کند و نشان دهد که تابآوری اقتصادی و لجستیکی تا چه اندازه اهمیت دارد.
به همین دلیل، بسیاری از کشورها در کنار توسعه توان نظامی، سرمایهگذاری گستردهای بر تقویت زیرساختهای لجستیکی، ذخایر استراتژیک و تنوعبخشی به مسیرهای تأمین انجام میدهند. چرا که در نهایت، این شبکههای پشتیبانی هستند که تعیین میکنند یک کشور تا چه اندازه میتواند در شرایط بحران دوام بیاورد.
نمونهای از این موضوع را میتوان در تنشهای اخیر و جنگهای کوتاهمدت مشاهده کرد؛ از جمله در جنگ ۱۲ روزه که شبکه تأمین کالا و توزیع به درستی انجام گرفت.