به گزارش اکوایران، درگیریهای اخیر در یمن و پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ، بار دیگر بابالمندب را به یکی از نقاط حساس تجارت جهانی تبدیل کرده است. تصرف بندر مخا و پیشروی به سمت جزایر راهبردی دریای سرخ، نگرانیها درباره امنیت یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان را افزایش داده؛ مسیری که در صورت ناامن شدن، نهتنها تجارت کالا میان آسیا و اروپا، بلکه جریان نفت و هزینه حملونقل انرژی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
اهمیت تحولات جدید زمانی بیشتر میشود که بابالمندب همزمان با تنگه هرمز در معرض ریسک قرار گرفته است. در حالی که اختلال در هرمز مسیر اصلی صادرات انرژی از خلیج فارس را تحت فشار گذاشته، ناامن شدن بابالمندب میتواند یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین برای انتقال نفت و کالا به اروپا و مدیترانه را نیز محدود کند.
کالا در مسیر طولانیتر
بابالمندب دروازه جنوبی دریای سرخ و مسیر اتصال اقیانوس هند به کانال سوئز است. بخش مهمی از تجارت دریایی آسیا و اروپا از این مسیر عبور میکند و هرگونه افزایش ریسک امنیتی میتواند شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر وادار کند.
تجربه حملات حوثیها از اواخر ۲۰۲۳ نشان داد که حتی بدون بستهشدن رسمی بابالمندب، افزایش ریسک میتواند جریان تجارت را تغییر دهد. در آن دوره، بخش قابل توجهی از کشتیها مسیر دریای سرخ و کانال سوئز را کنار گذاشتند و از مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور کردند. UNCTAD در ارزیابی خود از آن بحران اعلام کرده بود که عبور کشتیها از کانال سوئز در مقطعی ۴۲ درصد کاهش یافت و تردد هفتگی کشتیهای کانتینری نیز ۶۷ درصد پایین آمد.
لذا تغییر مسیر به معنای افزایش مسافت، مصرف سوخت، زمان تحویل و هزینه بیمه است. به همین دلیل، اثر بحران بابالمندب پیش از آنکه به کمبود کالا منجر شود، میتواند در کرایه حمل و قیمت تمامشده کالا ظاهر شود.
این مسئله برای تجارت آسیا–اروپا اهمیت بیشتری دارد. کالاهایی مانند قطعات صنعتی، خودرو، مواد اولیه، محصولات شیمیایی و پلاستیک و کالاهای مصرفی که از شرق آسیا به اروپا میروند، در صورت دور زدن آفریقا مسیر طولانیتری را طی میکنند.
نفت در خط مقدم
اما حساسترین بخش ماجرا، تجارت انرژی است. تحولات یمن در شرایطی رخ داده که بازار نفت پیش از این نیز با اختلال در تنگه هرمز مواجه بوده است. گزارش رویترز نشان میدهد نرخ کرایه حمل ابرنفتکشها بر پایه مقیاس جهانی از خلیج عمان به چین به رکورد 450 واحد رسیده که تقریباً معادل 11.5 دلار به ازای هر بشکه نفت است. این بالاترین سطح ثبتشده از زمان آغاز انتشار این شاخص در اوایل سال جاری و پس از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، محسوب میشود.
بابالمندب برای صادرات نفت عربستان نیز اهمیت ویژهای دارد. عربستان در شرایط اختلال هرمز تلاش کرد بخشی از صادرات خود را از مسیر دریای سرخ منتقل کند، اما پیشروی حوثیها در نزدیکی این مسیر، گزینه جایگزین ریاض را نیز با ریسک مواجه کرده است. روزانه حدود ۱۸.۷ میلیون بشکه نفت از هرمز جا به جا میشد و بابالمندب هم با عبور روزانه حدود ۷.۴ میلیون بشکه، یکی از مسیرهای مهم انتقال نفت در منطقه محسوب میشوند. عربستان برای کاهش وابستگی به هرمز از خط لوله شرق–غرب با ظرفیت انتقال ۷ میلیون بشکه در روز استفاده کرد، مسیری که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. با این حال، توقف این خط لوله و افزایش ریسک در بابالمندب، گزینههای ریاض برای دور زدن هرمز را محدود کرده است. به این ترتیب، همزمانی اختلال در دو گلوگاه دریایی میتواند هزینه و زمان انتقال نفت را افزایش دهد و فشار بیشتری بر تجارت انرژی منطقه وارد کند.
ریسک بابالمندب فقط به خود این تنگه محدود نمیشود. ناامن شدن این مسیر میتواند زنجیره حملونقل دریایی را مختل کند و مسیر دسترسی اروپا به کالاهای آسیایی را طولانیتر و پرهزینهتر کند. در چنین شرایطی، اروپا نهتنها برای تأمین انرژی، بلکه برای واردات کالاهای آسیایی نیز با افزایش زمان و هزینه حمل مواجه خواهد شد.
تجربههای گذشته نشان دادهاند که تغییر مسیر کشتیها به سمت جنوب آفریقا، لزوماً اختلال در تجارت را برطرف نمیکند، بلکه میتواند فشار را از یک گلوگاه به نقطهای دیگر منتقل کند. کشتیها همچنان به حرکت ادامه میدهند، اما با مسافت طولانیتر، زمان بیشتر و هزینه بالاتر. در نتیجه، چنین اختلالهایی میتوانند هزینه حملونقل را افزایش دهند، زمان تحویل کالا را طولانیتر کنند و در نهایت به تشدید فشارهای تورمی منجر شوند.
بنابراین، سناریوی اصلی الزاماً «توقف تجارت» نیست؛ بلکه گرانتر و طولانیتر شدن تجارت است. اگر ناامنی بابالمندب ادامه پیدا کند، شرکتهای کشتیرانی ناچار خواهند شد هزینه ریسک را در نرخ حمل و بیمه لحاظ کنند و واردکنندگان نیز این افزایش هزینه را در قیمت کالا منعکس خواهند کرد.
در بازار انرژی، اثر میتواند سریعتر باشد. همزمانی ریسک هرمز و بابالمندب، تعداد مسیرهای امن و اقتصادی برای انتقال نفت را محدود میکند و همین مسئله میتواند هزینه حمل را بالاتر ببرد. افزایش نرخ نفتکشها در روزهای اخیر نیز نشانهای از همین نگرانی است.
به این ترتیب، تحولات یمن دیگر صرفاً یک بحران منطقهای نیست. بابالمندب در کنار هرمز به دومین گلوگاه تجارت انرژی در بحران جاری تبدیل شده است. اگر این دو مسیر برای مدت طولانی در معرض اختلال باقی بمانند، اثر آن از بازار نفت فراتر میرود و به کرایه حمل، بیمه، زمان تحویل کالا، زنجیره تأمین و در نهایت قیمت کالاها در بازارهای جهانی منتقل میشود.