وقتی دریا ناامن میشود؛ آیا ایران آماده حملونقل زمینی است؟
در شرایط جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی که مسیرهای دریایی با ریسک و ناامنی مواجه میشوند، حملونقل جادهای و ریلی میتواند به یکی از امنترین و پایدارترین مسیرهای لجستیکی تبدیل شود.
در شرایط جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی که مسیرهای دریایی با ریسک و ناامنی مواجه میشوند، حملونقل جادهای و ریلی میتواند به یکی از امنترین و پایدارترین مسیرهای لجستیکی تبدیل شود.
تنشهای خاورمیانه حالا فقط یک بحران منطقهای نیستند؛ بلکه مستقیماً روی معادلات اقتصادی و سیاسی دنیا اثر گذاشتهاند. همزمان با بالا گرفتن نگرانیها درباره تنگه هرمز و بازار انرژی، سفر احتمالی دونالد ترامپ به چین به یکی از مهمترین اتفاقات سیاسی روز تبدیل شده است؛ سفری که گفته میشود محور اصلی آن «تنگه هرمز، تایوان و تجارت» خواهد بود.
در میانه جنگ، جایی که انتظار میرفت همهچیز پیچیدهتر شود، گرههایی از تجارت بازش که سالها کور مانده بود. این تجربه نشان داد بسیاری از موانعی که به اسم «قانون» میشناختیم، در واقع محصول ساختارهای ناکارآمد و رانتزا بودند.
بحران دارو فقط نتیجه جنگ نیست؛ صنعت داروی ایران مدتهاست با بیماریهای مزمن اقتصاد دستوپنجه نرم میکند. افزایش شدید هزینه مواد اولیه، نوسانات ارزی، کمبود نقدینگی، بدهی سنگین دولت به شرکتهای دارویی و قیمتگذاری دستوری، زنجیره تولید دارو را در شرایطی شکننده قرار داده است.
محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان: به نظر میرسد بلوکهای تجاری و سیاسی جهان بهتدریج کارایی گذشته خود را از دست میدهند. نمونه آن سازمان اکو است که با وجود عضویت ۹ کشور، عملاً تأثیر قابلتوجهی بر تجارت منطقهای نداشته است. همکاریهای اقتصادی با روسیه و چین نیز نتوانستهاند جهش چشمگیری در تجارت ایران ایجاد کنند. حتی اتحاد جماهیر شوروی، که یک بلوک بزرگ سیاسی و اقتصادی بود، در نهایت فروپاشید.
جنگ اخیر و محاصره دریایی، تجارت را با شوکهای جدی مواجه کرده؛ بهطوریکه هم احتمال از بین رفتن بلوکهای تجاری افزایش یافته و هم کشور را به سمت مسیرهای جدید و تجارت با شرکای جدید سوق داده است.
تمرکز تجارت ایران بر چند گلوگاه محدود مثل بندر رجایی و خارک و اتکا به شرکایی مانند امارات و چین، حالا با شوکهای ناشی از جنگ اخیر زیر سؤال رفته است. در چنین شرایطی، پیدا کردن مسیرها و راههای جدید برای تأمین کالا به یک ضرورت تبدیل شده است. محمد مهدی بهکیش» اقتصاددان در گفتگو با اکوایران به این سوال پاسخ می دهد که آیا پاکستان میتوانند جایگزین سریع و کارآمدی برای بخشی از تجارت ایران باشد؟
صنعت پلاستیک در پی اختلال در زنجیره تأمین پتروشیمی و افزایش تقاضای کاذب در بازار مواد اولیه، با جهش بیسابقه قیمتها و کمبودهای مقطعی مواجه شده است؛ بهطوری که افزایش چندبرابری نرخ مواد اولیه، رشد هزینه تولید و فشار بر صنایع پاییندستی مانند بستهبندی، لاستیک و صنایع غذایی را بهدنبال داشته است.
در شرایط بحران، اختلال در لجستیک فقط به تخریب زیرساختهای فیزیکی مثل جاده، بندر یا انبار محدود نمیشود. آنچه معمولاً اثر عمیقتری دارد، از کار افتادن گلوگاههای شبکه و اختلال همزمان در جریان داده و ارتباطات است؛ موضوعی که میتواند کل هماهنگی زنجیره تأمین را به هم بزند.
اگر امارات از معادلات تجاری ایران کنار برود، اولین سؤال این است که کدام کشور میتواند این خلأ را پر کند؟ نام عمان بیشتر از همه مطرح میشود؛ کشوری با روابط سیاسی متعادل، دسترسی مناسب دریایی و برخی تسهیلات جدید برای جذب سرمایهگذار. اما واقعیت این است که عمان هنوز فاصله قابلتوجهی با تبدیل شدن به یک «هاب کامل» دارد؛ چه از نظر زیرساختهای بندری و لجستیکی، چه از منظر شبکه مالی و عمق بازار.