به گزارش اکوایران، چارلز مور در مقالهای در روزنامه تلگراف، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل را یک شخصیت چرچیلوار توصیف کرد که طی سالها، چهره خاورمیانه را تغییر داده است و به نظر میرسد نتانیاهو نیز خود را وینستون چرچیل زمانه میبیند. طبق نظرسنجیهای اولیه که توسط موسسه مطالعات امنیت ملی در این هفته انجام شده است، 81 درصد از ساکنان اسرائیل از حملات به ایران حمایت میکنند. رهبران اپوزیسیون اسرائیل مانند یائیر لاپید، نخستوزیر پیشین و نفتالی بنت هم از اقدامات نتانیاهو حمایت کردهاند. لاپید در این هفته در اکونومیست نوشت: «در این کمپین نظامی، من پشت دولت میایستم و از عملیات در ایران حمایت میکنم.»
منطق سیاسی
به نوشته سیانان، نتانیاهو برای دههها به شکلدهی سیاست امنیتی اسرائیل، تلاشهای دیپلماتیک خود و گفتمان عمومی اسرائیل با محوریت ایران روی آورده است. از زمان حملات 7 اکتبر 2023 که موجب لکهدار شدن بِرند سیاسی نتانیاهو به عنوان ضامن امنیت در داخل اسرائیل شد، او از کمپینهای نظامی استفاده کرده است که در رأس آنها، جنگ 12 روزه میان اسرائیل و ایران در ژوئن سال گذشته و عملیات نظامی فعلی قرار دارد. منابع نزدیک به نتانیاهو اعلام کردهاند این جنگها همچنین از ساختارهای اصلی استراتژی انتخاباتی او در سال 2026 است. انجام این جنگها به نتانیاهو اجازه میدهد تا واقعه 7 اکتبر را بازتعریف کرده و آن را نخستین بخش از تحول منطقهای معرفی کند چراکه او در 8 اکتبر مدعی شده بود که شکل جدیدی به خاورمیانه خواهد داد.
در چند ساعت نخست حمله به ایران در صبح شنبه، ناظران سیاسی باور داشتند که نخستوزیر اسرائیل قصد دارد از این جنگ در صندوق رأی بهرهبرداری کند و برای بیشترین استفاده از این موقعیت، درخواست انتخابات زودهنگام دهد؛ انتخاباتی که به طور رسمی برای اواخر اکتبر برنامهریزی شده اما نتانیاهو ممکن است تصمیم بگیرد تا آن را زودتر برگزار کند. طبق اعلام منابع نزدیک به نخستوزیر اسرائیل، اگر نتانیاهو این کمپین را کارگردانی میکند، میخواهد که ترامپ در آن نقش اصلی را داشته باشد.
نخستوزیر اسرائیل تقریبا در هر بیانیهای از زمان آغاز جنگ جدید، از رئیسجمهوری آمریکا تشکر کرده و همکاری نزدیک آمریکا و اسرائیل در این کمپین نظامی را ستایش کرده است. اما بر خلاف طرفداری از این جنگ در اسرائیل، همکاری مشترک نظامی ایالات متحده و اسرائیل به شکل قابل توجهی در داخل آمریکا، بحثبرانگیز است، به ویژه اینکه دو سال جنگ در غزه به شکل منفی بر سابقه اسرائیل تأثیر گذاشته است.
چه میزان از مردم آمریکا موافق جنگ ایران هستند؟
طبق یک نظرسنجی سیانان که مدت کوتاهی پس از آغاز حملات به ایران انجام شد، تقریبا 6 نفر از هر 10 آمریکایی مخالف تصمیم آمریکا برای اقدام نظامی در ایران بودند. این اختلاف در میان طرفداران دو حزب اصلی آمریکا شدیدتر است: تنها 18 درصد از رأیدهندگان دموکرات حامی این حمله بودهاند، در حالیکه این میزان در میان رأیدهندگان جمهوریخواه، 77 درصد بوده است.
در روز دوشنبه، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا به خبرنگاران گفت آمریکا این عملیات را آغاز کرد زیرا «ما میدانستیم که قرار است یک عملیات نظامی توسط اسرائیل انجام شود» که میتواند منجر به حمله علیه نیروهای آمریکایی در منطقه شود. این سخنان نشان داد که آمریکا از سوی اسرائیل به حمله ترغیب شده است. یک روز بعد، روبیو تلاش کرد درباره اظهارات خود شفافسازی کند و تأکید کرد: «رئیسجمهور تصمیم را گرفته است. ترامپ خود این موضوع را که اسرائیل او را به حمله مجبور کرده، رد کرده است و اظهار داشت که شاید او بوده که اسرائیل را مجبور به این کار کرده است.»
اسرائیل در جدال لفظی دوحزبی
یک منبع اسرائیلی اعلام کرد اظهارات روبیو موجب آسیب جدی شده و به گفتمان آتشین درباره جنگ ایران در میان حلقههای دموکرات و ماگا دامن زده است. یکی از مقامات سابق وزارت خارجه اسرائیل اظهار داشت: «پیام آمریکا در حال ایجاد این سردرگمی است که دقیقا چه دلایل باعث انجام این جنگ شده است و همچنین به این گفتمان در داخل آمریکا دامن میزند که آیا این جنگی با ضرورت قطعی بوده یا اینکه جنگی است که ما برای متحد خود انجام میدهیم.»
یکی از کارشناسان باور دارد که حضور اسرائیل در جدلهای لفظی دوحزبی در آمریکا همیشه تبعات بدی برای اسرائیل داشته است. او افزود: «پس از جنگ شما این شرایط را در داخل آمریکا دارید که مردم 3.12 دلار به ازای هر گالن برای بنزین پرداخت میکنند، بازار سهام با افت روبهرو شده، قیمت نفت بالا رفته و مردم این سوال را میپرسند که آیا ما به این شرایط نیاز داریم؟»
نتانیاهو سابقهای طولانی در درخواست از آمریکا برای رفتن به جنگ در خاورمیانه دارد. در سال 2002، او به شکل علنی با آمریکا لابی انجام داد تا واشنگتن علیه عراق اعلان جنگ کند و رژیم صدام حسین را سرنگون سازد. او سپس در سال 2015 یک کمپین قابل توجه علیه توافق هستهای 2015 ایران ایجاد کرد.
اکنون به عنوان معمار دومین جنگ با ایران، او ریسک شناخته شدن به عنوان عامل اصلی جنگی را دارد که بخش بزرگی از رأیدهندگان دموکرات و جمهوریخواه، خواهان آن نبودند. اکنون که جنگ آغاز شده است، باید در نقطهای به پایان برسد؛ البته اگر نتانیاهو و ترامپ بر این باور باشند که این یک «جنگ همیشگی» دیگر نیست.
در حالیکه نتانیاهو ممکن است از یک حمایت داخلی گسترده برای حمله به ایران برخوردار باشد، همکاری نزدیک او با ترامپ و تلاش جنگی مشترک آنها میتواند ریسک تضعیف یکی از قویترین داراییهای استراتژیک اسرائیل را به همراه داشته باشد: حمایت دوحزبی در داخل آمریکا که اسرائیل برای دههها از برخوردار بوده است. کمپینهای نظامی و انتخاباتی نتانیاهو ممکن است آینده سیاسی کوتاهمدت در داخل اسرائیل برای او به ارمغان بیاورد، اما این کمپینها ریسک تأثیر منفی بیشتر بر حیاتیترین اتحاد اسرائیل در خارج را به همراه دارد.