به گزارش اکوایران، در شرایطی که رئیسجمهور ایالات متحده هفته گذشته اعلام کرد که آتشبس با جمهوری اسلامی ایران برای او تمام شده و از تصمیم توافق شده برای لغو تحریمهای نفتی ایران عقبنشینی کرد، درگیریهای آخر هفته گذشته و سپس تبادل آتش در روز یکشنبه که به واسطه اختلاف بر سر مدیریت ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز رخ داده، احتمال بازگشت جنگ را بیش از هر زمان دیگری محتملتر کرده است.
کمتر از یک ماه پس از توافق اولیه میان ایران و ایالات متحده، تنگه هرمز به نقطه اختلاف اصلی تبدیل شده و روز یکشنبه تهران اعلام کرد که تنگه هرمز بسته شده است. اکنون به نظر میرسد نبرد ارادهها در خلیج فارس، تردیدها را در مورد امکان دستیابی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده به یک توافق گستردهتر با ایران -شامل برنامه هستهای که هدف اصلی جنگ ایالات متحده و اسرائیل است، افزایش داده است.
باتلاق یک درگیری کنترلشده و تفاهم در حال فروپاشی
در همین رابطه، سول سردار عطاس، گزارشگر الجزیره نوشت: توافق ایران و آمریکا با تشدید حملات اخیر در حال فروپاشی است. روز یک شنبه، دستکم نه شهر مختلف در پنج استان توسط ایالات متحده مورد حمله قرار گرفتند. آمریکاییها میگویند حداقل ۱۴۰ مکان مورد حمله قرار گرفتهاند. اکنون شاهد شکلگیری الگویی از درگیری هستیم که هر بار بزرگتر و بزرگتر میشود. در پاسخ به حملات روز یکشنبه، ایران به داراییهای نظامی ایالات متحده در پنج کشور منطقه حمله کرده و تنگه هرمز را بسته است.
پس از این حملات متقابل، محمد باقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد ایران، گفت: «دوران توافقات یکطرفه به پایان رسیده است». مشخص نیست که منظور او پایان تفاهمنامه (MoU) است یا خیر. اما میدانیم ترامپ گفته آتشبس «تمام شده است». ماده اول تفاهمنامه به توقف خصومتها و آتشبس کامل در همه جبههها اشاره دارد و اکنون این پنجمین باری است که حملاتی از سوی هر دو طرف صورت میگیرد. ماده ۱۰ توافق میگوید که در طول مذاکرات، تحریمهای بیشتری علیه ایران اعمال نخواهد شد. با این حال، دو روز پیش، ایالات متحده تحریمهای جدیدی را مطرح کرد. بنابراین چندین بند از آن تفاهمنامه از قبل از هم پاشیده است.
در این شرایط، یک تحلیلگر نظامی روز یکشنبه به سیانان گفت که ایالات متحده و ایران در یک درگیری کنترلشده گیر افتادهاند و این در حالی است که هیچ کدام از دو طرف نمیخواهند جنگ تمام عیار را از سر بگیرند. سدریک لیتون، سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی ایالات متحده، تبادل آتش مکرر را به عنوان «ریتم نبرد» توصیف کرد. او گفت: «آنچه اکنون شاهد آن هستیم اساساً مجموعهای از حملات و ضدحملات مشت متقابل است که اساساً برای گرم نگه داشتن دیگ روی آتش نگه طراحی شده است، نه اینکه به جوش بیاید» .
او افزود، در همین حال، ایالات متحده نمیخواهد «نیروهای زمینی گسترده» اعزام کند یا حملات ایران را با ابزارهای نظامی متوقف کند، زیرا دیپلماسی را ترجیح میدهد. او گفت: «این چیزی است که با آن روبرو هستیم: رقص دیپلماتیک و رقص نظامی؛ و این برهمکنشها اکنون کار میکنند».
مخمصه استراتژیک دشوار
در مقابل، هارلان اولمن، مدیر شرکت مشاوره استراتژیک گروه کیلوون، به الجزیره گفته نفوذ تهران بر تنگه هرمز، واشنگتن را در موقعیت استراتژیک دشواری قرار داده است. به گفته این افسر سابق نیروی دریایی ایالات متحده: «از همان ابتدا، اهداف و مقاصد آمریکا در این مورد مشخص نبود. بسیاری این استراتژی را زیر سوال میبرند و میپرسند یالات متحده امیدوار بود به چه چیزی دست یابد؟»
قایقها در آبهای دوحه در حال حرکت هستند/عکس از الجزیره
به گفته اولمن گفت، ایالات متحده با «مشکل بزرگی» در تبدیل برتری نظامی به مزیت استراتژیک مواجه است: «این کشور از نیروی نظامی استفاده میکند، جایی که برتری فوقالعادهای دارد. اما آیا ایالات متحده میتواند به اندازه کافی به ایران فشار وارد کند تا آنچه را که میخواهد انجام دهد و نگرش ایران را تغییر دهد؟ من فکر نمیکنم این اتفاق بیفتد.»
او استدلال کرد که ایران «از نظر استراتژیک در موقعیت برتر» نسبت به ایالات متحده قرار دارد. او گفت: «تنها کاری که ایران باید انجام دهد این است که بگوید، 'ما خلیج فارس را خواهیم بست. ما به همسایگان خود در منطقه خلیج فارس حمله خواهیم کرد و بگذارید این فشار زیادی به شما وارد کند.' در مقابل، تنها کاری که ایالات متحده میتواند انجام دهد این است که به حملات هوایی به اهداف خود ادامه دهد، که به نظر من نتیجهای مطلوب برای هیچ یک از طرفین نخواهد داشت.»
اولمن هشدار داد که این درگیری خطر تبدیل شدن به یک جنگ منطقهای گستردهتر را دارد، نتیجهای که به گفته او اقتصاد جهانی برای آن آمادگی ندارد: «بیست درصد از انرژی مورد نیاز جهان از طریق [تنگه هرمز] میآید. اگر این [جریان] برای یک هفته، یک روز، یک ماه، یک سال قطع شود، تأثیر فاجعهباری خواهد داشت.»
در مقابل، ولفگانگ پوتسای، وابسته دفاعی سابق اتریش، معتقدست: «برای ایالات متحده، بازگشایی تنگه بدون هیچ محدودیتی بسیار مهم است و به همین دلیل است که آنها به ایران حمله میکنند». به باور او: «واشنگتن اکنون فشار اقتصادی و افزایش فشار نظامی را با هم ترکیب میکند که حمله به کشتیها را برای ایران دشوارتر خواهد کرد. فشار اقتصادی در درازمدت بسیار کارآمدتر از فشار نظامی خواهد بود. اما آمریکا تصور میکند فشار اقتصادی بدون فشار نظامی کارساز نخواهد بود.»
تثبیت هژمونی منطقهای و آماده برای یک بازی طولانی
به نوشته والاستریت ژورنال، برای تهران، حفظ کنترل تنگه هرمز از دهها میلیارد دلاری که از بابت لغو تحریمها به دست میآید، مهمتر تلقی میشود؛ و به همین دلیل است که تهران یک بازی بلند مدتی را در پیش گرفته است. مقامات ایرانی معتقدند که کشورشان سرانجام پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل در دستیابی به اهداف اصلی خود در جنگ شکست خوردند، به عنوان یک هژمون منطقهای ظهور کرده است. و تا زمانی که تهران با تضمین ترتیبات دائمی برای کنترل این آبراه حیاتی - و تسلط بر اقتصادهای خلیج فارس به همراه آن - این وضعیت جدید را تثبیت کند، بقیه موارد، از جمله لغو تحریمهای آمریکا، در نهایت به دنبال آن خواهد آمد.
نیروهای مسلح قطر در ۱۲ جولای یک حمله موشکی را در دوحه، قطر، خنثی کردند/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، هشدار داد: «این تنها راه است: نظم جدید ایران در تنگه هرمز را به رسمیت بشناسید». محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد با ایالات متحده هم اظهار داشته: «تنگه هرمز فقط با ترتیبات ایرانی باز خواهد شد، نه با تهدیدهای آمریکا». این نگرش، آیندهای را نوید میدهد که با تداوم عدم اطمینان برای بازارهای جهانی انرژی و شمشیر داموکلس حملات جدید که بر فراز پادشاهیهای خلیج فارس آویزان است، تصور میشود.
در واقع، اکنون که آمریکا در محافظت از کشورهای خلیج فارس در برابر حملات ایران شکست خورده، تلاش تهران برای نهادینه کردن کنترل ایران بر تنگه هرمز، نشان دهنده عزمش برای ایجاد یک صلح ایرانی جدید در خاورمیانه است. به هر حال، کشورهای خلیج فارس، نه تنها برای صادرات نفت و گاز خود، بلکه برای سایر مایحتاج حیاتی، از اقلام مصرفی گرفته تا مواد غذایی، به این تنگه متکی هستند. به گفته راز زیمت، مدیر برنامه ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی: «آنها به این نتیجه رسیدهاند که با جبر جغرافیایی روبرو هستند - جمهوری اسلامی وجود دارد، اما ترامپ برای همیشه رئیسجمهور ایالات متحده نخواهد بود و آنها باید در کنار ایرانیان زندگی کنند. آنها باید با واقعیت روبرو شوند.»
بازی جور دیگری پیش خواهد رفت؟
وضعیت کنونی ریشه در ماهیت بیحاصل جنگ تمامعیاری دارد که از ماه فوریه تا آوریل به مدت ۴۰ روز ادامه داشت. به گفته هالی دگرس، عضو ارشد موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک: «هم ایالات متحده و هم جمهوری اسلامی ایران فکر میکنند که در این جنگ پیروز شدهاند. دلیل اینکه ایرانیها در حال حاضر سختگیرانه عمل میکنند این است که سعی دارند بر ترامپ فشار بیاورند، زیرا میدانند که این جنگ در ایالات متحده منفور است و تنگه هرمز اقتصاد جهان را خفه کرده است. آنها به سمت ریسکپذیری میروند زیرا به نظر میرسد از این منظر عمل میکنند که دست بالا را دارند».
کشتیها در تنگه هرمز، مسندم، عمان، ۱۲ ژوئیه/ عکس از خبرگزاری رویترز
در این شرایط، ایالات متحده تاکنون توانایی بازگشایی تنگه هرمز با زور را نداشته است. در حال حاضر، دور جدید عملیات نظامی هر دو طرف به اندازه از سرگیری یک جنگ تمام عیار نیست. ایالات متحده، شهر تهران را هدف قرار نداده و ایرانیها حملاتشان را تا پیش از روز یک شنبه عمدتاً به تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن محدود کرده بودند و دو کشور قدرتمند خلیج فارس، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، از آن مصون بودند.
این بدان معنا نیست که خصومتها لزوماً در هفتههای آینده مهار خواهد شد. به گفته مارک پلیمرپولوس، یکی از مقامات ارشد سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) که در امور خاورمیانه فعالیت دارد: «اساساً، ایرانیها باور دارند که ترامپ نمیخواهد به جنگ برگردد، بنابراین فقط فشار میآورند و فشار میآورند. آنها فکر میکنند که او اصلاً آنها را به دردسر نمیاندازد. اما خیلی چیزها میتواند اشتباه پیش برود. اگر یکی از این تبادل آتشها باعث تلفات گسترده شود که در آن سربازان آمریکایی کشته شوند، ترامپ دیوانه خواهد شد. بنابراین این کار بدون ریسک نیست».
به گفته حمد الثنایان، استاد علوم سیاسی در دانشگاه کویت: «اعتبار ایالات متحده به عنوان یک شریک امنیتی آسیب دیده است، اما همچنان مهمترین شریک امنیتی خلیج فارس است. نحوه تصمیم کشورهای خلیج فارس برای مقابله با این تهدید، ژئوپلیتیک آینده منطقه را تعیین خواهد کرد.»