به گزارش اکوایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در ماههای اخیر به شکلی مداوم تلاشهای جمهوری اسلامی ایران برای کسب درآمد از کنترل بر تنگه هرمز را رد کرده بود. اکنون، او به دنبال الگویی است که به طرز چشمگیری مشابه با ایده تهران، ولی با عاملیت آمریکا به نظر میرسد.
روز دوشنبه، ترامپ ادعا کرد که ایالات متحده «نگهبان» این آبراه استراتژیک خواهد شد، محاصره کشتیرانی ایران را دوباره اعمال خواهد کرد و خواستار اخذ هزینه معادل 20٪ از کل محمولههای عبوری از تنگه خواهد شد. اعلام ترامپ در حالی منتشر شد که درگیریهای جدید، توافق موقت واشنگتن و تهران را تا مرز فروپاشی پیش برده است. ترامپ روز دوشنبه در پستی در شبکههای اجتماعی ادعا کرد که «تنگه هرمز باز است و با یا بدون ایران باز خواهد ماند».
ادعایی نه چندان تازه
به نوشته المانیتور، اینکه آیا این پیشنهاد عملاً امکانپذیر است یا خیر، همچنان بیپاسخ است. اما هم ایران و هم ایالات متحده اکنون در حال دنبال کردن دیدگاههای رقیب برای تنگه هرمز هستند که میتواند به نتیجه نهایی یکسانی منجر شود: الزام پرداخت برای استفاده از این آبراه، صرف نظر از اینکه چه کسی کنترل آن را در دست دارد. چنین چشماندازی، موجب نگرانی کشورهای خلیج فارس، شرکتهای کشتیرانی و دولتهای سراسر جهان شده است.
نکته مهم این است که ترامپ گفته «به عنوان یک اصل انصاف»، ایالات متحده «با نرخ 20 درصد از کل محمولههای حمل شده» برای پوشش هزینههای تأمین امنیت این آبراه، هزینه دریافت خواهد شد. او هیچ جزئیاتی در مورد چگونگی اجرای این مکانیسم ارائه نداد.

ترانزیت در تنگه هرمز از جولای 2025 تا جولای 2026/ منبع: صندوق بینالمللی پول
رئیسجمهور ایالاتمتحده در گذشته ایده مشابهی را مطرح کرده است. در ماه ژوئن، ترامپ گفت که پس از انقضای مهلت آتشبس موقت 60 روزه، «هیچ عوارضی» وجود نخواهد داشت، مگر اینکه «در صورت عدم تکمیل توافق، برای خدماتی که به عنوان فرشته نگهبان به کشورهای خاورمیانه برای بازپرداخت هزینهها در گذشته، حال و آینده ارائه شده، توسط ایالات متحده و برای ایالات متحده اعمال شود». ترامپ پیش از این نیز گفته بود که هرمز «برای همیشه بدون عوارض» خواهد بود. این در حالی است که او در ماه آوریل پیشنهاد تشکیل یک سرمایهگذاری مشترک با ایران برای ایجاد عوارض در این آبراه را داده بود.
آخرین اعلام کاخ سفید در حالی منتشر میشود که چارچوب آتشبس در بحبوحه نبرد گستردهتر بر سر مدیریت آینده این آبراه در حال فروپاشی است. از زمان بسته شدنتنگه هرمز در ماههای پس از آغاز جنگ در فوریه، ایران به دنبال ایجاد یک سیستم مجوز و هزینه برای کشتیهایی است که از این تنگه عبور میکنند و در عین حال عمان را برای همکاری تحت فشار قرار داده است. در ماه می، ایران «نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس» را برای تأیید ترانزیت و جمعآوری عوارض راهاندازی کرد.
در روزهای اخیر، تهران اعلام کرد که هرمز دوباره بسته شده و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، واشنگتن را به نقض توافق صلح ماه گذشته متهم کرد. تهران اعلام کرد که کشتیها همچنان برای عبور از تنگه هرمز به مجوز نیاز خواهند داشت و خاطرنشان کرد که حملونقل عادی تنها پس از پایان عملیات نظامی ایالات متحده از سر گرفته خواهد شد، ضمن اینکه مذاکرات با عمان در مورد سازوکاری برای تنظیم ترافیک دریایی را دنبال میکند.
اهرم فشار مذاکراتی؟
جدای از تردیدهای حقوقی در این زمینه، چالش بزرگ درباره این پیشنهاد، چگونگی اجرای آن است. در واقع، اعمال فیزیکی عوارض یا هزینههای خدمات به طور قابل توجهی دشوارتر از اعلام آنها خواهد بود. جمعآوری پرداختها در کانالها -مانند سوئز یا پاناما- نسبتاً ساده است زیرا کشتیها از زیرساختهای به شدت کنترلشده عبور میکنند. اما تنگه هرمز بسیار وسیعتر از این نمونههاست که در میان آبهای ایران و عمان قرار دارد و مستلزم استفاده از اقدامات قهری علیه کشتیهایی است که از پرداخت خودداری میکنند.
محدوده مدیریت تنگه هرمز که از سوی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده/ منبع: نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس
این ماجرا یک سوال مهم را بیپاسخ میگذارد: آیا این پیشنهادی مربوط به کسب درآمد است یا اهرم فشاری در مذاکرات محسوب میشود؟ ایران در بحبوحه تلاشهایش برای تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به نفوذ استراتژیک پایدار پس از جنگ، عوارضی را وضع کرده است. اکنون، پیشنهاد ترامپ ممکن است نشاندهنده یک تاکتیک مذاکره آشنا باشد، و کاخ سفید با این سیگنال که ایالات متحده آینده تنگه را شکل خواهد داد، لفاظیها را تشدید میکند. این اقدام میتواند فضایی را برای مصالحه نهایی ایجاد کند که حول مشارکتهای امنیتی داوطلبانه به جای عوارض اجباری بنا شده باشد.
هرچه که باشد، به نظر میرسد واشنگتن و تهران اکنون موافقند که اعمال کنترل بر کشتیرانی هرمز باید هزینه داشته باشد، در حالی که بر سر اینکه چه کسی باید این هزینهها را دریافت کند، اختلاف نظر دارند.
مخمصه ترامپ در نبرد ارادهها
با این همه، به نظر میرسد تلاشهای اخیر ترامپ بیش از همه مرتبط با بازگشایی کامل تنگه هرمز باشد، موضوعی که باعث شده او به هر چیزی - از حملات هوایی و محاصره دریایی گرفته تا مذاکره و تهدید به نابودی «کل تمدن»- روی آورده است. با این حال، به نوشته آسوشیتدپرس، تحلیلگران معتقدند بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به قبل از جنگ، احتمالاً به ناوگان بسیار بزرگتری از کشتیهای جنگی ایالات متحده، نیاز دارد. با وجود نبردهای پراکنده، ایران هنوز میتواند کشتیها را در آبراه باریک خلیج فارس با پهپادها و موشکهایی که در کشوری به اندازه یک سوم ایالات متحده پنهان شدهاند، هدف قرار دهد.
به گفته جیسون اچ. کمپبل، عضو ارشد موسسه خاورمیانه و مقام سابق پنتاگون: «ایران دهههاست که برای این نوع درگیری نامتقارن آماده میشود. آنها نشان میدهند که چرا هیچ رئیسجمهوری از زمان ریگان تصمیم به درگیری در این سطح با ایران نگرفته است، زیرا آنها این توانایی را دارند که تنگه هرمز را به طور کامل مختل کنند». در واقع ادعای تازه ترامپ برای دریافت هزینه از کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند، دلالت بر مخمصه کنونی ترامپ دارد که در آن ترانزیت دریایی از طریق تنگه متوقف، قیمت نفت دوباره در حال افزایش و ایران هیچ نشانهای از تسلیم شدن نشان نداده است.
سه پسر بچه در آبهای کمعمق تنگه هرمز بازی میکنند، در حالی که ستونی از دود از انفجار در پسزمینه بلند میشود، بندرعباس، ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری ایسنا
به گفته اریک لاب، عضو برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی و استاد سیاست و روابط بینالملل در دانشگاه بینالمللی فلوریدا: «آنها فکر میکردند اوضاع تحت کنترل است، اما اکنون شاهد تشدید مجدد تنشها هستند و بازارها به این موضوع واکنش منفی نشان میدهند. این واقعاً نوعی آزمون اراده است تا ببینیم ایرانیها چقدر حاضر به تحمل درد اقتصادی هستند و در مقابل چه میزان درد اقتصادی و حتی مسئولیت سیاسی میتواند بر ترامپ و جمهوریخواهان در آستانه ماه نوامبر موثر داشته باشد».
به گفته کمپبل که پیش از این در موسسه رند با هماهنگی ارتش ایالات متحده روی شبیهسازی سناریوهای جنگی علیه ایران کار میکرده: «اقداماتی که اکنون انجام میدهند دقیقاً همانهایی هستند که قبلا مورد بحث قرار گرفته و همه این سناریوها مطرح شده است». کمپبل گفت: «تصور سناریویی که در آن بتوانید تنگه هرمز را بدون نیروی زمینی به طور رضایتبخشی امن کنید، بسیار دشوار است. انجام این کار به دهها هزار نیرو نیاز دارد، که چند ماه طول میکشد و شامل «هزینههای بسیار بالایی» خواهد بود».
برخی دیگر از کارشناسان به آسوشیتدپرس گفتهاند راه دیگر برای تسهیل ترافیک تجاری ایمن از طریق تنگه، ادامه - و تشدید - هدایت کشتیهای غیرنظامی توسط کشتیهای جنگی ایالات متحده است. اما این کار چالشها و هزینههای خاص خود را دارد. ایالات متحده طی جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰، یک عملیات اسکورت دریایی انجام داد.
به گفته مایکل آیزنشتات، مدیر برنامه مطالعات نظامی و امنیتی در موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن: «چنین تلاشی امروز به تعداد قابل توجهی از کشتیهای جنگی ایالات متحده نیاز دارد، آن هم در شرایطی که ناوگان کنونی کوچکتر از دهه ۱۹۸۰ است. در واقع، به بخش بسیار بزرگی از ناوگان ایالات متحده نیاز است که به صورت نامحدود به این امر اختصاص داده شود. امروز محیط بسیار پیچیدهتری نسبت به قبل وجود دارد که در آن ایران قابلیتهای پیشرفتهای از جمله توانایی خود در انجام حملات پهپادی و موشکی را جمعآوری کرده است و انجام این کار با تلفات بسیار بالا خواهد بود».
تهدیدهایی که کشتیها را فراری میدهند
کشتیهای تجاری از ترس مینهای دریایی از مسیرهای سنتی عبور از تنگه اجتناب میکنند. ایران اعلام کرده که کشتیها از مسیری در نزدیکی خط ساحلی خود استفاده کنند و ممکن است در آینده از آنها هزینههایی را دریافت کند. کشتیها به طور فزایندهای در مسیر جنوبی در امتداد ساحل عمان -تحت عملیات نظارت ایالات متحده که آنها را با استفاده از پهپادها و هواپیماها هدایت میکند- تردد میکنند.
3 مسیر تردد دریایی در تنگه هرمز: منبع: بیبیسی
اما تردد از طریق این مسیر جنوبی موجب مصونیت کشتیها از حمله نشده است. به گفته نوام رایدان، عضو ارشد موسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن با تمرکز بر خطرات انرژی و دریایی در خاورمیانه، گفت: «تهدیدهای ایران به تنهایی میتواند برای توقف تجارت در تنگه کافی باشد. آنها نیازی به پرتاب پهپاد و موشک ندارند - آنها فقط میتوانند از کانال رادیویی دریایی برای ایجاد برخی تهدیدها استفاده کنند. و این به خودی خود برای ترساندن بسیاری از دریانوردان کافی است».
به گفته کلیتون سیگل، محقق غیرمقیم امنیت انرژی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، دولت ترامپ به وعدههایی که در اوایل جنگ برای کمک نظامی به محمولههایی که به مسئولیت درگیری تبدیل شدند، داده بود، عمل نکرده است. او گفت: «آن اسکورتهای دریایی، کشتیهای جنگی ایالات متحده، تعهدات بزرگتر مانند حضور نظامی هرگز عملی نشدند زیرا فکر میکنم لفاظیها کمی از تحمل ریسک ما جلوتر رفت. و وقتی فشار زیاد شد، ایالات متحده آماده نبود نیروی دریایی خود را مستقر کرده و تهدیدها را به طور موثری خنثی کند».