اکوایران: خاورمیانه‌ای که از دل آشوب سال‌های اخیر بیرون می‌آید، شباهت زیادی به خاورمیانه پیش از آن دارد. آن‌چه در سه سال گذشته تغییر کرده، دیدگاه خلیج فارس نسبت به اسرائیل است.

به گزارش اکوایران، منطقه خاورمیانه علی‌رغم تجربه سه سال درگیری‌های شدید که حتی در مقیاس این منطقه هم بسیار کم‌سابقه بودند، هنوز به یک نقطه ثبات نرسیده و کماکان عوامل بروز این درگیری‌ها بر قوت خودشان باقی هستند.

وقتی همه چیز به جای اول خود باز می‌گردد

به گزارش نشریه فارن افیرز، از بسیاری جهات، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و جنگ غزه که پیش از آن رخ داد، تحول‌آفرین به نظر می‌رسند. پس از دهه‌ها جنگ در سایه، ایران و اسرائیل اکنون مستقیماً به یکدیگر حمله کرده‌اند. اسرائیل و آمریکا نیز در جبهه نبرد تازه در کنار یکدیگر قرار گرفته و علیه ایران جنگیده‌اند. بخش قابلی توجهی از زیرساخت‌های دفاعی تهران آسیب دیده است.

کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که زمانی تا حد زیادی می‌توانستند از آسیب‌های جنگ در امان بمانند، شاهد سوختن تأسیسات انرژی، فرودگاه‌ها و هتل‌های خود بوده‌اند. حزب‌الله لبنان را که تازه در حال بهبود یافتن از جنگ قبلی خود بود، دوباره به درگیری کشانده است. حکومت بشار اسد که نزدیک به نیم قرن بر سوریه حکومت کرده بود، زمانی سقوط کرد که متحدانش نتوانستند کمک موثری برسانند. اسرائیل نیز به نوبه خود غزه را با خاک یکسان کرده، به‌سوی الحاق کرانه باختری گام برداشته، بخش‌هایی از جنوب لبنان را دوباره اشغال کرده و کنترل خود بر اراضی سوریه را فراتر از بلندی‌های جولان گسترش داده است.

تمامی این تغییرات واقعی و مهم هستند و موجب رنج میلیون‌ها نفر شده‌اند. بااین‌حال، در مجموع، خاورمیانه‌ای که از دل این آشوب بیرون می‌آید، شباهت زیادی به خاورمیانه پیش از آن دارد. بازیگران خارجی همچنان در داخل مرزهای کشورهای عربی ضعیف، بازی‌های موازنه قدرت خود را دنبال می‌کنند؛ درگیری ایران و اسرائیل همچنان ادامه دارد؛ مسئله فلسطین همچنان حل‌نشده باقی مانده؛ و آمریکا نه توانایی و نه اراده تحمیل نظم بر منطقه را دارد، اما همچنان بیش از آن در منطقه درگیر است که بتواند آن را ترک کند.

آتش‌بسی که ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ امضا کردند، گویای شکست دولت ترامپ در تغییر بنیادین منطقه است. تهران پس از متحمل شدن مجموعه‌ای از ضربات بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با اعمال فشار بر تنگه هرمز و حمله به همسایگان خود در خلیج فارس، قدرت خود را به نمایش گذاشته است.

با وجود دو سال و نیم جنگ و کشته شدن ده‌ها هزار نفر که بیشتر آنها فلسطینی بوده‌اند، وضعیت در اسرائیل، غزه و کرانه باختری تا حد زیادی همانند شرایط پیش از حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. حماس تضعیف شده، اما استفاده گسترده و بی‌سابقه اسرائیل از زور و خشونت، مشکلات بنیادین در قلب مناقشه اسرائیل و فلسطین را حل نکرده است.

در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد؛ شمارش معکوس برای جنگ بعدی

خاورمیانه‌ای واقعاً تغییرکرده که بتواند پایه‌ای برای نظم منطقه‌ای باثبات‌تر باشد، با دولت‌های مرکزی قدرتمندتر در کشورهای عربی مانند عراق، لبنان، سوریه و یمن تعریف خواهد شد. امروزه این کشورها گرفتار جنگ داخلی یا ناآرامی‌های داخلی هستند و منطقه تا زمانی که این دولت‌ها نتوانند بر مرزهای خود نظارت کنند و مانع از آن شوند که بازیگران غیردولتی داخل قلمروشان سیاست‌های خارجی و نظامی خود را دنبال کنند، بی‌ثبات باقی خواهد ماند. دولت‌های ضعیف، در نهایت، نمی‌توانند صلحی پایدار ایجاد کنند.

تنگه هرمز بندرعباس

بندرعباس. ساحل تنگه هرمز. دوشنبه 27 ژوئیه 2026/عکس از راضیه پودات از ایسنا

خاورمیانه‌ای دگرگون‌شده همچنین شاهد پایان تلاش‌های قدرت‌های منطقه‌ای و خارجی، به‌ویژه اما نه صرفاً ایران، برای تشویق یا تأمین مالی شبه‌نظامیان خواهد بود. چنین خاورمیانه‌ای شامل یک روند دیپلماتیک با حمایت گسترده بین‌المللی و پذیرش منطقه‌ای خواهد بود که بر دستیابی به راه‌حلی برای مناقشه اسرائیل و فلسطین متمرکز باشد.

جنگ منطقه‌ای که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، خاورمیانه را به چنین تحولی نزدیک نکرد. ایران و آمریکا هم‌چنان میان مذاکره و جنگ در نوسان هستند، اما هیچ‌یک حاضر نبوده‌اند به‌گونه‌ای تشدید تنش کند که اساس شرایطی را که از فوریه به آن گرفتار شده‌اند تغییر دهد. تهران اجازه کشتیرانی آزاد و بدون محدودیت از تنگه هرمز را نخواهد داد، برنامه هسته‌ای خود را کنار نخواهد گذاشت و از نیروهای مورد حمایت منطقه‌ای خود دست نخواهد کشید. واشنگتن نیز بعید است نیروهایی به ایران اعزام کند. از آنجا که تغییر معناداری در روندها و منافع اساسی خاورمیانه رخ نداده است، حتی اگر آتش‌بسی پایدارتر برقرار شود، شمارش معکوس برای جنگ بعدی از همین حالا آغاز شده است.

هنوز قدرت خود را دارد

بین ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، ایران آن‌قدر ضربه خورد که آمریکا آن‌ها را ببر کاغذی می‌پنداشت. ضعف ظاهری ایران بدون شک دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، را به این فکر انداخت که حملات بیشتر می‌تواند به تغییر نظام منجر شود. هنگامی که او در ۲۸ فوریه سال جاری حملات مشترک با اسرائیل را آغاز کرد، از ایرانیان خواست «کنترل» حکومت خود را به دست بگیرند.

لبنان

یک خودروی نظامی لبنانی از کنار ساختمان‌های آسیب‌دیده از جنگ در روستایی در جنوب لبنان می‌گذرد. دوشنبه، 27 ژوئیه 2026/عکس از آسوشیتدپرس

بااین‌حال، ایران از این دور اخیر جنگ پیروز بیرون آمد. البته این کشور همچنان با همان مشکلات اقتصادی و نارضایتی اجتماعی مواجه است؛ اما تهران با ایستادگی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل و کشف اهرم فشار خود بر بازارهای جهانی انرژی، بار دیگر به جایگاه برجسته‌ای دست یافته است. تهران بدون تردید به عناصر اساسی سیاست منطقه‌ای خود در ۴۷ سال گذشته ادامه خواهد داد: مخالفت با اسرائیل، مقاومت در برابر قدرت آمریکا و حمایت از متحدانش در منطقه. همچنین انگیزه‌ای جدی خواهد داشت تا هر کاری می‌تواند برای ادامه برنامه هسته‌ای خود انجام خواهد داد.

متحدان ایران، اگرچه تضعیف شده‌اند، همچنان در سراسر جهان عرب نفوذ قابل‌توجهی دارند. در انتخابات عراق در نوامبر ۲۰۲۵، احزاب شیعه همسو با ایران و جریان‌های مورد حمایت آن عملکرد خوبی داشتند. در فوریه، مارس و آوریل سال جاری، این جریان‌ها موشک‌هایی به سوی پایگاه‌های آمریکا در منطقه شلیک کردند. دولت تازه عراق به نخست‌وزیری علی الزیدی، مانند دولت‌های پیشین، بسیاری از پست‌های مهم را به متحدان محلی ایران سپرده است. حملات اسرائیل به حزب‌الله بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ فرصت کوتاهی برای دولت تاریخیِ ضعیف لبنان ایجاد کرد تا قدرت خود را تثبیت کند. جوزف عون، مسیحی مارونی و ژنرال سابقی که انتخابش سال‌ها به‌وسیله حزب‌الله مسدود شده بود، در ژانویه ۲۰۲۵ از سوی پارلمان لبنان به ریاست‌جمهوری انتخاب شد.

اما تلاش برای بازگرداندن برتری دولت در لبنان همچنان ناتمام باقی ماند، زیرا حزب‌الله در پاسخ به کارزار آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ به حملات تلافی‌جویانه ایران پیوست. اسرائیل نیز به نوبه خود حمله زمینی به جنوب لبنان و کارزار هوایی در سراسر کشور را آغاز کرد که بیش از ۴۲۰۰ نفر را کشت و یک میلیون نفر دیگر را آواره کرد. اگرچه حزب‌الله هدف اعلام‌شده اسرائیل است، اما قربانی این کارزار احتمالاً دولت تازه لبنان خواهد بود؛ دولتی که حمله حزب‌الله را محکوم کرد و پیشنهاد مذاکره با اسرائیل را داد. حزب‌الله بیش از ۴۰ سال در برابر درگیری با اسرائیل، از جمله این حمله اخیر، دوام آورده است. اما دولت لبنان احتمالاً بی‌اعتبار خواهد شد، زیرا نتوانست از یک اختلال عظیم دیگر در زندگی مردم عادی جلوگیری کند.

انصارالله، متحد ایران در یمن، در فاصله سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ با ادعای همبستگی با فلسطینی‌ها، کشتیرانی جهانی را در تنگه باب‌المندب مختل کردند، اما در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، با وجود حملات علیه ایران، از درگیری دور ماندند. این وقفه ناشی از روابط رو به رشد این گروه با عربستان سعودی بود. بین سال ۲۰۲۲ و ژوئیه ۲۰۲۶، انصارالله با همسایه خود آتش‌بس را حفظ کردند و در این مدت ریاض حقوق کارکنان دولت یمن را پرداخت کرد که بسیاری از آنها تحت کنترل انصارالله کار می‌کنند. انصارالله همچنان از نظر ایدئولوژیک و سیاسی به تهران متعهدند و اکنون به نظر می‌رسد در حمایت از متحد خود دوباره وارد درگیری شده‌اند. نوعی توافق سیاسی در یمن می‌توانست امنیت خاورمیانه را بهبود بخشد، اما نتیجه محتمل تحولات اخیر این است که انصارالله بار دیگر به درگیری منطقه‌ای بپیوندند.

سقوط شیوخ

از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تا حد زیادی نظاره‌گر جنگ منطقه‌ای بودند. قطر سال‌ها میزبان رهبران حماس بود و با تأیید اسرائیل و آمریکا، به این سازمان کمک مالی می‌کرد؛ اما هیچ کشور دیگری در خلیج فارس از تضعیف حماس و حزب‌الله ناراحت نبود. بااین‌حال، شدت کارزار اسرائیل در غزه اهمیت مسئله فلسطین را در میان افکار عمومی عرب افزایش داد و هرگونه حمایت آشکار از اسرائیل را به اقدامی پرریسک برای رهبران عرب تبدیل کرد. با آسیب‌پذیرتر شدن ایران، رهبران کشورهای خلیج فارس بیشتر نگران شدند که اسرائیل تلاش کند برتری نظامی منطقه‌ای خود را تثبیت کند. این نگرانی‌ها در سپتامبر ۲۰۲۵ تشدید شد، زمانی که اسرائیل در تلاشی ناموفق برای ترور مقام‌های حماس که برای مذاکره درباره پیشنهادی مورد حمایت آمریکا در قطر حضور داشتند، به محل اقامت آنها در این کشور حمله کرد.

شورای همکاری

دونالد ترامپ، به همراه رهبران شورای همکاری خلیج فارس در هتل ریتز کارلتون ریاض، عربستان سعودی، ۱۴ مه ۲۰۲۵/عکس رسمی کاخ سفید

کشورهای خلیج فارس سال‌ها ثبات در همسایگی خود را ترجیح داده‌اند تا بتوانند بر جذب گردشگر، تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی مورد نیاز برای کاهش وابستگی شدید خود به صادرات انرژی تمرکز کنند. جنگ برای کسب‌وکار بد است؛ به همین دلیل دولت‌های خلیج فارس در جریان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ موضعی کم‌رنگ داشتند و در اوایل سال ۲۰۲۶ آمریکا را از حمله به ایران برحذر می‌داشتند.

این خویشتنداری در برابر ایران کمکی به کشورهای خلیج فارس نکرد. هنگامی که اسرائیل و آمریکا در فوریه ۲۰۲۶ جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، این کشورهای خلیج فارس بودند که بیشترین بار حملات تلافی‌جویانه تهران را تحمل کردند. با ادامه حملات، نگرش آنها شروع به تغییر کرد. در آغاز درگیری، رهبران خلیج فارس از آمریکا به دلیل قرار دادن آنها در تیررس حملات تلافی‌جویانه ایران ناراضی به نظر می‌رسیدند؛ اما سرانجام بسیاری از نخبگان خلیج فارس به این دیدگاه رسیدند که آمریکا باید جنگ را تا زمانی ادامه دهد که ایران توانایی تهدید همسایگانش را از دست بدهد. آنها از هر دو طرف درگیری ناامید شدند.

احساسات دوگانه ویژگی رایج اتحاد میان یک کشور ضعیف و یک کشور قدرتمند است. شرکای ضعیف‌تر اغلب هم از گرفتار شدن در جنگ‌هایی که شریک قدرتمند آغاز می‌کند می‌ترسند و هم از رها شدن از سوی شریک قدرتمند در برابر دشمن مشترک هراس دارند. کشورهای خلیج فارس نمونه‌های کلاسیک این سازوکار هستند.

با وجود این ناامیدی، بعید است کشورهای خلیج فارس به این زودی‌ها از آمریکا فاصله بگیرند. فناوری و آموزش آمریکایی ستون اصلی سامانه‌های دفاع هوایی خلیج فارس است که در دفع پهپادها و موشک‌های ایرانی عملکرد نسبتاً موفقی داشتند. علاوه بر این، کشورهای خلیج فارس ضامن امنیتی دیگری ندارند که بتوانند به آن روی بیاورند. چین تمایلی برای ایفای چنین نقشی نشان نداده و توانایی نمایش قدرت لازم برای این کار را نیز ندارد. روسیه در کنار ایران قرار گرفته و خود درگیر جنگش در اوکراین است. کشورهای اروپایی و قدرت‌های منطقه‌ای مانند مصر، پاکستان و ترکیه نیز از نظر توانایی نظامی قابل مقایسه با آمریکا نیستند.

آنچه در سه سال گذشته تغییر کرده، دیدگاه خلیج فارس نسبت به اسرائیل است. کشورهای خلیج فارس سال‌ها به‌آرامی در حال نزدیک شدن به اسرائیل به‌عنوان متحدی بالقوه در برابر ایران بودند. حتی عربستان سعودی نیز در حال بررسی روابط گرم‌تر بود؛ اما این روند اکنون معکوس شده و حرکت برای گسترش توافق‌های ابراهیم متوقف شده است. جنگ غزه همکاری آشکار رهبران عرب با اسرائیل را از نظر سیاسی پرهزینه‌تر کرده است. حمله اسرائیل به قطر و ادامه جنگ آن علیه ایران، رهبران خلیج فارس را به این نتیجه رسانده که اسرائیل اساساً اهمیتی برای امنیت آنها قائل نیست. تنها کشور خلیج فارس که روابط خود با اسرائیل را دوباره تقویت کرده، امارات متحده عربی است که پیش از این نیز قوی‌ترین روابط را با اسرائیل داشت.

مشکل همیشگی با همسایگان؛ بزرگ‌ترین تحول ژئوپلتیکی منطقه

تا پایان سال ۲۰۲۵، اسرائیل خود را پیروز جنگ‌های منطقه‌ای می‌دانست؛ اما آتش‌بس آمریکا و ایران در ژوئن ۲۰۲۶ جمهوری اسلامی را در قدرت باقی گذاشت؛ با توان نظامی کافی برای اعمال نفوذ در سراسر منطقه و بدون هیچ تعهد مشخصی برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود. اسرائیل تصمیم گرفته نقش برهم‌زننده نظم منطقه‌ای را ایفا کرده و مطمئن است که قدرت نظامی‌اش برای حفاظت از آن در آینده نامحدود کافی است. این شرط‌بندی قابل تردید است، زیرا پیش از ۷ اکتبر نیز قدرت سخت اسرائیل به همین اندازه چشمگیر بود.

مرز سوریه اسرائیل

مرز بین سوریه و شهر مجدل شمس در بلندی‌های جولان تحت کنترل اسرائیل، روز سه‌شنبه ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ دیده می‌شود/عکس از آسوشیتدپرس

کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، کاملاً روشن کرده است که هیچ نقشی برای تشکیلات خودگردان فلسطین در غزه نمی‌پذیرد و این امر دستیابی به راه‌حلی برای اداره غزه پس از حماس را تقریباً ناممکن کرده است. خشونت در خود غزه ادامه دارد. نیروهای اسرائیلی از زمان آغاز آتش‌بس در اکتبر ۲۰۲۵ بیش از هزار فلسطینی را کشته‌اند. نیروی بین‌المللی که طرح صلح ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای تأمین امنیت غزه پیشنهاد کرده بود، هنوز تشکیل نشده است. این طرح خواستار تشکیل کمیته‌ای از تکنوکرات‌های فلسطینی برای اداره غزه است؛ اما تا ژوئیه ۲۰۲۶، اسرائیل اجازه ورود آنها به این منطقه را نداده بود. حماس، با وجود تعهد خود در آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵، از خلع سلاح خودداری می‌کند و نیروهای اسرائیلی همچنان حدود ۷۰ درصد از این منطقه را در اشغال دارند. آتش‌بس غزه بیشتر به یک وقفه در درگیری شباهت دارد تا پایان آن. هیچ نشانه‌ای از یک راه‌حل سیاسی بلندمدت که بتواند روند کنونی را تغییر دهد، وجود ندارد.

کشورهای دیگر نیز تمایلی ندارند بدون وجود یک شریک معتبر فلسطینی که بتوانند با او همکاری کنند، در غزه به‌عنوان نیروی امنیتی یا شریک توسعه‌ای وارد شوند. تشکیلات خودگردان فلسطین، با وجود تمام کاستی‌هایش، تنها گزینه قابل تصور است؛ اما اسرائیل به‌جای تشویق تشکیلات خودگردان به ایفای نقش در غزه، در حال تضعیف کارکردهای اداری آن در کرانه باختری است. کابینه کنونی اسرائیل گسترش سرزمینی و تضعیف نهادهای فلسطینی را بر هرگونه امکان ایجاد حکمرانی باثبات در کرانه باختری و غزه ترجیح می‌دهد. نتانیاهو معتقد است اسرائیل زمانی امن‌تر است که همسایگانش ضعیف و تقسیم‌شده باشند؛ اما او این واقعیت را نادیده می‌گیرد که معاهدات اسرائیل با مصر و اردن، دو دولت تثبیت‌شده که می‌توانند مرزهای خود را کنترل کنند و مانع ظهور بازیگران غیردولتی در قلمرو خود شوند، دهه‌هاست ستون‌های پایدار امنیت اسرائیل بوده‌اند.

نتانیاهو با وجود تلاش‌های آمریکا برای حمایت از دولت‌های تازه در بیروت و دمشق، مانع تلاش‌های دولت‌سازی در لبنان و سوریه می‌شود. اگرچه واشنگتن در این زمینه به اسرائیل هشدار داده، سیاست اسرائیل به‌طور اساسی تغییر نکرده است.

بدون تردید مهم‌ترین تغییر ژئوپولیتیکی ناشی از سه سال جنگ گذشته، سقوط اسد در سوریه و تشکیل دولت تازه‌ای به رهبری احمد الشرع است؛ فردی که زمانی عضو القاعده بود. الشرع از زمان به قدرت رسیدن، سخنان مناسبی بر زبان آورده و وعده ایجاد حکومتی مداراگر، مشورتی و در نهایت دموکراتیک داده است. با وجود سخنان اطمینان‌بخش او، سوریه پس از ۱۴ سال جنگ داخلی وحشیانه همچنان عمیقاً تقسیم‌شده و آسیب‌دیده است. نیروهای متحد دولت جدید با اقلیت علوی در غرب، دروزی‌ها در جنوب و کردها در شمال‌شرق درگیر شده‌اند. سوریه همچنان دولتی ضعیف است. در غیاب کنترل مؤثر دولت مرکزی، این کشور همچنان بازیچه قدرت‌های قوی‌تر همسایه خود خواهد بود؛ همان‌گونه که در دوران جنگ داخلی بود. اگر ضعف سوریه، ایران، اسرائیل، ترکیه یا کشورهای خلیج فارس را دوباره به دور تازه‌ای از جنگ داخلی بکشاند، شانس ثبات منطقه‌ای ممکن است از بین برود.

چشم‌انداز تیره؛ هرچه بیشتر تغییر می‌کند

چشم‌انداز شکل‌گیری خاورمیانه‌ای جدید تیره است. ایران و اسرائیل همچنان به همان اندازه قدرتمند هستند و سران‌شان حتی بیش از پیش از سال ۲۰۲۳ بر باورهای خود پافشاری می‌کنند. بسیاری از کشورهای عربی همچنان از خلأهای سیاسی رنج می‌برند؛ خلأهایی که به جنگ داخلی منجر می‌شوند، مداخله قدرت‌های خارجی را جذب می‌کنند و به محل پرورش گروه‌های مسلح تبدیل می‌شوند.

جولانی

دیدار دونالد ترامپ در ریاض، عربستان سعودی، با احمد الشرع،  دیدار می‌کند/عکس از تلویزیون دولتی سعودی

دولت ترامپ روشن کرده است که درصدد دولت‌سازی در خاورمیانه نیست؛ موضعی قابل دفاع با توجه به شکست تلاش‌های آمریکا برای انجام چنین کاری در افغانستان و عراق. بااین‌حال، ترامپ به‌وضوح می‌داند که خاورمیانه تنها زمانی باثبات‌تر خواهد شد که کشورهای عربی ضعیف، امور خود را سامان دهند. او تحریم‌های سوریه را لغو کرده و رئیس‌جمهور تازه این کشور را پذیرفته است. در فوریه ۲۰۲۶، آمریکا پایگاهی را که سال‌ها در التنف در اختیار داشت به ارتش سوریه واگذار کرد و به حضور نظامی آمریکا در سوریه که از سال ۲۰۱۴ آغاز شده بود پایان داد.

نحوه برخورد دولت ترامپ با حکومت قدرتمند و بلندپرواز ایران تعیین خواهد کرد که آیا جنگ ۲۰۲۶ صرفاً نقطه دیگری در دهه‌ها درگیری میان دو کشور خواهد بود یا آغاز تلاشی برای متوقف کردن روند نزولی منطقه. آمریکا ممکن است این‌گونه تحلیل کند که هرگونه پیشرفت به سوی ثبات منطقه‌ای مستلزم آن است که آمریکا قدرت نظامی خود را در خلیج فارس حفظ کند. واشنگتن شاید  پایگاه‌های مهم خود در منطقه را حفظ کند؛ اما آنچه واقعاً منطقه را آرام خواهد کرد، تلاش دیپلماتیک برای دستیابی به نوعی همزیستی پایدار با تهران است.

جدا از این موضوع، آمریکا چه‌بسا با همکاری سایر کشورهای ذی‌نفع، مانند چین، هند و بریتانیا و همچنین کشورهای اروپایی، خلیج فارس و جنوب شرق آسیا، تلاش چندجانبه‌ای را برای طراحی چارچوبی جهت مدیریت تنگه هرمز رهبری کند. کنوانسیون‌های بین‌المللی حاکم بر کانال سوئز و تنگه‌های ترکیه می‌توانند راهنمای چنین تلاشی باشند.

یک سیاست حتی تحول‌آفرین‌تر از سوی آمریکا مستلزم پرداختن جدی به مسئله فلسطین خواهد بود. یک منطقه واقعاً باثبات مستلزم تأمین حق اساسی فلسطینی‌ها برای تعیین سرنوشت خود، در کنار تضمین امنیت اسرائیل است؛ اما هیچ دولت آمریکا حاضر نبوده از اهرم فشاری که بر اسرائیل دارد برای ایجاد امکان یک راه‌حل سیاسی در مناقشه اسرائیل و فلسطین استفاده کند.

بازیگران منطقه تغییر نکرده‌اند: ایرانی قدرتمندتر که حساب‌های تسویه‌نشده‌ای دارد، نیروهای مورد حمایت ایران که تضعیف شده‌اند، اما از میدان خارج نشده‌اند و اسرائیلی که به‌جای مصالحه، پذیرش جنگی تقریباً دائمی را انتخاب کرده است.

صحنه برای شعله‌ور شدن جنگ بعدی آماده است.