به گزارش اکوایران، مدتهاست که چین شریک بیبدیلی برای ایران محسوب میشود و از نظر اقتصادی میتواند تلاشهای ایالات متحده برای انزوای اقتصاد ایران را کند کند. با این حال، حتی با وجود مخالفت چین با آخرین کمپین فشار دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، انتظار نمیرود که این کشور فراتر از پیوندهای اقتصادی ناچیزی که تاکنون با ایران ایجاد کرده، عمل کند.
به نوشته الجزیره، در شرایطی که چین مخالف حملات نظامی و تحریمهای دولت ترامپ علیه ایران است، رابطه پکن با تهران تنها یکی از ملاحظات سیاست خارجی کشوری است که به دنبال ایجاد تعادل در روابط با کشورهای متعدد، از جمله ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس است. به باور تحلیلگران، این موضوع تمایل تهران برای روابط گستردهتر را محدود میکند.
خودشان بحران را حل کنند؛ آشکار شدن روابط نامتوازن در بیشکک
به گفته هونگدا فن، مدیر مرکز چین-خاورمیانه در دانشگاه شاوشینگ در چین: «چین، با منافع جهانی گستردهتر، فقط میتواند به طور فعال از تشدید مناقشه ایالات متحده و ایران جلوگیری کند ولی نمیتواند به خاطر ایران درگیر رویارویی شدید با ایالات متحده ود. در نهایت، مناقشه آمریکا و ایران باید توسط خود دو کشور حل و فصل شود.»
دیدار مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای، بیشکک قرقیزستان اول سپتامبر 2026/ عکس از خبرگزاری رویترز
چین و ایران پیوندهای تجاری قابل توجهی، به ویژه در حوزه انرژی، و بدبینی نسبت به سلطه آمریکا دارند، اما رابطه آنها به شدت نامتوازن است و تهران بسیار بیشتر به پکن وابسته است تا برعکس. این عدم تقارن در روابط، این هفته در گردهمایی سالانه سازمان همکاری شانگهای - بلوکی 10 عضوی که به طور گسترده به عنوان وزنه تعادل در برابر هژمونی آمریکا تلقی میشود به نمایش گذاشته شد - جایی که شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، در کنار بیش از دوازده رهبر غیر غربی، از جمله مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، حضور یافت.
در حالی که رسانههای دولتی ایران گزارش دادند که پزشکیان در حاشیه اجلاس بیشکک قرقیزستان، «دیداری کوتاه» با شی داشته، رسانههای چینی هیچ اشارهای به این دیدار نکردند. شی جین پینگ بلافاصله پس از حضور در این اجلاس، روز سهشنبه برای اولین بار پس از یک دهه به مصر سفر کرد و از کشورهای خاورمیانه خواست تا با «دخالت خارجی» مخالفت کنند و درخواستهای خود را برای حل و فصل دیپلماتیک جنگ ایران تکرار کرد.
چک سفید امضا نمیدهیم!
چین، به عنوان شریک تجاری اصلی ایران، از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه، نزدیک به 90 درصد از صادرات نفت ایران را دریافت کرده است. با این حال، نفت خام ایران تنها حدود 2 درصد از کل ترکیب انرژی چین را تشکیل میدهد.
در حالی که خرید نفت چین یک شریان حیاتی اقتصادی برای تهران بوده، واردکنندگان چینی از ترس قرار گرفتن در معرض تحریمهای ایالات متحده مصون نبودهاند. پالایشگاههای بزرگ دولتی چین مانند سینوپک و پتروچاینا سالهاست که از نفت ایران دوری میکنند و این تجارت را به پالایشگاههای مستقل «تیپات» با حداقل ارتباط با سیستم مالی جهانی مبتنی بر دلار واگذار کردهاند.
منبع: خبرگزاری الجزیره
اگرچه دولت ترامپ تحریمهایی را علیه پالایشگاههای «تیپات» و تعداد محدودی از شرکتها و افراد مستقر در چین و هنگ کنگ اعمال کرده، اما هنوز بانکهای بزرگ چینی متهم به تسهیل خرید نفت ایران را هدف قرار نداده است.
دولت ترامپ به عنوان بخشی از کمپین تحریمهای تشدید شده خود، که «عملیات انزوای اقتصادی» نامیده میشود، به هدف قرار دادن سیستم مالی چین اشاره کرده است - هر چند تحلیلگران تردید دارند که واشنگتن با این کار، خشم پکن را برانگیزد، زیرا طرفین به دنبال کاهش شدت جنگ تجاری خود قبل از نشست برنامهریزی شده بین شی و ترامپ در 24 سپتامبر هستند.
به گفته زیچن وانگ، معاون دبیرکل مرکز چین و جهانی شدن: «سوال مشروع این است که چرا باید از کشورهای ثالث انتظار داشت که سیاست اقتصادی یکجانبه واشنگتن را در قبال یک کشور مستقل دیگر اتخاذ کنند. با این حال، این بدان معنا نیست که پکن چک سفید امضا در اختیار تهران قرار دهد. چین احتمالاً به مخالفت سیاسی با تحریمهای ثانویه ایالات متحده ادامه خواهد داد و از آنچه منافع تجاری مشروع چین میداند، دفاع خواهد کرد. اما رفتارهای گذشته نیز نشان میدهد که بانکهای بزرگ چینی و شرکتهای دولتی از قرار گرفتن در معرض تحریمها بسیار آگاه هستند.»
از لفظ تا عمل
با وجود برقراری روابط نزدیکتر اخیر میان پکن و تهران، روابط آنها سالهاست که با شکاف قابل توجهی بین لفظ و عمل روبرو بوده است. در حالی که چین متعهد شد که به عنوان بخشی از «توافقنامه جامع مشارکت استراتژیک» که در سال ۲۰۲۱ امضا شد، طی ۲۵ سال تا ۴۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری کند، اما به واسطه بیمیلی شرکتهای چینی برای عبور از تحریمها و بوروکراسی مبهم ایران، پروژههای کمی محقق شدهاند.
منبع: خبرگزاری الجزیره
در سال ۲۰۲۳، علی فکری، معاون وقت وزیر اقتصاد ایران، از سطح سرمایهگذاری چین از زمان توافق «راضی» نبود و گفت که این میزان تنها به حدود ۱۸۵ میلیون دلار رسیده است.
به گفته آندرهآ گیسلی، رئیس تحقیقات پروژه چاینا مد: «کارشناسان ایرانی اغلب دولت خود را به خاطر عدم اقدام کافی برای جذب سرمایهگذاران چینی یا عدم ترغیب شرکتهای چینی برای به اشتراک گذاشتن فناوری بیشتر سرزنش میکنند. با این حال، واقعیت این است که هیچ دلیلی وجود ندارد که شرکتهای چینی برای گسترش تجارت خود در ایران، روابط خود را با سیستم مالی بینالمللی رها کنند. تجارت و سرمایهگذاری در جای دیگر بسیار آسانتر و سودآورتر است. زیرساختهای فیزیکی و بانکی داخلی ایران نیز یک مانع است.»
در همین حال، ملموسترین معیار حمایت اقتصادی چین، یعنی خرید نفت ایران، در بحبوحه محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده، رو به کاهش بوده است. بر اساس دادههای پلتفرم ردیابی کشتی کپلر، صادرات نفت خام ایران از طریق تنگه هرمز، که عمدتاً به مقصد چین است، از حدود ۱.۸۵ میلیون بشکه در روز در ماه مارس-آوریل به تنها ۲۴۰ هزار بشکه در روز در ماه اوت کاهش یافته است، اگرچه میلیونها بشکه دیگر که قبل از محاصره حمل شده بودند، هنوز روی دریا هستند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، روز دوشنبه گفت که «فقط» حدود ۳۰ میلیون بشکه نفت ایران روی آب باقی مانده و حوالههای چینی به ایران «در حال تمام شدن است».
همه را فدای تهران میکند؟
به گفته مردخای خازیزا، متخصص سیاست خاورمیانه چین در دانشگاه اشکلون: «برای چین، ایران ارزشمند است - اما از بسیاری جهات قابل جایگزینی است. نفت ایران مهم است، اما چین میتواند از عربستان سعودی، روسیه، عراق، امارات متحده عربی و بسیاری از تأمینکنندگان دیگر انرژی دریافت کند. ایران دسترسی ژئوپلیتیکی ارائه میدهد، اما چین در سراسر منطقه روابط دارد. ایران از دستور کار چندقطبی چین حمایت میکند، اما بسیاری از کشورهای دیگر نیز همینطور هستند.»
به گفته خازیزا، حمایت چین از ایران با توجه به روابط مهم پکن با رقبای ایران مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی، برای پکن بدون ریسک نیست. برای پکن عربستان سعودی و امارات متحده عربی شرکای اصلی انرژی و تجاری هستند. او افزود: «ثبات خلیج فارس حیاتی است زیرا چین تقریباً نیمی از واردات نفت خام خود را از خاورمیانه تأمین میکند». چازیزا گفت «نتیجه ایدهآل» برای پکن، ایرانی «باثبات، مستقل، دارای ارتباطات اقتصادی و غیرغربی در سطح بینالمللی» خواهد بود، اما نه ایرانی که «رویاروییاش با واشنگتن، اسرائیل یا پادشاهیهای خلیج فارس، چین را مجبور به انتخاب یکی از طرفین کند».
وانگ هم باور دارد، اگرچه به نظر میرسد پکن مصمم به دفاع از منافع تجاری چین است، اما بعید است که منافع گستردهتر خود را در منطقه یا جاهای دیگر فدا کند. وانگ افزود، هشدار پکن مبنی بر آمادگی برای انجام اقدامات متقابل علیه تحریمهای یکجانبه «با وعده حمایت از اقتصاد ایران یکسان نیست».
رابطه مشتری محور و بازی در زمین واشنگتن
به باور کری بیتساف، مقام ارشد سابق دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری ایالات متحده: «برای چین، ایران بیشتر به عنوان یک مشتری دیده میشود تا یک متحد. من فکر نمیکنم این اتحادی باشد که برخی فکر میکنند، حتی اگر حمایت واقعی وجود داشته باشد. من بیشتر به یک رابطه مشتریمحور فکر میکنم که ایران نمیتواند از آن فاصله بگیرد.» و این برای چین خوب بود - آنها نفت ارزان گرفتند، آنها آمریکا را در خاورمیانه درگیر کردند، اما من فکر میکنم این فقط تا جایی ادامه دارد که منافع دیگر چین را تهدید نکند.»
تریتا پارسی، معاون اجرایی موسسه کوئینسی برای دولتداری مسئولانه هم یادآور میشود که چین نقش مهمی در جلوگیری از رکود جهانی پس از جنگ ایالات متحده و ایران ایفا کرده است. او به الجزیره گفت: «گامهای اخیر چین و هند ثابت میکند که آنها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی جهانی انجام میدهند. به نفع آنهاست که این درگیری - که ایالات متحده آغاز کرده است - منجر به رکود جهانی نشود.»
او خاطرنشان کرد که چین تا آنجا پیش رفته که مصرف نفت خود را کاهش داده و برای سرکوب قیمت نفت در بازارهای بینالمللی به منابع انرژی دیگری روی آورده است. او گفت: «چینیها منافع خود را دنبال میکنند و منافع آنها این است که بقیه جهان از نظر اقتصادی آسیب نبینند. زیرا اگر چنین اتفاقی بیفتد، برای چین نیز نتیجه معکوس خواهد داشت.»