اکوایران: جنگی که از آغاز تا زمان امضای توافق اولیه آتش‌بس، نزدیک به سه‌ماه‌ونیم به درازا کشید، دست کم سه ریسک ژئوپلیتیکی را افزایش داده است.

به گزارش اکوایران، ایالات متحده حمله خود به ایران را «عملیات خشم حماسی» نامید. اما، نهایت واشنگتن توافق آتش‌بسی را با تهران امضا کرده که هیچ یک از اهداف اولیه‌اش را تأمین نمی‌کند، بیشتر شبیه یک شکست حماسی به نظر می‌رسد. اکنون به نظر می‌رسد که این فرصت وجود داشته باشد که پیامدهای این چجنگ را در نمایی کلی‌تر در سطح جهانی مورد بررسی قرار داد.

سه ریسک ژئوپلیتیک

به نوشته خبرگزاری رویترز، این جنگ که از آغاز تا زمان امضای توافق اولیه آتش‌بس، نزدیک به سه‌ماه‌ونیم به درازا کشید، دست کم سه ریسک ژئوپلیتیکی را افزایش داده باشد. اول؛  ایران پس از ازسرگذراندان جنگ و تحمل حملات گسترده از سوی ابرقدرت جهان، سرسخت‌تر ظاهر شود. از آنجایی که بعید است واشنگتن بخواهد خصومت‌ها را از سر بگیرد، تهران ممکن است دست بازتری در برایر تهدید همسایگانش در خلیج فارس و اسرائیل داشته باشد.

دوم؛  تعادل قدرت جهانی به نفع چین تغییر کرده است. پکن خود را به عنوان شریکی قابل اعتماد که از قوانین بین‌المللی پیروی می‌کند، در زمانه سرکشی واشنگتن، معرفی کرده است. افزایش نفوذ پکن خطرناک است زیرا جمهوری خلق چین نیز تهدیدات خود را به کار گرفته است - هم در اختلافات ارضی با همسایگانش مانند تایوان و فیلیپین و هم با استفاده از اجبار اقتصادی در معامله با بقیه دنیا، از جمله اتحادیه اروپا.

سوم؛  پیامدهای جنگ علیه ایران برای روسیه نیز تا حدودی مثبت بوده است. افزایش شدید قیمت نفت همراه با کاهش تحریم‌های ایالات متحده علیه صادرات هیدروکربن این کشور، به طور موقت خزانه کرملین را دوباره پر کرده است.

فوران دوباره آتشفشان خاموش؟

اما با وجود این ریسک‌ها، این جنگ نکات قابل توجه دیگری هم دارد. اول از همه، دست ایالات متحده و اسرائیل تا حدی کوتاه شده است. ترامپ به طور فزاینده‌ای شبیه یک آتشفشان خاموش به نظر می‌رسد. این جنگ در بین رأی‌دهندگان نامحبوب بوده و پیش‌بینی بازارها اکنون نشان می‌دهد که حزب جمهوری‌خواه ممکن است در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، اکثریت شکسننده خود را در هر دو مجلس کنگره از دست بدهد. احتمالا ترامپ هم‌چنان فوران می‌کند، اما به نظر می‌رسد احتمال حملات گسترده دیگر کم‌تر شده است -و به طور ویژه، خطر حمله او به گرینلند، همانطور که در ژانویه تهدید به انجام آن کرد، کاهش یافته است.

photo_2026-06-20_09-49-33

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در کنفرانس خبری خود در اجلاس گروه هفت، اویان-له-بن، فرانسه، ۱۷ ژوئن 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

در همین حال، اسرائیل به دلیل اینکه نمی‌تواند به ایالات متحده زیاد تکیه کند، شرایط برای اقدام علیه دشمنانش را دشوارتر خواهد یافت. در سطح جهانی، حمایت از اسرائیل کاهش یافته و این موضوع، چه در نتیجه جنگ ایران و چه در نتیجه جنگ غزه، دریچه جدیدی را در سیاست ایالات متحده باز کرده است. برای بنیامین نتانیاهو، آغاز جنگ‌های جدید بدون حمایت برادر بزرگترش، خطرناک‌تر خواهد بود. نخست وزیر اسرائیل همچنان از زبان جنگ‌طلبانه استفاده می‌کند. اما رابطه او با ترامپ رو به وخامت گذاشته و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که ممکن است در انتخابات ماه اکتبر  شکست خواهد بخورد.

این جنگ همچنین پیامدهای منفی برای اروپا داشت. عدم امنیت انرژی این قاره دوباره آشکار شده است. پس از قطع وابستگی به هیدروکربن‌های روسیه، وابستگی اروپا به منابع خلیج فارس، آسیب‌پذیری دیگری ایجاد کرد. ترامپ همچنین ائتلاف دفاعی ناتو را به دلیل خشم نسبت به  عدم حمایت اروپا از جنگ، بیش از پیش تضعیف کرده و واشنگتن بازنگری در استقرار نیروهایش در این قاره را آغاز کرده است. 

با این اوصاف، اروپا در مقابل یک‌جانبه‌گرایی آمریکا ایستاد و اجلاس گروه هفت در هفته گذشته هماهنگ‌تر از گردهمایی سال گذشته کشورهای صنعتی پیشرفته بود. قدرت‌های بزرگ اروپایی - فرانسه، آلمان و بریتانیا - نیز در رویکرد خود در مورد ایران متحد بودند. این در تضاد کامل با اختلافات اروپا در طول جنگ‌های عراق و لیبی در اوایل این قرن است.  قدرت‌های اروپایی با ایجاد فاصله بین خود و ترامپ، در سایر نقاط جهان تا حدودی مورد توجه قرار گرفته‌اند. اغلب اوقات، کشورهای در حال توسعه در «جنوب جهان» اروپا را به عنوان یاور کوچک ایالات متحده می‌دیدند. اکنون شانس بهتری برای تشکیل اتحادی از «قدرت‌های متوسط» دارند که کاملاً تحت کنترل ایالات متحده یا چین نباشند.

مدیریت ریسک 

با این همه، خطرات ژئوپلیتیکی جنگ ممکن است در نهایت چندان شدید نباشند. اول؛ ایالات متحده و ایران قصد دارند آتش‌بس خود را به یک توافق صلح دائمی تبدیل کنند که بر اساس آن تهران در ازای اعمال برخی محدودیت‌ها در برابر برنامه هسته‌ای، ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و همچنین لغو تحریم‌ها دریافت خواهد کرد. اگرچه مسیر رسیدن به هرگونه توافق پایدار، دشوار خواهد بود، اما ایران ممکن است به این نتیجه برسد که رفاه و صلح بهتر از درگیری است.

photo_2026-06-22_12-44-30

بقایای ساختمانی تخریب شده در اثر حملات آمریکا و اسرائیل/ عکس از سی‌ان‌ان

دوم؛ چین ممکن است با انگیزه تصرف تایوان، که به آن چشم طمع دارد، از قدرت فزاینده خود سوءاستفاده نکند. در حالی که واشنگتن ضعیف‌شده اکنون کم‌تر احتمال دارد که به نجات تایپه بشتابد، جنگ ایران هم‌چنین روشن کرده که قدرت نظامی عظیم، پیروزی را تضمین نمی‌کند، به‌ویژه زمانی که طرف ضعیف‌تر می‌تواند انبوهی از پهپادها را به کار گیرد.

بسیاری از مسائل به نتیجه جنگ در اوکراین بستگی دارد، جایی که موفقیت‌های اخیر کی‌یف در میدان نبرد و حمله به زیرساخت‌های حیاتی ممکن است مسکو را به بن‌بست بکشاند. اگرچه جنگ ایران به روسیه کمک مالی موقت کرده، اما اقتصادش آسیب دیده و محبوبیت ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور، در نظرسنجی‌ها کاهش یافته است. سال گذشته ترامپ سعی کرد اوکراین را مجبور به توافق بدی با روسیه کند و استدلال کرد که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، هیچ «برگ برنده‌ای» ندارد. رئیس‌جمهور آمریکا هفته گذشته در نشست گروه هفت پذیرفت که کی‌یف در موقعیت قوی‌تری قرار دارد و حتی توافقی را امضا کرد که نوید فشار بیش‌تر بر مسکو را می‌دهد. در حالی که اوکراین نمی‌تواند به ترامپ تکیه کند، اکنون خطر کم‌تری وجود دارد که او با قلدری اوکراین را وادار به پذیرش شرایط روسیه کند. اگر جنگ به نفع اوکراین تغییر یابد، روشنن می‌شود  که تجاوز نتیجه نمی‌دهد. علاوه بر شکست ترامپ در ایران، این امر موازنه قدرت جهانی را به نفع کسانی که به دیپلماسی و حقوق بین‌الملل اعتقاد دارند، تغییر خواهد داد.

سیاهه کامیابی‌های پکن

در همین شرایط سی‌ان‌ان هم در گزارشی دیدگاه پکن را در مورد جنگ و توافق مورد بررسی قرار داده است‌. بر اساس این گزارش، در زمان آغاز جنگ، پکن نگران تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران بود. اما  تقریباً چهار ماه بعد، این دیدگاه کاملاً تغییر کردا است: ایالات متحده و ایران پس از هفته‌ها مذاکرات به توافق موقت رسیده‌اند، تهران هم‌چنان پا برجاست و جنگ محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکار کرده است.

20260622_230519

دیدار عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، با وانگ یی، وزیر امور خارجه جمهوری خلق چین در پکن/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

در همین حال، به نظر می‌رسد نفوذ دیپلماتیک خود پکن افزایش یافته است - زیرا میزبان طیف گسترده‌ای از رهبران خارجی بوده و خود را به عنوان طرفدار صلح معرفی کرده است، و به خاطر واکنشش به جنگ، حتی بارها از سوی دونالد ترامپ مورد ستایش قرار گرفته  است. دومین اقتصاد بزرگ جهان، همچنین بحران تاریخی انرژی ناشی از این درگیری را بهتر از بسیاری از همسایگان خود پشت سر گذاشته است - به ویژه به دلیل ذخایر نفتی استراتژیک فراوان و استقبال از فناوری سبز و خودروهای برقی. 

بر اساس این گزارش، در اوایل مذاکرات، تهران مشتاق بود که حمایت چین را به عنوان ضامن توافق به دست آورد، اما پکن علاقه کمی به ایفای چنین نقش رسمی - و احتمالاً آزاردهنده‌ای - نشان داده است.

روز چهارشنبه، وانگ یی، دیپلمات ارشد چین، تلفنی با عراقچی صحبت کرد و خواستار «مدیریت صحیح» دریانوردی در تنگه هرمز شد. وانگ گفت: «طلوع صلح پدیدار شده است. کلید گام بعدی این است که همه طرف‌ها واقعاً تعهدات خود را اجرا کنند و دخالت از همه طرف‌ها را از بین ببرند.» مشخص نیست که آیا پکن از وزن دیپلماتیک خود برای پیشبرد آخرین توافق‌نامه، یادداشت تفاهمی که رسماً روز چهارشنبه امضا شد و یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکره در مورد شرایط نهایی یک توافق‌نامه را آغاز کرد، استفاده کرده است یا خیر، و یا تا چه حد. اما برای پکن، این دیدارهای عمومی، این پیام را تقویت کرد که در حالی که دیگران در حال جنگ هستند، پکن یک قدرت جهانی مسئول و یک دلال قدرت است.

 «لحظه سوئز» آمریکا؟

با ورود دو طرف به مرحله بعدی مذاکره، ناظران از نزدیک نظاره‌گر این هستند که ایالات متحده دقیقاً از درگیری‌ای که خسارات اقتصادی جهانی سنگینی به بار آورده، چه چیزی به دست آورده است. در چین - جایی که مخالفت با نظم جهانی تحت سلطه ایالات متحده، یک اصل سیاست خارجی است - متفکران سیاسی نیز در حال بحث در مورد چگونگی تأثیر این درگیری بر جایگاه ایالات متحده در صحنه جهانی بوده‌اند.

برخی از کارشناسان این سوال را مطرح می‌کنند که آیا این درگیری برای ایالات متحده به اصطلاح «لحظه سوئز» است؟ اشاره‌ای به از دست دادن کنترل بریتانیا بر کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰، که به طور گسترده به عنوان زنگ خطری برای افول بین‌المللی بریتانیا و تحت الشعاع قرار گرفتن آن توسط ایالات متحده به عنوان یک قدرت جهانی تلقی می‌شود. 

سان دگانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه فودان در شانگهای، در مقاله‌ای در روز سه‌شنبه در روزنامه دولتی گلوبال تایمز چین نوشت: «آیا صحنه‌ای که در طول بحران سوئز بر امپراتوری بریتانیا سایه افکنده بود، اکنون برای ایالات متحده در تنگه هرمز تکرار می‌شود؟»  سان گفت: «از پایان جنگ سرد، ایالات متحده به «تنها ابرقدرت» جهان تبدیل شده است.» با این حال، این بار «قدرت نظامی ایالات متحده به آن اندازه که واشنگتن تصور می‌کرد، قدرتمند نبود»، در حالی که عدم حمایت متحدان کلیدی از جنگ آن، نشانه‌ای از این است که «سیستم اتحاد جهانی به رهبری ایالات متحده، نشانه‌های فزاینده‌ای از تفرقه را نشان داده است».

این سوالی است که در غرب نیز مورد بحث قرار گرفته است، اما در چین، برخی از صداها نیز این دیدگاه را بیان کرده‌اند که پکن از جنگ واشنگتن سود برده است. هو شیجین، مفسر سیاسی، اوایل این هفته در پلتفرم رسانه اجتماعی ویبو نوشت: «چین هیچ علاقه‌ای به پوشیدن «هاله پیروزی» یک جنگ دوردست در خاورمیانه ندارد.» اما او گفت که این درگیری بر برداشت جهان از چین تأثیر گذاشته است - نشان دهنده موفقیت «برنامه‌ریزی استراتژیک» آن برای مقابله با شوک‌های انرژی و جذابیت «مسیر توسعه» مسالمت‌آمیز آن است. هو نوشت که این جنگ همچنین قدرت بازدارندگی کلی ایالات متحده را در مورد تایوان «به طور قابل توجهی کاهش داده است» و به این نکته اشاره کرد که چگونه محدودیت‌هایی در ذخایر مهمات ایالات متحده و ناتوانی آن در تشکیل ائتلاف غربی حتی علیه دشمن منزوی مانند ایران نشان داده است. هو نوشت: «ایالات متحده چه اهرمی برای متقاعد کردن متحدان خود در اروپا برای رویارویی رو در رو با چین برای منافع آمریکا دارد؟»

اقدام متعادل‌کننده چین

اینکه چین چگونه به آنچه که آن را تضعیف آمریکا می‌داند، پاسخ می‌دهد، یک سوال بی‌پاسخ است. پکن مدت‌هاست که خود را به عنوان قهرمان «جهان چندقطبی» معرفی کرده و احتمالاً از این درگیری برای ایجاد تغییر دیگری که می‌خواهد در جهان ببیند، استفاده خواهد کرد: پایان محیط امنیتی تحت سلطه ایالات متحده و متحدانش. با این حال، در طول جنگ، پکن به جای اینکه در حل مناقشه نقش پیشرو را داشته باشد یا آشکارا جانب یکی از طرفین را بگیرد، به دنبال هدایت دقیق منافع خود بود.

آمریکا چین

دیدار شی و ترامپ در پکن/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

چین در حالی که در لفاظی از شریک دیرینه خود ایران حمایت می‌کرد، در انتقاد از ایالات متحده به دلیل ایجاد درگیری محتاط بوده و تماس‌ها و جلسات متعددی با کشورهای خلیج فارس که مورد حمله ایران قرار گرفتند، برگزار کرده است.

 پکن در اوایل بهار امسال تهران را به سمت مذاکره با واشنگتن سوق داد، حتی با اینکه شرکت‌های چینی - طبق گفته دولت ایالات متحده - از خرید سلاح توسط تهران حمایت کرده‌اند. پکن به طور کلی ارائه سلاح به کشورهای درگیر در مناقشه را انکار می‌کند.

اینکه شی جین پینگ توانست ماه گذشته میزبان ترامپ برای یک جلسه دوستانه باشد، علیرغم این ارزیابی‌ها و در حالی که چین جایگاه دیرینه خود را به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران حفظ کرده است، ممکن است گواهی بر نفوذ پکن - و اقدام متعادل‌کننده دقیق آن باشد.

اما ناظران در چین همچنین می‌گویند که یک "لحظه سوئز" بالقوه برای ایالات متحده به این معنی نیست که چین به طور خودکار جایگاه خود را در صدر نظم جهانی به دست آورد. و مقامات و تحلیلگران چینی مدت‌هاست که گفته‌اند پکن نمی‌خواهد یک ابرقدرت در قالب ایالات متحده باشد. سان چنگهائو، پژوهشگر مرکز امنیت و استراتژی بین‌الملل دانشگاه تسینگهوا در پکن، به سی‌ان‌ان گفت: «ایالات متحده همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در خاورمیانه است. چیزی که تغییر کرده این است که سلطه آن اکنون مستلزم هزینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اعتباری بسیار بیشتری است.» او گفت که این درگیری ممکن است جهان‌بینی چین - که بر حاکمیت، عدم مداخله، حل و فصل سیاسی و امنیت توسعه‌محور تأکید دارد - را برای بسیاری از کشورها جذاب‌تر کند.

اما اعتبار نه تنها از طریق انتقاد از اقدامات ایالات متحده ایجاد می‌شود؛ بلکه به این نیز بستگی دارد که آیا چین می‌تواند راه‌حل‌های دیپلماتیک عملی ارائه دهد، از ثبات انرژی محافظت کند و به ایجاد شرایطی برای کاهش تنش کمک کند یا خیر.