اکوایران: شرط‌بندی اصلی پوتین این نیست که روسیه بتواند این جنگ را به شکلی قاطعانه پیروز شود؛ نتیجه‌ای که با وجود همه تلاش‌هایش، طی بیش از چهار سال نتوانسته آن را از راه نظامی تحمیل کند؛ بلکه شرط‌بندی او این است که اوکراین و شرکایش را بتوان متقاعد کرد که پیشاپیش جنگ را باخته‌اند؛ پیش از آنکه خطوط تولیدی که خلاف این را ثابت خواهند کرد، به حرکت درآیند.

به گزارش اکوایران، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه، در جنگ اوکراین تحت فشار فزاینده‌ای قرار گرفته است.

آیا پوتین تاس بازی می‌کند؟

به نوشته نشریه نیوزویک، ولادیمیر پوتین یک قمارباز است؛ البته قماربازی خونسرد و حسابگر، اما در نهایت همچنان یک قمارباز. میزی که او در اوکراین بر سر آن بازی می‌کند، شاید اکنون آخرین شرط‌بندی‌ها را پذیرفته باشد. پوتین، درحالی‌که تاس را در دست گرفته، آماده است تا برای آخرین بار آن را بیندازد؛ اما بیش از هر زمان دیگری، شانس علیه او در حال تغییر است.

بن‌بستی خونین در خطوط مقدم که صرف‌نظر از انباشته شدن هرچه بیشتر اجساد سربازان روس، تقریباً هیچ تغییری نمی‌کند: شبه‌جزیره کریمه، گوهر سرزمین‌های اشغال‌شده به‌دست روسیه که هر روز بیشتر بر اثر حملات اوکراین منزوی می‌شود؛ اقتصادی که زیر فشار تورم بالا، نرخ‌های بهره سنگین و بحران سوخت در حال خفگی است؛ و حملات دوربردی که تا قلب قدرت روسیه نفوذ کرده و صنعت حیاتی نفت این کشور را مختل ساخته‌اند.

سپس، روز چهارشنبه و در پایان نشست ناتو در آنکارا، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با لحنی دلگرم‌کننده در گوش ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، گفت که ایالات متحده مجوز تولید سامانه‌های پاتریوت را به اوکراین خواهد داد و افزود: «به آن‌ها نشان خواهیم داد چگونه این کار را انجام دهند.»

این تصمیم، برای اوکراینی که تحت حملات هوایی مداوم روسیه قرار دارد و بارها خواستار سامانه‌های دفاع هوایی بیشتری شده است، یک تقویت بزرگ محسوب می‌شود و ماه‌ها تردید و اکراه آمریکا را معکوس می‌کند.

البته جزئیات ریز و مهمی وجود دارند و هنوز هم مشخص نشده‌اند. ترامپ اذعان کرد که هنوز حتی به شرکت‌های سازنده اطلاع داده نشده است و همچنان معلوم نیست این مجوز دقیقاً چه چیزی را در بر می‌گیرد؛ آیا شامل موشک‌های رهگیر است یا کل سامانه‌ها؛ و آیا تولید در داخل اوکراین انجام خواهد شد یا در اروپا.

مقام‌های دفاعی یادآور می‌شوند که ساخت تنها یک موشک رهگیر ممکن است بیش از دو سال زمان ببرد و خود ترامپ نیز پذیرفت که آمریکا تعداد زیادی از این موشک‌ها برای واگذاری در اختیار ندارد؛ اما آنچه در اینجا اهمیت دارد، نه جدول زمانی تولید، بلکه تغییری است که در پیام راهبردی این تصمیم نهفته است.

پاتریوت تنها سامانه‌ای است که به‌طور قابل اعتماد می‌تواند موشک‌های بالستیکی را که روسیه به سوی شهرها، شبکه برق و کارخانه‌های تسلیحاتی اوکراین شلیک می‌کند، منهدم کند. افزون بر این، جنگ ایران ذخایر جهانی موشک‌های رهگیر را نیز به شدت کاهش داده است.

تولید تحت مجوز، آسمان امشب کی‌یف را تغییر نخواهد داد؛ اما آسمان سال آینده را تغییر خواهد داد. برای پوتین، که شاید تصور می‌کرد در این جنگ فرسایشی و نامتقارن، زمان به سود کرملین پیش می‌رود، دقیقاً همین مسئله مشکل‌ساز است. هم‌اینک، حملات هوایی یکی از برگ‌های برنده مسکو محسوب می‌شود.

واپسین کارت پوتین

به همین دلیل است که حرکت بعدی پوتین احتمالاً شبیه آن تهاجم نمایشی و جنگ‌سرنوشتی نخواهد بود که تبلیغات روسیه یا کابوس‌های غرب از آن تصویر می‌کنند. در عوض، آخرین تاس‌اندازی پوتین بیشتر به یک کارزار فشرده برای اعمال اجبار شباهت دارد.

اوکراین

تیم‌های جستجو و نجات در محل حمله موشکی و پهپادی روسیه در کی‌یف در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۲۶ مشغول به کار هستند/عکس از خبرگزاری رویترز

ترور موشکی از آسمان؛ فرسایش با بمب‌های هدایت‌شونده در امتداد خط مقدم؛ نفوذ واحدهای کوچک از میان کمربند استحکامات دونتسک؛ و اعمال فشار دیپلماتیک برای کشاندن طرف مقابل به مذاکرات بر اساس شروط مسکو؛ همگی در رقابتی با زمان، پیش از آنکه سامانه‌های دفاع هوایی و توان حملات دوربرد اوکراین به‌طور محسوسی تقویت شوند.

کارزار هوایی روسیه هم‌اکنون نیز در نهایت ظرفیت خود در حال اجراست. بمباران یازده‌ساعته دوم ژوئیه، شامل شلیک ۷۴ موشک و ۴۹۶ پهپاد به سوی اوکراین بود و ۳۱ نفر را در کی‌یف به قتل رساند؛ مرگبارترین حمله به پایتخت اوکراین در سال جاری.

چهار روز بعد، در آستانه نشست آنکارا، روسیه ۳۵۱ پهپاد و ۶۸ موشک را عمدتاً به سوی کی‌یف شلیک کرد که دست‌کم ۲۷ نفر دیگر را کشت. بر اساس آمار خود نیروی هوایی اوکراین، تمامی ۲۹ موشک بالستیک روسیه از سد دفاع هوایی عبور کردند.

میخایلو فدوروف، وزیر دفاع اوکراین، محاسبه ساده‌ای را که پشت این کشتار نهفته است، توضیح داد: هر ماه در سراسر جهان، تعداد موشک‌های رهگیر از نوعی که قادر به متوقف کردن چنین موشک‌هایی هستند، کمتر از تعداد موشک‌های بالستیکی است که روسیه اکنون در همان بازه زمانی شلیک می‌کند.

ولودیمیر زلنسکی پس از این حملات گفت: «ایالات متحده و اروپا به اندازه کافی توان دارند که این ترور را متوقف کنند؛» و بار دیگر از متحدان خود درخواست کمک کرد.

نقشه‌ای که پوتین ترسیم می‌کند

این، دکترین هدف‌گیری کرملین است، نه صرفاً خشم کور و بی‌هدف پوتین.

مطالعه‌ای تازه درباره جغرافیای سیاست اجبار روسیه که اندیشکده امنیتی سی‌اِس‌آی‌اِس آن را انجام داده است، نشان می‌دهد که مسکو چگونه حملات خود را میان شهرها، زیرساخت‌های انرژی و صنایع دفاعی تنظیم می‌کند تا به جای صرفاً ایجاد ویرانی، بیشترین فشار سیاسی را وارد سازد.

اوکراین

نظامیان اوکراینی در کنار سامانه پدافند هوایی پاتریوت در منطقه‌ای نامشخص در تاریخ ۴ اوت ۲۰۲۴ عبور می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

مخاطب اصلی این حملات تنها مردمی نیستند که در ایستگاه‌های متروی کی‌یف پناه گرفته‌اند؛ بلکه برلین، بروکسل و کاخ سفید نیز مخاطب این پیام هستند. پیام این است که برای مسکو، تشدید تنش همچنان کم‌هزینه‌تر از مصالحه است و روسیه هنوز هم می‌تواند این رنج را، با هر نوبت شلیک موشک‌های بالستیک، بر طرف مقابل تحمیل کند.

وزارت دفاع روسیه نیز این هفته این ارتباط را آشکارا بیان کرد و هشدار داد که هرگونه افزایش در ارسال تسلیحات غربی، با حملات تلافی‌جویانه شدیدتر پاسخ داده خواهد شد؛ چیزی شبیه به «دو چشم در برابر یک چشم».

بااین‌حال، همین پنجره زمانی از سوی دیگر نیز در حال بسته شدن به روی روسیه است.

کارزار حملات دوربرد اوکراین که اندیشکده مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) آن را آغاز مرحله‌ای تازه از جنگ می‌داند، پالایشگاه اومسک، بزرگ‌ترین پالایشگاه روسیه، را هدف قرار داده، کریمه را با خاموشی مواجه کرده و موجب سهمیه‌بندی بنزین در جایگاه‌های سوخت روسیه شده است؛ وضعیتی که مسکو را وادار کرده صادرات گازوئیل را ممنوع و واردات فرآورده‌های نفتی را آغاز کند.

در جنوب اشغال‌شده، تحلیلگران مؤسسه خدمات سلطنتی متحد (RUSI) معتقدند این حملات پرسش‌های جدی درباره امنیت مناطق عقبه روسیه ایجاد کرده که مسکو برای پاسخ دادن به آن‌ها با مشکل روبه‌رو است: پل کرچ به روی کامیون‌ها بسته شده، کشتی‌های فری از خدمت خارج شده‌اند و کاروان‌های تدارکاتی زیر آسمانی مملو از پهپاد به‌کندی حرکت می‌کنند.

با گذشت هر ماه، مؤثرترین ابزار اجبار روسیه کندتر می‌شود، درحالی‌که ابزارهای اوکراین تیزتر و کارآمدتر می‌شوند. پوتین با محدودیت زمانی روبه‌رو است و خود نیز این را می‌داند.

وقتی «جنگ شناختی» جای جنگ واقعی را می‌گیرد

در میدان نبرد، درگیری‌ها به کمربند استحکامات رسیده‌اند؛ پوکروفسک در پشت این کمربند قرار دارد، کوستیانتینیفکا هدف فوری روسیه است و پس از آن، کراماتورسک و اسلوویانسک قرار دارند که تقریباً نفوذناپذیر به شمار می‌روند.

پوتین

مراسم تقدیم نشان ژوکوف به هنگ ریاست‌جمهوری/عکس از وبگاه ریاست جمهوری روسیه

روش روسیه دیگر اتکا به یگان‌های زرهی انبوه نیست، بلکه نفوذ است. گروه‌های کوچک میان مواضع مستحکم عبور می‌کنند و وارد منطقه خاکستری مورد مناقشه‌ای می‌شوند که هیچ‌یک از دو طرف کنترل کامل آن را در اختیار ندارد؛ آن هم به بهایی بسیار سنگین از نظر تلفات انسانی.

برآورد تازه سی‌اِس‌آی‌اِس نشان می‌دهد که روسیه تاکنون حدود ۱٫۴ میلیون تلفات متحمل شده که حدود ۴۵۰ هزار نفر از آنان کشته شده‌اند؛ آن هم در ازای دستاوردهای سرزمینی ناچیز. به محاسبه آی‌اِس‌دبلیو، اگر نرخ تلفات ماه ژوئن ادامه پیدا کند، تصرف باقی‌مانده استان دونتسک برای روسیه حدود ۶٫۶ میلیون نفر هزینه خواهد داشت.

از آنجا که انبوه تابوت‌ها نمی‌تواند این استان را برای پوتین به ارمغان بیاورد، او اکنون امید بسته است که نمایش‌هایی به سبک دوران شوروی بتوانند این هدف را محقق کنند.

در سوم ژوئیه، پوتین به فرماندهان گردآمده خود اعلام کرد که کوستیانتینیفکا تصرف شده است؛ ادعایی که آی‌اِس‌دبلیو آن را مغایر با تمام شواهد موجود دانست. درباره این شهر، منابع اوکراینی در اواسط ژوئن شمار نیروهای روس را تنها ۱۰۰ تا ۲۵۰ نفر برآورد کرده بودند؛ یعنی حتی کمتر از شمار نیروهای اوکراینی مدافع شهر.

زلنسکی این بلوف را برملا کرد و با لحنی تمسخرآمیز از پوتین دعوت کرد برای مذاکرات صلح به همان شهر بیاید. کرملین در پاسخ پیشنهاد داد که زلنسکی به مسکو سفر کند؛ پیشنهادی که حتی ترامپ نیز در آنکارا بی‌درنگ آن را رد کرد.

آی‌اِس‌دبلیو ارزیابی می‌کند که این اعلامیه‌های پیروزی ساختگی که دست‌کم از ماه ژانویه تقریباً هر ماه تکرار شده‌اند و این مورد نیز درست پیش از تماس تلفنی چهارم ژوئیه میان ترامپ و پوتین منتشر شد، بخشی از «جنگ شناختی» هستند.

روسیه از کوستیانتینیفکا برای القای این تصور استفاده می‌کند که سقوط دونتسک قریب‌الوقوع است؛ تا بدین ترتیب، واگذاری در میز مذاکره آنچه در میدان نبرد به دست نیامده، برای کی‌یف و شرکایش نه به‌عنوان شکست، بلکه به‌عنوان واقع‌گرایی جلوه داده شود.

از آنجا که نقشه واقعی میدان نبرد تغییر نمی‌کند، پوتین به ترسیم نقشه‌ای از خود روی آورده و وانمود می‌کند که همان واقعیت است.

مذاکرات؛ جبهه‌ای دیگر از جنگ

در همین نقطه است که دیپلماسی وارد میدان می‌شود؛ نه به‌عنوان جایگزینی برای کارزار نظامی، بلکه به‌عنوان ادامه همان کارزار با ابزارهایی دیگر. پوتین در اواخر ژوئن اعلام کرد که روسیه آماده مذاکره با اوکراین «بر اساس توافقات استانبول» است؛ پیش‌نویس توافقی مربوط به سال ۲۰۲۲ که بر بی‌طرفی اوکراین و تضمین‌های امنیتی محدود استوار بود.

اوکراین روسیه

مذاکرات سه‌جانبه در استانبول در سال ۲۰۲۵/عکس از شاتر استوک

سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، توقف خطوط مقدم را به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات رد کرد. اگر این موضع را در کنار خواسته دائمی کرملین قرار دهیم که از زمان نشست انکوریج با ترامپ در اوت سال گذشته بر آن پافشاری کرده است، مبنی بر اینکه اوکراین باید تمام استان دونتسک، از جمله مناطقی را که روسیه هرگز نتوانسته تصرف کند، واگذار کند، آنگاه تصویر مطلوب کرملین از پایان جنگ روشن‌تر می‌شود.

پوتین خواهان آتش‌بسی است که دست‌کم اشغال سرزمین‌های کنونی روسیه را رسمیت ببخشد (و ترجیحاً آن‌ها را گسترش دهد؛ هرچند اکنون که موقعیت مسکو تضعیف و جایگاه کی‌یف تقویت شده، دستیابی به این هدف دشوارتر شده است)، عضویت اوکراین در ناتو را ناممکن سازد و تضمین‌های امنیتی غرب را نیز در حدی محدود نگه دارد.

اندیشکده کارنگی و تحلیلگر آن، تاتیانا استانووایا، در واکاوی جهان از منظر پوتین، استدلال می‌کنند که او هیچ دلیلی برای رضایت دادن به کمتر از این نمی‌بیند. پوتین معتقد است پیروزی روسیه اجتناب‌ناپذیر است؛ بنابراین، هرگونه آتش‌بس تنها به کی‌یف فرصت خواهد داد که دوباره مسلح شود و نقش مناسب اروپا نیز این است که اوکراین را به عقب‌نشینی متقاعد کند.

اندیشکده چتم هاوس هشدار داده است که توافقی که تحت چنین فشاری به دست آید، ممکن است امنیت اوکراین و اروپا را به خطر بیندازد، نه اینکه آن را تضمین کند. در گزارش این اندیشکده آمده است: «آتش‌بسی که با شتاب یا بدون تعریف دقیق حاصل شود، می‌تواند به نیروهای روسیه فرصت دهد تا تجدید سازمان و تجدید تسلیح شوند، درحالی‌که کرملین همچنان از طریق ابزارهای دیگری، از جمله حملات سایبری، خرابکاری و مداخله در انتخابات، به اعمال فشار ادامه دهد.»

در این میان، وظیفه تاکتیکی کرملین آن است که وضعیت جبهه را برای کی‌یف بدتر از آنچه واقعاً هست جلوه دهد و سپس مذاکرات را به‌عنوان نوعی رحمت به رئیس‌جمهور آمریکا عرضه کند؛ همان رئیس‌جمهوری که پس از ترک آنکارا گفت توافق در افق دیده می‌شود، آن هم پس از آنکه رهبران ناتو تنها برای امسال ۸۰ میلیارد دلار کمک دفاعی به اوکراین تعهد کردند.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین، این هفته پیام دوگانه کرملین را به‌خوبی خلاصه کرد و گفت روسیه «برای دستیابی به راه‌حل مسالمت‌آمیز آماده است، اما توانایی کافی نیز برای اقدام مستقل در اختیار دارد.»

در این چارچوب، مذاکرات چیزی جز ادامه فشار روسیه با ابزارهایی دیگر نیستند؛ و خود کرملین نیز می‌گوید هیچ توهمی درباره حجم تسلیحاتی که اکنون از سوی غرب به اوکراین سرازیر می‌شود، ندارد.

کارتی که پوتین حاضر نیست آن را بازی کند

هنوز یک برگ برنده هولناک و البته فرضی برای پوتین باقی مانده است؛ گزینه‌ای که او و متحدانش بارها تلویحاً نشان داده‌اند حاضرند برای ایجاد هراس در سراسر کشورهای غربی از آن استفاده کنند: حمله‌ای هسته‌ای با سلاح تاکتیکی برای شوکه کردن اوکراین و حامیانش و واداشتن آنان به تسلیم.

بمب اتمی

یک آزمایش هسته‌ای فرانسوی در سال ۱۹۷۱ باعث انفجار هسته‌ای در آب‌سنگ موروروا در منطقه پلینزی فرانسه می‌شود/عکس از گتی ایمجز

بااین‌حال، هرچند این احتمال را نمی‌توان کاملاً منتفی دانست، بعید است پوتین به چنین اقدامی با این همه پیامد و تبعات گسترده متوسل شود.

استفاده از سلاح هسته‌ای، پوشش دیپلماتیک و شریان حیاتی اقتصادی‌ای را که پکن برای روسیه فراهم کرده است، از بین خواهد برد؛ زیرا شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، بارها و به‌طور علنی با استفاده یا حتی تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای در این جنگ مخالفت کرده است.

چنین اقدامی همچنین تمام استدلال‌هایی را که تاکنون برای توجیه مداخله مستقیم غرب مطرح شده‌اند، تأیید خواهد کرد؛ مداخله‌ای که مسکو طی چهار سال گذشته کوشیده است از وقوع آن جلوگیری کند. افزون بر این، تصویر «صلح‌طلب معقول»ی را که پیام‌های کرملین درباره مذاکرات استانبول بر آن استوار است، به کلی نابود خواهد کرد.

این قماری است که حتی اگر به پیروزی هم منجر شود، باز هم باخت محسوب می‌شود. انجام آن ناشدنی نیست؛ اما با توجه به شواهد مربوط به تشدید تنش‌های واقعی از سوی پوتین، یعنی استفاده از موشک‌های اسکندر و پهپادهای شاهد، نه اولتیماتوم‌های هسته‌ای، چنین کارتی نیست که او در حال آماده شدن برای انداختن آن باشد.

ارزش واقعی این گزینه برای پوتین، در ابهام و عدم قطعیت آن نهفته است؛ تهدیدی که پایتخت‌های غربی و افکار عمومی آن‌ها را نگران احتمال تشدید هسته‌ای نگه می‌دارد و در نتیجه، از بیم وقوع فاجعه‌ای به‌مراتب بزرگ‌تر، آنان را از ورود بیش از حد عمیق به جنگ اوکراین بازمی‌دارد.

پوتین خود را طلبکارِ کازینو می‌داند

بااین‌حال، نشریات سیاست خارجی روسیه تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند.

دیمیتری ترنین، رئیس شورای امور بین‌الملل روسیه (RIAC)، در ماه ژوئن نوشت که روسیه «بیش از پیش بر خود متمرکز شده است» و بنابراین «سیاست‌های آن احتمالاً عمل‌گرایانه‌تر خواهند بود؛» سیاست‌هایی که «بیش از جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی، بر منافع اقتصادی روسیه استوار خواهند بود.»

پوتین

ولادیمیر پوتین در روز مدافع میهن، در مقابل آرامگاه سرباز گمنام، مسکو، ۲۳ فوریه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز

ترنین نوشت: «جنگ اوکراین آزمونی سخت اما واقع‌بینانه از توانایی روسیه برای پیشبرد و حفاظت از منافع حیاتی خود بوده است. نتایجی که اکنون در حال آشکار شدن هستند، هم امیدوارکننده‌اند و هم هشداردهنده.»

او مقاومت داخلی روسیه در برابر فشار شدید غرب را «شگفت‌انگیز» توصیف کرد و استدلال نمود که روسیه «توانسته است علیه کشوری با اندازه متوسط که از حمایت قدرت ایالات متحده و متحدان ناتو برخوردار است، یک جنگ متعارف محدود را پیش ببرد و در آن پیروز شود.»

ترنین افزود: «در خلال این نبرد، روسیه توانسته دوستان و شرکای نزدیک خود را در جهان غیرغربی حفظ کند.» او همچنین نوشت: «خود جنگ، محرک قدرتمندی برای رسیدگی به شماری از ضعف‌های داخلی بوده است که روسیه از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرد.»

ترنین در مقابل، جنبه‌های منفی را نیز برشمرد؛ از جمله آنچه آن را «کارزار موفق شست‌وشوی مغزی» علیه روسیه در اوکراین خواند، وابستگی تقریباً تمام کشورها به دلار آمریکا و نظام مالی متمرکز بر غرب، و نیز «قدرت عظیم» رسانه‌های غربی.

سرگئی کاراگانوف، دانشمند علوم سیاسی روس و از چهره‌های سرسخت حامی کرملین، نیز در توصیف جنگ کنونی، آن را «یک جنگ جهانی» خوانده و استدلال کرده است که اگر روسیه تردید خود در استفاده از زرادخانه هسته‌ای را کنار بگذارد، می‌تواند در آن پیروز شود.

او از کرملین خواسته است سلاح‌های هسته‌ای بیشتری تولید کند و سپس واقعاً از آن‌ها استفاده نماید؛ به اعتقاد او، مسیر تمدنی پیروزی روسیه از دل برتری نامتقارن این کشور در تسلیحات اتمی، صبر سیاسی و فرسودگی اقتصادی غرب می‌گذرد.

فراتر از روسیه، ریچارد کانلی از RUSI هشدار می‌دهد که فشارهای اقتصادی به‌تنهایی جنگ روسیه را متوقف نخواهد کرد. از نظر تاریخی، جنگ‌ها معمولاً نه به دلیل افزایش هزینه‌ها، بلکه بر اثر شکست در میدان نبرد، شکاف در میان نخبگان یا فروپاشی حکومت پایان می‌یابند.

اندیشکده چتم هاوس نیز اذعان می‌کند که دیپلماسی آسیایی پوتین به روسیه کمک کرده است از انزوایی که غرب در پی تحمیل آن بود، بگریزد.

پاداش‌های مالی برای جذب نیرو همچنان صفوف ارتش را پر می‌کنند؛ بمب‌های هدایت‌شونده و پهپادهای گران (Geran) همچنان از خطوط تولید خارج می‌شوند؛ و وحدت غرب همچنان تا حد زیادی گروگان تقویم‌های انتخاباتی و، تا حد زیادی، وابسته به تصمیم‌ها و تمایلات ترامپ باقی مانده است.

بر اساس این برداشت‌ها، پوتین نیازی به آخرین تاس‌اندازی ندارد. یا او همین حالا نیز پیروز شده است، یا می‌تواند تا زمانی که دیگران میز بازی را ترک کنند، همچنان به تاس انداختن ادامه دهد. اما روسیه نمی‌تواند جنگ اوکراین را برای همیشه ادامه دهد.

برتری روسیه در حوزه موشک‌های بالستیک، با آغاز تولید تحت مجوز سامانه‌های پاتریوت در غرب و در نهایت در خود اوکراین، به‌تدریج از میان خواهد رفت.

برتری روسیه در نبرد زمینی نیز با آنکه پهپادهای اوکراینی زنجیره‌های تدارکاتی لازم برای ادامه عملیات نفوذ را مختل می‌کنند، فرسوده می‌شود. تصاویر تأییدشده‌ای که آی‌اِس‌دبلیو گردآوری کرده است، نشان می‌دهد در کمتر از هفت هفته طی بهار امسال، بیش از ۵۰۰ خودروی تدارکاتی روسیه منهدم شده‌اند.

در داخل روسیه نیز نشانه‌هایی از تزلزل دیده می‌شود. نظرسنجی‌های رسمی دولتی نشان می‌دهد میزان اعتماد به پوتین به پایین‌ترین سطح خود از زمان آغاز تهاجم به اوکراین رسیده است و اندیشکده CEPA مشکلات فزاینده پوتین را فرصتی راهبردی برای اروپا ارزیابی می‌کند.

و اگر حق با استانووایا باشد و پوتین اساساً گذر زمان را نبیند، این مسئله نه دلیلی علیه اجرای یک کارزار فشرده، بلکه استدلالی در حمایت از آن خواهد بود. در این صورت، پوتین به خطرناک‌ترین نوع قمارباز تبدیل می‌شود: قماربازی که باور دارد کازینو به او بدهکار است.

رقابت با دو ساعت

واپسین کارت تاکتیکی پوتین، رقابتی است برای آنکه پیش از آنکه تولید تحت مجوز سامانه‌های پاتریوت، رشد صنعت پهپادی اوکراین و کارزار حملات دوربرد، هزینه هر شلیک موشکی روسیه را به‌طور اساسی تغییر دهند، دستاوردهای محدود اما بسیار پرهزینه میدان نبرد را به یک امر انجام‌شده دیپلماتیک تبدیل کند.

البته برتری کنونی اوکراین در حملات دوربرد نیز دائمی نیست و روسیه سرانجام خود را با آن تطبیق خواهد داد. اکنون هر دو پایتخت در حال رقابت با زمان هستند و دقیقاً به همین دلیل است که انتظار می‌رود ماه‌های پیش رو، از ماه‌های گذشته پرسر و صداتر، بی‌رحمانه‌تر و از نظر دیپلماتیک آشفته‌تر باشند.

تا فرا رسیدن پاییز، باید سه موضوع را زیر نظر گرفت: نخست، شدت حملات بالستیکی به کی‌یف و شبکه برق، هم‌زمان با نزدیک شدن فصل سرما؛ دوم، اینکه آیا کوستیانتینیفکا واقعاً سقوط خواهد کرد یا تنها در بیانیه‌های کرملین؛ و سوم، چگونگی زمان‌بندی پیشنهادهای صلح، به‌گونه‌ای که درست در لحظاتی ارائه شوند که اوکراین بیش از هر زمان دیگری دچار یأس باشد.

زیرا شرط‌بندی اصلی پوتین این نیست که روسیه بتواند این جنگ را به شکلی قاطعانه پیروز شود؛ نتیجه‌ای که با وجود همه تلاش‌هایش، طی بیش از چهار سال نتوانسته آن را از راه نظامی تحمیل کند؛ بلکه شرط‌بندی او این است که اوکراین و شرکایش را بتوان متقاعد کرد که پیشاپیش جنگ را باخته‌اند؛ پیش از آنکه خطوط تولیدی که خلاف این را ثابت خواهند کرد، به حرکت درآیند.

این هفته در آنکارا، میز قمار، قماربازی را دید که هم به ساعتش نگاه می‌کرد و هم به کیف پولش. اکنون، او تاس‌ها را در دست گرفته و آن‌ها را تکان می‌دهد.