با توجه به آسیبهایی که در جریان درگیریهای اخیر به برنامه هستهای و شبکه متحدان منطقهای ایران وارد شده، هرمز میتواند بهعنوان ابزاری برای افزایش هزینه هرگونه حمله دوباره به ایران عمل کند. اما استفاده از این ابزار برای تهران بدون هزینه نیست.
از یک سو، محدودشدن تردد در تنگه میتواند درآمدهای خود ایران را کاهش دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. از سوی دیگر، تداوم نااطمینانی میتواند کشورهای منطقه و شرکای تجاری آنها را به سمت سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین سوق دهد؛ مسیری که در بلندمدت وابستگی به هرمز را کاهش خواهد داد.
برخی مقامهای آمریکایی نیز معتقدند این مزیت ممکن است دائمی نباشد؛ از جمله کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، که هرمز را «کارتی که فقط یک بار میتوان از آن استفاده کرد» توصیف کرده است. تام باراک نیز پیشبینی کرده که این تنگه در دو سال آینده به یک مسیر فرعی تبدیل شود.
با این حال، جایگزینکردن هرمز بهسادگی امکانپذیر نیست. نوع کالا، ظرفیت حملونقل و جغرافیای کشورهای منطقه باعث میشود وابستگی به این مسیر همچنان بالا بماند.
در نهایت، به نظر میرسد هدف ایران بیش از کسب درآمد از هرمز، ایفای نقش دروازهبان این مسیر و ایجاد یک اهرم بازدارنده در برابر حملات آیندهاست؛ اهرمی که دوام آن به میزان وابستگی جهان به تنگه و تحولات زیرساختی منطقه بستگی دارد.