اکوایران: راهبرد امنیت ملی آمریکا حتی تا آنجا پیش رفته که استدلال می‌کند اروپا ممکن است طی ۲۰ سال به‌شکلی «غیرقابل‌شناسایی» درآید و این امر بالقوه ائتلاف ناتو را در معرض خطر قرار دهد.

به گزارش اکوایران، جریان راست‌گرای نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به‌طور فزاینده‌ای درگیر مسائل و شکاف‌های سیاسی موجود در قاره اروپا شده‌اند.

مأموریت خودخوانده دولت ترامپ برای نجات قاره آبا و اجدادی

به نوشته نشریه  فایننشیال تایمز، راست جدید ترامپ، قاره اروپا را هم سرزمین نیاکان خود و هم میدان نبرد ایدئولوژیک می‌بیند. مقام‌های دولت ترامپ آموخته‌اند که برای آنکه از رئیس‌جمهور دمدمی‌مزاج خود جلو نزنند، کلماتشان را با دقت انتخاب کنند؛ اما درباره یک موضوع، به نظر می‌رسد که آنها همواره آماده‌اند تا با صراحت سخن بگویند: اروپا.

مقام‌های آمریکایی، از معاون رئیس‌جمهور به پایین، خود را در مأموریتی برای نجات تمدن غرب از قاره‌ای معرفی کرده‌اند که آن را مهد این تمدن می‌دانند. به گفته آنها، مهاجرت گسترده، محدودیت‌های اعمال‌شده بر آزادی بیان و واگذاری حاکمیت ملی، نه‌تنها روابط دو سوی اقیانوس اطلس، بلکه اساساً خود مفهوم اروپا را تهدید می‌کنند.

دولت ترامپ با این استدلال که اروپا نیاز دارد از خودش نجات پیدا کند، از احزاب و جنبش‌های همفکر در آن سوی اقیانوس اطلس حمایت کرده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، حتی در آستانه انتخاباتی که در نهایت به شکست ویکتور اوربان انجامید، برای نخست‌وزیر پیشین مجارستان و یکی از چهره‌های شاخص راست پوپولیست-ناسیونالیست، تبلیغ کرد.

اروپایی که نیست؛ اروپایی که باید باشد

کوین رابرتس، رئیس بنیاد هریتیج، اندیشکده محافظه‌کاری که به تدوین دستورکار دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ کمک کرده است، گفت: «اگر اروپا سر و سامانی به وضعیت خود ندهد، ما نمی‌توانیم غرب را نجات دهیم. مدت‌هاست، نزدیک به دو دهه، نگران بوده‌ام که اروپا در حال ارتکاب خودکشی تمدنی است.»

او افزود: «تمدنی که ما از آن دفاع می‌کنیم ۳۵۰۰ سال قدمت دارد» و ریشه‌های آن را از اورشلیم، آتن، رم، لندن و فیلادلفیا دنبال کرد.

5305cff2561d2290a9358a2857a649b33d62c149

حامیان در انتظار جی‌دی ونس و ویکتور اوربان، نخست‌وزیر وقت مجارستان، پیش از برگزاری یک گردهمایی انتخاباتی در ۷ آوریل ۲۰۲۶ در بوداپست، مجارستان، هستند/عکس از گتی ایمجز

سارا راجرز، معاون وزیر خارجه در امور دیپلماسی عمومی و یکی از صریح‌ترین منتقدان اروپا در دولت ترامپ، این موضوع را که دولت صرفاً در پی درگیری با اروپاست، رد می‌کند. او به فایننشال تایمز گفت: «راهبرد امنیت ملی ما و دیگر بیانیه‌هایی که منتشر کرده‌ایم، اغلب به‌صورت انتقاد از اروپا یا حمله به اروپا تنظیم شده‌اند؛ و من این چارچوب را به کار نمی‌برم.»

او گفت: «وقتی درباره این موضوعات موضع می‌گیریم، دلیلش این نیست که مردم آمریکا یا ما، به‌عنوان نمایندگان آنها، صرفاً به خاطر درگیری با اروپا علاقه‌مند به ایجاد تنش با آن هستیم. دلیلش این است که از بسیاری جهات خودمان را با بریتانیا و اروپا هم‌هویت می‌دانیم... وقتی صحبت از برخی چالش‌هاست، همه ما درگیر یک مسئله مشترک هستیم.»

اگرچه شکست ویکتور اوربان باعث شد برخی پیش‌بینی کنند که جنبش ماگا ممکن است نفوذ خود را در اروپا از دست بدهد، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که حملات لفظی آن علیه اروپا در حال کاهش باشد. فیلد که کتاب «ذهن‌های خشمگین» او جریان‌های فکری پشت ماگا را بررسی می‌کند، گفت درک حس متناقض و افراطی این جنبش از دلبستگی به اروپا اهمیت زیادی دارد.

او گفت: «تمام این ادعا وجود دارد که آنها وارثان حقیقی تمدن اروپا هستند و قرار است به سرزمین مادری بازگردند و این اروپایی‌های سست و بی‌ثبات را درباره ریشه‌های خودشان دوباره آموزش دهند.»

او افزود: «این یک کاریکاتور کودکانه از اروپاست و از بسیاری جهات اساساً فاقد جدیت است.»

فاصله دوره اول و دوم ترامپ: فضایی برای شکل‌گیری راست جدید

دیدگاه ماگا درباره اروپا به‌عنوان تمدنی که در آستانه سقوط قرار دارد، از «راست جدید» آمریکا نشأت گرفت؛ یک زیست‌بوم فکری و سیاست‌گذاری که در فاصله میان دو دوره ریاست‌جمهوری ترامپ شکوفا شد. با کنار گذاشتن بقایای محافظه‌کاری ریگانی از سوی جمهوری‌خواهان، نسل جدیدی از اندیشکده‌ها و متفکران همسو با ماگا تلاش کردند قدرت خام ماشین سیاسی رئیس‌جمهور را به یک دکترین ایدئولوژیک و برنامه سیاست‌گذاری تبدیل کنند.

320237daed6ea51594242f6da2cd1ddb95fa4d85

سارا راجرز یکی از صریح‌ترین منتقدان اروپا در دولت ترامپ است/عکس از خبرگزاری رویترز

جاشوا تروینو، مدیر ارشد مؤسسه سیاست «اول آمریکا»، گفت سال‌های ریاست‌جمهوری جو بایدن به متحدان ترامپ یک «تنفس نیمه‌وقت» داد تا آنچه را هسته فکری ترامپیسم می‌دانستند، توسعه دهند.

تروینو در توضیح اینکه چرا دولت ترامپ درباره آزادی بیان تا این حد صریح بوده است، گفت محافظه‌کاران آمریکایی «واقعاً به آنچه در اروپا اتفاق می‌افتد اهمیت می‌دهند،» زیرا اروپا را بخشی از خودشان می‌دانند و به‌ویژه بریتانیا را خاستگاه نیاکانی خود تلقی می‌کنند.

او گفت این احساس خویشاوندی به این معناست که مسیر سیاسی اروپا می‌تواند مانند یک «آسیب اخلاقی» احساس شود. او افزود: «در چارچوب ذهنی محافظه‌کاران امروز، در روابط با کشورهای خارجی، در واقع دو معیار متفاوت وجود دارد.» یکی رویکردی معاملاتی است و دیگری «تمدنی».

نظریه صریح و جدید ماگا درباره ائتلاف فراآتلانتیکی، سال گذشته از سوی معاون رئیس‌جمهور آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ تشریح شد. ونس گفت بزرگ‌ترین تهدید برای اروپا نه از سوی روسیه یا چین، بلکه از «درون» می‌آید؛ یعنی، به ادعای او، فاصله گرفتن اروپا از آمریکا در ارزش‌هایی مانند آزادی بیان.

این دیدگاه بعدها در راهبرد امنیت ملی آمریکا (NSS)، که نقشه راه سیاست خارجی ایالات متحده است، رسمی شد؛ در این سند از «پرورش مقاومت» در برابر زوال تمدنی اروپا سخن گفته شده است. سند راهبردی خود وزارت خارجه نیز هدف مشابهی را تعیین کرد: «بازسازی ائتلاف تمدنی با کشورهای اروپایی».

«راست جدید» چه می‌گوید؟

طیف فکری «راست جدید» آمریکا مجموعه‌ای از پوپولیست‌های راست‌گرا، محافظه‌کاران ملی‌گرا، روشنفکران کاتولیک پسا‌لیبرال، بنیان‌گذاران لیبرتارین حوزه فناوری و فعالان راست افراطی را دربرمی‌گیرد.

7a15559a1819671f1a2f1e447c078f62e37f98a3

جی‌دی ونس سال گذشته در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت بزرگ‌ترین تهدید برای اروپا نه از سوی روسیه یا چین، بلکه از «درون» آن می‌آید/عکس از خبرگزاری رویترز

کنستانتس اشتلتسن‌مولر، مدیر مرکز آمریکا و اروپا در مؤسسه بروکینگز و سردبیر همکار فایننشال تایمز، گفت: «این حاصل به هم رسیدن دو روند است: افول طولانی‌مدت قرارداد اجتماعی آمریکا و این فرض خوش‌بینانه در همه دموکراسی‌های غربی که دموکراسی نمایندگی مانند یک ساعت دائمی است که هرگز نیازی به تعمیر ندارد.»

این جریان با تأمین مالی میلیاردرهای حوزه فناوری مانند پیتر تیل، که از حامیان اولیه ونس بود، تقویت شد. آرنو میراندا، پژوهشگر وابسته در دانشگاه علوم سیاسی پاریس (Sciences Po)، گفت اهداکنندگان به این نتیجه رسیده بودند که «نیازی به رویکردی نخبه‌گرایانه‌تر وجود دارد که به ترامپیسم جهت و دکترین بدهد.»

راست فناورانه که گاهی این‌گونه نامیده می‌شود، نارضایتی خاص خود را از اتحادیه اروپا دارد؛ اتحادیه‌ای که تلاش کرده برای شرکت‌های بزرگ فناوری محدودیت‌هایی ایجاد کند و بر اساس مقررات رقابتی و دیجیتال خود، میلیاردها یورو جریمه وضع کرده است.

این دیدگاه با عناصری از «روشنگری تاریک» نیز درآمیخته است؛ فلسفه‌ای که در بخش‌هایی از راست فناورانه نفوذ دارد، دموکراسی را مانعی بر سر راه پیشرفت فناوری می‌داند و معتقد است کشورها باید بیشتر شبیه شرکت‌ها اداره شوند. به گفته میراندا، از این منظر، اروپا هشداری است درباره اینکه اگر آمریکا مسیر خود را تغییر ندهد، ممکن است در آینده به چه چیزی تبدیل شود.

برخی دیگر این موارد را صرفاً پوششی ظاهری می‌دانند. اشتلتسن‌مولر گفت: «این درباره پول درآوردن است. درباره اصول نیست، درباره فرهنگ‌های حقوقی نیست؛ درباره سود است.»

در عین حال، آشکارا بیزاری عمیقی نسبت به اتحادیه اروپا و بازوی اجرایی آن، یعنی کمیسیون اروپا، وجود دارد. آنها اغلب با زبانی تقریباً آخرالزمانی به تصویر کشیده می‌شوند؛ گویی غاصبانی هستند که حق تعیین سرنوشت ملی کشورهای عضو این بلوک را سلب کرده‌اند.

راست جدید و مروجان «وضع موجود»

خصومت با بروکسل بازتاب دشمنی ماگا با نهادهای نخبه‌گرای آمریکا است: دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، دستگاه قضایی و کارکنان حرفه‌ای دولت که در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ هدف حمله قرار گرفته‌اند.

07394231a979a0cd132582ece918b399a9cf1dfc

خدمه کشتی امداد و نجات «اوشن وایکینگ» پس از نجات یک مهاجر در آب‌های بین‌المللی در سواحل لیبی، در ژانویه ۲۰۲۶، به او برای سوار شدن به کشتی کمک می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

یورام هازونی، نظریه‌پرداز سیاسی اسرائیلی ـ آمریکایی که کتاب سال ۲۰۱۸ او با عنوان «فضیلت ملی‌گرایی» یکی از متون محوری راست جدید آمریکا محسوب می‌شود، گفت: «دولت ترامپ، مانند بسیاری از جنبش‌ها و احزاب شورشی ملی‌گرا در کشورهای غربی، با دانشگاه‌ها و نخبگان تحصیل‌کرده مشکل دارد.»

هازونی وجود «تنش» میان هدف اعلام‌شده دولت ترامپ برای عقب‌نشینی از نقش آمریکا به‌عنوان پلیس جهان و سرزنش اروپا را پذیرفت، اما این اختلاف را به دعوای میان خواهر و برادر تشبیه کرد. او گفت: «برادرها و خواهرها با هم دعوا می‌کنند. گاهی خواهرها و برادرهای بزرگ‌تر با خواهرها و برادرهای کوچک‌ترشان دعوا می‌کنند؛ نه از روی انزجار یا نفرت، بلکه از روی عشق.»

محبت برادرانه ترامپ طی ۱۸ ماه گذشته به شیوه‌هایی ابراز شده که متحدان آمریکا را متزلزل کرده است: تهدید به تصرف گرینلند با زور، افزایش تعرفه‌ها علیه متحدان و مداخله‌های مکرر در سیاست داخلی اروپا.

مهاجرت در مرکز همه این مسائل قرار داشته است. راهبرد امنیت ملی آمریکا حتی تا آنجا پیش رفته که استدلال می‌کند اروپا ممکن است طی ۲۰ سال به‌شکلی «غیرقابل‌شناسایی» درآید و این امر بالقوه ائتلاف ناتو را در معرض خطر قرار دهد.

مایک گونزالس، عضو ارشد بنیاد هریتیج، گفت: «یک ائتلاف نظامی باید بر پایه یک اجماع تمدنی شکل گرفته باشد؛ و اگر متوجه شویم و فکر می‌کنم که در حال متوجه شدن آن هستیم که این اجماع در حال فرسایش است، این محو شدن تمدنی، برای ما بسیار نگران‌کننده خواهد بود.»

در واقع، کمی بیش از ۱۰ درصد از جمعیت اتحادیه اروپا در خارج از این اتحادیه متولد شده‌اند، درحالی‌که این رقم در آمریکا نزدیک به ۱۶ درصد است؛ هرچند دولت دوم ترامپ یک سرکوب بی‌وقفه علیه مهاجرت آغاز کرده است. راجرز گفت: «همه ما درگیر این موضوع هستیم. ما از مردم می‌خواهیم با مسیری همراه شوند که خودمان نیز در تلاشیم آن را طی کنیم.»

تمرکز وسواس‌گونه بر مهاجرت باعث شده است دولت ترامپ از جنبش‌های سیاسی اروپایی‌ای حمایت کند که از جهات دیگر کاملاً در تضاد با سیاست خارجی دولت او قرار دارند. در آلمان، دولت ترامپ بر سر موضوع مهاجرت با حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» به نقطه اشتراک رسید، با اینکه این حزب سرسختانه با افزایش چشمگیر هزینه‌های دفاعی مخالف است.