عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد که چنانچه امریکا اشتباه و شکستش را در حمله و جنگ بپذیرد، ایران بسته پیشنهادی را ارائه خواهد کرد که مورد توجه جامعه جهانی و ایالت متحده قرار بگیرد.
به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، جنگ در منطقه خاورمیانه بین ایران و امریکا و رژیم صهیونیستی وارد هفته سوم شده و منطقه در آستانه تحولات ژئوپلیتیکی پیچیده بخصوص در غرب آسیاست.
با توجه به اهمیت راهبردی تنگه هرمز، موضوع کنترل این آبراه حیاتی و پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن، به یکی از اصلیترین محورهای گفتمان سیاست خارجی تبدیل شده است.
در شرایطی که گمانهزنیها درباره پایان احتمالی تنشها و شرایط پیشروی منطقه ادامه دارد، فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگوی اختصاصی با پایگاه خبری تحلیلی تابناک به تشریح دیدگاههای ایران درباره مدیریت تنگه هرمز، ظرفیتهای درآمدزایی ناشی از حاکمیت بر این تنگه و استراتژیهای لازم برای تقویت جایگاه ایران در منطقه پرداخته است.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دوازدهم در این گفتگو به بررسی ابعاد مختلف «پیروزی ایران در دریا» و چگونگی تبدیل این دستاورد به فرصتی برای منافع ملی میپردازد؛ گفتوگویی که در آن بر ضرورت تدوین پروتکلهای جدید و راهبردی برای مدیریت تنگه هرمز و لزوم آمادگی ایران برای بهرهبرداری حداکثری از موقعیت منحصربهفرد خود تأکید شده است.
جنگ اخیر در حالی به ایران تحمیل شد که ایران و آمریکا در حال مذاکره بودند. برخی استدلال می کنند اساسا این مذاکرات فریب بود. برخی در مقابل می گویند مذاکرات فریب نبود ولی اسرائیل با توجه به مقاومت ایران در مذاکرات توانست آمریکا را برای حمله به ایران متقاعد کند. یک دیدگاه دیگر نیز این است که آمریکا به تنهایی تصمیم به حمله به ایران گرفت. ارزیابی شما چیست؟
نخست، در رابطه با وجود یا عدم وجود مذاکره با آمریکا پیش از جنگ، و اینکه آیا این مذاکرات فریب بوده یا خیر، باید بیان داشت که مذاکره همواره ابزاری بسیار مهم برای هر حکومتی محسوب میشود. لذا، این گزاره که مذاکره بیفایده یا منتفی است، صحیح نیست. مذاکرات میتواند با نتایج برد-برد، باخت-باخت یا نتایج دیگری همراه باشد و لزوماً موفقیتآمیز نباشد. نکته حائز اهمیت این است که بحث مذاکره در اینجا مربوط به قبل از جنگ است و نباید با وقایع کنونی خلط مبحث شود. در هر دو مرحله، یعنی در جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، تیم ایران مذاکرهکننده قویتری بود. با این حال، لازم به ذکر است که آقای دکتر عراقچی به طور مرتب در کمیسیون امنیت ملی حاضر شده و هم گزارش مذاکرات را ارائه میکردند و هم پیش از سفر، با اعضای کمیسیون مشورت و جمعبندی لازم صورت میگرفت. در آن زمان، همگان بر این باور بودیم که طرف آمریکایی قابل اعتماد نیست.
این موضوع برای مقامات عالیرتبه کشور، از جمله وزیر امور خارجه و همچنین رهبر شهیدمان بارها و بارها مطرح و مورد تأکید قرار گرفته بود. اما حذف مذاکرات به معنای چشمپوشی از قواعد بینالمللی است. اگرچه ما تحت فشارهایی از سوی کشورهای همسایه بودهایم، اتفاقا الان که ما چنین جنگی را داریم باعث شد دنیا، آمریکا و شخص ترامپ، را در سطح بینالمللی به شدت زیر سوال ببرند که در اوج مذاکره به خاک ایران حمله شد. وزیر امور خارجه عمان نیز به صراحت بیان داشت که مذاکرات در حال به نتیجه رسیدن بود و حق با ایران بود. اگر ما مذاکرات را نمیپذیرفتیم، امروز دنیا با ما همدردی نمیکرد. اما در حال حاضر، اوضاع متفاوت است. بدعهدی آمریکا و حمله به ایران، موضوعی است که ابعاد دیگری دارد. آمریکا سالها با ایران دشمنی داشته و تحریمهای ناجوانمردانهای را اعمال کرده است. اما در این مقطع خاص، ترامپ تحت لابی شدید صهیونیستها و نتانیاهو قرار داشت.
حتی در کنگره آمریکا، با اختلاف اندکی، نتوانستند جلوی تصمیم ترامپ را بگیرند. بسیاری معتقدند که ترامپ با پذیرش خواستههای نتانیاهو، خود را فروخت و وارد جنگی شد که حیثیت چندین ساله آمریکا را به باد داد. این در حالی است که رهبران پیشین آمریکا، مانند اوباما، بایدن و حتی بوش، چنین رویکردی نداشتند. ما سالهاست با اسرائیل مشکل داریم، همواره رهبران اسرائیل به مقامات پیشین آمریکا توصیه میکردند که به ایران حمله کنند اما نپذیرفتند ، این در حالی است که ترامپ این توصیه را پذیرفت و این اقدام ننگی دائمی بر دامن آمریکا خواهد بود. پیش از شروع جنگ اخیر، زمانی که آرایش نظامی دو طرف، شامل تقابل دو نیروی دریایی برترمان در مقابل آمریکایی ها داشتیم، اعلام کردیم که آمریکا توانایی جنگ در دریا را ندارد و در خشکی نیز قادر به مقابله نخواهد بود. در حوزه دریا، ایران به عنوان پیروز میدان شناخته میشود. در حال حاضر، هیچ جنگنده، ناو یا کشتی جنگی متعلق به آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان مشاهده نمیشود؛ تمامی این یگانها به آب اقیانوسها منتقل شده و پس از سه هفته، در آن مناطق لنگر انداختهاند.
ترامپ با پذیرش خواستههای نتانیاهو، خود را فروخت و وارد جنگی شد که حیثیت چندین ساله آمریکا را به باد داد. این در حالی است که رهبران پیشین آمریکا، مانند اوباما، بایدن و حتی بوش، چنین رویکردی نداشتند
هیچ جنگنده، ناو یا کشتی جنگی متعلق به آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان مشاهده نمیشود؛ تمامی این یگانها به آب اقیانوسها منتقل شده و پس از سه هفته، در آن مناطق لنگر انداختهاند.
به نظر می رسید بر اساس صحبتهای ترامپ، آمریکا قصد دارد از جنگ خارج شود و موضوع بسته شدن تنگه هرمز باعث شد تا در جنگ بماند. بر اساس گزارش رسانه های آمریکایی ترامپ تصور نمی کرد ایران قادر باشد تنگه هرمز را به این شکل به کنترل خود درآورد. ارزیابی شما چیست؟
این تصور که ایران قادر به کنترل تنگه هرمز نیست، اشتباه ترامپ بود. ایران پیش از این نیز، در طول ۴۰ سال گذشته و حتی پیش از آن، توانایی مدیریت و کنترل این تنگه را داشته است، اما به دلایل مختلف، نخواسته است از این ظرفیت استفاده کند. با این حال، موقعیت جغرافیایی ایران، کنترل و مدیریت تنگه هرمز را به طور تاریخی به این کشور اختصاص داده است. در حال حاضر نیز، مدیریت و کنترل تنگه هرمز در اختیار ایران است. ایران تنگه هرمز را به طور کامل نبسته است، اما همانطور که بسیاری در جامعه معتقدند، بستن تنگه هرمز باید به عنوان یک اهرم فشار مد نظر قرار گیرد. ما باید قوانین خاص
خود را برای بستن تنگه هرمز در ایران داشته باشیم. اینجانب به نمایندگان محترم مجلس پیشنهاد کردهام که لایحه دوفوریتی، سه فوریتی تدوین شود تا اختیارات لازم برای مدیریت تنگه هرمز به نیروهای مسلح اعطا گردد. ضروری است که قانون جدیدی در این خصوص وضع گردد و عوارضی برای عبور کشتیها از این تنگه در نظر گرفته شود؛ مشابه آن کشور مصر است که برای کانال سوئز سالانه ۱۰ میلیارد دلار عوارض میگیرد و درآمدزایی می کند. درآمد حاصل از عوارض عبور از تنگه هرمز میتواند قابل توجه باشد؛ به طوری که پیشبینی میشود ایران بتواند سالانه بیش از ۵۰ میلیارد دلار درآمد از این مسیر کسب کند. و چنانچه اگر برخی کشورها مثل عمان و امارات خواهان سهمی باشند می توانیم سهم آنها را هم بدهیم. این امر با توجه به اینکه بیش از ۴۰ درصد از انرژی جهان از این مسیر استراتژیک عبور میکند، امری ضروری است، چه در شرایط جنگی و چه در شرایط عادی. بنابراین، باید برای تنگه هرمز یک راهبرد اساسی اتخاذ شود.
آقای عراقچی وزیر خارجه ایران اعلام کرده با پایان جنگ، پروتکل جدیدی برای تنگه هرمز باید با مشارکت عمان ترسیم شود. به نظر شما عمان در این زمینه همراهی خواهد داشت؟ اگر عمان همراهی در ترسیم پروتکل جدید نداشته باشد، رویکرد ایران چه خواهد بود؟
پروتکل جدید و قانونگذاری در این خصوص نیازمند مصوبه مجلس شورای اسلامی است. و ایران باید به تنهایی قانون را وضع کند و سهمی را برای کشورهای منطقه در نظر بگیرد، اما برابری کامل با سایر کشورها مورد پذیرش نیست.
اگر آمریکا پایان جنگ را اعلام کند، رویکرد ایران چه خواهد بود؟ آیا ایران نیز جنگ را متوقف خواهد کرد؟
در صورتی که آمریکا شکست خود را بپذیرد، اشتباهاتش را تایید کند و ایران نیز پیروزی در جنگ را بپذیرد، آن زمان جمهوری اسلامی ایران میتواند پیشنهاداتی را ارائه دهد.
این پیشنهادات، که یک بسته پیشنهادی خواهد بود، باید مورد توجه آمریکا و جامعه جهانی قرار گیرد. قبول آتشبس صرفاً بر اساس پیشنهاد آمریکا، که ممکن است پس از شش ماه مجدداً منجر به حمله شود، قابل قبول نیست. جامعه جهانی باید پایبندی خود را تعهد کند و تمامی پایگاههای نظامی آمریکا باید برچیده شوند. مدیریت و رهبری تنگه هرمز باید متعلق به جمهوری اسلامی ایران باشد؛ این حقیقتی است که آمریکا چه بخواهد و چه نخواهد، به ایران تعلق دارد. در همین راستا، اخیراً در جلسهای که با ستاد کل نیروهای مسلح داشتیم با این موضوع که اگر چنین اتفاقی بیافتد آمادگی ایران برای ارائه بسته پیشنهادی خود به دنیا در صورت تحقق این شرایط، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
مدیریت و رهبری تنگه هرمز باید متعلق به جمهوری اسلامی ایران باشد؛ این حقیقتی است که آمریکا چه بخواهد و چه نخواهد، به ایران تعلق دارد.