فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه تصمیم‌گیری درباره جنگ، صلح و مذاکره در اختیار رهبری و شورای عالی امنیت ملی است، دوقطبی‌سازی «جنگ یا مذاکره» را بازی در زمین جنگ روانی دشمن دانست.

به گزارش اکوایران به نقل از خبرآنلاین، موضوع مذاکره و دیپلماسی بار دیگر به محور اختلاف نظرها در میان گروه های سیاسی تبدیل شده است. علاوه بر طیفی از نمایندگان مجلس که بیانیه‌ای درباره مذاکره صادر کرده‌اند در برخی تجمعات شبانه نیز موضع‌گیری‌هایی در این خصوص انجام شده است.

این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه تصمیم‌گیری درباره جنگ، صلح و مذاکره در اختیار رهبری و شورای عالی امنیت ملی است، دوقطبی‌سازی «جنگ یا مذاکره» را بازی در زمین جنگ روانی دشمن دانست.

 طی روزهای گذشته مجددا شاهد بروز مخالفات‌ها با مذاکرات بودیم که نهایتا آقای قالیباف در گفت‌وگویی آن را توضیح دادند و اعلام کردند که این مذاکرات با تصمیم رهبری و نهادهای بالادستی صورت گرفته است. آیا این مخالفت ها با مذاکره به معنای تقابل با تصمیم نظام نیست؟

قطعا بر اساس قانون اساسی تصمیم برقراری صلح یا ادامه جنگ بر عهده رهبری است. اگر مذاکره ای هم قرار باشد انجام شود، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی دفاع موضوع را بررسی و نهایی خواهند کرد.

به نظر می‌رسد که دوقطبی «یا جنگ یا صلح» و «یا مذاکره یا تسلیم» بخشی از جنگ روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی است. در داخل کشور هم برخی افراد باید خیلی مراقب باشند؛ ادبیاتی که به کار می‌گیرند نباید به این فضا دامن بزند که «اگر برویم مذاکره کنیم یعنی می‌خواهیم تسلیم شویم» و «اگر مذاکره نکنیم همه‌چیز نابود می‌شود». به نظر من این دوقطبی نباید شکل بگیرد.

قطعاً مذاکره کردن از موضع اقتدار و قدرت و در راستای حفظ امنیت و منافع ملی، یکی از راهکارها است. در حال حاضر ما باید از چهار رکن مراقبت کنیم: اول، میدان و نیروهای مسلح؛ دوم، دیپلماسی مقاومتی؛ سوم، خیابان و مردم؛ و چهارم، تنگه هرمز. این چهار رکن باید با یکدیگر هم‌افزایی داشته باشند و با هم کار کنند. اگر کسی بگوید که ما می‌رویم مذاکره می‌کنیم مشروط بر اینکه تنگه هرمز را رها کنیم، اشتباه می‌کند. اگر هم کسی بگویید ما به دنبال دیپلماسی می‌رویم و میدان را رها می‌کنیم، اشتباه است.  اگر کسی بگوید ما فقط میدان و مردم در خیابان را داریم و دیپلماسی و تنگه هرمز را رها می‌کنیم، این هم اشتباه است. این چهار رکن باید با یکدیگر همراه و دارای هم‌افزایی باشند.

به نظر می‌رسد بعضی از افراد سیاسی که امروز موضع‌گیری کردند و گفتند «مذاکره کردن خلاف است» و به کسانی که مخالف اصلِ مذاکره و پایان جنگ هستند می‌گویند «این‌ها دارند خلاف ولایت عمل می‌کنند»، این کار نوعی شیطنت و همراهی با جنگ روانی دشمن است. من امروز پیغامی دیدم که آقای کواکبیان در قم گفته‌اند که هرکسی با مذاکره و آتش‌بس مخالفت کند، از خط ولایت دور است؛ این حرف احمقانه‌ای است که هیچ استنادی هم برای آن وجود ندارد.

 گفتید که این دوقطبی «مذاکره یا جنگ» کار آمریکاست. اما ما شاهد این هستیم که در بعضی از همین تجمعات شبانه، بعضی از مداحان یا افراد دیگر چنین حرف‌هایی می‌زنند. این رفتارها از کجا نشئت می‌گیرد؟

من خودم شب ها در خیابان ها حضور دارم و در سخنرانی هایم هم برای مردم این مطالب را توجیه می کنم. مردم اکنون هیجانی هستند و خشمی در میان مردم نسبت به رژیم صهیونیستی وجود دارد. این خشم، خشمی مقدس است که دفاع مقدس را هم شکل می‌دهد. رجزخوانی یکی از روش‌های مقابله با دشمن است. مداحان رجزخوانی می کنند و باید هم این کار را کنند. اما کسانی که مسئولیت دارند تا در رابطه با نظام تصمیم‌گیری کنند، قطعاً بر اساس عقل، منطق، معادلات و محاسبات صحیح این کار را انجام خواهند داد و تحت تأثیر جنگ روانی دشمن قرار نمی‌گیرند.

 این خشم مقدس الان در برابر تصمیم نظام در مورد مذاکره نیست؟

مردمی که من در خیابان می بینم تابع ولایت فقیه هستند.

 درباره بیانیه تعدادی از نمایندگان در مخالفت با مذاکره چطور؟این بیانیه تقابل تلقی نمی شود؟

به نظرم آن‌ها صرفاً باید در چارچوب تدابیر نظام، شورای عالی امنیت ملی و تصمیم رهبری عمل کنند. اینکه فقط خود را انقلابی معرفی کنیم، نتیجه‌ای نخواهد داشت.

من شخصا مذاکره را سهم مهلک می‌دانم چرا که ما دوبار در حال مذاکره بودیم، اما به ما حمله کردند. من به دیپلماسی مقاومتی اعتقاد دارم. ما باید از موضع اقتدار حرف بزنیم و اراده خود را به آمریکایی‌ها تحمیل کنیم.  با اینکه ما به مذاکره برویم و صرفاً امتیاز بدهیم و هیچ امتیازی نگیریم، مخالفم.

 آنچه را که اکنون در جریان است چه نوع مذاکره ای می دانید؟

با توجه به رویکرد آقای قالیباف در پیگیری دیپلماسی مقاومتی دارد، من این رویکرد را با اقتضائات فعلی همسو می‌دانم.