او در برنامه «گفتوگوی استراتژیک» با بیان اینکه در برخی رویکردها، نهادهای مدنی بهاشتباه در برابر نظام سیاسی تعریف میشوند، گفت: این تصور که تقویت جامعه مدنی به تضعیف حاکمیت منجر میشود، با تجربههای جهانی و حتی تجربه تاریخی ایران سازگار نیست.
ظریفیان با اشاره به الگوهای مختلف حکمرانی افزود: تجربه نشان داده است که در شرایطی که دولت بیش از حد تقویت شود و جامعه مدنی تضعیف گردد، نتیجه آن شکلگیری نوعی تمرکز قدرت بدون مشارکت اجتماعی است؛ و در مقابل، زمانی که جامعه قوی و دولت ضعیف باشد نیز بیثباتی، هرجومرج و بحرانهای سیاسی و اجتماعی رخ میدهد.
او تأکید کرد: الگوی مطلوب، توازن میان «دولت کارآمد» و «جامعه قوی» است؛ دولتی که وظایف خود را بهدرستی انجام دهد، بر پایه حکمرانی شفاف، مبارزه با فساد، مقابله با رانت و تبعیض و افزایش رضایت عمومی عمل کند، و در کنار آن جامعهای فعال شامل احزاب، سندیکاها و نهادهای مدنی پویا شکل بگیرد.
این فعال سیاسی با بیان اینکه این دو بخش در صورت کارکرد صحیح، نهتنها در تعارض نیستند بلکه مکمل یکدیگرند، افزود: جامعه قوی میتواند نقش نظارتی و انتقالدهنده مطالبات مردم به دولت را ایفا کند و دولت نیز میتواند از ظرفیت جامعه برای اصلاح سیاستها بهره بگیرد.
ظریفیان در ادامه با اشاره به وضعیت نهادهای مدنی در ایران گفت: مسئله اصلی در کشور نه نبود نهادهای مدنی، بلکه کماثر شدن آنهاست. به گفته او، احزاب و تشکلها در ساختار سیاسی ایران شکل گرفتهاند اما به دلیل محدودیتهای ساختاری و عدم اثرگذاری واقعی، کارکرد مطلوب خود را از دست دادهاند.
او تأکید کرد: زمانی که احزاب و سندیکاها نتوانند نقش واقعی در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری ایفا کنند، طبیعی است که اعتماد عمومی نسبت به آنها کاهش یابد. در مقابل، اگر این نهادها اثرگذار شوند، میتوانند هم نقش دفاع از جامعه را ایفا کنند و هم به عنوان پل ارتباطی میان مردم و حاکمیت عمل کنند.
ظریفیان با انتقاد از نگاه افراطی به تعدد احزاب در کشور نیز اظهار داشت: وجود تعداد بسیار زیاد احزاب بدون کارکرد واقعی، نشانه سلامت سیاسی نیست. او گفت: در بسیاری از کشورهای جهان، احزاب محدود اما قدرتمند و اثرگذار فعالیت میکنند، در حالی که در ایران تعداد زیاد احزاب لزوماً به معنای کارآمدی سیاسی نیست.