به گزارش اکوایران، تحولات پرشتاب منطقه، تشدید تنشها میان ایران و آمریکا و همزمان بروز ناآرامیهای داخلی، بار دیگر مسئله امکان گفتوگو، پیشبینیپذیری رفتار بازیگران بینالمللی و ضرورت بازنگری در شیوههای حکمرانی را به یکی از محورهای اصلی تحلیلهای سیاسی تبدیل کرده است.
در چنین فضایی، غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاحطلب و تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگو با اکوایران به بررسی پیچیدگیهای معادلات منطقهای، نقش آمریکا و اسرائیل در تحولات اخیر، چشمانداز گفتوگوهای احتمالی و ریشههای اجتماعی و سیاسی نارضایتیهای داخلی پرداخته و بر لزوم اتخاذ رویکردی عقلانی در سیاست خارجی و انجام تغییرات جدی در نظام حکمرانی تأکید کرد.
ضرورت بازنگری در شیوه حکمرانی
غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به دشواری پیشبینی تحولات پیشروی ایران و منطقه، تأکید کرد که حتی بسیاری از صاحبنظران نظام بینالملل نیز معتقدند شرایط کنونی اساساً قابل پیشبینی نیست. به گفته او، بااینحال نگاه عقلانی ایجاب میکند که تحولات منطقهای و بینالمللی با رویکردی واقعگرایانه مورد بررسی قرار گیرد.
او با اشاره به پیچیدگیهای خاورمیانه گفت: جمهوری اسلامی ایران در منطقهای قرار دارد که هم از ظرفیتهای متعدد و هم از بحرانهای بالقوه برخوردار است؛ بحرانهایی که میتوانند کل نظام بینالملل را درگیر کنند. کشورهایی چون عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی و همچنین ترکیه، هر یک بهتنهایی معادلهای پیچیده در مناسبات منطقهای محسوب میشوند.
ظریفیان افزود: از منظر عقلانی هم ایالات متحده آمریکا و هم ایران باید به این نتیجه برسند که بیثباتی و حرکت بهسوی سناریوهایی نظیر تقابل نظامی نه تنها برهم زننده نظم داخلی دو کشور بلکه برهم زننده امنیت و معادلات دیگر کشورهای منطقه است. به همین دلیل نگاه عاقلانه اقتضا میکند که طرفها به سمت نوعی تفاهم بینالمللی حرکت کنند؛ تفاهمی که ذاتاً مبتنی بر دادوستد و تعامل است.
او در عین حال تصریح کرد که تحقق این نگاه عقلانی همواره با موانع جدی روبهرو بوده است. به گفته ظریفیان، تجربه نشان داده هر زمان که ایران و آمریکا به سمت نوعی گفتوگوی متناسب با مسائل یکدیگر حرکت کردهاند، عواملی وارد عمل شده و این روند را برهم زدهاند؛ از جمله نقشآفرینی اسرائیل یا وقوع اتفاقاتی پیشبینینشده که مسیر گفتوگو را مختل کرده است.
این فعال سیاسی ادامه داد: بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت که چنین احتمالی الزاماً به نتیجه خواهد رسید، بهویژه با توجه به نوع کنش اخیر آمریکا که عملاً وارد رخدادهایی شد که در ایران اتفاق افتاد و همچنین واکنشهایی که در داخل کشور نسبت به این تحولات شکل گرفت. با این حال، به نظر میرسد اصل گفتوگو ـ چه بهصورت غیرمستقیم و چه مستقیم ـ حتماً رخ خواهد داد اما اینکه این گفتوگوها به نتیجه مشخصی برسد، با توجه به تجربههای گذشته، احتمال بالایی ندارد.
ظریفیان با اشاره به حوادث اخیر کشور تأکید کرد که از این پس لازم است صاحبنظران همه ابعاد این رخدادها را بهطور جدی بررسی کنند. او گفت: بخش مهمی از آنچه در کشور رخ داد، مربوط به اعتراضات، ناآرامیها و خشونتهایی بود که اتفاق افتاد، اما در عین حال بخش بسیار مهمتری از این تحولات به بستر نارضایتیهای عمیق اجتماعی بازمیگردد.
به گفته او، این نارضایتیها را نمیتوان صرفاً به مسائل اقتصادی تقلیل داد. ظریفیان تصریح کرد: وضعیت کنونی جامعه دارای وجوهی هیبریدی است که ابعاد اجتماعی، سیاسی و حتی مرتبط با سبک زندگی را در بر میگیرد. بنابراین به نظر میرسد جامعه ایران نیازمند شکلگیری نوعی تغییر در الگوهای حکمرانی و ترسیم چشماندازهای جدید است تا بتوان به شرایطی مناسبتر در سطح عمومی دست یافت.
او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش دونالد ترامپ گفت: ترامپ شخصیتی غیرقابل پیشبینی دارد و رفتار او به ترکیب نیروهایی بستگی دارد که در اطرافش حضور دارند؛ از یکسو افرادی که معتقدند باید کار را یکسره کرد و از سوی دیگر کسانی که باور دارند مسئله ایران و خاورمیانه با یک معادله ساده و دو مجهولی قابل حل نیست و پیچیدگیهای فراوانی دارد. به گفته ظریفیان، ورود نسنجیده آمریکا به این مسائل میتواند تبعات سنگینی هم برای منطقه و هم برای خود ایالات متحده به همراه داشته باشد.
ظریفیان در پایان تأکید کرد: در چنین شرایطی، طبیعی است که ایران نیز باید مسیر گفتوگو و مذاکره را در پیش بگیرد، اما همزمان باید بپذیرد که با توجه به تجربیات گذشته، رویههای موجود در اداره کشور و نظام حکمرانی، نیازمند تغییرات جدیتر و بنیادینتری است.