به گزارش اکوایران، فضای فعلی بیش از هر زمان دیگری یادآور ایستادن بر لبه تیغ است: نه جنگ قطعی شده و نه دیپلماسی به پایان رسیده، اما تصمیمگیریها وارد مرحلهای سرنوشتساز شدهاند.
گزارش تازه آکسیوس، به قلم باراک راوید، از ادعای تغییر موضع عربستان سعودی پرده برداشته است. گزارشی که اگر دقیق باشد، میتواند یکی از خطرناکترین تحولات اخیر برای امنیت منطقه باشد.
بر اساس این گزارش، خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان در دیدارهای خود در واشنگتن گفته است اگر ترامپ به تهدیدهایش علیه ایران عمل نکند، تهران جسورتر خواهد شد. این ادعا، بهویژه اگر در تضاد با مواضع پیشین محمد بن سلمان ولیعهد سعودی قرار گیرد، نشاندهنده شکافی مهم در محاسبات ریاض است.
تا همین چند هفته پیش، مقامات سعودی در گفتوگو با واشنگتن نسبت به خطر یک جنگ منطقهای هشدار میدادند و خواستار پرهیز از اقدام نظامی بودند. اکنون اما آکسیوس مدعی است که لحن وزیر دفاع عربستان، دستکم در محافل خصوصی محافظهکارانه نبوده و حتی این برداشت را تقویت کرده که ریاض خود را با تصمیم احتمالی کاخ سفید برای اقدام نظامی همسو کرده است. شاید از این بیم که در صورت وقوع حمله، در جایگاه مخالف آن قرار نگیرد.
در سوی دیگر ماجرا، واشنگتن همچنان پیامهای دوگانه میفرستد. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از یک سو از اعزام ناوها و افزایش حضور نظامی در اطراف ایران سخن میگوید و از سوی دیگر تأکید میکند که «امیدوار است نیازی به استفاده از آنها نباشد» و همچنان از تمایل تهران برای رسیدن به توافق حرف میزند.
این دوگانگی، بیش از آنکه نشانه قاطعیت باشد، بازتاب تردید عمیق در کاخ سفید است؛ تردیدی درباره ابعاد، تبعات و پیامدهای یک حمله نظامی محدود علیه ایران.
تحلیلها نیز نشان میدهد که غرب بهویژه آمریکا، بهلحاظ نظامی آماده است. اما از نظر راهبردی هنوز نمیداند دقیقاً چه میخواهد. حمله محدود برای «احیای بازدارندگی»؟ فشار برای امتیازگیری هستهای؟ یا گامی نخست در یک کارزار گستردهتر؟ همین ابهام است که خطر محاسبه غلط را بالا میبرد.
در این میان، تهران تحولات اخیر را نه رویدادهایی پراکنده، بلکه بخشی از یک روند هماهنگ برای افزایش فشار حداکثری و حتی تغییر بنیادی میبیند. به همین دلیل نیز خطوط قرمز خود را شفاف اعلام کرده: مذاکره فقط در چارچوب پرونده هستهای، حفظ حق غنیسازی و پذیرش محدودیتها تنها در برابر رفع واقعی تحریمها. با این حال، ایران نیز بهخوبی میداند که ادامه این وضعیت میتواند هر لحظه به نقطه غیرقابل بازگشت برسد.
نشانههای تلاش برای جلوگیری از این سناریو همچنان دیده میشود. نقشآفرینی ترکیه برای طراحی یک «چارچوب» مذاکراتی، رایزنیهای منطقهای، و حتی تحرکات پشتپرده برخی بازیگران بینالمللی، همه حاکی از آن است که هنوز پنجرهای هرچند باریک برای دیپلماسی باز است.
در چنین شرایطی، تهران بیش از هر زمان دیگری نیازمند فعالسازی همه ظرفیتهای دیپلماتیک خود است. احیای مسیر مذاکره، حتی در قالب یک توافق موقت یا چارچوب سیاسی محدود، میتواند زمان بخرد و از ورود به فاز پرهزینه نظامی جلوگیری کند.
استفاده از چهرههای باتجربه و آزموده دیپلماسی، از جمله محمدجواد ظریف، در این مقطع ضرورتی راهبردی است؛ ضرورتی برای مدیریت بحرانی که شاید حساسترین مقطع سالهای اخیر باشد.
جنگ به ایران نزدیک شده، اما هنوز اجتنابناپذیر نشده است. غرب به نظر میرسد تصمیم خود را برای «گزینه نظامی» روی میز گرفته، اما درباره ابعاد و هزینههای آن مردد است. همین تردید، همراه با نگرانیهای عمیق کشورهای منطقه از تبعات یک درگیری فراگیر، میتواند آخرین فرصت برای احیای دیپلماسی باشد؛ فرصتی که اگر از دست برود، منطقه وارد فصلی خواهد شد که مهار آن بهمراتب دشوارتر است.