به گزارش اکوایران، معادلات سیاست خارجی ایران در شرایط کنونی با ابهامها و چالشهای فزایندهای مواجه است و تحولات منطقهای و بینالمللی بر پیچیدگیهای دیپلماسی کشور افزودهاند. در دو هفته گذشته، ایران و ایالات متحده بارها در موقعیتی دوگانه قرار گرفتند؛ همزمان تحت فشار دیپلماسی و هم در معرض تقابل نظامی.
روز گذشته -5 بهمن- نیز یک مقام ایرانی به الجزیره گفت: ایران در آمادگی کامل قرار دارد و از همه توانمندیهای خود برای مقابله با هرگونه تجاوز علیه خود استفاده خواهد کرد.
یک مقام ایرانی به الجزیره گفت: ایران در آمادگی کامل قرار دارد و از همه توانمندیهای خود برای مقابله با هرگونه تجاوز علیه خود استفاده خواهد کرد.
این مقام ایرانی افزود: به هرگونه حمله با تمام قدرت پاسخ خواهیم داد و تمامی پایگاههای آمریکا در منطقه، اهداف مشروع ما خواهند بود. او بیان کرد: هرگونه حمله به ایران بهمنزله اعلام جنگ علیه آن تلقی خواهد شد و پاسخ ایران نیز بر همین اساس داده میشود.
تقابل نظامی یا تضعیف تدریجی؟ بررسی دو سناریو
محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران با اشاره به تحولات اخیر منطقه و نشانههای افزایش تنشهای نظامی، معتقد است مجموعه شواهد حاکی از آن است که احتمال تقابل نظامی همچنان جدی است.
به گفته او، انباشت و دپوی تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و حتی اروپا، این گمانه را تقویت میکند که ایالات متحده و متحدانش خود را برای ورود به یک تقابل آماده میکنند؛ تقابلی که از نظر او، مسیر و پیامدهای آن چندان قابل پیشبینی نیست.
به گفته این تحلیلگر مسائل بینالمللی، شواهد میدانی نیز این ارزیابی را تأیید میکند. استقرار جنگندههای انگلیسی در قطر و همکاریهای اطلاعاتی و عملیاتی فرانسه، نشان میدهد که کشورهای اروپایی در عمل در چارچوب سیاستهای آمریکا حرکت میکنند و نه بهعنوان بازیگرانی مستقل. جلیلوند تصریح کرد که به هیچوجه به نقشآفرینی مستقل اروپا در این معادله باور ندارد.
محمد خواجویی، کارشناس مسائل بینالملل تیز در گفتوگو با اکوایران اعلام کرد: یک از ملاحظات آمریکا برای انجام اقدام نظامی به آمادگی او برای ورود به چنین حملاتی بازمیگردد. شواهد بیانگر آن بود که نیروهای کافی و امکانات لجستیکی کافی در منطقه برای آمریکا به منظور چنین اقدامی علیه ایران وجود نداشت.
او تاکید کرد: طبیعتاً اگر چنین حملهای شکل میگرفت، ایران نیز با قدرت پاسخ میداد؛ چه به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و چه به اسرائیل. برخی از منابع رسانهای نیز از صحبت نتانیاهو با ترامپ خبر دادند، مبنی بر اینکه آمادگی نظامی کافی برای چنین تقابلی وجود ندارد.
او ادامه داد: آنطور که از خبرهای منتشر شده استنباط میشود، در روزهای اخیر درخصوص موضوع حمله به ایران در داخل دولت آمریکا، اختلاف نظرهای جدی وجود داشته است و در نهایت معدل این دیدگاهها آن شد که ترامپ، دستکم در برهه کنونی، از تقابل نظامی با ایران خودداری کند.
این کارشناس مسائل بینالملل افزود: یکی از مهمترین دلایل این اتفاق، به ابهامی برمیگردد که در کارکرد و هدف این حمله وجود دارد. در حمله پیشین آمریکا علیه ایران که در خرداد ماه و در میانه جنگ 12 روزه علیه کشورمان اتفاق افتاد، هدف ایالات متحده روشن بود و آن هم توقف برنامه غنیسازی و هستهای جمهوری اسلامی ایران بود.
او در ادامه گفت: موضوعی که برای آمریکا، بهعنوان یک ابرقدرت، خط قرمز است این است که کشوری حتی در مسیر رسیدن به علم ساخت سلاح هستهای قرار گیرد. در برهه کنونی اما موضوع به این روشنی نیست و کارکرد آن زیر سؤال است. آیا هدف آمریکا از حمله نظامی، تغییر حاکمیت در ایران بود یا قرار بر تضعیف نظام بود. آمریکا سالهاست که از مدل تغییر نظامهای سیاسی با اتکا به نیروهای نظامی، مثل مدل عراق و افغانستان، فاصله گرفته است. سیاست آمریکا، بهخصوص دونالد ترامپ، در قبال نظامهای سیاسی که مقابل واشنگتن قرار میگیرند، سیاست تضعیف تدریجی است تا آن نظامهای سیاسی گام به گام دچار ضعف شوند.
خواجویی گفت: در این مرحله آن نظام سیاسی یا باید تسلیم شود و شروط آمریکا را بپذیرد یا این تضعیف منجر به شرایطی شود که تغییرات سیاسی در کشور مذکور رخ دهد، تا آمریکا بتواند بهنوعی از توافق با نظام آن کشور دست یابد. آن چیزی که دولت آمریکا درخصوص ایران به اجماع رسیده، اجرای سیاستهای فشار حداکثری است که از دولت اول ترامپ در حال اجرا است؛ سیاستی که بهدنبال تضعیف و در نهایت تسلیم ایران و پذیرش شروط آمریکا است.
او تصریح کرد: مسائلی مثل پرونده هستهای و اتمی ایران، برنامه موشکی و سیاستهای ایران در قبال کشورهای منطقه، هدف نزدیک و راهبردی آمریکا از سیاستهایش بهخصوص در دولت ترامپ تضعیف و تسلیم نظام سیاسی ایران است تا تغییر آن.