به گزارش اکوایران، معادلات سیاست خارجی ایران در شرایط کنونی با ابهامها و چالشهای فزایندهای روبهرو است و تحولات منطقهای و بینالمللی بر پیچیدگی معادلات دیپلماتیک کشور افزوده است.
در دو هفته اخیر نیز ایران و آمریکا بارها در وضعیت دوگانه دیپلماسی و تقابل نظامی قرار داشتند. درکنار اقدامات سیاسی از جمله بررسی پرونده ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، آمریکاییها در حال ارسال سنگین تجهیزات به پایگاههای خود در منطقه هستند از سوی دیگر چند پایگاه خود در عراق و احتمالا در سوریه را که در معرض موشکهای ایران است، تخلیه کردهاند.
همچنین برخی اخبار از تداوم ورود ناوهای هواپیمابر و کشتیهای جنگی آمریکا به منطقه از مدیترانه و دریای سرخ و اقیانوس هند به خلیجفارس خبر میدهند. البته برخی از مقامات آمریکایی در این ارتباط گفتهاند که لزوما ورود این ناوها در ارتباط با ایران نیست و برخی نیز ورود این ناوها را به منظور استفاده از سامانههای تدافعی آن در برابر هرگونه حمله موشکی ایران به اسرائیل تحلیل کردهاند.
در هر صورت ورود ناوها به دریای مدیترانه و خلیجفارس را از منظر رسانهای و دقیقا زمانیکه چند روز قبل ترامپ در رسانهها اعلام کرده بود که در حال اخذ تصمیم در مورد ایران است، میتوان در تداوم تحرک علیه ایران تحلیل کرد.
جلیلوند: احتمال تقابل نظامی را باید جدی گرفت
محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران با اشاره به تحولات اخیر منطقه و نشانههای افزایش تنشهای نظامی، معتقد است مجموعه شواهد حاکی از آن است که احتمال تقابل نظامی همچنان جدی است.
به گفته او، انباشت و دپوی تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و حتی اروپا، این گمانه را تقویت میکند که ایالات متحده و متحدانش خود را برای ورود به یک تقابل آماده میکنند؛ تقابلی که از نظر او، مسیر و پیامدهای آن چندان قابل پیشبینی نیست.
جلیلوند در ادامه، نقش اروپا در این میان را نیز مورد ارزیابی قرار داد و گفت: این تصور که اروپا بتواند نقشی مستقل و تعیینکننده در برابر آمریکا ایفا کند، چندان با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. او با اشاره به تحولات پس از جنگ جهانی دوم تأکید کرد که اروپا عملاً در سیاست خارجی و امنیتی، به دنبالروی از آمریکا عادت کرده و ارادهای برای کنش مستقل از خود نشان نمیدهد.
به گفته این تحلیلگر مسائل بینالمللی، شواهد میدانی نیز این ارزیابی را تأیید میکند. استقرار جنگندههای انگلیسی در قطر و همکاریهای اطلاعاتی و عملیاتی فرانسه، نشان میدهد که کشورهای اروپایی در عمل در چارچوب سیاستهای آمریکا حرکت میکنند و نه بهعنوان بازیگرانی مستقل. جلیلوند تصریح کرد که به هیچوجه به نقشآفرینی مستقل اروپا در این معادله باور ندارد.
او در ادامه به انتشار اخباری در روزهای اخیر اشاره کرد که از لغو حمله نظامی در لحظات پایانی به دستور دونالد ترامپ و تحت تأثیر رایزنیهای دیپلماتیک برخی متحدان عربی آمریکا خبر میداد.
جلیلوند در پاسخ به این پرسش که آیا کشورهای عربی مانند عربستان، قطر یا عمان میتوانند در به تعویق افتادن گزینه نظامی و سوق دادن اوضاع به سمت دیپلماسی نقش مؤثری داشته باشند یا خیر، تاکید کرد: این کشورها بهشدت نگران پیامدهای هرگونه درگیری نظامی هستند.
به گفته او، متحدان عربی آمریکا بیم آن دارند که در صورت آغاز جنگ، دامنه درگیری به خاک آنها کشیده شود. جلیلوند توضیح داد که اصابت حتی یک موشک به شهرهایی مانند دبی یا مناطق مهم اقتصادی در عربستان میتواند تمامی سرمایهگذاریهای انجامشده در این کشورها را نابود کند و آنها را ناچار سازد مسیرهای اقتصادی و امنیتی خود را بهکلی تغییر دهند. از این منظر، این کشورها عمیقاً نگران وقوع جنگ هستند.
با این حال، جلیلوند تأکید کرد که نگرانی یا تمایل کشورهای عربی الزاماً به معنای نقش تعیینکننده آنها در تصمیمگیری نهایی نیست.
به باور او، تصمیمگیر اصلی در خاورمیانه نه شخص ترامپ است و نه حتی دولتهای عربی منطقه. او اسرائیل را بازیگری دانست که جمهوری اسلامی ایران را یک تهدید موجودیتی و سپس یک تهدید امنیتی تلقی میکند و معتقد است تا زمانی که این برداشت امنیتی در تلآویو وجود دارد، اجازه داده نخواهد شد هیچ روند دیپلماتیکی به نتیجه برسد.
جلیلوند با اشاره به شروط مطرحشده از سوی ترامپ گفت که در میان این شروط، بهرسمیت شناختن اسرائیل بهعنوان یکی از محورهای اصلی مطرح شده است؛ موضوعی که بهزعم او نشان میدهد اسرائیل نهتنها در سطح منطقهای، بلکه در فرآیند تصمیمسازی در واشنگتن نیز نقش مؤثری ایفا میکند. به گفته او، در چنین شرایطی، غرب تصمیماتی را که در این چارچوب گرفته میشود، عملاً اجرا میکند.
او در عین حال تصریح کرد که کشورهای عربی منطقه بیتأثیر نیستند، اما نقش آنها بیشتر تابعی از تصمیمات کلان است. به گفته جلیلوند، زمانی که تصمیم نهایی برای اقدام نظامی یا تقابل گرفته شود، این کشورها نیز ناگزیر از همراهی خواهند بود.
در جمعبندی، جلیلوند در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال وقوع جنگ را اجتنابناپذیر میداند یا خیر، تأکید کرد که از نظر او، احتمال درگیری نظامی را باید بسیار جدی تلقی کرد و نمیتوان آن را کاملاً دور از ذهن یا قابل اجتناب دانست.