به گزارش اکوایران، پس از چندین ماه تنش شدید و تهدیدات نظامی از سوی آمریکا، گفته میشود ایران و آمریکا بهطور مشروط تصمیم گرفتهاند تا این هفته در استانبول دیدار کنند و مذاکرات هستهای را از سر بگیرند.
آمریکا و ایران آماده مذاکره!
به نوشته والاستریت ژورنال، مقامات ارشد آمریکایی و ایرانی آمادهاند تا این هفته در ترکیه دیدار کنند. پس از تلاشهای منطقهای برای یافتن یک راهحل دیپلماتیک جایگزین برای درگیریای که ممکن است باعث ایجاد بیثباتی وسیعتری شود. قرار است نماینده ویژه آمریکا استیو ویتکوف و جارد کوشنر در مذاکراتی با عباس عراقچی در استانبول در روز جمعه شرکت کنند. وزرای امور خارجه عربستان، قطر، امارات، مصر، پاکستان و عمان نیز دعوت شدهاند تا در این مذاکرات حضور یابند.
انتظار میرود این مذاکرات مقدماتی برای پرداختن به مجموعهای از مسائل را فراهم آورد. به گفته منابع، مذاکرات ممکن است به دو بخش تقسیم شوند: یکی به برنامه هستهای ایران و دیگری مسائل وسیعتری مانند درخواستهای آمریکا برای محدود کردن برنامه موشکی ایران. این منابع همچنین افزودند که دو طرف هنوز در مسائل اصلی مربوط به غنیسازی هستهای ایران و موشکهای بالستیک اختلاف نظر دارند. با این حال، ترامپ و مقامات ایرانی در روزهای اخیر تمایل خود به گفتگو را ابراز کردهاند و این امر راهی برای دیپلماسی باز کرده است، در حالی که آمریکا نیروهای نظامی خود را در منطقه مستقر کرده و ترامپ هشدار داده است که در صورت شکست مذاکرات، حمله خواهد کرد.
تکاپو در منطقه
به نوشته نیویورک تایمز، اگر این مذاکرات برگزار شوند، این دیدار بهعنوان یک ملاقات نادر میان مقامات آمریکایی و ایرانی در زمانی که تهدیدات نظامی ترامپ و عدم پذیرش خواستههای مقامات ایران، دو کشور را به آستانه جنگ رسانده است، تلقی میشود. این تنشها موجی از ترس را در سراسر منطقه پراکنده کردهاند.
رجب طیب اردوغان، رابطه نزدیکی با ترامپ دارد، نقش مهمی در تلاشها برای آرامسازی تنشها ایفا کرده است. قرار است مذاکراتی در استانبول در روز جمعه برگزار شود که وزیر امور خارجه ایران از پیشرفتهایی در راستای یافتن یک راهحل دیپلماتیک برای بحران خبر داده است. اردوغان در این هفته به مصر و عربستان سعودی سفر خواهد کرد تا به ادامه تلاشهای دیپلماتیک بپردازد. این تلاش هماهنگ نشاندهنده نگرانیها از آن است که اقدام نظامی علیه ایران میتواند بیثباتی گستردهتری در منطقه ایجاد کند، به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران و مشاور ارشد رئیسجمهور گروه بحران بینالمللی. وی گفت: این همبستگی بیسابقه در منطقه نشاندهنده اضطراب مشترک است: اینکه یک حمله آمریکا به ایران میتواند بیثباتی، پناهندگان و افراطگرایی را سریعتر از آنچه که کسی بتواند مهار کند، صادر کند. تا کنون، مقامات ایرانی اعلام کردهاند که تحت تهدید مذاکره نخواهند کرد و هشدار دادهاند که به هر حمله آمریکایی پاسخ شدید خواهند داد.
فقط هستهای و دیگر هیچ!
به گزارش سیانان، ایران به طور مشروط موافقت کرده است که مذاکرات هستهای با آمریکا را از سر بگیرد تا از تهدید حملات نظامی بیشتر جلوگیری کند. این مذاکرات اولین گفتگوها از زمان بمباران سه سایت هستهای ایران توسط دولت ترامپ در تابستان گذشته خواهد بود. پزشکیان در تویتر بیان کرد: من به وزیر امور خارجه خود دستور دادهام که در صورتی که محیطی مناسب وجود داشته باشد محیطی آزاد از تهدیدات و انتظارات غیرمنطقی مذاکراتی منصفانه و عادلانه را دنبال کند، تحت اصول کرامت، تدبیر و شتابزدگی.
عباس عراقچی روز یکشنبه به سیانان گفت که او مطمئن است که میتوانیم به یک توافق برسیم. اما برخی از دیگر مقامات ایرانی لحن تندتری اتخاذ کردهاند. چند هفته پیش از آنکه آمریکا سایتهای هستهای ایران را بمباران کند، آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) نگرانیهای جدی خود را در مورد غنیسازی اورانیوم توسط ایران تا سطح 60% اعلام کرد و آن را تنها "کشور غیرهستهای" که چنین کاری انجام میدهد، دانست. گفته میشود که ایران پس از حملات هوایی آمریکا به سایتهای هستهایاش در تابستان گذشته، در تلاش است تا تاسیسات هستهای خود را در عمق بیشتری از زمین بازسازی کند.
چرا استانبول؟
در همین شرایط، امواج مدیا بر اساس منابع منطقهای مدعی شده که ترجیح آمریکا، ترکیه به عنوان محل برگزاری این نشست بوده، که احتمالاً از اوایل ۶ فوریه، و با حضور احتمالی مقامات ارشد کشورهای دیگری مانند مصر، قطر و ترکیه برگزار شود. پاکستان و عربستان سعودی نیز به عنوان گزینههای احتمالی مطرح شدهاند. یک منبع ارشد سیاسی ایران به امواج مدیا گفته: «ما تصمیم گرفتهایم که بار دیگر با ایالات متحده در مورد مسئله هستهای تعامل کنیم. قالب و محل برگزاری هنوز در دست بررسی است. دوحه هنوز یک گزینه برای ماست، اما نمیخواهیم دوستانمان در ترکیه را ناراحت کنیم. حتی ممکن است به عمان به عنوان محل اصلی مذاکره برگردیم».
بر اساس این گزارش، ایالات متحده میخواهد ایران از غنیسازی اورانیوم دست بکشد، با محدودیتهای موشکی خود موافقت کند و به حمایت از متحدان منطقهای پایان دهد. ترامپ همچنین ممکن است به خودِ تعامل مستقیم به عنوان یک هدف استراتژیک اصلی نگاه کند.
سه موضوع کلیدی
شاید به طور متناقضی، آینده برنامه هستهای ایران احتمالاً آسانترین موضوعی باشد که دو طرف میتوانند با آن روبرو شوند. منابع سیاسی آگاه در تهران گفتهاند که جمهوری اسلامی ایران همچنان پذیرای یک مدل کنسرسیوم است که به طور مؤثر برنامه هستهای را منطقهای کرده و آن را تحت نظارت دقیق بینالمللی قرار دهد و هرگونه نگرانی در مورد هرگونه انحراف را برطرف کند. برخی منابع سیاسی حتی پیشنهاد میکنند که تعلیق غنیسازی، که از زمان بمباران سایتهای هستهای فردو و نطنز توسط ترامپ در ژوئن ۲۰۲۵ یک واقعیت روی زمین بوده، میتواند رسمی شود. این یک امتیاز بزرگ خواهد بود، اما همچنین نیاز به انگیزه بزرگی از سوی دولت ترامپ دارد.
میزان لغو تحریمهای پیشنهادی مبهم به نظر میرسد، چرا که برخی از افراد آگاه در تهران و دیگر پایتختهای منطقهای گفتهاند که ترامپ رویکرد حداکثری خود را حفظ کرده است که اساساً چیزی بیش از عدم تحریمهای اضافی در ازای متوقف کردن مؤثر برنامه هستهای ایران ارائه نمیدهد. چنین موضعی، در صورت تأیید، بعید است که به موفقیتی منجر شود.
در مورد درخواست ایالات متحده مبنی بر اینکه تهران حمایت خود را از بازیگران غیردولتی متوقف کند، منابع سیاسی آگاه ایرانیگفتند که این موضوعی است که فقط باید در داخل منطقه مورد بحث قرار گیرد. از این نظر، گردهمایی پیشبینیشده مقامات چندین کشور کلیدی منطقهای در ترکیه در اواخر این هفته سه کارکرد کلیدی را انجام میدهد: اعمال فشار بر ترامپ برای پیشبرد دیپلماسی، مشابه روند آتشبس غزه؛ برای اینکه کشورهای منطقهای به جای ایالات متحده به عنوان همتایان ایران در هرگونه بحثی در مورد منطقه، از جمله لبنان، عمل کنند؛ و در نهایت، بررسی امکان تضمینهای شخص ثالث برای آنچه ممکن است بین ایران و ایالات متحده توافق شود، برای جبران کسری شدید اعتماد بین تهران و واشنگتن.
الگوی اسنپبک گرهگشا میشود؟
اما برنامه موشکهای بالستیک ایران - که برچیدن آن مدتهاست هدف استراتژیک اسرائیل بوده - موضوعی است که به احتمال زیاد مانعی غیرقابل عبور برای یک توافق گستردهتر خواهد بود. پیگیری مکانیسم «اسنپ بک» ممکن است نقش سرنوشتسازی در این معادله ایفا کند. هنگامی که توافق ۲۰۱۵ با شش قدرت جهانی مورد مذاکره قرار گرفت، عراقچی و ظریف با صرف تلاشهای قابل توجه برای گنجاندن عباراتی در قطعنامه ۲۲۳۱ که فقط محدودیتهایی را بر «موشکهایی که قادر به حمل سلاحهای هستهای هستند» اعمال میکرد، معضل موشکی را حل کردند. به موازات آن، ایران محدودیت یکجانبه ۲۰۰۰ کیلومتری را برای برد موشکهای بالستیک خود اعلام کرد. با بازگرداندن قطعنامههای قبلی شورای امنیت علیه ایران، به ویژه قطعنامه ۱۹۲۹ - که به درخواست محدودیت در هرگونه فعالیت مرتبط با موشکهای بالستیک قادر به حمل سلاحهای هستهای بازمیگردد - شرایط به طور قابل توجهی تغییر کرده است.
برخلاف عدم اشاعه سلاحهای هستهای، هیچ معاهده بینالمللی وجود ندارد که به طور مشابه موشکها را تنظیم کند. نزدیکترین چیز به چنین سندی، رژیم کنترل فناوری موشکی (MCTR) است، یک انجمن غیررسمی و غیر معاهدهای متشکل از ۳۵ کشور که برای مهار گسترش سیستمهای حمل بدون سرنشین سلاحهای کشتار جمعی تشکیل شده است. طبق MCTR، یک موشک «دارای قابلیت هستهای» با این تعریف نمیشود که آیا واقعاً کلاهک هستهای حمل میکند یا خیر، بلکه با این تعریف میشود که آیا قادر به حمل آن است یا خیر. در این راستا، دو شرط باید رعایت شود: توانایی حمل بار حداقل ۵۰۰ کیلوگرمی و داشتن برد حداقل ۳۰۰ کیلومتر. حتی قبل از جنگ ایران و اسرائیل در سال گذشته، هر چیزی نزدیک به این پارامترها احتمالاً برای ایران غیرقابل قبول بود. همین امر احتمالاً امروز با شدت بیشتری نیز صدق میکند.