اکوایران - پرستو بهرامی راد: محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: بر این باورم که انسان ظرفیتی دارد و قابلیتی در وجود او نهفته است که در هر شرایطی میتواند خود را متناسب با زمان، شرایط و مشکلات، با موفقیت از درون حادثهها و بحرانها خارج کند. در واقع باید بپذیریم که انسان بالاتر از هر مقوله سخت، سنگین و سهمگینی قرار دارد. سخن از بنبست، سخن از بحران و سخن از سختیهاست؛ بله، این پدیدهها وجود دارند، اما پدیدههایی هستند که خود ما آنها را خلق میکنیم. انسان هم خالق مشکلات و بحرانهاست و هم رافع آنها.
وی بیان کرد: تصور اینکه جامعه ما جامعهای سلبی است و بحرانها و بنبستهایی وجود دارد و انسان بدون هیچگونه اختیار، صرفاً بهعنوان عنصری رونده به سمت بنبست حرکت میکند و در آن نقطه متوقف میشود، تلقی غلطی است. چراکه اساساً بنبست چیزی نیست مگر سیاستهای غیرواقعبینانه و خطاهایی که خود انسان اتخاذ میکند؛ خطاهایی که برخلاف وضعیت جاری و اقتضائات زمان است و مانع استفاده درست از شرایط میشود. بنابراین انسان خود بنبست را ایجاد میکند.
عطریانفر اشاره کرد: میخواهم تأکید کنم اگر بحرانی وجود دارد یا بنبستی شکل گرفته، محصول نوع نگاه، عملکرد و رفتار غیرواقعبینانه ما با پدیدههاست. از این منظر بله، بنبست وجود دارد؛ اما اگر از منظر اثباتی نگاه کنیم، انسان چون بر پدیدهها مسلط است و میتواند بر مشکلات فائق آید و خداوند گوهر ارزشمندی به نام عقل، تدبیر، اندیشه و فهم درست را در وجود او به ودیعه نهاده، در صورت استفاده صحیح از این ظرفیتهای خدادادی میتواند همه بنبستها را بشکافد و از آن عبور کند.
برخی فکر میکنند امکانات کشور متعلق به جمع محدودی است و میتوانند هر تصمیمی بگیرند
وی بیان کرد: بنابراین میتوان گفت بنبستها وجود دارند، اما آیا این بنبستها معبد همیشگی ما هستند و باید در آنها بمانیم و از بین برویم؟ من چنین باوری ندارم و معتقدم حتماً میتوان از این بنبستها عبور کرد.
فعال سیاسی اظهار داشت: از منظر گروههایی که شرایط را رادیکال و تند میکنند، اساساً بنبستی وجود ندارد. آنان تصور میکنند امکانات گسترده کشور متعلق به جمع محدودی است که میتوانند هر تصمیمی بگیرند. از نگاه آنها بنبستی وجود ندارد؛ اما از منظر اکثریت مردم که در زندگی روزمره خود با بحرانها و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، بنبست و گرفتاری کاملاً محسوس است. با این حال، امکان عبور وجود دارد؛ آن هم با همان ابزار خدادادی عقل و تدبیر.
وی گفت: در نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کردهایم؛ از جنگ گرفته تا پرونده هستهای و مسائل موشکی. حادثه جنگ حادثه کوچکی نبود، اما ملت ایران با سربلندی و واقعبینی از آن عبور کرد. بنابراین تجربه نسبتاً موفقی در عبور از بحرانها داریم.
عطریانفر اشاره کرد: امروز نیز نشانههایی از شکلگیری فهم مشترک میان نیروهای متعارض دیده میشود؛ نیروهایی که تا دیروز اختلاف جدی داشتند، اکنون حول محور «ایران» و منافع ملت ایران به فصل مشترکی نزدیک شدهاند. دفاع از سرزمین، صیانت از جان مردم، حفظ امید اجتماعی و تأمین منافع شهروندان به یک نگاه مشترک تبدیل شده است.
وی گفت: اگر این نگاه مبنا قرار گیرد، میتوان امیدوار بود بر بحرانها فائق آییم، از مشکلات عبور کنیم و حتی از خطوط قرمزی که تصور میکردیم عبورناپذیرند، عبور واقعبینانهای داشته باشیم. در چنین شرایطی اعتمادبهنفس ملی تقویت میشود و امکان تعریف مجدد مصالح کشور متناسب با اقتضائات زمان فراهم خواهد شد.
سیاستورزی باید روی زمین انجام شود، نه در خیال
در قسمتی از مصاحبه این فعال سیاسی اشاره کرد: زمان انسانها را تربیت میکند. انسانها از آرمانها و خیالهای دور از دسترس فاصله میگیرند و به واقعیتهای زمین بازمیگردند. سیاستورزی باید روی زمین انجام شود، نه در خیال. با این رویکرد میتوان بحرانها را مدیریت کرد و از آنها عبور نمود.
او افزود: البته چالش هیچگاه از زندگی اجتماعی جداشدنی نیست. هر بحرانی که پشت سر گذاشته شود، چالش جدیدی شکل میگیرد. همچنین نمیتوان انتظار داشت همه افراد یکسان بیندیشند. دیدگاههای متنوع درباره اداره کشور امری طبیعی است و شکلگیری احزاب و نهادهای واسط نیز نشانه همین تنوع دیدگاههاست.
وی گفت: اما در کنار این تنوع، نهادهایی وجود دارند که نمیتوانند تابع دیدگاههای متغیر سیاسی باشند. این نهادها، نهادهای مرجعاند؛ نهادهایی که در بزنگاهها باید داوری عادلانه داشته باشند و وظیفه تاریخی و قانونی خود را برای خروج کشور از بنبست ایفا کنند.
عطریانفر اشاره کرد: در رأس این نهادها رهبری قرار دارد که متعلق به همه ملت است و نباید به نفع هیچ جریان سیاسی مصادره شود. شورای نگهبان، مجلس بهعنوان نهاد قانونگذاری، تریبونهای رسمی، نهادهای امنیتی، نظامی و حتی دولت نیز باید در جایگاه نهادی خود ملی عمل کنند، نه جناحی.
این فعال سیاسی افزود: نمایندگان مجلس ممکن است با گرایشهای سیاسی وارد پارلمان شوند، اما پس از قرار گرفتن در جایگاه قانونگذاری باید منافع همه ملت ایران را نمایندگی کنند. دولت نیز هرچند با یک نظریه سیاسی به قدرت میرسد، اما پس از استقرار باید در مسیر تأمین منافع عمومی حرکت کند.
عطریانفر اشاره کرد: کلید عبور از بنبستها، قضاوت عادلانه و عملکرد بیطرفانه همین نهادهای مرجع است. اگر این نهادها وظیفه خود را درست انجام دهند، هیچ بنبست پایداری پیش روی ملت ایران باقی نخواهد ماند.
هیچ فرد دلسوزی از خشونت حمایت نمیکند
این فعال سیلاسی اشاره کرد: در عین حال، هیچ فرد دلسوزی از خشونت و اغتشاش حمایت نمیکند؛ اما باید پیشزمینههای خشونت را شناخت. بخشی از خشونتها ناشی از ترکفعل حاکمیت است؛ یعنی انجام نشدن وظایف قانونی در قبال مطالبات مردم.
وی گفت: در قانون اساسی ظرفیتهای گستردهای برای تأمین حقوق ملت وجود دارد که به آنها پرداخته نشده است. همین ترکفعلها موجب عصبانیت اجتماعی میشود و اعتراضها را به مسیرهای پرهزینه سوق میدهد. حق اعتراض در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. اگر مردم نسبت به معیشت، سیاستها یا آینده خود اعتراض داشته باشند، باید امکان قانونی برای بیان آن وجود داشته باشد. پرسش این است که آیا حاکمیت زمینه چنین اعتراضی را فراهم کرده است یا خیر. اگر حتی فرض کنیم اعتراض نیازمند مجوز است، نهادی که مسئول صدور مجوز است حق ندارد بدون دلیل قانونی از انجام وظیفه خود سر باز زند؛ زیرا میان اختیار و تکلیف رابطه منطقی وجود دارد. داشتن اختیار به معنای امکان ترک تکلیف نیست. از جمله نهادهای بیطرف که باید پاسخگو باشند، دستگاه قضایی و شورای نگهبان هستند. در حوادث اخیر نیز شاهد بازداشتهایی بودیم که پس از پایان ماجراها صورت گرفت. اصل بازداشت ممکن است قابل توجیه باشد، اما فرد بازداشتشده باید در کوتاهترین زمان از دلایل بازداشت آگاه شود و در صورت نبود دلیل کافی، آزاد و اعاده حیثیت شود.
عطریانفر اشاره کرد: اگر امکان بیان قانونی اعتراض فراهم نشود، زمینه برای سوءاستفاده جریانهای خشونتطلب ایجاد میشود. در حوادث اخیر نیز دو مسیر همزمان شکل گرفت: اعتراضات مسالمتآمیز و جریان خشونتطلبی که برخی رد پای آن را در عوامل بیگانه جستوجو میکنند. این همزمانی باعث شد بخشی از معترضان ناخواسته در فضای آشوب قرار گیرند.
وی گفت: اگر بستر قانونی اعتراض از پیش فراهم میشد و مردم میتوانستند مطالبات خود را در چارچوبی روشن بیان کنند، چنین ظرفیتی در اختیار آشوبگران قرار نمیگرفت. معترض احساس میکرد صدایش شنیده میشود و پاسخی دریافت خواهد کرد و دلیلی برای ورود به مسیر خشونت پیدا نمیکرد.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: ریشهایترین و کلیدیترین نقطهای که این دو نظریه را در برابر یکدیگر قرار میدهد و توضیح میدهد چرا گروهی میخواهند و گروهی نمیخواهند، به نگاه فلسفی به «مردم» در ساختار حاکمیت ایران بازمیگردد؛ نگاهی که دچار نوعی تردید شده است. به این معنا که یک نظریه وجود دارد مبنی بر اینکه اگر مردم را محرم بدانیم، نظام مستقر را برآمده و برگزیده مردم تلقی کنیم و مردم را ولینعمت خود بدانیم ــ مفهومی که هم در ادبیات حقوقی قانون اساسی و هم در گفتمان امام و رهبری بهوضوح دیده میشود ــ آنگاه دولتمردان باید متناسب با اقتضائات زمان به مطالبات مردم پاسخ دهند و برای تحقق آنها اقدام کنند. این یک نظریه است؛ نظریهای که اگر در کشور حاکم شود، هیچ عارضهای ایجاد نخواهد کرد.
وی گفت: در مقابل، نظریهای دیگر وجود دارد که میتوان آن را «اندکسالاری» نامید. باور پیروان این دیدگاه این است که رأی مردم جنبه تشریفاتی دارد؛ ما با نردبان مردم به قدرت میرسیم، اما چون خود را فراتر از مردم میدانیم، باید مطابق تشخیص خود عمل کنیم. این نظریه، نظریهای شکستخورده و ابطالشده است؛ زیرا در آن، حاکم خود را قیم مردم تلقی میکند و تصور دارد هرچه او میاندیشد درست است. بنابراین اگر مردم قصد اقدامی داشته باشند، از نگاه این جریان حق انجام آن را ندارند. چنین ادبیاتی در نهایت موجب عصبانیت جامعه در فرآیند حکمرانی میشود.
او افزود: در مقام ریشهیابی این عارضه باید به روز نخست بازگردیم؛ روزی که امام از مردم سخن گفت و تأکید کرد «مردم همهکاره این ملتاند»، «حاکمان نوکران ملتاند» و «مردم سروران حاکمان هستند». حتی اگر مردم تصمیمی بگیرند که خطا باشد، دولتمردان حق ندارند به بهانه فهم بیشتر، مانع خواست مردم شوند. زیرا اگر اصل مشارکت مردم حفظ شود، همان مردمی که احتمالاً در مقطعی دچار خطا شدهاند، خود در آینده تصمیم خود را اصلاح خواهند کرد.
عطریانفر اشاره کرد: متأسفانه در مقاطعی نظریه دوم، یعنی نگاه قیممآبانه، بهصورت جریانی پنهان اما اثرگذار در ساختار حقوقی اداره کشور حضور داشته است؛ جریانی که مانند «موشی در انبان» بهتدریج در نظام تصمیمگیری نفوذ کرده است. نمونه آن را میتوان در آستانه انتخابات پارلمان مشاهده کرد؛ جایی که با سرنوشت نامزدهای انتخاباتی در حوزههای نظارتی برخوردهایی صورت میگیرد و حقوقی از افراد سلب میشود، با این استدلال که ما در مقام استصواب تشخیص میدهیم چه کسی حق حضور در انتخابات را دارد. این روند طی سالیان متمادی باعث شد پدیدهای ناحق، حق جلوه داده شود و ملت از حقوق مشروع خود باز بماند.
این فعال سیاسی گفت: نتیجه چنین روندی همان وضعیتی است که امروز با آن مواجهیم. بسیاری از بحرانها و بنبستهای کنونی محصول همین تدابیر خطایی است که بهتدریج بدنه تنومند اعتماد ملی را لاغر و ضعیف کرده است؛ تا جایی که دشمنان بیرونی به طمع افتادهاند. آنان با مشاهده نارضایتیهای گسترده و نتایج نظرسنجیها تصور میکنند فرصت مناسبی فراهم شده تا با فشار خارجی نظم مستقر را برهم بزنند.
اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم
وی بیان کرد: اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم. هنگامی که مردم در جایگاه واقعی خود قرار گیرند، بهترین پشتیبان نظام خواهند بود. بهترین شاهد این ادعا تجربه سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ است؛ زمانی که کشور درگیر جنگی فراگیر بود. ما نه تجهیزات پیشرفته داشتیم، نه حمایت جهانی و نه ساختارهای نظامی آماده؛ اما پشتوانهای عظیم داشتیم: اعتماد و همراهی مردم. نیروهایی که به جبهه رفتند اغلب بسیجیانی بودند که آموزش نظامی ندیده بودند و در میدان جنگ آموزش دیدند. همین سرمایه اجتماعی کشور را در برابر جنگ هشتساله مقاوم ساخت.
عطریانفر اظهار داشت: امروز، با وجود پیشرفتهای نظامی و امنیتی، همچنان نگرانی و دلهره در جامعه وجود دارد. علت این نگرانی نه ضعف توان دفاعی، بلکه کاهش اعتماد عمومی است. نظرسنجیها نشان میدهد مردم نسبت به آینده دچار تردید شدهاند، هرچند همچنان با شرافت و انصاف رفتار میکنند و در بزنگاهها از کشور حمایت میکنند؛ همانگونه که در بحرانهای اخیر نیز چنین کردند.
آیا داشتن مردمی فهیم و نجیب به ما اجازه میدهد در حق آنان کوتاهی کنیم؟
عطریانفر اشاره کرد: اما آیا داشتن مردمی فهیم و نجیب به ما اجازه میدهد در حق آنان کوتاهی کنیم؟ آیا میتوان از صبوری مردم سوءاستفاده کرد؟ مردم ولینعمت حاکمیتاند. آنان منابع مالی، ثروتهای ملی، مالیات، نیروی انسانی و تبعیت از قانون را در اختیار حکومت قرار میدهند. در برابر این همراهی، آیا جفا نیست که حقوقشان ادا نشود؟
وی گفت: مشکل امروز آن است که برخی مسئولان تصور میکنند قدرت متعلق به خودشان است. در قرآن، داستان قارون نمونهای از همین خطاست؛ فردی که ثروت خود را حاصل تلاش شخصی میدانست و فراموش کرده بود این امکانات امانتی الهی است. حاکمان نیز نباید قارونگونه رفتار کنند. اگر حقوق مردم استیفا نشود، سرنوشت حکومتها نیز میتواند دچار همان عاقبت شود. ما باید به نقطه آغاز بازگردیم؛ جایی که مردم در جایگاه واقعی خود قرار داشتند. امروز شهروندی که برای حل مشکل خود به ادارهای مراجعه میکند، گاه پاسخی نمیگیرد مگر آنکه گرفتار فساد و رشوه شود. این وضعیت نتیجه ترکفعل مسئولان است و باید اصلاح شود. مردم نباید احساس ذلت کنند؛ این مردم شریف و نجیباند و شایسته احترام.
نقد و مطالبهگری طبیعی است، اما نباید از مسئولان فراتر از اختیاراتشان انتظار داشت
این فعال سیاسی همچنین گفت: در حوزه مدیریت اجرایی نیز نباید تصور کرد رئیسجمهور یا دولت عاری از خطاست. نقد و مطالبهگری طبیعی است، اما نباید از مسئولان فراتر از اختیاراتشان انتظار داشت. بسیاری از مسائل، مانند فیلترینگ یا برخی سیاستهای فرهنگی، در اختیار نهادهای تقنینی و شوراهای فرادولتی است. برای مثال، تصمیمگیری درباره فیلترینگ خارج از اختیار مستقیم رئیسجمهور و در حوزه شورای عالی فضای مجازی است.
وی اظهار داشت: فیلترینگ سیاستی خطاست؛ زیرا در کنار آن بازار گسترده فیلترشکن شکل گرفته و طبق اعلام رئیسجمهور سالانه هزینههای هنگفتی به جامعه تحمیل میشود، در حالی که هدف اصلی نیز محقق نشده است و حتی روایت ایران در فضای رسانهای جهانی تضعیف شده است. در حوزه قانونگذاری نیز قاعدهای وجود دارد: قانونی مشروع است که اکثریت جامعه آن را بپذیرد. اگر قانونی بدون پذیرش اجتماعی تصویب شود، در عمل شکست میخورد؛ همانگونه که در گذشته درباره ممنوعیت ماهواره رخ داد. قانون باید با عرف اجتماعی سازگار باشد، زیرا اعتبار عرف از قانون بالاتر است.
عطریانفر اظاره کرد: در ماجرای طرح عفاف و حجاب نیز چنین وضعی رخ داد. قانونی تصویب شد که جامعه آن را نپذیرفت. رئیسجمهور با درک شرایط اجتماعی، از اجرای آن جلوگیری کرد؛ اقدامی که نوعی تصمیم پرهزینه و «انتحاری» سیاسی محسوب میشد، زیرا احساس شد اجرای آن میتواند شکاف اجتماعی را تشدید کند. در انتخابات اخیر نیز رئیسجمهور وعدههای غیرواقعی نداد و تأکید کرد در چارچوب قانون و اختیارات عمل خواهد کرد. بنابراین باید پذیرفت که او فراتر از توان قانونی خود نمیتواند تصمیم بگیرد و تا حد امکان در دفاع از مطالبات مردم ایستادگی کرده است.
سکوت مردم نشانه رضایت نیست؛ بلکه نشانه انباشت نارضایتی درونی است
همچنینی بیان کرد: در موضوع بازداشتها نیز شاهد بودیم افرادی با اطلاعیههای امنیتی سنگین بازداشت شدند، اما ظرف چند روز آزاد شدند. این تناقض موجب بیاعتمادی عمومی میشود؛ زیرا اگر اتهامات جدی بوده، آزادی سریع معنا ندارد و اگر نبوده، اطلاعیه اولیه خطا بوده است. در پایان باید هشدار داد کسانی که خود را قدرتمند و پاسخناپذیر میدانند، باید از روزی بترسند که مردم اعتراض خود را آشکار کنند و جامعه به سمت خشونت سوق داده شود. سکوت مردم نشانه رضایت نیست؛ بلکه نشانه انباشت نارضایتی درونی است که ممکن است روزی به انفجاری اجتماعی منجر شود.
عطریانفر اشاره کرد: باید پیش از وقوع بحران، تدابیر فراگیر اتخاذ شود. حتی در مواجهه با حوادث تلخ و کشتهشدن افراد، جامعه نشان داد نگاه انسانی و فراگیر دارد و برای جان همه شهروندان حرمت قائل است. بنابراین حاکمیت نیز باید پیشدستانه عمل کند و از بروز بحرانها جلوگیری نماید. اگر گزارش ورود گسترده سلاح به کشور مطرح میشود، طبیعی است که مردم بپرسند نهادهای مسئول چرا پیشتر مانع آن نشدهاند. انجام وظیفه در زمان مناسب میتواند کشور را از بسیاری نقاط خطیر و نگرانکننده دور نگه دارد.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: مقدمهای عرض میکنم تا بعد بتوانیم دقیقتر و سریعتر به پاسخ برسیم. ما حدود ۲۰ تا ۲۲ سال است که درگیر مقوله هستهای در ایران هستیم. از سالهای ۱۳۸۰ و بهویژه ۱۳۸۱، بنا بر اتفاقی که با افشای فعالیتهای هستهای ایران توسط عوامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق ــ یا همان منافقین ــ رخ داد، حساسیت جهانی نسبت به برنامه هستهای ایران برانگیخته شد. از آن زمان تاکنون، پنج پرده از تحولات هستهای در کشور ما رقم خورده که هرکدام به دلایلی به بنبست یا شکست انجامیده است.
وی بیان کرد: پرده نخست به دوران دولت آقای خاتمی بازمیگردد؛ زمانی که این مسئله با جدیت دنبال شد و گفتوگوهایی با نهادهای بینالمللی و سازمانهای مرتبط با حوزه هستهای انجام گرفت و روند اعتمادسازی شکل گرفت. در آن مقطع، ایران اثبات کرد که در مسیر غنیسازی فعالیت میکند، اما این غنیسازی ماهیت تهدیدآمیز جهانی ندارد و هدفی برای تولید سلاح هستهای دنبال نمیشود. با این حال، به دلیل رفتارهای رادیکال و تند برخی نیروهای داخلی، آن روند متوقف و به عقب رانده شد. اگر در همان مقطع تاریخی که اعتماد نسبی میان ایران و غرب شکل گرفته بود به توافق میرسیدیم و این نیروهای رادیکال مانع پیشرفت مذاکرات نمیشدند، چهبسا دستاوردهای بزرگی حاصل میشد.
این فعال سیاسی اشاره کرد: پس از آن، با فاصلهای چندساله به دولت آقای روحانی رسیدیم. در این دوره، با تلاش حرفهای دولت و پیشقراولی محمدجواد ظریف و تیمی قدرتمند در حوزه حقوق بینالملل و مسائل فنی هستهای، پس از دو تا سه سال مذاکره فشرده به توافقی جامع به نام برجام دست یافتیم. اگر ادعا کنم برجام در تاریخ صد ساله روابط بینالمللی ایران یکی از برجستهترین توافقها بوده، سخن گزافی نگفتهام. حتی دونالد ترامپ ادعا کرد ایرانیها در برجام طرف مقابل را فریب دادهاند؛ گرچه قصد تأکید بر این ادعا را ندارم، اما از منظر ما برجام دستاوردی ارزشمند بود.
یکی از مهمترین دستاوردهای برجام جلوگیری از تشدید تهدید نظامی علیه ایران بود
وی گفت: یکی از مهمترین دستاوردهای برجام که امروز بهتر درک میشود، جلوگیری از تشدید تهدید نظامی علیه ایران بود. اگر به آن نقطه نمیرسیدیم، چهبسا حملهای مشابه برخی سناریوهای محتمل آن زمان رخ میداد؛ همانگونه که در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق، پذیرش توافق مانع تداوم بحران شد. اما برای سومین بار، بهدلیل رفتارهای تند و رادیکال داخلی و فضای تخریبی ایجادشده از درون مجلس و برخی جریانهای افراطی، این دستاورد نیز از بین رفت و خروج دولت آمریکا از برجام رقم خورد. در این میان دو عامل نگرانکننده نقش داشت: نخست رفتارهای افراطی نیروهای داخلی و دوم تغییر رویکرد دولت آمریکا با روی کار آمدن رئیسجمهوری که در رقابتهای داخلی خود سیاست فشار حداکثری را دنبال میکرد. حتی در همان مقطع نیز امکان مذاکره با ترامپ از زاویهای متفاوت وجود داشت، اما فضای داخلی اجازه چنین ابتکاری را نداد.
عطریانفر در ادامه بیان کرد: پرده سوم به سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بازمیگردد که بار دیگر امکان حرکت به سمت مصالحه شکل گرفت، اما فشارهای داخلی دولت را ناکارآمد کرد. پرده چهارم نیز همزمان با انتقال دولت رخ داد؛ همانجا که آقای روحانی خطاب به مرحوم آقای رئیسی گفت: «ما میرویم، اما این مسئله را رها نکنید؛ به نفع مردم است.» با این حال، به دلیل نگاههای محدود در داخل، این فرصت نیز از دست رفت. امروز در پرده پنجم قرار داریم. اکنون بحث مذاکره دوباره مطرح است و ما مذاکره را بر نبرد مقدم میدانیم، زیرا هیچ انسان عاقلی از جنگ دفاع نمیکند. جنگ پدیدهای تحمیلی و منحوس است. در قرآن نیز صلح بهعنوان امری خیر معرفی شده و اصل بر پرهیز از جنگ است، مگر آنکه تحمیل شود.
این فعال سیاسی در ادامه گفت: اکنون علاوه بر موضوع هستهای، مسائل دیگری نیز وارد مذاکرات شده است؛ از جمله نقش منطقهای ایران، محدودیتهای موردنظر طرفهای مقابل، تضعیف ظرفیتهای نیابتی و حتی طرح مباحث مربوط به توان موشکی. همه اینها نتیجه آن است که در زمان مناسب تصمیمهای لازم گرفته نشد و تحت تأثیر فشارهای تندروانه فرصتها از دست رفت. کسی که توانسته کشور را اداره کند، جامعه را امیدوار نگه دارد، روابط خارجی را ترمیم کند و زیرساختهای تخریبشده پس از جنگ را بازسازی نماید، چرا نتواند مذاکرات هستهای را نیز به نتیجهای مطلوب برساند؟ آنچه امروز به دست میآوریم، قطعاً پایینتر از فرصتهای گذشته است، اما همین مقدار نیز ارزشمند است؛ زیرا هدف اصلی دور نگه داشتن کشور از جنگ و کاهش فشار تحریمها بر مردم است.
اگر حتی دستاوردی محدود بتواند کشور را از جنگ دور کند، باید از آن استقبال کرد
وی گفت: مردم ایران بیش از ۲۰ سال تحت فشار تحریمها بودهاند؛ فشارهایی که بنیان زندگی بسیاری را تضعیف کرده و امید به آینده را کاهش داده است. بنابراین اگر حتی دستاوردی محدود بتواند کشور را از جنگ دور کند، باید از آن استقبال کرد. به نظر میرسد امروز نوعی واقعبینی در میان تصمیمگیران شکل گرفته و باید از این رویکرد حمایت کرد. اکنون صدای افراطیها کمتر شنیده میشود؛ نه در پارلمان، نه در نمازجمعهها و نه در فضای عمومی گذشته.
عطریانفر افزود: پیامی که امروز شکل گرفته این است که همه جریانها ــ اصلاحطلب، اصولگرا، نیروهای حاکمیتی و منتخب مردم ــ باید بر سر دوری از جنگ و رفع تحریمها به اجماع برسند. ما نیازمند کاهش تنش و بازگشت به تعامل جهانی هستیم؛ زیرا جهان امروز شبکهای بههمپیوسته است و نمیتوان با منطق گذشته در آن زیست. اگر بتوانیم سایه جنگ را دور کنیم و وارد مسیر صلح و مذاکره شویم، تازه آغاز راه خواهد بود؛ مشابه سال ۱۳۶۸ پس از پایان جنگ، که کشور وارد دوره سازندگی شد و سپس اصلاحات ادامه آن مسیر را شکل داد. ما نیز به دورهای طولانی برای بازسازی اقتصادی، اجتماعی و نهادی نیاز داریم.
وی اشاره کرد: درباره نقش آقای لاریجانی و آقای شمخانی نیز باید گفت: آقای شمخانی بهعنوان یکی از نیروهای باسابقه دفاعی کشور نقش مهمی در گذشته داشتهاند و طبیعی است مواضع ایشان بیشتر در چارچوب دفاع و امنیت تعریف شود. اما آقای علی لاریجانی امروز به نقطهای مهم برای ایجاد توافق تبدیل شدهاند و امید میرود بتوانند در عبور از این بحران نقشآفرینی کنند؛ همان فردی که در گذشته توسط جریانهای رادیکال مورد بیمهری قرار گرفت. در عین حال، محروم شدن کشور از ظرفیتهایی مانند محمدجواد ظریف خسارت محسوب میشود. آقای عراقچی از اعضای همان تیم موفق بودند و برای ایشان آرزوی موفقیت داریم، اما استفاده از ظرفیتهایی چون ظریف یا علیاکبر صالحی میتوانست قدرت مذاکراتی کشور را افزایش دهد. بزرگترین سرمایه هر ملت نیروی انسانی آن است و تربیت چنین نیروهایی هزینههای فراوانی داشته است.
این فعال سیاسی افزود: رکن اصلی توسعه نیز انسان توسعهیافته است؛ انسانی فرهیخته، عقلانی، آشنا با جهان و توانمند در تحلیل و تصمیمسازی. ایران از نظر منابع و نیروی انسانی ظرفیت بزرگی دارد؛ کشوری با حدود یک درصد جمعیت جهان و سهم قابلتوجهی از منابع جهانی. نمونه توانمندی ایرانیان را میتوان در جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دید که در موقعیتهای برجسته اقتصادی و علمی حضور دارند.
وی گفت: با این ظرفیت انسانی، توسعه در ایران کاملاً دستیافتنی است؛ مشروط بر آنکه نیروی انسانی حفظ و تقویت شود. یکی از خطاها تصویب قوانینی مانند ممنوعیت بهکارگیری بازنشستگان بود که بسیاری از نیروهای باتجربه را کنار گذاشت؛ در حالی که بسیاری از افراد پس از ۶۰ سالگی به پختگی مدیریتی میرسند و میتوانند ارزش افزوده ایجاد کنند.
در نهایت عطریانفر اشاره کرد: برای رسیدن به توسعه، نظام انتخاباتی نیز باید اصلاح شود و احزاب واقعی شکل بگیرند. حزب باید محل تربیت نیرو، تولید برنامه و پاسخگویی سیاسی باشد. بدون نظام حزبی کارآمد، گردش نخبگان و شکلگیری مدیریت پایدار ممکن نیست. اگر نیروی انسانی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، حرمت انسان توسعهیافته حفظ شود و ساختارهای سیاسی و مدیریتی اصلاح شوند، دستیابی به توسعه برای ایران امری دشوار نخواهد بود.