اکوایران - پرستو بهرامی راد: محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: بر این باورم که انسان ظرفیتی دارد و قابلیتی در وجود او نهفته است که در هر شرایطی میتواند خود را متناسب با زمان، شرایط و مشکلات، با موفقیت از درون حادثهها و بحرانها خارج کند. در واقع باید بپذیریم که انسان بالاتر از هر مقوله سخت، سنگین و سهمگینی قرار دارد. سخن از بنبست، سخن از بحران و سخن از سختیهاست؛ بله، این پدیدهها وجود دارند، اما پدیدههایی هستند که خود ما آنها را خلق میکنیم. انسان هم خالق مشکلات و بحرانهاست و هم رافع آنها.
وی بیان کرد: تصور اینکه جامعه ما پدیده ای صلبی است و بحرانها و بنبستهایی وجود دارد و انسان بدون هیچگونه اختیار، صرفاً بهعنوان عنصری رونده به سمت بنبست حرکت میکند و در آن نقطه متوقف میشود، تلقی غلطی است. چراکه بنبست چیزی نیست مگر سیاستهای غیرواقعبینانه و خطاهایی که خود انسان مرتکب میشود؛ خطاهایی که برخلاف وضعیت جاری و اقتضائات زمان است و مانع استفاده درست از شرایط میشود. بنابراین انسان خود بنبست را ایجاد میکند.
عطریانفر اشاره کرد: میخواهم تأکید کنم اگر بحرانی یا بنبستی شکل گرفته، محصول نوع نگاه، عملکرد و رفتار غیرواقعبینانه ما با پدیدههاست. از این منظر بله، بنبست وجود دارد؛ اما اگر از منظر نقش پذیری انسان و اثباتی نگاه کنیم، انسان چون بر پدیدهها مسلط است ، میتواند بر مشکلات فائق آید و خداوند گوهر ارزشمندی به نام عقل، تدبیر، اندیشه و فهم درست را در وجود او به ودیعت نهاده، در صورت استفاده صحیح از این ظرفیتهای خدادادی میتواند همه بنبستها را بشکافد و از آن عبور کند.
برخی فکر میکنند امکانات کشور متعلق به جمع محدودی است و میتوانند هر تصمیمی بگیرند
وی بیان کرد: بنابراین میتوان گفت بنبستها وجود دارند، اما آیا این بنبستها موّبد وهمیشگی هستند و باید در آنها بمانیم و از بین برویم؟ من چنین باوری ندارم و معتقدم حتماً میتوان عبور کرد.
فعال سیاسی اظهار داشت: از منظر گروههایی که بدون فهم درست و واقع بینی شرایط را رادیکال و تند میکنند، تصورشان اینست که امکانات گسترده کشور متعلق به جمع محدودی است ومیتوانند هر تصمیمی بگیرند. از نگاه آنها با این توهم بنبستی وجود ندارد؛ اما از منظر اکثریت مردم که در زندگی روزمره خود با بحرانها و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، بنبست و گرفتاری کاملاً محسوس است. با این حال، امکان عبور وجود دارد؛ آن هم با همان ابزار خدادادی عقل و تدبیر.
وی گفت: نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کردهایم؛ از جنگ گرفته تا پرونده هستهای و مسائل موشکی. حادثه ۸ساله جنگ حادثه کوچکی نبود، اما ملت ایران با سربلندی و واقعبینی از آن عبور کرد. بنابراین تجربه نسبتاً موفقی در عبور از بحرانها داریم.
عطریانفر اشاره کرد: امروز نیز نشانههایی از شکلگیری فهم مشترک میان نیروهای متعارض دیده میشود؛ نیروهایی که تا دیروز اختلاف نظرجدی داشتند، اکنون حول محور «ایران» و منافع ملت ایران به فصل مشترکی منطقی نزدیک شدهاند. دفاع از سرزمین، صیانت از جان مردم، حفظ امید اجتماعی و تأمین منافع شهروندان به یک نگاه مشترک تبدیل شده است.
وی گفت: اگر این نگاه مبنا قرار گیرد، میتوان امیدوار بود بر بحرانها فائق آییم، از مشکلات عبور کنیم و حتی از خطوط قرمزی که تصور میکردیم عبورناپذیرند، عبور واقعبینانهای داشته باشیم. در چنین شرایطی اعتمادبهنفس ملی تقویت میشود و امکان تعریف مجدد مصالح کشور متناسب با اقتضائات زمان فراهم خواهد شد
سیاستورزی باید روی زمین انجام شود،نه در خیال
در قسمتی از مصاحبه این فعال سیاسی اشاره کرد: زمانه انسانها را تربیت میکند. انسانها از آرمانها و خیالهای دور ودراز فاصله میگیرند و به واقعیتهای زمین سیاست وتدبیر بازمیگردند. سیاستورزی باید روی زمین انجام شود، نه در خیال. با این رویکرد میتوان بحرانها را مدیریت واز ان عبور کرد.
او افزود: البته چالش هیچگاه از زندگی اجتماعی جداشدنی نیست. هر بحرانی که پشت سر گذاشته شود، چالش جدیدی شکل میگیرد. نمیتوان انتظار داشت همه افراد یکسان بیندیشند. دیدگاههای متنوع درباره اداره کشور امری طبیعی است و شکلگیری احزاب و نهادهای واسط نیز نشانه همین تنوع دیدگاههاست.
وی گفت: اما در کنار این تنوع، نهادهایی وجود دارند که نمیتوانند تابع دیدگاههای متغیر سیاسی باشند. این نهادها، سامانه های مرجعاند؛ نهادهایی که در بزنگاهها باید داوری عادلانه داشته باشند و وظیفه تاریخی و قانونی خود را برای خروج کشور از بنبست ایفا کنند.
عطریانفر اشاره کرد: در رأس این نهادها رهبری قرار دارند که متعلق به همه ملت است و نباید به نفع هیچ جریان سیاسی مصادره شود. شورای نگهبان، مجلس بهعنوان نهاد قانونگذاری، تریبونهای رسمی، مساجد ومنابر ، نهادهای قضایی ، امنیتی، نظامی و دولت نیز باید در جایگاه نهادی خود ملی عمل کنند، نه جناحی
این فعال سیاسی افزود: نمایندگان مجلس ممکن است با گرایشهای سیاسی وارد پارلمان شوند، اما پس از قرار گرفتن در جایگاه قانونگذاری باید منافع همه ملت ایران را نمایندگی کنند. دولت نیز هرچند با یک نظریه سیاسی به قدرت میرسد، اما پس از استقرار باید در مسیر تأمین منافع عمومی حرکت کند.
عطریانفر اشاره کرد: کلید عبور از بنبستها، قضاوت عادلانه و عملکرد بیطرفانه همین نهادهای مرجع است. اگر این نهادها وظیفه خود را درست انجام دهند، هیچ بنبست پایداری پیش روی ملت ایران باقی نخواهد ماند
هیچ فرد دلسوزی از خشونت حمایت نمیکند
این فعال سیاسی اشاره کرد: در عین حال، هیچ فرد دلسوزی از خشونت و اغتشاش حمایت نمیکند؛ اما باید پیشزمینههای خشونت را شناخت. بخشی از خشونتها ناشی از ترکفعل حاکمیت است؛ یعنی انجام نشدن وظایف قانونی دروقت مقرر در قبال مطالبات مردم.
وی گفت: در قانون اساسی ظرفیتهای گستردهای برای تأمین حقوق ملت وجود دارد که به آنها پرداخته نشده است. همین ترکفعلها موجب عصبانیت اجتماعی میشود و اعتراضها را به مسیرهای پرهزینه سوق میدهد. حق اعتراض در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است. اگر مردم نسبت به معیشت، سیاستهای جاری یا آینده خود اعتراض داشته باشند، باید امکان قانونی برای بیان آن وجود داشته باشد.
پرسش این است که آیا حاکمیت ، زمینه چنین اعتراضی را فراهم کرده است یا خیر. اگر حتی فرض کنیم اعتراض نیازمند مجوز است، نهادی که مسئول صدور مجوز است حق ندارد بدون دلیل قانونی از انجام وظیفه خود سر باز زند؛ زیرا میان اختیار و تکلیف تلازم و رابطه منطقی وجود دارد. داشتن اختیار به معنای امکان ترک تکلیف نیست. از جمله نهادهای بیطرف که باید پاسخگو باشند، دستگاه قضایی و شورای نگهبان هستند. در حوادث اخیر نیز شاهد بازداشتهایی بودیم که پس از پایان ماجراها صورت گرفت. اصل بازداشت ممکن است قابل توجیه باشد، اما فرد بازداشتشده باید در کوتاهترین زمان از دلایل بازداشت خودآگاه شود و در صورت نبود دلیل کافی، بلافاصله باید آزاد و از او اعاده حیثیت شود.
عطریانفر اشاره کرد: اگر امکان بیان قانونی اعتراض فراهم نشود، زمینه برای سوءاستفاده جریانهای خشونتطلب ایجاد میشود. در حوادث اخیر نیز دو مسیر همزمان شکل گرفت: اعتراضات مسالمتآمیز و جریان خشونتطلبی که برخی رد پای آن را در عوامل بیگانه جستوجو میکنند. این همزمانی باعث شد بخشی از معترضان ناخواسته در فضای آشوب قرار گیرند.
وی گفت: اگر بستر قانونی بیان اعتراض از پیش فراهم میشد و مردم میتوانستند مطالبات خود را در چارچوبی روشن مطرح کنند، چنین ظرفیتی در اختیار آشوبگران قرار نمیگرفت. معترض احساس میکرد صدایش شنیده میشود و پاسخی دریافت خواهد کرد و دلیلی برای ورود به مسیر خشونت پیدا نمیکرد.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: ریشهای و کلیدیترین نقطهای که این دو نظریه را در برابر یکدیگر قرار میدهد و توضیح میدهد چرا گروهی میخواهند و گروهی نمیخواهند، به نگاه فلسفی وجایگاه «مردم» در ساختار سیاسی وحاکمیت ایران بازمیگردد؛ نگاهی که متاسفانه نزد برخی طعم قدرت چشیدگان دچار نوعی تردید شده است.
اگر مردم را محرم بدانیم، نظام مستقر را برآمده و برگزیده ازسوی مردم تلقی کنیم و مردم را ولینعمت خود بدانیم ــ مفهومی که هم در ادبیات حقوقی قانون اساسی و هم در گفتمان امام و رهبری بهوضوح دیده میشود ــ آنگاه دولتمردان باید متناسب با اقتضائات زمان به مطالبات مردم پاسخ دهند و برای تحقق آنها اقدام کنند. نظریه منطقی ورهایی بخش که اگر در کشور حاکم شود، عارضهای در پیشبرد اهداف نظام ایجاد نخواهد کرد.
وی گفت: در مقابل، نظریهای دیگر وجود دارد که میتوان آن را «اندکسالاری» نامید. پیروان این دیدگاه براین باورند که رأی مردم جنبه تشریفاتی دارد؛ با نردبان مردم به قدرت میرسیم، اما چون خود را فراتر وفهیم تر! از مردم میدانیم، باید مطابق تشخیص خود عمل کنیم. این نظریه، نظریهای شکستخورده و ابطالشده ایست؛ زیرا در آن، حاکم خود را قیم مردم تلقی میکند و تصور میکند هرچه او میاندیشد درست است.
بنابراین اگر مردم مطالبه ای خلاف انتظار حاکم داشته باشند، از نگاه این جریان حق درخواست و انجام آن را ندارند. چنین ادبیاتی در نهایت موجب شکاف و بروز عصبیت جامعه در فرآیند حکمرانی میشود.
او افزود: در مقام ریشهیابی وحل این عارضه باید به روز نخست بازگردیم؛ روزی که امام از مردم سخن گفت و تأکید کرد «میزان رای ملت است» ، «مردم همهکاره این ملتاند»، «حاکمان نوکران ملتاند» و «مردم سروران حاکمان هستند». حتی اگر مردم تصمیمی خطا بگیرند، دولتمردان حق ندارند به بهانه فهم بیشتر، مانع خواست مردم شوند. زیرا اگر اصل مشارکت مردم حفظ شود، همان مردمی که احتمالاً در مقطعی دچار خطا شدهاند، خود در آینده تصمیم خود را اصلاح خواهند کرد.
عطریانفر اشاره کرد: متأسفانه در مقاطعی نگاه قیممآبانه، بهصورت جریانی پنهان اما اثرگذار در ساختار حقوقی اداره کشور حضور داشته است؛ جریانی که مانند «موشی در انبان» بهتدریج در نظام تصمیمگیری رسوخ و نفوذ کرده است. نمونه آن را میتوان در برپایی انتخابات پارلمان مشاهده کرد؛ جایی که با سرنوشت نامزدهای انتخاباتی در حوزههای نظارتی برخوردهایی صورت میگیرد و حقوقی از افراد مظلومانه سلب میشود، با این استدلال که ما در مقام استصواب تشخیص میدهیم چه کسی حق حضور در انتخابات را دارد یاندارد. این روند طی سالیان متمادی باعث شد پدیدهای ناحق، حق جلوه داده شود و ملت از حقوق مشروع خود باز بماند.
این فعال سیاسی گفت: نتیجه چنین روندی همان وضعیتی است که امروز با آن مواجهیم. بسیاری از بحرانها و بنبستهای کنونی محصول همین تدابیر خطایی است که بهتدریج بدنه تنومند اعتماد ملی را لاغر و ضعیف کرده است؛ تا جایی که دشمنان بیرونی به طمع افتادهاند و با مشاهده نارضایتیهای گسترده و نتایج نظرسنجیها تصور میکنند فرصت مناسبی است تا با فشار خارجی نظم مستقر را برهم بزنند.
اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم
وی بیان کرد: اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم. هنگامی که مردم در جایگاه واقعی خود قرار گیرند، بهترین پشتیبان نظام خواهند بود. بهترین شاهد این مدعا تجربه سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ است؛ زمانی که کشور درگیر نبردی فراگیر بود. نه تجهیزات پیشرفته داشتیم، نه حمایت جهانی و نه ساختارهای نظامی آماده؛ اما پشتوانهای عظیم داشتیم: اعتماد و همراهی مردم. نیروهایی که به جبهه رفتند اغلب بسیجیانی بودند که آموزش نظامی هم ندیده بودند و در میدان جنگ آموزش دیدند. همین سرمایه اجتماعی ، کشور را در برابر جنگ هشتساله مقاوم ساخت.
عطریانفر اظهار داشت: امروز، با وجود پیشرفتهای نظامی و امنیتی، همچنان نگرانی و دلهره در جامعه وجود دارد. علت این نگرانی نه ضعف توان دفاعی، بلکه کاهش اعتماد عمومی است. نظرسنجیها نشان میدهد مردم نسبت به آینده دچار تردید شدهاند، هرچند همچنان با شرافت و انصاف رفتار میکنند و در بزنگاهها از کشور حمایت میکنند؛ همانگونه که در بحرانهای اخیر نیز چنین کردند.
آیا داشتن مردمی فهیم و نجیب به ما اجازه میدهد در حق آنان کوتاهی کنیم؟
عطریانفر اشاره کرد: اما آیا داشتن مردمی فهیم و نجیب به ما اجازه میدهد در حق آنان کوتاهی کنیم؟ آیا میتوان از صبوری مردم سوءاستفاده کرد؟ مردم ولینعمت حاکمیتاند. آنان منابع مالی، ثروتهای ملی، مالیات، نیروی انسانی و تبعیت از قانون والتزام عملی به ان را در اختیار حکومت قرار میدهند. در برابر این همراهی، آیا جفا نیست که حقوقشان ادا نشود؟
وی گفت: مشکل امروز آن است که برخی مسئولان تصور میکنند مسندقدرتی که به انتکیه زده اند، متعلق به خودشان است. در قرآن، داستان قارون نمونهای ازروایت همین خطا ست؛ فردی که ثروت خود را حاصل تلاش شخصی خودمیدانست و فراموش کرده بود این امکانات امانتی الهی است. خواوند هم بخاطر ناسپاسی قارون وتمام قدرت اقتصادی وهیمنه اجتماعی او را بکام زمین فرو برد. «فخسفنا به و بداره الارض»حاکمان نیز نباید قارونگونه رفتار کنند. اگر حقوق مردم استیفا نشود، سرنوشت حکومتها نیز میتواند دچار همان عاقبت شود. ما باید به نقطه آغاز بازگردیم؛ جایی که مردم در جایگاه واقعی خود قرار داشتند. امروز شهروندی که برای حل مشکل خود به ادارهای مراجعه میکند، گاه پاسخی نمیگیرد مگر آنکه گرفتار فساد و رشوه شود. این وضعیت نتیجه ترکفعل مسئولان است و باید اصلاح شود. مردم نباید احساس ذلت کنند؛ این مردم شریف و نجیباند و شایسته احترام
نقد و مطالبهگری امری طبیعی است، اما نباید از مسئولان فراتر از اختیاراتشان انتظار داشت
این فعال سیاسی همچنین گفت: در حوزه مدیریت اجرایی البته نباید تصور کرد رئیسجمهور یا دولت عاری از خطاست. نقد و مطالبهگری امرطبیعی است، ضمن انکه نباید از مسئولان فراتر از اختیاراتشان انتظار داشت.
بسیاری از مسائل، مانند فیلترینگ یا برخی سیاستهای فرهنگی، در اختیار نهادهای تقنینی و شوراهای فرادولتی است. برای مثال، تصمیمگیری درباره فیلترینگ خارج از اختیار مستقیم رئیسجمهور و در حوزه شورای عالی فضای مجازی است.
وی اظهار داشت: فیلترینگ ، سیاستی خطاست؛ زیرا در کنار آن بازار گسترده فیلترشکن ها شکل گرفته و طبق اعلام رئیسجمهور سالانه هزینههای هنگفتی به جامعه تحمیل میشود، در حالی که هدف اصلی نیز محقق نشده است و حتی تحکیم وتعمیق روایت وپیام ایران در فضای رسانهای جهانی تضعیف شده است. در حوزه قانونگذاری نیز قاعدهای عرفی وجود دارد با این توصیف: قانونی مشروع است که اکثریت جامعه آن را بپذیرد. اگر قانونی بدون پذیرش ورضایت اکثریت مخاطبان تصویب شود، در عمل شکست میخورد؛ همانگونه که در گذشته در خصوص برخی مصوبات قانونی واز جمله درباره ممنوعیت ماهواره رخ داد. قانون باید با عرف اجتماعی سازگار باشد، زیرا اعتبار عرف از قانون بالاتر است.
عطریانفر اشاره کرد: در ماجرای طرح عفاف و حجاب نیز چنین وضعی رخ داد. قانونی تصویب شد که جامعه آن را نپذیرفت. رئیسجمهور با درک شرایط اجتماعی، از اجرای آن جلوگیری کرد؛ اقدامی که نوعی تصمیم پرهزینه و «انتحاری» سیاسی محسوب میشد، زیرا احساس شد اجرای آن میتواند شکاف اجتماعی را تشدید کند. در انتخابات اخیر نیز رئیسجمهور وعدههای غیرواقعی نداد و تأکید کرد در چارچوب قانون و اختیارات عمل خواهد کرد. بنابراین باید پذیرفت که او فراتر از توان قانونی خود نمیتواند تصمیم بگیرد و بنظر می رسد تا حد امکان در دفاع از مطالبات مردم ایستادگی کرده است.
سکوت مردم نشانه رضایت نیست؛ بلکه نشانه انباشت نارضایتی درونی است
وی افزود : در موضوع بازداشتهای چهره های شاخص اصلاح طلب نیز شاهد صدور اطلاعیهای امنیتی و با ادبیاتی شدید وغلیظ بودیم. اما ظرف چند روز انها آزاد شدند. این تناقض موجب بیاعتمادی عمومی میشود؛ اگر اتهامات انها بنا به روایتی که در اطلاعیه امده بود جدی بوده، آزادی سریع معنا ندارد و اگر نبوده، اطلاعیه اولیه خطاست. از موضع شفقت ودردمندی باید هشدار داد کسانی که خود را قدرتمند و غیر پاسخگو میدانند، باید از روزی بترسند که مردم اعتراض خود را آشکار کنند و جامعه به سمت خشونت سوق داده شود. سکوت مردم نشانه رضایت نیست؛ بلکه نشانه انباشت نارضایتی درونی است که ممکن است روزی به انفجاری اجتماعی منجر شود.
عطریانفر اشاره کرد: باید پیش از وقوع بحران، تدابیر فراگیر اتخاذ شود.در مواجهه با حوادث تلخ و کشتهشدن افراد، جامعه نشان داد برای جان همه شهروندان حرمت قائل است. بنابراین حاکمیت نیز باید پیشدستانه عمل کند و از بروز بحرانها جلوگیری نماید. اگر گزارش ورود گسترده سلاح به کشور مطرح میشود، طبیعی است که مردم بپرسند نهادهای مسئول چرا پیشتر مانع ورود آن نشدهاند. انجام وظیفه در زمان مناسب کشور را از بسیاری نقاط خطیر و نگرانکننده دور نگه میدارد.
محمد عطریانفر، فعال سیاسی، در گفتوگوی استراتژیک گفت: در تبیین موضع اقدامات وتکالیف هسته ای مقدمهای عرض میکنم تا بعد دقیقتر و سریعتر به پاسخ برسیم.
حدود ۲۲ سال است ایرانددرگیر مقوله هستهای است. از سالهای ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱، بنا بر اتفاقی که با افشای فعالیتهای هستهای ایران توسط عوامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق ــ جریان نفاق ــ رخ داد، حساسیت جهانی نسبت به برنامه هستهای ایران برانگیخته شد. از آن زمان تاکنون، پنج پرده از تحولات هستهای در کشور ما رقم خورده که هرکدام به دلایلی به بنبست یا شکست انجامیده است.
وی بیان کرد: پرده نخست به دوران دولت آقای خاتمی بازمیگردد؛ زمانی که مناقشات پیرامون این مسئله با جدیت دنبال شد و گفتوگوهایی با نهادهای بینالمللی و سازمانهای مرتبط با حوزه هستهای و روند اعتمادسازی شکل گرفت. در آن مقطع، ایران اثبات کرد در مسیر غنیسازی فعالیت میکند، اما این غنیسازی ماهیت تهدیدآمیز جهانی ندارد و هدفی برای تولید سلاح هستهای دنبال نمیشود. با این حال، به دلیل رفتارهای رادیکال و تند برخی نیروهای داخلی، آن روند متوقف و به عقب رانده شد. اگر در همان مقطع که اعتماد نسبی میان ایران و غرب شکل گرفته بود نیروهای رادیکال مانع پیشرفت مذاکرات نمیشدند، چهبسا دستاوردهای بزرگی حاصل میشد.
این فعال سیاسی اشاره کرد: پس از آن، با فاصلهای چندساله به دولت آقای روحانی رسیدیم. در این دوره، با تلاش حرفهای دولت و پیشقراولی محمدجواد ظریف و تیمی قدرتمند در حوزه حقوق بینالملل و مسائل فنی هستهای با نقش موثر دکتر علی اکبر صالحی ، پس از دو تا سه سال مذاکره فشرده به توافقی جامع به نام برجام دست یافتیم. اگر ادعا کنم برجام در چارچوب قراردادهای بین المللی در تاریخ صد ساله روابط ایران با دنیا یکی از برجستهترین توافقها بوده، سخن گزافی نگفتهام.
گرچه داوری دونالد ترامپ چندان محل اعتنا نیست اما وی ادعا کرد ایرانیها در برجام طرف مقابل را فریب دادهاند؛ بی تردید برجام دستاوردی ارزشمند بمنظور برون رفت ایران از بحران بود
یکی از مهمترین دستاوردهای برجام جلوگیری از تشدید تهدید نظامی علیه ایران بود.
وی گفت: از مهمترین دستاوردهای برجام که امروز بهتر درک میشود، جلوگیری از تشدید و تهدید نظامی علیه ایران بود. اگر به آن نقطه نمیرسیدیم، چهبسا حملهای مشابه برخی سناریوهای محتمل در آن زمان رخ میداد؛ همانگونه که در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق، پذیرش توافقنامه اتش بس مانع تداوم بحران شد. اما دیگربار، بهدلیل رفتارهای تند و رادیکال داخلی و فضای تخریبی ایجادشده از درون مجلس و برخی جریانهای افراطی، این دستاورد نیز از بین رفت و پیامد ان بدعهدی وخروج دولت آمریکا از برجام رقم خورد. در این میان دو عامل نگرانکننده نقش داشت: نخست رفتارهای افراطی نیروهای داخلی و دوم تغییر رویکرد دولت آمریکا با روی کار آمدن رئیسجمهوری که در رقابتهای داخلی خود سیاست فشار حداکثری را دنبال میکرد. حتی در همان مقطع نیز امکان مذاکره با ترامپ از زاویهای متفاوت وجود داشت، اما فضای داخلی اجازه چنین ابتکاری را نداد.
عطریانفر در ادامه بیان کرد: پرده سوم به سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بازمیگردد که بار دیگر امکان حرکت به سمت مصالحه شکل گرفت، اما فشارهای داخلی دولت را ناکارآمد کرد. پرده چهارم نیز همزمان با انتقال دولت رخ داد؛ همانجا که آقای روحانی خطاب به مرحوم آقای رئیسی گفت: «ما میرویم، اما این مسئله را رها نکنید؛ به نفع مردم است.» با این حال، به دلیل نگاههای محدود در داخل، این فرصت نیز از دست رفت. امروز در پرده پنجم قرار داریم. اکنون بحث مذاکره دوباره مطرح است و ما مذاکره را بر نبرد مقدم میدانیم، زیرا هیچ انسان عاقلی از جنگ دفاع نمیکند. جنگ پدیدهای تحمیلی و منحوس است. در قرآن نیز مجردِ صلح بهعنوان امری خیر معرفی شده و اصل بر پرهیز از جنگ است، مگر آنکه از ناحیه دشمن تحمیل شود.
این فعال سیاسی در ادامه گفت: اکنون علاوه بر موضوع هستهای، مسائل دیگری نیز وارد مذاکرات شده است؛ از جمله نقش منطقهای ایران، محدودیتهای موردنظر طرفهای مقابل، تضعیف ظرفیتهای نیابتی و حتی طرح مباحث مربوط به توان موشکی. همه اینها نتیجه تاخیر وبی توجهی است که در زمان مناسب تصمیمهای لازم گرفته نشد و تحت تأثیر فشارهای تند فرصتها از دست رفت.نظریه ویا افرادی که توانسته اند کشور را اداره کنند، جامعه را امیدوار نگه دارند، روابط خارجی را ترمیم کنند و زیرساختهای تخریبشده پس از جنگ را بازسازی نمایند، چرا نتوانندمذاکرات هستهای را نیز به نتیجهای مطلوب برسانند؟ آنچه امروز احیانا در مذاکرات به دست میآوریم، قطعاً ناچیزتر از فرصتها ودستاوردهای گذشته است، اما همین مقدار نیز در وضعیت کنونی موضوعیت داد ، زیرا هدف اصلی دور نگه داشتن کشور از جنگ و کاهش فشار تحریمها بر مردم است.
حتی اگر دستاوردی محدود بتواند کشور را از جنگ دور کند، باید از آن استقبال کرد
وی گفت: مردم ایران بیش از ۲۰ سال تحت فشار تحریمها بودهاند؛ فشارهایی که بنیان زندگی بسیاری را تضعیف کرده و امید به آینده را کاهش داده است. بنابراین اگر حتی با دستاوردی محدود بتوان کشور را از جنگ دور کرد ، باید از آن استقبال نمود. به نظر میرسد امروز واقعبینی در میان تصمیمگیران جاافتاده و باید از این رویکرد حمایت کرد. اکنون صدای افراطیها کمتر شنیده میشود؛ نه در پارلمان، نه در نمازجمعهها و نه در فضای عمومی. مثل گذشته هیاهو وهیجان وهوار نداریم.
عطریانفر افزود: پیامی که امروز فراگیر است اینکه همه جریانها ــ اصلاحطلب، اصولگرا، نیروهای حاکمیتی و منتخب مردم ــ باید بر سر دوری از جنگ و رفع تحریمها به اجماع برسند. ما نیازمند کاهش تنش و بازگشت به تعامل جهانی هستیم؛ جهان امروز شبکهای بههمپیوسته است و نمیتوان با منطق گذشته در آن زیست. اگر بتوان سایه جنگ را دور کرد و وارد مسیر صلح و مذاکره شد ، تازه آغاز راه خواهد بود؛ مشابه سال ۱۳۶۸ پس از پایان جنگ، که کشور وارد دوره سازندگی شد و سپس اصلاحات ادامه آن مسیر را تعمیق داد. ما نیز به دورهای طولانی برای بازسازی اقتصادی، اجتماعی و نهادی نیاز داریم.
وی اشاره درباره نقش آقای لاریجانی و آقای شمخانی گفت: آقای شمخانی بهعنوان یکی از نیروهای باسابقه دفاعی کشور نقش مهمی در گذشته داشته و طبیعی است مواضع ایشان بیشتر در چارچوب دفاع و امنیت تعریف شود. اما آقای علی لاریجانی امروز به چهره ای مهم برای ایجاد توافق تبدیل شدهاست. و امید میرود بتواند در عبور از این بحران نقشآفرینی کند ؛ همان فردموجهی که در گذشته توسط جریانهای رادیکال مورد بیمهری قرار گرفت.
در عین حال، محروم شدن کشور از ظرفیتهایی مانند محمدجواد ظریف خسارت محسوب میشود. آقای عراقچی از اعضای همان تیم موفق بود و برای ایشان آرزوی موفقیت داریم، اما استفاده از ظرفیتهایی چون دکتر محمدجواد ظریف یا دکتر علیاکبر صالحی میتوانست قدرت مذاکره ومفاهمه ملی وبین المللی کشور را افزایش دهد. بزرگترین سرمایه هر ملت نیروی انسانی آن است و تربیت چنین نیروهایی هزینههای فراوانی داشته وحاکمیت نباید خود را از برکات واثار ارجمند انان محروم نماید.
این فعال سیاسی افزود: رکن اصلی توسعه ، انسان توسعهیافته است؛ انسانی فرهیخته، عقلانی، آشنا با جهان و توانمند در تحلیل و تصمیمسازی. ایران از نظر منابع سرزمینی و نیروی انسانی ظرفیت بزرگی است؛ کشوری با حدود یک درصد جمعیت دنیا و سهم قابلتوجهی بالغ بر ۶درصد از منابع جهانی. نمونه توانمندی ایرانیان را میتوان در جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دید که در موقعیتهای برجسته اقتصادی ،مدیریتی و علمی حضور دارند. وی گفت: با این ظرفیت انسانی، توسعه در ایران کاملاً دستیافتنی است؛ مشروط بر آنکه نیروی انسانی حفظ و تقویت شود.
در نهایت عطریانفر اشاره کرد: برای رسیدن به توسعه، نظام انتخاباتی نیز باید اصلاح شود و احزاب واقعی شکل بگیرند. حزب باید محل تربیت نیرو، تولید برنامه و پاسخگویی سیاسی باشد. بدون نظام حزبی کارآمد، گردش نخبگان و شکلگیری مدیریت پایدار ،پیشرفت ممکن نیست. اگر نیروی انسانی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، حرمت انسان توسعهیافته حفظ شود و ساختارهای سیاسی و مدیریتی اصلاح شوند، دستیابی به مدارج عالی توسعه برای ایران امری دشوار نخواهد بود.