به گزارش اکوایران، در حالی که فضای پرونده هستهای ایران بار دیگر وارد مرحلهای حساس شده، تحرکات دیپلماتیک تهران نشانههایی از فعال شدن مسیر دیگری در مدیریت مذاکرات را آشکار کرده است؛ مسیری که نام علی لاریجانی بیش از هر زمان دیگری در مرکز آن قرار دارد.
گزارشها درباره احتمال سفر دوباره او به مسقط برای انتقال پاسخ هستهای ایران، اگرچه هنوز بهطور رسمی تأیید نشده، اما در کنار مجموعهای از نشانههای سیاسی و دیپلماتیک، تصویری از بازتعریف نقش او در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه میدهد.
بر اساس روایت منابع عمانی، قرار است لاریجانی حامل پیام تهران درباره پرونده هستهای باشد؛ موضوعی که نشان میدهد عمان همچنان کانال ارتباطی اصلی میان ایران و آمریکا باقی مانده است.
هرچند اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اعلام کرده از چنین سفری اطلاع ندارد، اما تجربه مذاکرات گذشته نشان داده بسیاری از تحرکات حساس دیپلماتیک ابتدا در سطح غیررسمی شکل میگیرد و سپس به تأیید رسمی میرسد.
همزمان، فضای مذاکرات نیز به نقطهای تعیینکننده نزدیک شده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه از احتمال دیدار با استیو ویتکاف در ژنو سخن گفته و تأکید کرده دستیابی به توافق «در دسترس» است. عبارتی که در ادبیات دیپلماتیک ایران معمولاً نشانه ورود مذاکرات به مرحله چانهزنی نهایی تلقی میشود. تحلیلگران غربی نیز این دور از گفتوگوها را لحظهای میان «توافق یا تشدید تنش» توصیف کردهاند.
در این میان، نقش لاریجانی صرفاً به انتقال پیام محدود نمیشود. پس از جنگ ۱۲روزه و افزایش نگرانیهای امنیتی منطقه، انتصاب او به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی عملاً نشانه انتقال بخشی از مدیریت پروندههای راهبردی به سطحی امنیتی و سیاسی بود. حضور فعال او در مسکو، مسقط و دوحه نشان میدهد تهران تلاش دارد میان دیپلماسی هستهای و موازنه منطقهای پیوند ایجاد کند؛ رویکردی که پیشتر کمتر بهصورت متمرکز دنبال میشد.
از سوی دیگر مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران با اشاره به «سیگنالهای دلگرمکننده» در مذاکرات اخیر، تلاش کرده تصویر یک مسیر قابل مدیریت را ارائه دهد؛ پیامی که در کنار فعالیتهای لاریجانی، نشاندهنده هماهنگی نسبی میان دولت و نهادهای امنیتی در پرونده هستهای است.
برخلاف دورههایی که دیپلماسی ایران بیشتر واکنشی به فشارهای خارجی بود، اکنون نشانههایی از دیپلماسی پیشدستانه دیده میشود: گفتوگو با کشورهای عربی خلیج فارس، استفاده از میانجیهای منطقهای و تلاش برای محدود نگه داشتن مذاکرات به پرونده هستهای بدون ورود به موضوعات موشکی و منطقهای. این رویکرد نشان میدهد تهران بهدنبال توافقی «قابل مدیریت» است، نه توافقی جامع که هزینههای راهبردی بیشتری تحمیل کند.
سفرهای منطقهای لاریجانی، بهویژه دیدارهای همزمان با مقامات عربی و بازیگران محور مقاومت، نیز حامل پیام دوگانهای بوده است. همین ترکیب دیپلماسی و نمایش ثبات راهبردی، بخشی از تلاش تهران برای افزایش قدرت چانهزنی در مذاکرات محسوب میشود.
در چنین شرایطی، احتمال سفر دوباره او به عمان صرفاً یک مأموریت دیپلماتیک معمولی نخواهد بود؛ بلکه میتواند نشانه ورود مذاکرات به مرحله تبادل پاسخهای نهایی باشد. اگر این سفر انجام شود، مسقط بار دیگر به صحنه انتقال پیامهایی تبدیل خواهد شد که نه در برابر دوربینها، بلکه در کانالهای محرمانه آینده توافق یا تقابل را تعیین میکنند.
به نظر میرسد نقش لاریجانی امروز بیش از یک مذاکرهکننده یا مقام امنیتی است؛ او به حلقه اتصال میان میدان امنیتی، دیپلماسی منطقهای و گفتوگوهای هستهای تبدیل شده است. مسیری که اگر ادامه یابد، ممکن است نشانه آغاز فصل تازهای در سیاست خارجی ایران باشد. فصلی که در آن مدیریت بحران، بیش از تقابل مستقیم به ابزار اصلی راهبرد تهران تبدیل میشود.