به گزارش اکوایران، چهار سال پس از آغاز تهاجم روسیه، جنگ اوکراین نهتنها مرزهای جغرافیایی بلکه معادلات امنیتی و سیاسی جهان را نیز دگرگون کرده است. اوکراین در حالی بهای بقا را با تلفات انسانی و فرسودگی مداوم میپردازد که اروپا میان ترس از گسترش جنگ و تردید در افزایش هزینههای دفاعی گرفتار مانده و آمریکا نیز نشانههایی از عقبنشینی از نقش رهبری جهانی بروز میدهد. همزمان، بینظمی دیپلماتیک، انقلاب پهپادها در میدان نبرد و تغییر توازن قدرت جهانی، این جنگ را به نقطه عطفی در نظم بینالملل بدل کرده است.
یک جنگ نفرین شده
به نوشته سی ان ان، برای اوکراین، این جنگ نفرینی بوده است، نفرینی برای بقا و سازگاری آنقدر طولانی که بتواند مرزهای اروپا را از نیروهای روسیه دور نگه دارد و متحدانش را از ناچار شدن به مداخلهای گستردهتر معاف کند. اوکراین بهای این دگرگونی را با آشفتگی دائمی و تلفات بیوقفه میپردازد؛ اوکراینیها این را به من گفتهاند. یک افسر اطلاعات نظامی در پیامی نوشت: «بعضی از ما هنوز مثبتاندیش هستیم، اما فقط چون گزینهی دیگری وجود ندارد.»
در این نبرد، این اوکراینیها هستند که بیش از هر کس دیگری آرزو دارند جنگ همین فردا واقعاً پایان یابد. این یک تناقض تلخ است: بسیاری در غرب نیز خواهان پایان جنگاند، به دلیل هزینهای که برای بودجههای دفاعی و قبوض انرژیشان دارد. با این حال، همین کمبود حمایت مادی از کییف است که اوکراین را محکوم کرده به جنگیدن ادامه دهد. اروپا گرفتار نوعی صرفهجویی کاذب است؛ اکنون کمتر هزینه میکند، اما خطر آن را میپذیرد که در آینده، اگر درگیری گسترش یابد، بسیار بیشتر بپردازد.
اگر خطوط مقدم اوکراین فرو بپاشد و کییف سقوط کند، بر اساس بیشتر برآوردهای غربی، مسکو بهزودی به مرزهای ناتو خواهد رسید. با این حال، این تهدید اروپا را به اقدام فراگیر و قاطع وادار نمیکند. سه سال نخست حمایتهای میلیارد دلاری آمریکا نیز فقط تا حدی پیش رفت و اکنون پایان یافته است. اما جنگ پایان نیافته و احتمالاً سالگردهای بیشتری در پیش است. پس از چهار سال کامل، نمایش بیرحمی و عزم راسخ ولادیمیر پوتین، ظاهراً اروپا را بیش از پیش متقاعد کرده که شاید او روزی از اشغال سرزمینهای خارجی دست بکشد.
بینظمی دیپلماتیک
این آشفتگی بیوقفه است و فهرستکردن آن دشوار، اما اجازه دهید از دیپلماسی آغاز کنیم. کنار گذاشتن هنجارهای چند دههای مذاکره از سوی ترامپ قالبهای پرجزئیات خطوط قرمز و دستورکارهایی که دههها سازوکار آغاز صلح بودند رویکردی نو و برهمزننده را رقم زد. این رویکرد باید نه بر اساس میزان تخریب نظم تثبیتشده، بلکه صرفاً بر پایه نتایجش قضاوت شود. و در حال حاضر، این نتایج ناچیزند: فرش قرمز برای پوتین که با کیفرخواست جنایات جنگی روبهروست در آلاسکا، برخی تحریمهای سخت علیه نفت روسیه، دو آتشبس ناقص و کوتاهمدت محدود به زیرساختهای انرژی، فراز و نشیبهای احساسی برای متحدان سردرگم اروپایی و طنین مداوم تهدیدها علیه کییف اگر مصالحه نکند.
مارکو روبیو وزیر خارجه ترامپ، حتی در کنفرانس امنیتی مونیخ همین ماه اذعان کرد که آمریکا نمیداند آیا روسیه واقعاً خواهان صلح است یا نه. با این حال، به نظر نمیرسد پیامد تازهای برای مسکو در راه باشد، حتی در حالی که آخرین مذاکرات سهجانبه در ژنو پس از دو ساعت بدون هیچ پیشرفت علنی پایان یافت. چرخهی مکانها، قالبها، دستورکارها و چهرههای جدید برای گفتوگوهای صلح بیپایان به نظر میرسد.
انقلاب پهپادها
پهپادهای تهاجمی در اواخر سال ۲۰۲۳ خلأهای فوری در دفاع پیادهنظام و ذخایر توپخانه اوکراین را پر کردند. این کشور وارد رقابتی بیرحمانه برای نوآوری و فناوری پیشرفته شد تا زنده بماند؛ سرعت تغییر و اجرای ایدهها در خط مقدم بیسابقه بوده است، چرخهای ششهفتهای برای نوآوری در میدان نبرد، یعنی زمانی که یک ایدهی تازه برای کشتن پدیدار میشود. پیشرفتها پیوسته هولناکاند: گزارشهایی در اوایل همین ماه منتشر شد مبنی بر اینکه روسیه از پهپادهایی با حسگر حرکتی استفاده میکند که به میدان نبرد پرواز میکنند و صرفاً منتظر عبور نیروهای پیاده میمانند، سپس منفجر میشوند. انقلاب در کشتار خودکار هنوز بیرون از سنگرهای خط مقدم بهطور کامل درک نشده و ارتشهای غربی را برای سازگاری به تکاپو انداخته است.
بازتعریف اروپا
این جنگ همچنین معنای «اروپایی بودن» را بازتعریف کرده است. ائتلاف ناتو و امنیت قاره بر این وعده بنا شده بود که ایالات متحده در نهایت و دوباره از اروپا دفاع خواهد کرد. هرچند ترامپ با شتاب میکوشد این تضمین را کمرنگ کند، اروپا همچنان در پر کردن این خلأ کند عمل میکند. رهبران میانهرو در بریتانیا، فرانسه و آلمان در برابر افزایش سهم بیشتری از بودجههای تحت فشارشان برای دفاع در برابر تهدید روسیه مقاومت میکنند، تهدیدی که رقبای پوپولیست راستگرای افراطیشان ممکن است آن را قابل مذاکره آسان بدانند.
کمکها به اوکراین کند پیش میرود و افزایش بودجههای دفاعی ناتو به ۵ درصد درآمد ملی، برای نه سال آینده وعده داده شده است، زمانی که احتمالاً بسیاری از رهبران فعلی دیگر در قدرت نخواهند بود. حتی با ورود پهپادهای روسی به حریم هوایی اروپا و خرابکاریهای مکرر مرتبط با روسیه در این قاره، مقامات غربی همچنان به روایتی چنگ میزنند که زمان روسیه رو به پایان است. مقامات غربی با استناد به شواهد، همانگونه که در سال ۲۰۲۴ و سال گذشته تأکید میکردند، بر این ادعا پافشاری میکنند. اما تا زمانی که این آشوب محتمل ناگهان به سطح جامعهی بستهی روسیه فوران نکند، فروپاشی همچنان بیشتر یک امید غربی است تا یک راهبرد.
کنارهگیری آمریکا از رهبری جهانی
در همین حال، توازن قدرت جهانی دگرگون شده و آمریکا از تعهدات برتری خود عقب نشسته است. قدرتهای جهانی هر یک دستورکار خود را در قبال اوکراین دنبال میکنند. چین از ارائه حمایت نظامی کافی برای تضمین پیروزی روسیه خودداری کرده است، اما آنقدر نفت میخرد و تجهیزات پهپادی با کاربرد دوگانه میفروشد که روسیه را سر پا نگه دارد، در حالی که مسکو بهآرامی به شریک کوچکتر این رابطه بدل میشود. هند، که دههها متحد آسیایی مورد علاقه آمریکا بود، سالها با خرید نفت ارزان مسکو را تأمین مالی کرده و شاید تنها به دلیل یک توافق تجاری بزرگتر با آمریکا در حال کاهش این روند باشد.
اروپا عملاً از سوی ترامپ رها شده تا مسیر خود را ترسیم کند؛ قارهای که اخیراً از سوی روبیو بهعنوان نزدیک به محو تمدنی توصیف شد. آمریکا در حال گذار از برتری جهانی به دورهای تازه است که در آن اهدافش محدودتر و محلیتر شده و متحدانش را بر اساس پیشداوریهای کوتاهبینانه و همسویی ایدئولوژیک برمیگزیند. راهبرد امنیت ملی کاخ سفید از «دیگر قدرتهای بزرگ جداشده با اقیانوسهای پهناور» سخن میگوید احتمالاً چین، هند و روسیه عبارتی ملایم که نشانهای از افول دامنه نفوذ و سلطه جهانی آمریکا است.