اکوایران: در حالی که آتش‌بس میان ایران و آمریکا به روز پایانی خود رسیده و نشانه‌ای قطعی از تمدید آن دیده نمی‌شود، ارزیابی‌ها از آینده این وضعیت میان دو سناریوی متفاوت در نوسان است: بازگشت به درگیری یا حرکت به سمت توافق. در این میان، علی بیگدلی، کارشناس بین‌الملل در گفت‌وگو با اکوایران به تفسیر وضعیت موجود پرداخته است.

به گزارش اکوایران، در حالی که آتش‌بس میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا به ایستگاه پایانی خود نزدیک شده و آینده آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، تحلیل‌ها درباره مسیر پیش‌رو، از بازگشت به درگیری تا رسیدن به توافقی سیاسی، بیش از هر زمان دیگری شدت گرفته است. در همین راستا، علی بیگدلی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با اکوایران به بررسی ابعاد مختلف این وضعیت، از تحولات میدانی تا موانع داخلی و نقش بازیگران منطقه‌ای پرداخته است.

علی بیگدلی

بیگدلی با اشاره به تحولات اخیر در خلیج فارس و تنش‌های دریایی، اقدام آمریکا در هدف قرار دادن یک کشتی مرتبط با ایران را «غیراخلاقی» و «خارج از چارچوب مطلوب مذاکرات» توصیف کرد، اما در عین حال معتقد است که این‌گونه رخدادها، هرچند تنش‌زا، لزوماً مسیر دیپلماسی را مسدود نمی‌کنند.

به گفته او، برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که پیش از این حادثه، یک نفتکش ایرانی موفق به عبور از تنگه هرمز شده و همین موضوع ممکن است در تشدید حساسیت‌ها نقش داشته باشد. با این حال، او تأکید کرد که در شرایط فعلی، «هیچ جایگزینی جز بازگشت به میز مذاکره وجود ندارد.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به آغاز دور تازه‌ای از گفت‌وگوها در اسلام‌آباد، آن را گامی مثبت ارزیابی کرد و گفت: مذاکره مستقیم با آمریکا، به‌ویژه در سطحی که اکنون شاهد آن هستیم، می‌تواند نشانه‌ای از جدیت طرفین برای مدیریت بحران باشد. او معتقد است که با وجود برخی رفتارهای متناقض در میدان، مسیر کلی تحولات همچنان به سمت گفت‌وگو متمایل است.

سیاست خارجی نمی‌تواند بر مبنای تقابل یک‌جانبه باشد

در بخش دیگری از این تحلیل، بیگدلی به موانع داخلی در مسیر مذاکرات اشاره کرد. به گفته او، بخشی از جریان‌های سیاسی در داخل ایران، به‌ویژه طیف‌های تندرو، نگرانند که عادی‌سازی روابط با آمریکا به کاهش نفوذ و پایگاه اجتماعی آنها منجر شود. او این نگاه را مانعی جدی در مسیر پیشبرد دیپلماسی دانست و تأکید کرد: واقعیت این است که جهان تغییر کرده و سیاست خارجی دیگر نمی‌تواند بر مبنای تقابل یک‌جانبه پیش برود.

بیگدلی همچنین به تحولات منطقه‌ای اشاره کرده و معتقد است خاورمیانه در حال تجربه یک «دگرگونی ژئوپلیتیک» است؛ وضعیتی که کشورها را به سمت کاهش تنش و ایجاد ثبات سوق داده است.

به گفته او، کشورهای منطقه، به‌ویژه کشورهای عربی، از تداوم ناامنی متضرر شده‌اند و به همین دلیل، از هرگونه توافق میان ایران و آمریکا استقبال می‌کنند. با این حال، او اذعان دارد که روابط تهران با برخی از این کشورها همچنان با چالش‌هایی مواجه است و نیازمند بازسازی اعتماد است.

در سطح بین‌المللی نیز بیگدلی به تضاد منافع میان بازیگران مختلف اشاره کرد. او معتقد است در حالی که برخی چهره‌ها در اسرائیل از تداوم جنگ سود می‌برند، این مسیر لزوماً با منافع دولت آمریکا همسو نیست.

به گفته او، واشنگتن با فشارهای داخلی، هزینه‌های بالای نظامی و نگرانی‌های اقتصادی مواجه است و به همین دلیل، به دنبال کسب امتیاز از مسیر مذاکره است، نه ادامه جنگ.

این تحلیلگر در نهایت با نگاهی واقع‌گرایانه به آینده گفت: هر دو طرف از تداوم تنش خسته شده‌اند و هزینه‌های سنگینی پرداخت کرده‌اند. شرایط اقتصادی در ایران و فشارهای داخلی در آمریکا، هر دو به‌گونه‌ای است که ادامه وضعیت فعلی دشوار خواهد بود. او بر این باور است که اگرچه مسیر توافق هموار نیست، اما احتمال رسیدن به نوعی تفاهم، بیش از بازگشت به یک جنگ گسترده است.

به گفته بیگدلی، تحقق چنین توافقی می‌تواند زمینه‌ساز بهبود شرایط اقتصادی، جذب سرمایه‌گذاری و کاهش فشارهای معیشتی در داخل کشور شود؛ مشروط بر آنکه نگاه به جهان، در سیاست‌گذاری‌ها دستخوش تغییر شود و دیپلماسی به عنوان یک ضرورت، نه انتخاب، مورد توجه قرار گیرد.