به گزارش اکوایران، در حالیکه مذاکرات میان ایران و ایالات متحده همچنان در چارچوبی مبهم و فرسایشی دنبال میشود، بحث درباره امکان دستیابی به یک توافق پایدار یا حتی یک تفاهم موقت، بیش از گذشته محل اختلاف تحلیلگران است. از یکسو واشنگتن بهدنبال دستاوردی سریع و قابل ارائه در فضای سیاسی داخلی خود است و از سوی دیگر، تهران تلاش میکند با مدیریت زمان و حفظ اهرمهای فشار، موقعیت خود را در معادلات منطقهای تثبیت کند.
در چنین فضایی، طرح سهمرحلهای مذاکراتی ایران نیز بهعنوان یکی از ابتکارات جدید دیپلماتیک، با تردیدها و پرسشهای جدی درباره کارآمدی و پیامدهای آن روبهرو شده است.
قدرت اقتصادی، مهمترین عامل بازدارنده
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین در گفتوگو با اکوایران تصویری خوشبینانه از چشمانداز دستیابی به یک تفاهم پایدار ارائه نمیدهد. او معتقد است که روند مذاکرات بیش از آنکه به سمت توافق حرکت کند، به چرخهای فرسایشی و طولانی تبدیل شده است که هر دو طرف از آن برای پیشبرد اهداف راهبردی خود بهره میبرند.

مجلسی با اشاره به تفاوت رویکرد دو طرف گفت: در حالیکه دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا بهدنبال دستیابی به یک توافق سریع و قابل ارائه در فضای سیاسی داخلی آمریکاست، جمهوری اسلامی ایران با طولانی کردن روند مذاکرات تلاش دارد شرایط موجود را حفظ کرده و در کنار آن، ظرفیتهای جدیدی برای افزایش تابآوری و بازدارندگی خود ایجاد کند.
به باور این دیپلمات پیشین، نتیجه این روند در دو دهه گذشته، استمرار نوعی تنش مزمن بوده است. او تأکید کرد که در این مسیر، همواره مجموعهای از اقدامات متقابل میان طرفین شکل گرفته است که به جای حل اختلافات، به تداوم چرخه درگیری منجر شده است.
مجلسی با انتقاد از رویکردهای مبتنی بر تقابل، جنگ را پدیدهای «مخرب و فاقد دستاورد واقعی» توصیف کرد و معتقد است ارزیابی صرف از میزان ضربات واردشده به طرف مقابل، معیار درستی برای سنجش موفقیت نیست. او در این زمینه به خسارات انسانی، نظامی و زیرساختی اشاره و تأکید دارد که تداوم این وضعیت میتواند آسیبهای بیشتری برای ایران به همراه داشته باشد.
او با اشاره به آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی کشور، بهویژه در مناطق ساحلی خلیج فارس، هشدار داد که در صورت تداوم درگیری، این زیرساختها میتوانند در مدت کوتاهی دچار خسارات جدی شوند؛ موضوعی که به گفته او پیامدهای گستردهای برای زندگی روزمره مردم از جمله تأمین برق، آب و نیازهای اساسی خواهد داشت.
این دیپلمات پیشین ادامه داد: در چنین شرایطی، فشار اقتصادی و اجتماعی بیش از هر چیز متوجه مردم خواهد بود؛ مردمی که به گفته او خواست اصلیشان داشتن یک زندگی عادی، باثبات و به دور از تنشهای مستمر است.
مجلسی در ادامه، راهحل را نه در افزایش شرطگذاریهای سیاسی، بلکه در حرکت به سمت کاهش تنشها و بازنگری در رویکردهای تقابلی دانست. او بر این باور است که استفاده از ظرفیتهایی مانند تنگه هرمز باید در چارچوب تعاملات بینالمللی و نه بهعنوان ابزار فشار کوتاهمدت مورد توجه قرار گیرد.
او همچنین با اشاره به موضوع برنامه هستهای، تأکید کرد که هرچند مقامات ایرانی بارها بر عدم تمایل به ساخت سلاح هستهای تأکید کردهاند، اما تداوم ابهام در این حوزه میتواند به افزایش فشارهای خارجی منجر شود.

در بخش دیگری از این گفتوگو، مجلسی راه برونرفت از وضعیت کنونی را حرکت به سمت یک اقتصاد باثبات و توسعهمحور عنوان کرد و معتقد است که قدرت اقتصادی، مهمترین عامل بازدارنده در برابر فشارهای خارجی است.
او در این زمینه به تجربه کشورهایی مانند آلمان و ژاپن اشاره و بر این نکته تأکید دارد که این کشورها پس از جنگ جهانی دوم با تکیه بر توسعه اقتصادی توانستند جایگاه خود را بازسازی کنند.
به باور او، ایران نیز در صورت کاهش تنشهای خارجی و تمرکز بر توسعه داخلی، میتواند مسیر مشابهی را طی کند و از چرخه محدودیتها و فشارهای بینالمللی فاصله بگیرد.
در مجموع، تحلیل مجلسی بر این نکته استوار است که ادامه وضعیت کنونی نه به نفع ایران است و نه به سود طرف مقابل و تنها با کاهش سطح تنش و تغییر رویکرد از تقابل به تعامل میتوان به چشماندازی متفاوت در روابط ایران و غرب امیدوار بود.