به گزارش اکوایران، ساسان کریمی، استادیار مطالعات جهان دانشگاه تهران و معاون امور جهانی، موسسه پایاب در سخنرانی خود در چهارمین مجمع امنیت دریایی گفت: «روانشناسی اجتماعی ایرانیان بسیار پیچیدهتر از آن است که آمریکاییهای سادهلوح بتوانند آن را درک کنند.» این جمله از من نیست، بلکه سخنی است که بیش از هشتاد سال پیش از سوی خانم آن لمبتن، جاسوس بریتانیایی در ایران و استاد ایرانشناسی، بیان شد.
این جمله ما را به یاد جنگ اخیر میاندازد؛ جنگی که در آن ایرانیان ــ اعم از مردم، نظام سیاسی، و حتی سرزمین ایران ــ نهتنها بهطور فعال مقاومت کردند، بلکه در برابر دو قدرت هستهای و عظیمترین نیروی نظامی جهان از خود دفاع کردند.
اما چرا؟ چرا ایران چنین تابآوریای دارد؟ نه فقط امروز، بلکه از هزاران سال پیش، تابآوری، عامل اصلی تعیینکننده در نتیجه جنگ است، نه صرفاً توانایی نظامی. در این جنگ، بسیاری از واقعیتها برای همگان آشکار شد: نخست آنکه ایالات متحده تنها بازیگر تعیینکننده در هیچ معادلهای نیست؛ جهان امروز، جهانی پساهژمونیک است.
آمریکا در جنگ اخیر با ایران نتوانست حکومت ایران را تغییر دهد، نتوانست موجب فروپاشی دولت شود، مرزهای ایران را تغییر دهد؛ هیچکس فرار نکرد، هیچ اعتراضی یا ناآرامی خیابانی رخ نداد، جنگ داخلی اتفاق نیفتاد، تغییری در ساختار قدرت به وجود نیامد، هرجومرجی پدید نیامد، و مهمتر از همه، هیچ تسلیمی صورت نگرفت.
تمام اهداف اعلامشده آمریکا شکست خورد
حتی بر اساس معیارهای «دکترین پاول»، جنگ ترامپ علیه ایران ــ که با زمزمههای نتانیاهو تحریک شد ــ یک شکست کامل برای آمریکا بود: نه منافع حیاتی آمریکا در میان بود، نه هدفی روشن تعریف شده بود، نه از نیروی قاطع استفاده شد، نه حمایت عمومی وجود داشت، نه برنامه خروجی در کار بود، و نه این اقدام آخرین گزینه محسوب میشد.
اما هیچ جنگی برنده مطلق ندارد؛ ایران نیز دختران خردسال خود در میناب، مردم عادی، رهبرانش، شخصیتهای مهمی چون علی لاریجانی و بسیاری از فرماندهان نظامی را از دست داد و خسارات مادی سنگینی متحمل شد.
واقعیت اثباتشده دیگر این است که به حاشیه راندن ایران، ضربه زدن به آن، تحریم کردنش، نادیده گرفتنش، منزوی ساختنش و تحت فشار بیش از حد قرار دادنش ــ و سپس انتظار کسب سود، زندگی امن و توسعه سریع دیگر سرزمینها ــ یک خیال باطل است. این امر صرفاً به رفتار ایران مربوط نمیشود؛ بلکه ناامنی بهطور طبیعی پشت مرزهای سیاسی متوقف نمیشود.
بستن تنگه هرمز و تداوم آن، صرفنظر از تهدیدهای اعلامشده از سوی رئیسجمهور آمریکا، نشاندهنده هم اراده و هم توانایی هدف قرار دادن داراییها و نیروهای آمریکایی، سرزمینهای تحت اشغال اسرائیل، و هر کشوری است که پشتیبانی لجستیکی، تسلیحاتی یا اطلاعاتی برای نیروهای آمریکایی/اسرائیلی فراهم کرده باشد. بنابراین و با قدرتی که ایران نشان داد، بهنظر من، راه واقعبینانه برای ایجاد امنیت پایدار در این منطقه، از طریق سه متن توافقی حاصل میشود:
1. یک پیمان عادلانه عدم تجاوز میان ایران و آمریکا؛ تضمینی که ایران از روز نخست بر آن تأکید کرده و میتواند همه مسائل مورد توجه متقابل را دربر گیرد. ایران و آمریکا در آینده قابل پیشبینی به دوستان یکدیگر تبدیل نخواهند شد، اما دسیسهگری فعال و خصومت آمریکا میتواند پایان یابد. این، زیرساخت توافقهای بعدی خواهد بود.
2. متن دوم که برای ایجاد و حفظ امنیت در خلیج فارس مفید است، ایجاد یک «سازوکار امنیتی منطقهایِ پلاس» است که شامل ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عراق، ترکیه و پاکستان باشد. این سازوکار میتواند ازایالات متحده و چین و روسیه بهعنوان اعضای ناظر دعوت کند. تمام مسائل امنیتی بالفعل یا بالقوه، از جمله کشتیرانی در خلیج فارس و عبور از تنگه هرمز، میتواند در چارچوب این سازوکار حلوفصل شود. رژیم جدید در خلیج فارس و تنگه هرمز باید عادلانه بوده و با توافق ایران–عمان در سال ۱۹۷۴ و حقوق بینالملل سازگار باشد.
البته ایران از قدرت تشخیص کافی برخوردار است تا منافع راهبردی این تنگه را بر منافع اقتصادی ترجیح دهد. ایران اکنون در وضعیت جنگی قرار دارد. صرفاً رئیسجمهور ترامپ نمیتواند بهتنهایی وضعیت را معکوس کند. این حملات غیرضروری پیامدهای ناخواسته فراوانی داشته است. اکنون ایران خواستار لغو تمامی تحریمها برای بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به حالت عادی است.
ایده دیگر میتواند ایجاد صندوقی باشد که از نفتکشها پیش از آغاز عبور، هزینه دریافت کند و این وجوه در صندوقی ذخیره شود که از هرگونه تحریم معاف بوده و برای جبران خسارات ناشی از این جنگ مورد استفاده قرار گیرد.
چنین ترتیباتی پیشتر نیز از سوی دولت ایران یا در قالب ابتکارهایی نظیر HOPE، MWADA و MENARA مطرح شده که همه ابعاد موضوع را دربر میگیرد و نیازمند بهروزرسانی و توجه از سوی تمامی طرفهاست.
3. پیشنویس سوم باید قطعنامهای از سوی شورای امنیت ملل متحد باشد که تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را خاتمه داده و بر صلح و امنیت در این منطقه تأکید کند.
این امر به ترامپ امکان خواهد داد وانمود کند که این نتیجه او را راضی کرده است. تنها بازیگر ناراضی، اسرائیل خواهد بود که به زمزمههای خود در گوش ترامپ ادامه خواهد داد. اسرائیل، بهعنوان عامل اصلی اخلال، تلاش خواهد کرد کل این ایده را نابود کند.
ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، منطقه، آمریکا، چین و کل جهان از ثبات منطقه سود خواهند برد ــ اما نه رژیم اسرائیل، که خواهان بیثباتسازی نظم موجود و سپس آغاز تبلیغات برای «اسرائیل بزرگ» است.

بحث درباره تنگه هرمز در نشست پایانی
در پنل آزاد بحث درخصوص جنبه های حقوقی موضوع بسته شدن تنگه هرمز، دکتر ساسان کریمی، استاد دانشگاه تهران و معاون امور جهانی موسسه پایاب توجه حاضرین را به “وجوه واقعی تر از حقوق بین الملل” این موضوع جلب کرد؛ او گفت:
اینکه موضوعات را در صحنه بین المللی واقعی از جمله حقوق بین الملل نباید به صورت یک جزیره منقطع از زمان و مکان در نظر گرفت و تحلیل کرد؛ موضوعات سابقه و عواقب دارند.
مساله تنگه هرمز، متناسب با تجاوزهای مکرر به ایران، نقض حاکمیت ملی ایران، گرفتن جان 170 کودک در میناب، ترور کردن رهبر، شخصیتهای سیاسی و فرماندهان ایران بود. آنها نقض حقوق بین الملل نبودند؟ آیا صرفاً با موافقت با نظر من آن کودک ها زنده میشوند؟ میدانید در روز آخر ما به بازگشتن به عصر حجر و از بین رفتن کل تمدنمان یعنی حمله هستهای تهدید شدیم؟ میدانید آن شب بر ایرانیان شجاع چه گذشت؟ ممکن بود فردا صبح در ایران هیچ چراغی روشن نشود، هیچ تلفنی کار نکند، هیچ بخاری و اجاق گازی شعله نداشته باشد. کدام کشور جرات حمایت عملی از ایران را داشت؟ آیا محکوم کردن صرف، آن هم با لحن لرزان حمایت است؟ به کار ما میآمد؟
ما بیانیه نمیخواستیم، ما می خواستیم کشورها، دوستان و همراهان و منصفان عالم حتی، بر سر عقیده شان باشند. اما ترس از امریکا نمی گذاشت. بنابراین از ما توقع نداشته باشید که هر چه چارچوب در عالم وجود دارد را هم در این دست¬تنهایی رعایت کنیم. از من می پرسید چرا به آن سوی خلیج فارس حمله کردید؟
چرا آب¬های سرزمینی دیگران را بستید؟ چون از همان جا، همان سرزمین¬ها، همان آبها علیه همه موجودیت ما حمله شد و ما وقتی در تهدید وجودی قرار داشته باشیم، قرار نیست حقوق بین الملل و محیط زیست و غیره را رعایت کنیم؛ گویی که از قضا در زمان جنگ تمام این اقدام¬ها حقوقی هستند. اولویت اول تا هزارم ما در جنگ مردم و سرزمین ایران است.
مگر کسی توانست و حقوق ما را نقض نکرد؟ کاش کشورها یک قعطنامه حتی قطعنامه رویه ای غیر قابل وتو برای برگزاری جلسه اضطراری بررسی تجاوز امریکا و اسرائیل به ایران درخواست می کردند، یا یک پیشنویس عادلانه که امریکا وتو کند در شورای امنیت ملل متحد می بردند؛ هیچ!”